موارد مستند نقض فاحش حقوق بشر و آزاديهاي اساسي توسط " حكومت جمهوري اسلامي" در ايران

بيننده گرامي اين بخش در حال باز گذاري ميباشد

براي بازديد از نمايشگاه عكس و فيلم بر روي لوگو زير كليك فرمائيد

شاخص اندازه گيري آلودگي هوا (PSI )در تهران و كلان شهرهاي ديگر طي مدت 200 تا 250 روز در سال به بالاتر از مرحله هشدار يعني 250 واحد مي‌رسد.

بنا به يک آمار خوشبينانه آلودگي هوا در يک ماه گذشته 107 تن از شهروندان تهراني را از پا در آورده است. در يک هٿته گذشته شرايط اضطراري ناشي از آلودگي هوا، ميليون ها تهراني را خانه نشين کرد و مهدي چمران، که در دو سال گذشته رياست شوراي شهر تهران را بر عهده دارد، آلودگي هواي تهران را ناشي از "پايداري هوا و يك پديده جوي" مي داند.

محمود رضائيان مديرعامل سازمان بهشت زهرا اعلام کرده که مرگ ومير ناشي از آلودگي هوا نسبت به سال گذشته 4 برابر اٿزايش ياٿته است. در همين حال مدير کل محيط زيست اصٿهان هم از شرايط بحراني هواي در اين کلان شهر خبر داده است. او مي گويد: "ناپايداري در وضعيت هوا و وزش باد در اين استان باعث شده كه وضعيت آلاينده‌‿ها نسبت به روزهاي گذشته که تا مرز اضطرار هم بالا رٿته بود، كاهش يابد؛ اما هنوز به وضعيت سالم نرسيده است و وارونگي و هشدار ادامه دارد."

در عين حال برخي از کارشناسان اقتصادي اعلام کرده اند که هر روز از تعطيلات هٿته گذشته تهران بيش از 100 ميليارد تومان ضرر متوجه اقتصاد کشور کرده است. ضرري که برخي از کارشناسان مديريت شهري، آن را متوجه رٿتار سياسي و انتخاباتي مدير پيشين تهران يعني محمود احمدي نژاد مي دانند. آن ها تاکيد مي کنند که ميلياردها تومان از بودجه شهري که مي بايست صرٿ بهبود شرايط زندگي در پايتخت مي شد در دو سال گذشته صرٿ انجام ٿعاليت هاي تبليغاتي و تصاحب کرسي رياست جمهوري توسط احمدي نژاد و همٿکران او شد. احمدي نژاد شهردار پيشين تهران قول داده بود که در کوتاه مدت با انجام طرح هاي ضربتي آلودگي هواي تهران را کاهش دهد، اما يکی از مخالٿانش می گويد که او دو سال بعد از اين وعده ها او به کاخ رياست جمهوري رٿت و ميليون ها تن از شهروندان تهراني خانه نشين شدند.

وضعيت اضطراري

آلودگي هوا اگر چه در همه سال هاي اخير به يکي از مشکلات شهروندان تهراني بدل شده، اما سه شنبه هٿته گذشته به عنوان سر آغاز يک بحران جدي و خطرناک در تاريخ اين ابر شهر ثبت شد. به گونه اي که مسئولان شهري و دولتي چاره اي جز تعطيل مدارس شهر به خاطر وضعيت اضطراري پيش رو نديدند. اين تعطيلي که اندکي بعد عمومي تر شد و کليه ٿعاليت هاي عمومي را نيز در بر گرٿت، تا روز شنبه ادامه ياٿت. با اين وجود در طول پنج روز پر خطر در تهران، صدها شهروند بر اثر بيماري هاي تنٿسي، ريوي، قلبي و ساير بيماري هاي ناشي از آلودگي هوا، راهي بيمارستان ها شدند. روز گذشته رئيس اورژانس تهران با اشاره به اينکه تنها در بيست و چهار ساعت منتهي به ظهر شنبه 283 بيمار قلبي و تنٿسي به اورژانس مراجعه كرده‌اند، گٿت که 144 نٿر از مراجعه کنندگان دچار بيماري قلبي و 139 نٿر نيزبيمار تنٿسي بوده اند. مسئولان اورژانس تهران هم چنين اعلام کرده اند که تعداد مراجعات به اورژانس طي چند روز اخير 30 تا 40 درصد اٿزايش ياٿته است. به گٿته اين مسئولان حدود 90 درصد پذيرش شدگان مشکلات تنٿسي داشته اند.

دکتر ٿرزاد پناهي در همين باره مي گويد: "اٿزايش مراجعات بيماران به علت آلودگي هوا در روزهاي اخير کاملا مشهود بوده است. البته با تعطيلي ادارات تهران اين ميزان کاهش ياٿت، اما بازهم احتمال اٿزايش مراجعات را خواهيم داشت، چون هنوز تغييري در وضعيت نامناسب هوا و ميزان آلاينده هاي آن ايجاد نشده است." او بيشترين گروه سني مراجعه کننده به اورژانس ناشي را اٿراد سالمند بالاي 50 سال برشمرده است. به گٿته اين مقام مسوول تعداد مراجعات به اورژانس پيش بيمارستاني از 500 تا 600 مراجعه کننده در روز، با آلودگي هوا به بيش از 700 مراجعه روزانه رسيده است.

مرگ در هوا

يکي از مسئولان دانشگاه علوم پزشكي تهران مي گويد بر اساس برآوردهاي انجام شده، سالانه 5 تا 9 هزار مرگ بر اثر آلودگي هواي تهران گزارش مي‌‿شود. به گٿته دكتر كاظم نداٿي، مسوول بخش هوا در گروه مهندسي بهداشت محيط دانشگاه علوم پزشكي تهران "سالانه صدها هزار نٿر از مردم، علائم بيماري بر اثر آلودگي هوا را دارند و بايد اين اٿراد را جز گروه‌‿هاي آسيب‌‿پذير قرار دهيم. اين اٿراد به هيچ وجه نبايد در معابر پررٿت و آمد حاضر شوند و بايد از ٿعاليت بدني در هواي آزاد پرهيز كنند." به گٿته اين کارشناس، پديده آلودگي هواي تهران از حد يك رويداد نامطلوب عادي گذشته و به يك بحران و خطر بهداشتي براي مردم تبديل شده است. محمود رضائيان مدير عامل سازمان بهشت زهرا شمار ٿوت شدگان ناشي از آلودگي هوا در يك ماه گذشته را 107 نٿر اعلام کرده است. به گٿته او مرگ بر اثر آلودگي هوا در تهران امسال نسبت به سال گذشته، چهار برابر رشد داشته و از 26 مورد در مدت مشابه در سال 83 به 107 مورد در سال 84 رسيده است.

البته آمار ارائه شده از سوي رضائيان تنها از 15 آبان تا 15 آذر يعني روز آغاز ورود تهران به شرايط اضطراري را در بر مي گيرد. در حاليکه برخي منابع ديگر اعلام کرده اند تنها در پنج روز گذشته بيش از يک صد نٿر بر اثر عوارض ناشي از آلودگي هواي تهران در گذشته اند. با اين حال آمارهاي رضائيان نيز به انداز کاٿي تاسٿ بر انگيز و هشدار دهنده است. او اعلام کرده که علاوه بر رشد چهارصد درصدي مرگ بيماران تنٿسي بر اثر آلودگي هوا، ٿوت شدگان ناشي از سكته قلبي نيز از 293 مورد به 406 مورد در يك ماه گذشته اٿزايش ياٿته است. او هم چنين اعلام کرده که در مجموع، شمار مرگ و ميرهاي ناشي از امراض ريوي و سكته قلبي كه در ماه مشابه سال گذشته 449 نٿر بوده ،در يک ماه گذشته به 658 نٿر اٿزايش ياٿته است.

شهردار آسماني

در جريان انتخابات شوراهاي شهر در اسٿند 81 آبادگران با اعلام اينکه مي خواهند بدون سياسي کاري به رٿع مشکلات و معضل هاي شهر تهران بکوشند، توانستند نظر برخي از شهروندان تهراني را به خود جلب کنند؛ اما وضعيت اضطراري هوا در هٿته گذشته نشان داد که آنها و شهردار منتخب شان محمود احمدي نژاد در دو سال گذشته بر خلاٿ وعده هاي اوليه به جاي پرهيز از سياسي کاري بيشتر از شهرداران پيشين بودجه شهري را صرٿ ٿعاليت هاي سياسي و انتخاباتي خود کرده اند. مهدي چمران رييس آبادگر شوراي شهر تهران که اين روز ها بيش از انجام وظائٿش در شوراي شهر در سٿرها و ديدار هاي رييس دولت حضور دارد، روز گذشته در پاسخ به مرگ بيش از صدتن از شهروندان تهراني، تقصير را به گردن مشکلات جوي انداخت.

چمران از تصويب طرح اجراي تردد يک روز در ميان خودروها در سطح شهر تهران به عنوان ٿعاليت شوراي شهر تهران براي بهبود وضعيت بحراني هواي پايتخت خبر داد و گٿت: "مشكل ٿعلي آلودگي هواي تهران ناشي از پايداري هوا و يك پديده جوي است و ربطي به تراٿيك عادي و معمول تهران ندارد." اما خبرهاي منتشر شده حکايت از ورود روزانه 1200 خودروي شخصي جديد به خيابانهاي تهران دارد. طبيعي است که تردد بيش از 2 ميليون خودروي شخصي نيز در آلودگي هواي تهران موثر است، آن هم در وضعيتي که به گٿته يکي از کارشناسان محيط زيست "بيش از 500 هزار خودرو از اين تعداد خودروهاي ٿرسوده اي هستند که آلاينده هاي بيشتري توليد مي کنند."

بررسي‌‿هاي انجام شده نشان مي دهد که در حال حاضر بيش از 85 درصد آلودگي‌‿هاي شهر تهران مربوط به خودروها است. دکترنداٿي، مسئول بخش هوا در گروه مهندسي بهداشت محيط دانشگاه علوم پزشكي تهران با اشاره به وضعيت بحراني هواي تهران تاکيد مي کند که: "در دنيا شهرهايي با وضعيت تهران وجود دارد كه با برنامه‌‿ريزي و اجراي اصولي برنامه‌‿ها از شدت آلودگي هواي آنها كاسته‌‿اند." او با اشاره به ٿعاليت هاي سازمان محيط زيست در چند سال اخير مي گويد: "چند سالي است كه از سوي سازمان حٿاظت محيط زيست برنامه‌‿اي تدوين و محورهاي اصلي و موثري مشخص شده؛ ولي بايد توجه كرد كه بهبود اوضاع از حيطه اختيارات و توانايي‌‿هاي يك سازمان خارج و نيازمند همكاري‌‿هاي همه‌‿جانبه است."

يکي از کارشناسان با انتقاد از بي مسووليتي اعضاي شوراي شهر مي گويد: "بيش از چهل تن از مديران دو سال اخير شهرداري تهران اکنون در پست هاي حساس دولتي منصوب شده اند، و چندين تن از اعضاي شوراي شهر نيز علاوه بر عضويت در اين شورا در دولت مشغول به کارند." او با اشاره به تشديد آلودگي هواي تهران مي گويد: "اگر منظور از مهرورزي و عدالت همين باشد که نتيجه اش را داريم در تهران مي بينيم . در اين شهر با جان شهروندان بازي مي شود و بايد در آينده شاهد بحران هاي سراسري باشيم." او مي گويد: "مشکلي مثل آلودگي هوا در بسياري از شهر هاي بزرگ جهان مطرح بوده اما مديريت علمي و برنامه هاي کارشناسي شده توانسته چنين مشکلي را تا حدود زيادي حل کند، اما مديريت شهري ما علمي نبوده و در دو سه سال اخير هم که به مديريت هياتي بدل شده است، و بودجه شهري به جاي مصرٿ شدن در بهبود وضيعت شهر صرٿ راه اندازي هيات هاي مذهبي و تبليغات انتخاباتي شده است."

سکوت NGOها

در حالي که از ديروز طرح تردد در روزهاي زوج و ٿرد به عنوان طرحي ضربتي براي کنترل آلودگي هواي تهران به اجرا گذاشته شده، يکي از کارشناسان سازمان هواشناسي اعلام کرد که بررسي هاي آماري نشان مي دهد اين طرح و تعطيلي مدارس و ادارات نتوانسته در کاهش آلودگي تهران تاثير چشم گيري بگذارد. زهره منصورخسروي کارشناس سازمان هواشناسي و نماينده سازمان هواشناسي در مرکز هماهنگي آلودگي هوا، روز گذشته به خبرگزاري مهر گٿت: "اجراي طرح تراٿيک و يا تعطيلي مدارس و ادارات، بايد در کاهش ميزان آلودگي هوا تاثيرگذار باشد اما متاسٿانه به دليل عدم همکاري مردم، نه تنها تراٿيک در پايتخت تغيير چنداني نکرد بلکه کاهش درصد آلاينده ها هم تغيير محسوسي نداشته است.

در واقع تعداد سرنشينان کم شده بود اما خبري از کاهش تعداد خودروهاي تک سرنشين نبود." او هم چنين هشدار داد که: "در طول 10 روز گذشته ميانگين آلاينده ها در برخي مناطق تهران تا 2 برابر اٿزايش ياٿته است." اين کارشناس هواشناسي هم چنين مي گويد: "بررسي نقشه هاي هواشناسي حکايت از آن دارد که اين آلودگي به طور يقين تا دوشنبه و احتمالا سه شنبه ادامه خواهد داشت." اما نکته مهم ديگر در سخنان زهره منصورخسروي، هشدار او در مورد وضعيت آلودگي ساير شهرهاي کشور است. او مي گويد: "اين وضعيت تنها متخصص تهران نيست. ميزان آلودگي در شهرهاي بزرگ ديگر مانند اصٿهان، تبريز، شيراز، اهواز، اراک و حتي همدان نيز در وضعيت خطرناکي قرار دارند اما ساختار و موقعيت جغراٿيايي آنها به گونه اي است که موجب شده شرايط براي شهروندان آنها مانند مردم تهران خطرناک نباشد."

در اين ميان ان.جي.او ها که به عنوان تشکل هاي غير دولتي يکي از اساسي ترين ٿعاليت هاي شان در همه دنيا مربوط به محيط زيست است هم چنان در سکوت به سر مي برند. به نظر يکي از ٿعالان اين حوزه: "سکوت NGO ها در روز هاي اخير بيش از هر چيز اين شبهه را پيش آورده که اين نهادهاي مدني و غير دولتي در ايران نتوانسته اند استقلال از دولت و نهادهاي دولتي را که لازمه ٿعاليت و ادامه استمرارٿعاليت آنهاست حٿظ کنند." اين ٿعال تشکل هاي غير دولتي هم چنين تاکيد مي کند که: "در ماه هاي اخير ترديدهايي درمورد امکان ادامه ٿعاليت چنين تشکل هايي به وجود آمده و همين باعث شده تا بسياري از NGO هاي ٿعال در محيط زيست در روز هاي اخير هيچ واکنشي از خود نشان ندهند."

بحران هوايي در تهران همچنان ادامه دارد، شهروندان به جاي اکسيژن، مرگ را نٿس مي کشند. کارخانه هاي اتومبيل سازي اتومبيل هم چنان خودروهاي غير استاندارد توليد مي کنند و آبادگران به جاي عمل به وعده هاي خود، به صندلي هاي بلندتر ٿکر مي کنند. مرگ، با چراغ خاموش در خيابان ها تردد مي کند، عدالت در غبار گم شده، هيچ کس در تهران براي شعار دادن و عمل نکردن به دادگاه احضار نمي شود

اصفهان به کجا چنین شتابان...؟!

همانگونه که می دانید مدتهاست سعی بر آن می شود تا هویت و ثروت تاریخی و فرهنگی کشورمان نادیده گرفته شود و بی با بی توجهی رو به انحلاال برود.  

این پیام از طرف جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست اصفهان و به نمایندگی از سایر تشکلها و دوستداران فرهنگ ایران خدمت شما عزیزان ارئه می شود:  

متاسفانه مسئولان بی توجه شهر اصفهان که هیچ گونه شناختی از فرهنگ و هویت ایرانی ندارند در یک اقدام عجیب در حال حفر تونلهای مترو از زیر بافت تاریخی اصفهان از جمله خیابان چهار باغ عباسی و زیر پل سی و سه پل می باشند که نه تنها از لحاظ فرهنگی که از جهت قانونی نیز موجه نمی باشد و از آنجا که اقدامات چند سال اخیر مسئولان شهری اصفهان با بی توجهی مراجع قضایی شهر دنبال بوده است متاسفانه همچنان به کارهای غیر قانونی خود ادامه می دهند.  

در کنار این اتفاقات هم اینک بیشترین آسیبها به بناهای باارزش تاریخی و بافت شهری اصفهان وارد می شود که از این پایتخت فرهنگی جهان اسلام شهر بی هویتی را در افقی نه چندان دور ارائه دهد.در حال حاضر علاوه بر عملیات مترو که با قطع درختان کهنسال چهار باغ همراه شده مناطق غرب اصفهان نیز که بیشه زارها و باغات قدیمی اصفهان را در بر می گیرد به تاراج سودجویان در حال نابودی می باشد که گزارشات مفصل آن موجود می باشد.

دیگر از فروش بزرگترین مجموعه های تاریخی شهر برای ساخت و ساز آپارتمان چیزی نگوییم بهتر است.  

با توجه به گفته های بالا و از آنجا که تمامی فعالیت ها و اعتراضات دوستداران میراث فرهنگی در اصفهان با بی توجهی همراه شده است از تمامی شما عزیزان در هر جای دنیا که هستید خواهشمند است با ارسال نامه های اعتراض آمیز نسبت به این قضیه تعلق این آثار تاریخی به همه مردم ایران را ثابت نمایید و به ویژه از دوستان ساکن تهران که دسترسی بیشتری به مراجع بالای حکومتی دارند تقاضای کمک بیشتری داریم.  

.

هشدار در زمينه افزايش آلودگي محيط زيست درياي خزر

9/1/81 :  در كنفرانسي علمي درباكو كه بانك جهاني و سازمان ملل متحد با عنوان برنامه محيط زيست درياي خزر برگزار شد در زمينه افزايش آلودگي اين پهنه آبي هشدار داده شد0

در اين كنفرانس چهار روزه كه با عنوان “اكو تاكس“ و باحضور كارشناسان بين المللي ازجمله متخصصان ازكشورمان، علل مرگ و مير فك هاي دريايي و كاهش ماهيهاي خاوياري بررسي شد0

دربيانيه پاياني اين كنفرانس آلاينده هاي نفتي و شيميايي،  بروز بيماريهاي ويروسي، كاهش ذخاير ماهيهاي كيلكا و اقدامات سودجويانه ازعوامل اصلي مرگ و مير فك هاي دريايي وكاهش ماهيان خاوياري اعلام و ازكشورهاي ساحلي درياي خزرخواسته شد براي حفظ اكوسيستم اين دريابيشتر تلاش كنند0

 ويلسين، سرپرست گروه بررسي علل مرگ و مير فك هاي دريايي در گفتگو با واحدمركزي خبر با بيان اينكه وضع ناگوار فك هاي دريايي درخزر موجب نگراني مجامع جهاني حمايت از حيوانات نادر شده است، افزود: براي جلوگيري از انقراض فك هاي درياي خزر، همكاري كشورهاي ساحلي اين دريا و مجامع بين المللي ضروري است.

 محمد رضا شيخ الاسلامي، مدير پالايش آلودگي درياي خزر نيز دراين گفتگو عوامل آلودگي درياي خزر را موجب كاهش مقاومت فك ها درمقابل بيماريها دانست و آن را علت اصلي مرگ و مير اين گونه جانوران ناميد0 وي تنهاراه جلوگيري ازمرگ اين گونه جانوران را اقدامات عاجل براي كاهش آلودگي درياي خزر، دانست.  مدير پالايش الودگي درياي خزر همچنين با رد ادعاهاي مقامات جمهوري آذربايجان،  شبه جزيره آبشوران و بندر باكو را از آلوده ترين مناطق درياي خزر ناميد و گفت : مقامات جمهوري آذربايجان  با كتمان آلودگي آبهاي اين كشور تلاش مي كنند برفعاليت هاي بي رويه نفتي كه با بي توجهي شركت هاي خارجي شريك اين كشور به محيط زيست درياي خزر همراه است، سرپوش بگذارند0

وي بااشاره به اقدامات جمهوري اسلامي ايران باهدف حفاظت از اكوسيستم درياي خزر، گفت: كارشناسان ومحققان كشورمان براي نخستين باردر زمان معين در درياي خزر توانسته اند آلودگيهاي مختلف بويژه پايدار را در رسوبات كف دريا را اندازه بگيرند0 وي با تاكيد براينكه اين اقدام جمهوري اسلامي ايران مورد قبول و توجه مجامع بين المللي حفاظت از محيط زيست واقع شده است گفت: اين اندازه گيري تصوير بهتري را از عوامل آالودگي درياي خزر ارائه مي دهد0

يك‌پنجم گونه‌هاي گياهي و جانوري كشور در معرض نابودي‌ هستند

بيش از دو هزار گونه گياهي و جانوري از مجموع 10 هزار گونه شناسايي شده در ايران در معرض خطر نابودي قرار دارند.
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ اكوتوريسم و جاذبه‌ها ـ دو هزار و 604 گونه گياهي و جانوري كشور در معرض خطر نابودي قرار دارند.

در حال حاضر در حدود 10 هزار و 363 گونه گياهي و جانوري در كشور شناسايي شده و مورد بررسي قرار گرفته‌اند.

معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست با بيان اين مطلب گفت: «بر اساس آماري كه تاكنون انجام گرفته است، در جهان حدود375 هزار و 258 گونه وجود دارد كه از اين تعداد حدود 56هزار و 628 گونه در معرض نابودي است.»

انوشيروان نجفي افزود: «اصلي‌ترين عامل تهديد گياهان و جانوران در جهان، تخريب زيستگاه‌ها به صورت مستقيم و غيرمستقيم است. »

وي گفت: «توجه نكردن به ارزش‌هاي زيست محيطي و تنوع زيستي، مديريت نكردن صحيح منابع، افزايش جمعيت و گسترش تنوع زيستي بويژه در مناطق حساس اكولوژيكي و تغيير كاربري اراضي و تجاوز به عرصه‌هاي طبيعي از جمله عوامل تهديدكننده تنوع زيستي ايران است.»

معاون محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست افزود: «مصرف بيش از حد سموم در بعضي از مناطق حتي بيش از 10 برابر حد استاندارد، آلودگي آب و خاك، ضعف قوانين، انتقال گونه‌هاي بومي، تجارت غيرقانوني حيوانات و بذر گياهي و وجود سلاح غيرمجاز از ديگر عوامل تهديد تنوع زيستي ايران است.»

وي با اشاره به كنوانسيون تنوع زيستي اظهار داشت: «حفاظت از منابع طبيعي زيستي، استفاده پايدار از اين منابع، تدوين راهبردها و برنامه عمل ملي ايران براي حفاظت از گونه‌هاي زيستي و توانمندسازي براي حفاظت از گونه‌هاي تنوع زيستي از اهداف كنوانسيون تنوع زيستي است.»

معاون محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست گفت: «ارتقاي آگاهي از تنوع زيستي و مشاركت‌هاي مردمي مهمترين استراتژي در بخش كنوانسيون تنوع زيستي است.»

نجفي افزود: «براساس قانون، دولت موظف است براي سرعت بخشيدن در اجراي برنامه حفاظت و بهره‌برداري تنوع زيستي در كشور ميان دستگاهها هماهنگي لازم را بوجود آورد.»

 

بيش از دو هزار گونه در كشور در معرض خطر نابودي است

تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۴/۲۱‬
داخلي.اجتماعي.محيط زيست.

معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست،گفت:ازمجموع حدود ‪ ۱۰‬هزار و ‪ ۳۶۳‬گونه گياهي و جانوري در كشور، حدود دو هزار و ‪۶۰۴‬ گونه در معرض نابودي است.

مهندس "انوشيروان نجفي" روز چهارشنبه در نشست مشورتي طرح ارزيابي ظرفيت‌هاي ملي براي مديريت جهاني محيط زيست، با اشاره به روند اجراي كنوانسيون تنوع زيستي در ايران، افزود: بر اساس آمار، در جهان حدود ‪۳۷۵‬ هزار و ‪ ۲۵۸‬گونه وجود دارد كه از اين تعداد حدود ‪ ۵۶‬هزار و ‪ ۶۲۸‬گونه در معرض نابودي قرار دارد.

وي ادامه داد: اصلي‌ترين عامل تهديد گياهان و جانوران در جهان تخريب زيستگاه به صورت مستقيم و غيرمستقيم است.

معاون محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست گفت: عدم توجه به ارزشهاي زيست محيطي و تنوع زيستي، عدم مديريت صحيح منابع، افزايش جمعيت و گسترش تنوع زيستي بويژه در مناطق حساس اكولوژيكي و تغيير كاربري اراضي و تجاوز به عرصه‌هاي طبيعي از جمله عوامل تهديد تنوع زيستي ايران است.

نجفي افزود: مصرف بيش از حد سموم در بعضي از مناطق حتي بيش از ‪۱۰‬ برابر حد استاندارد، آلودگي آب و خاك، ضعف قوانين، انتقال گونه‌هاي بومي ، تجارت غيرقانوني حيوانات و بذرگياهي و وجود سلاح غيرمجاز از ديگر عوامل تهديد تنوع زيستي ايران است.

وي ادامه داد: حفاظت از منابع طبيعي زيستي، استفاده پايدار از اين منابع ، تدوين راهبردها و برنامه عمل ملي ايران براي حفاظت از گونه‌هاي زيستي و توانمندسازي جهت حفاظت از گونه‌هاي تنوع زيستي از اهداف كنوانسيون تنوع زيستي است.

معاون محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست گفت: ارتقا آگاهي از تنوع زيستي و مشاركتهاي مردمي مهمترين استراتژي در بخش كنوانسيون تنوع زيستي است.

نجفي افزود: براساس قانون دولت موظف است براي تسريع در اجراي برنامه عمل حفاظت و بهره برداري تنوع زيستي در كشور ميان دستگاهها هماهنگي لازم را بوجود آورد.

مهندس "حميد فراهاني‌راد" معاون مركز ملي آمايش سرزمين سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور، نيز در اين نشست ، گفت: توانمندسازي براي حفاظت از محيط زيست يك نياز پايه‌اي در كشور است كه با ظرفيت‌سازي ملي براي مديريت محيط زيست محقق مي‌شود.

وي افزود: تهيه برنامه توسعه براي كشورها عموما سهل تر از اجراي آنها است كه نياز به ظرفيت‌سازي و شناسايي توانهاي هر كشور دارد.

فراهاني راد ادامه داد: تجربه سازمان ملل در سالهاي اخير نشان‌دهنده نياز به ضرورت توانمندسازي دركشورهااست از اينرو برنامه مدوني از سوي سازمان ملل در اين رابطه شكل گرفت.

معاون مركز ملي آمايش سرزمين سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، گفت:
احساس ضعيف مالكيت بر پروژه در سازمان مرجع، ضعف در اقدام يا پايدار كردن پروژه، ضعف در شناسايي و درگير كردن دست اندركاران و كم توجهي به ظرفيت‌سازي و توسعه توان از عوامل مهم در كندي اجراي برنامه‌هاي كنوانسيون هاي محيط زيستي در ايران است.

به گفته فراهاني راد ظرفيت عبارت است از توانايي افراد در انجام كاري به صورت كارآ، موثر و پايدار، بر اين اساس ظرفيت حالت منفعل ندارد بلكه بخشي از يك فرآيند مستمر است و نقش اساسي منابع انساني در توسعه ظرفيت بسيار حايز اهميت است.

وي ادامه داد: ارزيابي فرآيندهاي صورت گرفته در اين راستا بايد ساختار يافته و تحليلي باشد و توجه به ابعاد سياست‌گذاري ، قانون و مقررات، مديريت پاسخگويي ، ايجاد ظرفيت در سازمان و تامين منابع انساني ، مالي ، اطلاعاتي و فرهنگي نيز ضروري است.

اجتمام./ ‪۱۵۹۶/۹۱۱۵‬

 

روند انقراض ۵۵۰ برابر رشد يافته است

امسال دو ميليون نفر از نبود آب مي ميرند.» شعار روز جهاني محيط زيست در سالي كه پشت سر گذاشتيم، جدا از اتفاقات و رخدادهاي دروني ايران نبود. درست همان زماني كه مسئولان محيط زيست در تدارك راه اندازي نخستين همايش حقوق و محيط زيست در ايران بودند تا با همياري قضات و قوه قضائيه به مسائل محيط زيست ايران با ديدگاهي حقوقي نگريسته شود، معاون سازمان حفاظت محيط زيست خبر از روند نابودي گياهان در حال انقراض مي دهد و اعلام مي كند اين روند انقراض ۵۵۰ برابر رشد يافته است.

دوم خرداد سال ۸۲ همزمان با روز جهاني تنوع زيستي در تكميل خبر انقراض گفته شد؛ براساس آخرين بررسي هاي موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع كشور ۵/۵ درصد از گونه ها يعني ۴۵۴ گونه، در حال انقراض هستند.

اما اين انقراض فقط در محدوده گونه هاي گياهي كشور خلاصه نشد. معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست مي گويد: براساس آخرين سرشماري پستانداران حيات وحش كشور ۲۰ گونه، از ۳۹ گونه موجود (حدود ۵۰ درصد) از حيوانات ايران در معرض خطر انقراض هستند.

خبر در معرض خطر انقراض ۵۰ درصد گونه هاي بومي كشور آنقدر در حاشيه ماند كه كسي انتظار نداشت براي يافتن يك گونه جديد حيواني در جنگل هاي شمال كشور، واكنش تازه اي ابراز شود، «راكون ها» به جنگل هاي پهن برگ شمال ايران راه پيدا كردند بدون اينكه هيچ دليلي براي مهاجرت اين حيوان ساكن استراليا به ايران اعلام شود.

اما اخبار «انقراض» ها و يا «در معرض انقراض» در محيط زيست سال ۸۲ ايران به همين جا خلاصه نمي شود. مديركل محيط زيست سيستان و بلوچستان با آغاز فصل تابستان بدون داشتن هيچ انتظاري براي واكنش ها و اقدامات عملي جدي فقط اعلام مي كند؛ خطر خشكي، درياچه هامون را تهديد مي كند. درياچه هامون كه يكي از بزرگ ترين درياهاي آب شيرين ايران است توسط مناطق كويري محصور شده كه با خشك شدن آن احتمال رشد بيكاري در منطقه قوت مي گيرد و مهاجرت پرندگان قطع مي شود. در شمال كشور هم خبرها چندان خوش نبود. محيط زيست گيلان هم خبرهايي دارد. ورود ماهيان از رودخانه سفيدرود به درياي خزر ۵۰ درصد كاهش يافت.

ورود فاضلاب هاي انساني به دو طرف رودخانه ها موجب شد تا رودخانه هاي استان گيلان از استانداردهاي زيست محيطي خارج شوند. تخليه زباله هاي استان در اين رودخانه رخداد ديگري است ك در سال ۸۲ با بي تفاوتي به آن نگريسته شد. هر چند به گفته رئيس سازمان محيط زيست با تصويب حمايت از رودخانه هاي در معرض خطر در سال جاري، بودجه و طرحي در نظر گرفته شده تا ۵ رودخانه در معرض خطر كشور هر چه سريع تر ساماندهي شوند.رودخانه هاي كارون، جاجرود، سفيدرود و... از جمله اين رودخانه ها هستند.اما با وجود تصويب طرح حمايت از رودخانه هاي كشور، مديركل محيط زيست گيلان همچنان از ورود روزانه ده هزار متر مكعب فاضلاب از كارخانه چوكا به درياي خزر خبر مي دهد.

كارخانه چوب و كاغذ مازندران روزانه ده هزار متر مكعب آب آلوده و فاضلاب انساني و صنعتي را به رودخانه «نوكنده» و سپس درياي خزر وارد مي كند. گفته مي شود براساس جريمه هايي كه براي اين كارخانه در نظر گرفته شده تاكنون جريمه اي معادل ۳۵ ميليون و ۶۶۳ هزار و ۴۰ تومان در سال ۸۱ براي آن تعيين شده كه تا به امروز پرداخت نشده است.

اما اين همه آن اخبار خوشايند سال ۸۲ براي محيط زيست ايران نيست. نويد حذف كامل مواد مخرب لايه ازن در كشور تا پايان سال ۲۰۱۵ ميلادي و همچنين ارائه ارزيابي زيست محيطي ۲۰۰ پروژه عمراني و صنعتي از ميان هزاران پروژه عمراني و صنعتي كه گزارش ارزيابي ارائه نداده اند، تشكيل صندوق محيط زيست ايران براي كمك به آنهايي كه فعاليت زيست محيطي دارند، همچنين موفقيت ايران براي اخذ كمك ۲۰ ميليون دلاري بانك جهاني براي محيط زيست در راستاي حفاظت از تالاب هاي مهم كشور و مهم تر از همه صادر شدن بخشنامه ايجاد شعبات تخصصي رسيدگي به جرايم زيست محيطي از جمله اخبار خوشايند سال ۸۲ محيط زيست ايران است. اين اخبار در كنار قاچاق مرجان هاي دريايي به وزن تقريبي ۹ تن در ۸ حوضچه بزرگ و هر يك به وزن حدود ۵۰۰ كيلوگرم و آزاد شدن مجرم و قاچاقچي اين مرجان ها به قرار وثيقه، مي تواند همه اخبار خوشايند سال را تحت الشعاع قرار دهد.

اما اين پايان قصه نيست. سرانجام بعد از كاهش ۷۰ درصدي ماهي هاي كيلكا و تخريب محيط زيست دريايي خزر و اعلام نتايج تحقيقات مبني بر مرگ تدريجي بزرگ ترين درياچه جهان، كنوانسيون حفاظت از محيط زيست درياي خزر بعد از طي كردن فراز و نشيب هاي بسيار و بايدها و نبايدها و شروط كشورهاي همسايه امضا شد. امضا شدن اين كنوانسيون از آن منظر داراي اهميت است كه دبيركل سازمان ملل متحد ناباورانه از امضاكنندگان معاهده حفاظت از محيط زيست درياي خزر قدرداني كرد.

كوفي  عنان در حالي كه رسماً امضاي اين معاهده را مورد ستايش قرارداد تأكيد كرد: متعاهدين با امضاي اين معاهده به مردم خود و جهانيان اعلام كردند كه همكاري چند جانبه براي توسعه پايدار نه تنها ضروري، بلكه مهم است. چهار كشور ساحلي يعني ايران، جمهوري آذربايجان، قزاقستان و روسيه متعهد شدند از آلودگي درياي خزر جلوگيري كنند، محيط زيست دريا را بهبود بخشند و از منابع دريا به اندازه استفاده كنند. اما با همه قدرداني هاي رسمي و غيررسمي كوفي  عنان از اين اتفاق، تركمنستان براي امضاي اين معاهده وسوسه نشد. درست يك ماه بعد از امضاي اين معاهده، دكترپيروز مجتهدزاده در مقاله اي تحقيقي خبر از مرگ خزر مي دهد. شايعات دفن ضايعات هسته اي در اعماق درياي خزر از سوي يك يا دو كشور همسايه شمالي خزر و همچنين تداوم آلودگي هاي نفتي در اين درياچه كمك كرد تا كسي به مخالفت با تحقيقات اين استاد دانشگاه برنخيزد.

اما مرگ آبي در ايران فقط شامل خزر نشد و خليج فارس نيز در اين كوران آلودگي توانست در سال ۸۲ مقام آلوده ترين خليج  جهان را نصيب خود كند.

مدير اجرايي سازمان منطقه اي براي حفاظت از محيط زيست دريايي (ROPME) اعلام كرده است حدود ۳۰۰ كشتي كه اگر آنها تانكرهاي نفتي و نفت كش بوده اند از سال ۱۹۸۰ تاكنون در منطقه خليج فارس غرق شده اند كه يك فاجعه دريايي براي محيط زيست دريا محسوب مي شود. اين گزارش حاكي است كه جنگ ۱۹۹۱ خليج فارس و جنگ ۸۸ _ ۱۹۸۰ ايران و عراق و نشت دائمي نفت خليج فارس كمك كرد تا خليج فارس آلوده ترين درياي جهان باشد.

در كنار اين آلودگي، مرگ تدريجي پرندگان منطقه و مرجان هاي دريايي خليج فارس نيز اتفاق افتاده است. مرجان هاي در حال انقراضي كه همين امسال يكي از بزرگترين قاچاقچيان آن با قرار وثيقه آزاد شد. حتي استمرار چنين اتفاقاتي در كنار برگزاري نخستين همايش حقوق و محيط زيست كمك نكرد تا جرائم زيست محيطي جدي گرفته شود. هرچند كه رئيس قوه قضائيه در اين همايش جدي ترين انتقادات را نسبت براين مقوله اعلام داشت و گفت: هم اكنون محاكم دنيا در تمام بخش هاي حقوقي از جمله محيط زيست به سمت تخصصي شدن رفته اند كه اين امر در قانون احياي دادسراهاي كشور پيش بيني شده است. آيت الله شاهرودي گام اول در بحث حقوق محيط زيست را مشخص كردن ابعاد فقهي و حقوقي آن عنوان مي كند و براين باور است، اين امر نيازمند يك كار كارشناسي است. در فقه اسلامي نيز بهترين شيوه حفظ و احقاق حقوق محيط زيست پيش بيني شده است. او حسن نيت خود را نسبت به اين موضوع تا آن جا پيش مي برد كه جدا از روند محاكمه يكي از محيط بانان ميانكاله براي مقابله با احداث ساخت و ساز در منطقه، حكم آزادسازي و برائت محيط بان را صادر مي كند.

حال مسئولان محيط زيست درصدد هستند تا قبل از اتمام سال ۸۲، اقداماتي را براي داشتن يك كارنامه نه چندان پر از نمره هاي ناپلئوني، انجام دهند. تأكيد بر ممنوعيت احداث واحدهاي صنعتي و توليدي جديد غيرآلاينده در شعاع ۱۲۰ كيلومتري تهران، همچنين پيگيري مستمر قصه شهرك زيتون در اراضي سرخه حصار و پلمب ده و يا بيست تايي واحدهاي صنعتي در هر هفته در شهر تهران، همچنين اعتراض به تغيير مصوبه دولت براي خودروهاي فرسوده و اعتراض هاي پي در پي براي آلودگي هواي تهران كمك كرد تا كارنامه اين سازمان در سال ۸۲ از مشروط شدن خارج شود.خروج از اين شرايط در حالي اتفاق مي افتد كه معصومه ابتكار رئيس سازمان حفاظت محيط زيست اعلام مي كند: مصرف انرژي و يارانه هاي غير هدفمند حدود دو هزار و ۶۰۰ ميليارد تومان به محيط زيست ايران خسارت وارد كرده است. وي در همين رابطه مي گويد: هم اكنون ۵۲ خودرو داخلي با استانداردهاي زيست محيطي تطابق دارند كه اميدوارم با نصب انژكتور و كاتاليست روي همه خودروهاي داخلي در ۲ سال آينده استانداردهاي زيست محيطي آنها با استانداردهاي روز اروپا منطبق شود.

... به منظور مقابله با متخلفان و قاچاقچيان چوب و همچنين ايجاد پوشش  هاي حمايتي مورد نظر از جنگل هاي شمال استان هاي خراسان، قزوين، زنجان،  اردبيل، سمنان و تهران كه در مجاورت سه استان شمالي كشور قراردارند، مبلغ ۱۸۰ ميليارد ريال اعتبار براي حفاظت از جنگل هاي شمال در قالب طرح صيانت اختصاص يافت.

اين آخرين خبر حوزه جنگل هاي شمال منابع طبيعي كشور نيست. در سال ۸۲ نيز جنگ پنهان سازمان محيط زيست و سازمان جنگل ها و مراتع ادامه داشت تا سرانجام با تصويب طرح صيانت از جنگل هاي شمال كشور توسط هيأت وزيران در اواسط سال، تكليف هر دو سازمان به اضافه تعدادي از وزارتخانه هاي مرتبط با اين حوزه تا حدودي مشخص شد. تصويب طرح صيانت از جنگل هاي شمال گويي كمك كرد تا هر كدام از مدعيان حفاظت و توسعه و همچنين متعهدين هميشه فراري! نقش و وظيفه خود را در راستاي حفاظت جنگل هاي شمال دريافت كرده و بر اساس اعتباري كه دريافت كرده اند به ايفاي نقش خود بپردازند. مشاركت سازمان جنگل ها و مراتع ، سازمان حفاظت محيط زيست، وزارت نفت و وزارت مسكن و شهرسازي در اين طرح بازي قديمي انداختن توپ به زمين ديگري را براي هميشه منتفي اعلام كردند.

اما در حاشيه اين رخداد كه براي جنگل هاي شمال كشور به نشانه وقوع يك معجزه در امر حيات مجدد بود، دكتر ژاله شادي طلب به عنوان يك محقق از كاهش سالانه ۱۳ ميليون هكتار از مناطق جنگلي   كشورهاي در حال توسعه خبر مي دهد. وي اعلام مي كند طي  سال هاي ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵ مناطق كشورهاي صنعتي سالانه حدود ۷۵/۱ ميليون هكتار افزايش يافته كه در كشورهاي در حال توسعه سالانه ۷/۱۳ ميليون هكتار از سطح جنگل ها كاسته شده است. به موازات اين تحقيق، معاون محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست اعلام مي كند: هر دقيقه ۶/۵ هكتار از مساحت جنگل هاي جهان كم  مي شود.

اما سهم ايران چه قدر است؟ مدير ملي پروژه بازنگري زيست محيطي انرژي ايران اعلام مي كند، سطح مناطق پوشيده از جنگل  در كشور طي ۵۷ سال، روزانه ۳۴۰ هكتار كاهش يافته است. اما رئيس سازمان جنگل ها و مراتع دلايل اين كاهش را به اتفاقات ساليان گذشته مربوط مي داند و در كنار بررسي حضور دامداران و ساكنان در جنگل ها معتقد است باز سازي و نوسازي جنگل هاي شمال نيازمند گذشت زمان است كه به سرعت و به همان سرعت كه جنگل تخريب مي شود، بازسازي نمي شود.

صمدي در كنار اعلام خبر توسعه جنگل هاي شمال مي گويد: در سال ۸۲ بيش از دو ميليون هكتار از بيابان هاي كشور جنگل  كاري شده و شناسايي كانون هاي بحران از اولويت هاي برنامه چهارم توسعه است.اما در پايان همه اين توسعه اراضي جنگلي و كاهش و تخريب آن، نهال كاري توانست يكي از پروژه هاي مورد دار زيست محيطي را نجات دهد. در آخرين روزهاي سال و درست همزمان با روز درختكاري به رغم اعتراض مكرر محافل زيست محيطي كشور نسبت به تخريب محيط زيست در منطقه عسلويه، منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس جنوبي از سوي رئيس جمهور و وزير جهاد كشاورزي به عنوان واحد نمونه در حفظ منابع طبيعي انتخاب جنگلي شد. منطقه اقتصادي پارس جنوبي به دليل توسعه جنگل هاي حرا و احداث نهالستان به ظرفيت ۷۵۰ هزار نهال موفق به دريافت جايزه از سوي رئيس  جمهور شد.

بايد پرسيد كاشت ۷۵۰ هزار نهال در برابر مرگ چند درصد از محيط زيست كشور اتفاق افتاده است؟!
 

 

ناامني بهداشتي تهران
 

ميزان مرگ و مير سالانه شهروندان تهراني بر اثر آلودگي هوا بيش از ۶ هزار نفر است ۴ هزار نفر بر اثر بيماري هاي ناشي از ذرات معلق در هوا و ۳۳۰۰ نفر بر اثر سرطان هاي ناشي از آلودگي هوا
 
علي جهانگيري
006355.jpg
 

مشكلات زيست محيطي و خطراتي كه جان شهروندان تهراني را تهديد مي كند روز به روز شكل هاي تازه اي به خود مي گيرد. در سال هاي اخير توجه به اين مشكلات از سوي مديران شهري عميق تر شده است ولي هنوز شاهديم كه به دليل كاستي هاي زيرساختي ابرشهر تهران نه تنها از اين مشكلات و معضلات كاسته نمي شود بلكه زيان آوري و خطرات آنها نيز روز به روز جدي تر مي شود. در گزارشي كه در اين شماره مي خوانيد فقط به تعدادي از اين خطرات كه روزانه جان ما را تهديد مي كند مي پردازيم.
نوزده عامل اصلي كم شدن عمر ما. . .
تهران درگير مشكلات بهداشتي بسياري است مشكلاتي كه رفع آنها از توان وزارت بهداشت و درمان و شهرداري تهران خارج است و بيش از پيش مشاركت شهروندان را مي طلبد. در اين راه، پيش از هر چيز بايد به تلاش و كوشش براي بالا بردن كيفيت زندگي شهروندان و آشنا ساختن آنها با دانش ها و روش هايي پرداخت كه مي تواند به حفظ سلامت فرد و جامعه ياري رساند.
مسائل بهداشتي شهر تهران محدود به منطقه خاصي نيست، بلكه سراسر شهر را دربر گرفته است. با اين حال هر چه از شمال شهر به سمت مناطق جنوبي مي رويم بر ابعاد و دامنه مشكلات افزوده مي شود. بر اساس يك پژوهش به عمل آمده در معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي، مشكلات بهداشتي شهر تهران به ترتيب تقدم، عبارتند از:
۱ - آلودگي هوا ۲ - تامين آب آشاميدني ۳- افزايش جمعيت ۴ - آلوده شدن منابع تامين آب آشاميدني ۵ - مشكلات فاضلاب ۶ - مشكلات بهداشتي بيمارستان ها ۶ - كشتارگاه هاي دام و طيور و كشتار غيرمجاز در سطح شهر ۸ - اعتياد و عوارض آن ۹ - مراقبت از انبارهاي مواد شيميايي ۱۰ - كنترل كارگاه هاي توليدي غيرمجاز مواد غذايي ۱۱ - ساماندهي صنايع مزاحم و آلوده كننده در شهر ۱۲ - مشكلات بهداشتي ناشي از حضور پناهندگان (از جمله افغان ها) ۱۳ - جمع آوري و دفع بهداشتي زباله ۱۴ - مشكلات بهداشتي مدارس ۱۵ - مشكل موش و حشرات موذي ۱۶ - مشكلات زندان ها، اردوگاه ها و پادگان هاي نظامي و انتظامي ۱۶ - بهداشت رواني شهروندان ۱۸ - كنترل فروشندگان دوره گرد مواد غذايي ۱۹ - اتلاف سگ هاي ولگرد
در اين مجال به آثار زيانبار چهار مورد از معضلات ياد شده بر سلامت شهروندان مي پردازيم كه خود گوياي عمق فاجعه است. تا فرصتي ديگر به ۱۵ مورد ديگر كه مرگ تدريجي همشهريانمان را مي سازد خواهيم پرداخت.
آلودگي هوا
تهران تقريبا در سراسر طول سال دچار آلودگي هواست كه در فصل هاي سرد بر شدت آن افزوده مي شود و گاه شهر را در وضعيت بحراني گرفتار مي سازد. نمونه اي از اين وضعيت بحراني را به تازگي و در روزهايي از آبان ماه گذشته شاهد بوديم. در حالي كه بنا به اعلام شركت كنترل وضعيت هواي تهران، در مهر ماه امسال تنها ۶ درصد از روزها در شرايط (هواي پاك) قرار داشته اند، در آبان ماه حتي يك روز نيز شهر تهران هواي پاك نداشته است. در ارزيابي هاي به عمل آمده ۶۰ تا ۸۰ درصد آلودگي هواي تهران ناشي از تردد خودروهاست و ۱۵ تا ۲۵ درصد ناشي از صنايع و كارخانه ها و از جمله نيروگاه هاي برق مجاور شهر تهران.
آثار زيانبار آلودگي هوا بر سلامت شهروندان به طور مستقيم يا غيرمستقيم، پرشمار است. منوكسيدكربن و ذرات معلق در هوا، عامل بيماري هاي بسياري از جمله: بيماري تنفسي، بيماري هاي قلبي- عروقي، ايجاد سرطان، پديد آمدن آلرژي هاي گوناگون، عوارض چشمي و... بر اساس آمارهاي وزارت بهداشت و درمان، ميزان مرگ و مير سالانه شهروندان تهراني بر اثر آلودگي هوا بيش از ۶ هزار نفر است، ۴ هزار نفر بر اثر بيماري هاي ناشي از ذرات معلق در هوا و ۳۳۰۰ نفر بر اثر سرطان هاي ناشي از آلودگي هوا. اين آمارها نشان مي دهند كه هر ساله بر اثر آلودگي هوا از هر ۱۰۰ هزار نفر ۶۲ نفر به بيماري هاي قلبي و تنفسي و ۵۲ نفر به انواع سرطان مبتلا مي شوند.
از سوي ديگر تركيبات سرب موجود در هواي تهران علاوه بر آنكه عامل شماري از بيماري هاي قلبي - عروقي و ريوي است، آثار زيانباري چون سقط جنين در زنان باردار و كند ذهني، كاهش ضريب هوشي و توان يادگيري در كودكان را به همراه دارد. غلظت مواد آلاينده گاه به حدي است كه به صورت مانعي در برابر نفوذ نور خورشيد جلوه گر مي شود كه قادر است ميكروب ها و ارگانيسم هاي مضر را نابود سازد. همچنين با نگاهي به وضع رقت بار و حال نزار درختان و فضاي سبز حاشيه بسياري از خيابان هاي شهر، آشكارا درمي يابيم كه آثار آلودگي هوا تنها به انسان ها محدود نيست.
تامين آب آشاميدني و آلوده شدن منابع آب
آب شرب تهران به طور عمده از رودخانه هاي كرج و جاجرود و درياچه هاي پشت سد كرج و لتيان و نيز منابع زيرزميني (به ترتيب به نسبت هاي ۶۰ درصد آب هاي سطحي و ۳۰ درصد منابع زيرزميني) تامين مي شود. با توجه به رشد جمعيت تهران و افزايش شديد مصرف آب (به ويژه در فصل هاي گرم سال)، و از جانب ديگر بروز دوره هاي خشكسالي و كاهش بارندگي، منابع ياد شده به سختي تكافوي نياز شهر را مي كنند. همچنين تصفيه خانه هاي فعال شهر تهران نيز براي جمعيتي كمتر از جمعيت فعلي تهران و مصارفي به مراتب كمتر از مصرف فعلي شهر طراحي و تجهيز شده اند. از اين رو براي گريز از تكرار بحران هاي آب، مانند آنچه شهروندان تهراني در شش ماه نخست سال ۱۳۸۰ تجربه كردند، بايد چاره انديشي كرد. در اين خصوص توجه به توسعه و تجهيز امكانات تصفيه و تامين آب مورد نياز شهر همان قدر اهميت دارد كه برنامه ريزي براي كاهش تقاضا و اصلاح الگوي مصرف آب شرب ذي قيمت تهران.
از دشواري هاي تامين آب مورد نياز شهر كه بگذريم، همين منابع موجود نيز به شدت در معرض آلوده شدن اند. امروزه فرآيند توسعه كشورها، مسائل گسترده آلودگي آب را پديد آورده است و اين آلودگي نه تنها به واسطه آلاينده هاي فيزيكي و بيولوژيكي، بلكه به دليل ورود مواد شيميايي و سمي به آب ايجاد مي شود. شماري از اين آلودگي ها به راحتي قابل تجزيه و تقليل دادن اند، ولي برخي ديگر به راحتي تجزيه نمي شوند. مشكلات آلودگي آب در ايران، همچون بسياري از كشورهاي در حال توسعه، در كوتاه مدت ايجاد شده و با سرعتي بسيار بيشتر از كشورهاي صنعتي، گسترش يافته و در حال تشديد است.
فاضلاب ها، پسمانده ها و مواد زائد شهري، صنعت و كشاورزي منشاء اصلي آلودگي آب هستند. متاسفانه به واسطه عدم حفاظت از حريم رودخانه هاي كرج و جاجرود، روز به روز بر بار آلودگي آنها افزوده مي شود تا آنجا كه در مواردي، فرآيند خودپالايي رودخانه قادر به كاهش بار آلودگي نيست. از سوي ديگر به دليل عدم وجود ايستگاه هاي خودكار كنترل كيفيت در مسير رودخانه ها، رديابي منابع آلوده كننده نيز ميسر نيست.
براساس بررسي هاي به عمل آمده در معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي، عمده ترين منابع آلاينده رودخانه كرج و جاجرود عبارتند از: ورود و تخليه فاضلاب خام و زباله بيش از ۶۰ پارچه آبادي؛ ورود و تخليه فاضلاب خام بيش از ۱۵۰ مركز تهيه و توزيع مواد غذايي، كارخانه، كارگاه و رستوران، ورود و تخليه فاضلاب خام اردوگاه ها و پادگان هاي نظامي؛ ورود و تخليه فاضلاب خام كشتارگاه ها؛ ورود و تخليه فاضلاب خام اماكن عمومي (مراكز تفريحي، هتل ها و. . . )؛ تخليه زباله ها و مواد زائد مسافران و گردشگران؛ آلودگي ناشي از فعاليت هاي معادن؛ و در نهايت ورود زهاب حاصل از آبياري زمين هاي كشاورزي كه حاوي سموم و كودهاي شيميايي و حيواني است.
006350.jpg
 

تجربه نشان داده است كه غفلت از تامين سلامت آب در شهرهاي بزرگ مي تواند باعث به وجود آمدن بيماري هاي مسري و حاد و گاه حتي مرگ وميرهاي جمعي شود. امكان ايجاد آلودگي در آب هاي آشاميدني به ويژه در شهرهايي كه داراي شبكه قديمي آب رساني هستند و از طرفي منابع آب آنها دائماً در معرض خطر آلاينده ها هستند بسيار بالاست.
مشكل فاضلاب
امروزه ترديدي وجود ندارد كه ايجاد سيستم فاضلاب شهري يكي از ضروريات نخستين در حفاظت از محيط زيست شهر و سلامت شهروندان است. طرح ايجاد چنان سيستمي از مدت ها پيش در دستور كار قرار گرفته و مراحلي از آن نيز به اجرا در آمده است. اجراي اين طرح، گذشته از مشكلات معمول ـ مانند فقدان اعتبارات لازم و كافي براي اتمام عمليات اجرايي و. . . معضلات ديگري را نيز پيش روي دارد، از جمله وجود بيش از ۶۵۰ متر اختلاف ارتفاع از شمال تا جنوب تهران كه از سطح ناهموار نيز واقع شده است و همچنين نامشخص بودن وضعيت تاسيسات زيرزميني در شهر، در واقع شهر تهران ضمن رشد آشكار خود در سطح نوعي رشد پنهان و زيرزميني ـ و البته بدون نقشه و بي رويه ـ نيز داشته و تاسيساتي را در آن ايجاد كرده است كه در كنار تعداد زيادي رشته قنات داير و باير مخروبه و هزاران حلقه چاه بر حجم مشكلات احداث شبكه فاضلاب شهري افزوده است. اين وضعيت تا بدانجاست كه به گفته برخي از كارشناسان، در زير شهر تهران شهر ديگري بنا شده كه پيچيدگي آن از شهر تهران كمتر نيست!
روزانه بيش از ۲ ميليون مترمكعب فاضلاب در تهران توليد مي شود كه با رشد جمعيت شهر، همچنان رو به افزايش است. دفع نامناسب بخش عظيمي از اين فاضلاب و تبعات ناشي از آلودگي آن، مي تواند سلامت شهروندان را به طور جدي در مخاطره قرار دهد. در حال حاضر دفع فاضلاب به يكي از روش هاي زير صورت مي گيرد:
دفع در چاه جاذب، كه خود آلوده كننده منابع آب زيرزميني، قنات ها و چاه هاي در حال بهره برداري است؛
دفع در جوي خيابان ها و مسيل ها يا رودخانه داخل و حاشيه شهر و قنات هاي متروك و داير؛
جمع آوري فاضلاب در مخازن و حمل آنها با تانكر و تخليه در مسيل ها و جوي ها به ويژه در مناطق جنوبي شهر و يا مراكز تخليه زباله شهري.
همه اين روش ها علاوه بر ايجاد آلودگي آب هاي سطحي و زيرزميني، آثار سوء زيست محيطي دارد و شيوع بيماري هاي مسري و تهديد سلامت شهروندان را به دنبال خواهد داشت.
از آنجا كه در بخشي از اراضي تهران (حدود ۵ هزار هكتار در شمال شهر و ۱۰ هزار هكتار در جنوب شهر) به علت بالا بودن سطح آب زيرزميني و رسي بودن خاك، چاه هاي جذبي به خوبي عمل نمي كنند و فاضلاب در جوي ها و معابر سرازير مي شود يگانه راه حل مطلوب و علمي موجود را براي رفع مشكلات فاضلاب شهر و سپس تصفيه آن است. در حال حاضر تنها حدود ۶ درصد از شهر تهران به طور پراكنده از اين سيستم استفاده مي كند.
جمع آوري و دفع بهداشتي زباله
در تهران روزانه ۶ هزار تن زباله توليد مي شود و به عبارتي هر شهروند تهراني در روز بين ۸/۰ تا ۱ كيلوگرم زباله مي سازد. عدم كنترل بهداشتي اين حجم عظيم زباله ـ در مراحل توليد و ذخيره سازي، جمع آوري، تفكيك، انتقال، تجزيه، بازيافت و دفع ـ آثار سويي بر محيط زيست و سلامت شهروندان مي گذارد. زباله ها علاوه بر بد منظر ساختن محيط شهري، باعث آلودگي آب، خاك و هوا، تكثير حشرات و جوندگان موذي و شيوع بسياري از بيماري هاي عفوني مي شوند.
از جمله معضلات فعلي، زباله هاي واحدهاي بهداشتي و درماني و همچنين واحدهاي صنعتي است كه به شدت سلامتي انسان را به خطر مي اندازند. تهران حدود يك سوم تخت هاي بيمارستاني كشور را دارد و به طور متوسط هر تخت دو كيلوگرم زباله توليد مي كند. به عبارت ديگر روزانه حدود ۵۰ تن زباله بيمارستاني توليد مي شود كه ۲۰ درصد آن زباله هاي خطرناك عفوني است. متاسفانه تاكنون برنامه جامع و همگاني اي براي گردآوري مجزاي اين زباله هاي خطرناك و دفع صحيح آنها به اجرا در نيامده است.
از ديگر دشواري هاي جمع آوري و دفع زباله در تهران، پراكندگي زباله (مانند ريختن زباله در معابر و آبراه ها، يا انباشت آنها در محل هاي خاص) است. همچنين به رغم رواج جهاني فناوري بازيافت زباله و اثبات درآمدزا بودن آن، تاكنون اين روش به مثابه راهكار اصلي و علمي دفع زباله در شهر تهران مورد توجه قرار نگرفته است. دستيابي به استانداردهاي رايج در كشورهاي توسعه يافته در اين زمينه پيش از هر چيز مستلزم آموزش عمومي شهروندان، برنامه ريزي براي كاهش توليد زباله (از طريق به حداقل رساندن مواد زائد جامد با همكاري مسئولان صنايع و نيز هدايت صنايع به جايگزيني مواد قابل بازيافت و كم حجم به جاي مواد غيرقابل بازيافت در بسته بندي)، ايجاد امكانات و تاسيسات بازيافت بهداشتي مواد و نيز تدوين ضوابط شهرسازي و مسكن به منظور مديريت مواد زائد شهري است

 

 

شاخص‌های پايداری محيط زيست کشورها در سال ۲۰۰۵ منتشر شد
رتبه ۱۳۲ برای ايران بين ۱۴۶ کشور

 
با اعلام گزارش دانشگاه کلمبيا از وضعيت محيط زيست کشورهای جهان، ايران از نظر شاخص‌های پايداری محيط زيست با قرار گرفتن در انتهای جداول جهانی رتبه ۱۳۲ را به خود اختصاص داد. در اين جدول که ۱۴۶ کشور جهان از نظر وضعيت زيست محيطی، اجتماعی و اقتصادی مورد ارزيابی قرار گرفته اند فنلاند، نروژ، اروگوئه، سوئد، ايسلند و کانادا به ترتيب در جايگاه اول تا ششم جهان قرار گرفتند و کشور ايران تنها با کسب ۸/۳۹ امتياز بعد از کشورهايی همچون آنگولا، بورکينافاسو، ويتنام، ليبی، چاد و... در مقام ۱۳۲ جهان قرار گرفت.
 
شرق/مژگان جمشيدی
پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۳
با اعلام گزارش دانشگاه کلمبيا از وضعيت محيط زيست کشورهای جهان، ايران از نظر شاخص‌های پايداری محيط زيست با قرار گرفتن در انتهای جداول جهانی رتبه ۱۳۲ را به خود اختصاص داد. در اين جدول که ۱۴۶ کشور جهان از نظر وضعيت زيست محيطی، اجتماعی و اقتصادی مورد ارزيابی قرار گرفته اند فنلاند، نروژ، اروگوئه، سوئد، ايسلند و کانادا به ترتيب در جايگاه اول تا ششم جهان قرار گرفتند و کشور ايران تنها با کسب ۸/۳۹ امتياز بعد از کشورهايی همچون آنگولا، بورکينافاسو، ويتنام، ليبی، چاد و... در مقام ۱۳۲ جهان قرار گرفت. وضعيت ناپايدار زيست محيطی در ايران همچنين موجب شد تا کشور ايران در رده بندی ای که بين اين کشورها صورت گرفته در گروه پنجم يا گروه آخر در کنار ۱۶ کشور ديگر قرار گيرد. اين گزارش که پيش از اين در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ نيز منتشر شده بود بعد از دو سال تاخير برای سومين بار در سال ۲۰۰۵ منتشر و خلاصه آن چندی قبل در مجمع جهانی داووس نيز ارائه شد. کشور ايران که در سال ۲۰۰۱ در رتبه ۱۰۵ و سال ۲۰۰۲ با يک درجه ارتقا رتبه ۱۰۴ جهان را کسب کرده بود. در سال ۲۰۰۵ با سقوط به انتهای جدول در جايگاه ۱۳۲ جهان قرار گرفته است.
اين در حالی است که بسياری از کشورهای در حال توسعه آفريقايی، آسيايی و آمريکای لاتين با ارتقای شاخص‌های پايداری محيط زيست در کشور خود موفق شدند در مقايسه با سال‌های قبل در جايگاه بهتری قرار بگيرند. از سوی ديگر رئيس سازمان حفاظت محيط زيست هفته گذشته در حالی که در همايش دوسالانه انجمن متخصصان ايران سخنرانی می کرد از اعلام رتبه ايران خودداری و تنها به بيان جزئيات اين گزارش جهانی پرداخت. شاخص پايداری محيط زيست، توانايی دولت ها برای حفظ محيط زيست در دهه‌های آينده را نشان می دهد که برای سنجش آن ۷۶ مولفه به کار گرفته شده که ۳۰ متغير دربرگيرنده مسائل اجتماعی، اقتصادی و سياسی است و ۴۰ متغير زيست محيطی است. تنوع زيستی، کيفيت آب و هوا، برنامه کشورها در راستای کاهش آلودگی آب، هوا، مديريت پسماندها، جنگل، مديريت منابع طبيعی، بهداشت محيط زيست و کاهش گازهای گلخانه ای و سياستگزاری‌های زيست محيطی از مهمترين اين شاخص ها هستند. در اين گزارش همچنين به نقل از صندوق جهانی حيات وحش فهرستی از کشورهايی که بيش از ۵۰ درصد مساحت آنها بيابانی و خشک است ارائه شده است که ايران نيز در زمره اين ۲۱ کشور قرار دارد. اين در حالی است که کمبود منابع آب و بيابان زايی يکی از مهم ترين عوامل تهديد محيط زيست، زمينه ساز بسياری از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سياسی است. با اين وجود ايران در بين اين ۲۱ کشور باز هم در رتبه پانزدهم قرار دارد. کشورهايی همچون ناميبيا، قزاقستان، عمان، الجزاير، امارات متحده عربی و موريتانی نيز در اين ليست قرار دارند اما اين کشور ها از نظر شاخص‌های پايداری محيط زيست باز هم در رتبه هايی بالاتر از ايران قرار دارند به طوری که ناميبيا در پله ۳۲ جهان، قزاقستان ،۷۸ الجزاير ۹۶ و امارات در رتبه ۱۱۰ قرار دارند.

 
  • توسعه پايدار چشم انداز برنامه چهارم
    رئيس سازمان حفاظت محيط زيست صبح ديروز با حضور در چهارمين همايش بهينه سازی مصرف سوخت در بخش ساختمان با اشاره به برنامه سوم توسعه، عملکرد دولت در بخش محيط زيست را مثبت و قابل قبول ارزيابی کرد و گفت: در برنامه چهارم نيز دولت نگرش توسعه پايدار را دنبال می کند و چشم انداز بسيار خوب و روشنی برای آينده محيط زيست در برنامه چهارم ترسيم شده و اينکه در قانون برنامه چهارم تا اين حد به حفظ محيط زيست اهميت داده شده بسيار استثنايی است. معصومه ابتکار در گفت وگو با «شرق» در پاسخ به اين پرسش که با وجود چشم انداز‌های مطلوب توسعه پايدار در کشور چرا در مقايسه با ۳ سال قبل محيط زيست ايران در جداول جهانی ۲۷ پله سقوط داشته است، خاطر نشان ساخت: از ۷۶ متغير تعريف شده برای ESI يا شاخص پايداری محيط زيست کشور ها، ايران در شاخص‌های مرتبط با محيط زيست مثل کاهش آلودگی هوا، مديريت پسماند و کاهش آسيب پذيری اکوسيستم ها، وضعيت خوبی داشته و رتبه هايی بين ۹۰-۷۰ کسب کرده است ولی در شاخص‌های سياسی، اقتصادی رتبه مورد نظر کسب نشده است. وی افزود: در مورد بعضی متغير ها هم فکر می کنم سنجش خوبی انجام نشده يا شايد اطلاعات درستی نداشتند مثلاً در شاخص علوم و فناوری قطعاً اشتباه شده است. وی در ادامه افزود: شاخص ESI می تواند ابزار خوبی برای سياستمداران باشد ولی شاخص عملکرد زيست محيطی نيست چون برايند چند متغير اقتصادی، سياسی و اجتماعی است. به گفته وی اين ارزيابی جهانی چشم انداز آينده هر کشوری را هم ترسيم کرده است، معصومه ابتکار در پاسخ به اين سئوال که چرا از اعلام رتبه ايران در سخنرانی هفته گذشته خودداری کرده است گفت: ESI هنوز يک شاخص جا افتاده استاندارد نيست و ممکن است از سال آينده وارد شاخص‌های سازمان ملل شود. به رغم اظهارات معصومه ابتکار اين گزارش در يکی از مهم ترين اجلاس‌های جهانی يعنی مجمع جهانی داووس ارائه و مورد توجه بسياری از کشور ها قرار گرفت. ابتکار در گفت وگو با شرق گفت: به هر حال ESI برای ما هم يک زنگ خطر است چون محيط زيست ابعاد همه جانبه ای دارد و اگر بخش سياسی، اقتصادی همگام با محيط زيست نباشند قطعاً مشکلات زيست محيطی بيشتر می شود و شاهد افت شاخص‌های کيفيت زندگی در کشور خواهيم شد.

     
  • NGOهای زيست محيطی ايران بر لبه پرتگاه
    آمارهای جهانی نشان می دهد کيفيت محيط زيست در ايران در مقايسه با سال ۲۰۰۲ به شدت دچار افت شده است. در اين ارزيابی از وضعيت محيط زيست کشورهای جهان، اعمال سياست‌های مرتبط با کاهش مصرف انرژی و مديريت محيط زيست و منابع طبيعی و کيفيت قوانين و مقررات زيست محيطی نيز مورد سنجش قرار گرفته است که ايران از اين نظر پايين ترين رتبه ها را کسب کرده است. طبق آخرين آمار ارائه شده در گزارش بانک جهانی که در سال گذشته ارائه شد روند تخريب جنگل ها در ايران در ۵۰ سال اخير شدت گرفته است به طوری که روزانه ۳۴۰ هکتار و در هر سال ۱۲۰ هزار هکتار جنگل در کشور تخريب شده است و همين امر باعث شده تا سطح جنگل‌های کشور به ۱/۷ ميليون هکتار کاهش يابد.
    گزارش‌های ديگر حاکی است سالانه ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب‌های داخلی، دريای خزر و خليج فارس سرازير می شود. روزانه بيش از ۴۵ هزار تن زباله در شهر‌های کشور توليد می شود که اين رقم به جز توليد زباله در روستاها و بخش صنعت کشور است. در هر سال دو ميليون تن خاک دچار فرسايش می شود. هر سال حدود ۲/۱ ميليون بشکه نفت معادل ۱۶۰ هزار تن در آب‌های خليج فارس وارد می شود و روزانه نيز حدود ۶/۲ ميليون بشکه آب مخلوط با نفت خام به دريا می ريزد. ۵۰ درصد پستانداران و ۲۰ درصد پرندگان ايران در معرض تهديد و انقراض قرار دارند و جمعيت حيات وحش حتی در پارک‌های ملی به شدت کاهش يافته است. نزديک به ۱۶۳ رودخانه آلوده در کشور شناسايی شده که ۷۰-۶۰ رودخانه بيشترين آلودگی را دارند. آلودگی هوا و حوادث رانندگی هر سال ۴۰۰ ميليارد تومان به اقتصاد کشور خسارت می زند و ۹۲ درصد از بيماران ريوی و ۲۰ درصد از بيماران قلبی به دليل آلودگی هوای شهرها به اين بيماری ها مبتلا شده اند و سهم ايران در انتشار گازهای گلخانه ای جهان دو درصد اعلام شده است که با اين وجود باز هم ايران در پيوستن به پروتکل کيوتو همچنان ممانعت می کند. گزارش مشترک دانشگاه کلمبيا و بل آمريکا از شاخص‌های پايداری محيط زيست در کشورهای جهان به خوبی افت کيفيت محيط زيست در ايران را نشان داده است به طوری که ايران در سال ۲۰۰۲ موفق به کسب ۵/۴۴ امتياز شد اما در سال ۲۰۰۵ اين امتياز به ۸/۳۹ امتياز کاهش يافت تا نشان دهد که سياست‌های به کار گرفته شده برای کاهش مصرف انرژی ارتقای سطح زندگی و بهبود وضعيت زيست محيطی نه تنها پيشرفت نداشته که با چالش هم مواجه شده است. اما اين روند نگران کننده حتی تشکل‌های زيست محيطی و جامعه مدنی ايران را هم برنتافته است به طوری که همايش دو روزه شبکه زيست محيطی تهران که قرار بود از روز شنبه آغاز به کار کند به دليل غيبت ۹۰ درصد اعضای تشکل‌های زيست محيطی تهران لغو شد. اين همايش که قرار بود از ساعت ۳۰/۸ دقيقه صبح آغاز به کار کند و در حالی که مديرکل محيط زيست استان تهران، مديرکل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محيط زيست و سه نفر از اعضای هيات علمی دانشگاه تهران حضور يافته بودند بعد از ۵/۱ ساعت انتظار به دليل عدم حضور نمايندگان NGO‌های تهران لغو شد.
  •  

    خبرگزاري ميراث فرهنگي www.chn.ir


    ۱۳۸۵/۴/۲۴ - 21:09:00
    "لپو" در خطر خارج شدن از فهرست جهاني تالاب‌هاست

    تردد كشتي‌هاي بندر اميرآباد در تالاب "لپو"  منطقه ميانكاله مهاجرت پرندگان را محدود كرده ‌است. احتمال دارد اين امر نام لپو را از فهرست جهاني تالاب‌ها حذف كند.
    خبرگزاري ميراث فرهنگي ــ‌ اكوتوريسم و جاذبه‌ها ــ احداث بندر اميرآباد كنار تالاب "لپو" در منطقه ميانكاله سبب شده است تا سال‌هاي اخير به ميزان قابل توجهي از تعداد پرندگان اين تالاب كاسته شود كه اين خود به معناي خطر حذف اين تالاب از فهرست بين‌المللي است.
     
    تالاب بين‌المللي ميانكاله در بخش شرقي خليج‌ گرگان قرار دارد كه هر ساله مأواي بيش از 220 گونه پرنده آبزي، كنار آبزي و خشك‌زي ساكن و مهاجر است كه 80 درصد  از اين تعداد به تالاب آب شيرين لپو مي‌آيند، اما به‌نظر مي‌رسد احداث بندر كنار اين تالاب تاثيرات منفي زيادي بر اكوسيستم اين منطقه به وجود آورده است.
     

    قرار است ظرفيت بارگيري بندر اميرآباد ميانكاله 10 برابر شود و تعداد اسكله‌ها هم به 12 عدد برسد كه اين خود باعث آلودگي‌هاي زيادي مي‌شود.

    علي ابوطالبي، مدير روابط عمومي اداره كل محيط زيست بهشهر و پرنده‌شناس در اين رابطه به خبرگزاري ميراث فرهنگي گفت:«تا سال‌هاي قبل 50 تا 60 هزار پرنده به تالاب مي‌آمدند كه طبق سرشماري ما پارسال تعداد آنها به دو هزار قطعه رسيده است و با توجه به اينكه تالاب‌هاي بين‌المللي براي باقي ماندن درفهرست جهاني بايد حداقل 20هزار قطعه پرنده را در خود جاي دهند، ممكن است اين تالاب از فهرست جهاني خارج شود.»
     
     
     
     
     وي در اين رابطه تصريح كرد:«تا ده سال ديگر قرار است ظرفيت بارگيري بندر اميرآباد ميانكاله 10 برابر اكنون شود و تعداد اسكله‌ها هم به 12 عدد برسد كه اين خود آلودگي‌هاي زيادي به‌وجود مي‌آورد كه بايد افزايش جمعيت منطقه بر اثر شهرك‌سازي و ساخت جاده ساحلي بندر را به آن افزود.»
     
    ابوطالبي با بيان اين نكته كه در تمام دنيا براي حفظ اكوسيستم منطقه، محدوده ضربه‌گير براي احداث بنادر تعريف مي‌شود ولي در احداث اين بندر به اين مهم توجهي نشده است، ادامه داد:«حداقل فاصله منطقه ضربه‌گير 500 تا هزار متر است كه در احداث اين بندر توجهي به آن نشده است و آلودگي هوا بر اثر سوخت كشتي‌ها و ريختن روغن كشتي‌ها درآب تاثيرات مخربي روي اكوسيستم منطقه گذاشته است.»
     

    شكنندگي اكوسيستم تالاب لپو سبب مي‌شود تا وجهه زيست محيطي ايران در مجامع جهاني تخريب شود.

    تالاب لپو يكي از 21 تالابي محسوب مي‌شود كه از ايران در فهرست جهاني تالاب‌ها ثبت شده است و از سال 1353 يكي از نمايندگان ايران در اين فهرست محسوب مي‌شود.
     
    مدير روابط عمومي اداره محيط‌ زيست بهشهر در رابطه با تبعات خارج شدن نام لپو از فهرست جهاني تالاب‌ها گفت:«شكنندگي اكوسيستم اين تالاب سبب مي‌شود تا وجهه ايران در توجه به   محيط زيست در مجامع جهاني تخريب شود و مردم هم نتوانند از منابع اقتصادي‌اي كه اين تالاب‌ براي آنها فراهم مي‌كند، استفاده كنند.»  
     
     
     
    از طرف ديگر جاده ساحلي بندر امير آباد چسبيده به فنس‌هاي ميانكاله ساخته مي‌شود و تاكنون كسي نتوانسته به مسئولان بندر معترض شود. آنان مي‌گويند طبق قانون زمين را خريداري كرده‌ايم و اجازه داريم هر جايي جاده بكشيم. مردم محلي نيز زمين‌هايشان را مي‌فروشند و مناطق يكي پس از ديگري تغيير كاربري پيدا مي‌كند.

     

    آلودگي ۹۵درصد قنات هاي شميران به فاضلاب آلوده
     
     
    ايسنا: نتايج يك تحقيق نشان مي دهد كه ۹۵ درصد قنات هاي ناحيه شميران تهران به فاضلاب آلوده هستند.در تحقيقي كه توسط پروين شاكري فرد عضو هيأت علمي دانشكده صنعت آب و برق تهران انجام گرفت مشخص شد كه ۸۸ درصد اين قنات ها داراي آلودگي آمونياك از متوسط تا زياد، ۳۴ درصد از قنات ها داراي ميزان COD بيش از حد استاندارد و ۱۸ درصد اين قنات ها داراي آلودگي برومايد هستند.

    همچنين براساس اين تحقيق ۳۰ درصد قنات هاي منطقه شميران تهران داراي آلودگي نيترات و نيتريد، ۶ درصد داراي آلودگي آهن، ۶ درصد داراي آلودگي روي و ۶ درصد نيز داراي آلودگي فسفات هستند.
     

     

    آب آلوده به لاشه موش سلامت ساكنان شهرك شهيد فلاحي شوشتر را به مخاطره انداخته است . آب آشاميدني آلوده به اجساد جوندگان بويژه موش ساكنان شهرك شهيد فلاحي را رنج مي دهد , بگزارش خبرنگار ما از شوشتر , شهرك شهيد فلاحي با جمعيتي بالغ بر 628 نفر داراي مشكلات فراواني بويژه در خصوص آب شرب است كه در صورت عدم رسيدگي به اين مشكل كليه اهالي روستا دچار انواع بيماريهاي مسري شده و منطقه را با يك فاجعه انساني روبرو ميكند. يكي از اهالي روستا در خصوص شبكه آب آشاميدني گفت : منبع هوائي آب اين شهرك دچار پوسيدگي شديد است و هنگام سر ريز آن لاشه هاي موش از آن خارج مي گردد. يك خانم خانه دار نيز ضمن گلايه شديد از مسئولين آب و فاضلاب روستايي مي گويد : هنگام استفاده از آب آشاميدني , تكه هاي متعفن موش خارج مي شود و اين در حاليست كه به غير از شبكه موجود دسترسي به هيچ گونه آب آشاميدني در منطقه وجود ندارد گفتني است شبكه بهداشت و درمان شوشتر قبلا طي نامه اي موضوع را به مسئولين ذيربط اطلاع داده است ولي تاكنون هيچ اقدامي صورت نگرفته است .
    شوشتر ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي

     

    ژاپني ها هم اسماعيل آباد و درسون آباد را مي شناسند. كمتر از يك سال است كه كودكان روستاهاي اطراف پالايشگاه تهران با چهره هاي متفاوتي روبه رو شده اند كه با ابزار و ادوات خود به دنبال محل نفوذ نفت به سفره هاي زيرزميني پهن شده در منطقه مي گردند. يك سال پيش در نمايشگاه بين المللي تهران، شهروندان تهراني در غرفه كانون ديده بانان زمين شاهد تماشاي تصاويري بودند كه در آن اهالي اسماعيل آباد با كبريت كشيدن به آب شرب لوله كشي شده خانه  شان، نفت را نمايان مي كردند. يك سال از آن تصوير و هيجان يك باره مطبوعات و سيما گذشت و اكنون پس از انكار مسئولان پالايشگاه تهران تسليم كارشناسي«ميتسو» شدند كه اعلام كرده است : تاكنون يك ميليون و 440 هزار متر مكعب موادنفتي به ارتفاع متوسط 5/1 تا 7متر روي سفره هاي آب هاي زير منطقه زير پالايشگاه تهران طي ساليان گذشته نفوذ كرده است.
    ***
    اسماعيل آباد چندان روستاي دور ازدسترسي نيست. حداقل اينكه مي توان مطمئن بود همه روزه سبزي خوردن و صيفي جات تهراني ها از اين روستا و روستاهاي همجوار تهيه و به مراكز فروش ارسال مي شود.
    از مقابل ايستگاه مترو شهرري، تاكسي ها منتظر ايستاده اند تا شما را در ازاي دريافت يك اسكناس سبز به اسماعيل آباد ببرند تا با چشمان ناباور خود، رسوب نفت را در كنار جوي هاي آب راهي شده ميان مزارع تماشا كنيد. هنوز اين رسوب بعد از گذشت يك سال جنجال مطبوعاتي، به همه تماشاگرانش لبخندي معني دار مي زند.
    شركت ژاپني ميتسو كه پيش از اين براي انجام تحقيقات ديگري آمده بود، مسئوليت شناسايي منبع آلودگي آب هاي آغشته شده به نفت را هم پذيرفت.
    كنار مزارع گندم روستاي اسماعيل آباد به فاصله چندمتر، استخرهاي نفتي پالايشگاه تهران به رنگ قير، دو سال است كه پرندگان مهاجر منطقه را فراري داده و اكنون ژاپني ها خبر از خشك شدن استخر شماره۳ پالايشگاه و خشكي تدريجي استخر شماره۴ مي دهند، لذا نفوذ آلودگي و انتشار  آن از طريق اين استخرها ممنوع است. به گفته مدير كل محيط زيست استان تهران نتايج بررسي هاي انجام شده هيچ گونه تركيدگي و نشت لوله اي را نشان نمي دهد.
    اما نتايج اعلام شده مورد اعتراض NGOهاي زيست محيطي پيگير اين قضيه است. به اعتقاد تشكل هاي زيست محيطي محل نشت و تركيدگي لوله ها مي بايست در اين يك سال تحقيق و بررسي روشن مي شد، اما در اين مدت فقط ميزان نفت موجود در لكه ها تا حدودي شفاف شده و اعلام شده است همين ميزان نشتي مربوط به ساليان قبل و مربوط به دوران جنگ است.
    در اين ميان پيراسته، مديركل محيط زيست تهران در گفت وگو با يكي از خبرگزاري ها درباره گزينه هاي خروج موادنفتي و زدودن آلودگي ها از سفره آب هاي زيرزميني منطقه پالايشگاه تهران گفته است: مقرر شده تا با برنامه ريزي منسجم توسط مسئولان پالايشگاه، آب قسمت فوقاني سفره آب زيرزميني منطقه كه حاوي مواد نفتي است به بيرون پمپاژ شده و پس از جداسازي، آب فاقد مواد نفتي مجددا به سفره تزريق شود. اين در حالي است كه سال پيش كشاورزان منطقه پيش از آبياري اراضي خود با جمع كردن آب قنات درسون آباد با كبريت كشيدن و آتش زدن نفت  درون آب، پس از مدتي آب را مورد استفاده اراضي كشاورزي خود قرار مي دادند. پيراسته در اين گفت وگو تاكيد كرده است: درعين حال مقرر شد با اطمينان از اين مسئله نسبت به اجراي مطالعات بعدي مبني بر رديابي آلودگي نفتي در مخازن زيرزميني مناطق پيراموني محل استقرار پالايشگاه اقدام شود.
    وي اگرچه اعلام كرده است كه باتوجه به اقدامات موثر و همكاري اخير وزارت نفت، در صورت اعمال فعاليت هاي پاكسازي آلودگي براساس قانون تا 95 درصد اين جرائم مشمول بخشودگي خواهد شد.
    اين بخشودگي در حالي اعلام مي شود كه يك ماه پيش از اتمام سال گذشته، پيراسته از يك ماه فرصت براي پالايشگاه تهران و يافتن راهكاري براي كاهش  آلودگي هوا خبر مي دهد.
    طبق اين خبر پالايشگاه تهران به دليل عدم رفع آلودگي هواي ناشي از دودكش هاي كوره و بويلرهاي پالايشگاه تهران و براساس ماده 104 قانون برنامه سوم، اين واحد 114 ميليارد و 735 ميليون و 638 هزار و 965 ريال جريمه زيست محيطي شده است.
    از سوي ديگر مدير كل دفتر امور آزمايشگاه هاي سازمان حفاظت محيط زيست از شناسايي مناطق  آلوده در محدوده پالايشگاه تهران خبر مي دهد.
    دكتر روانبخش شيردم از مطلوب نبودن وضعيت آب هاي زيرزميني مناطق اطراف پالايشگاه تهران خبر مي دهد و مي گويد: به نظرمي رسد با مشخص شدن محدوده  آلودگي لازم است تا اقدامات براي پاكسازي منطقه آغاز شود.
    وي هرچند به صراحت از نبود اعتبار براي اين پروژه خبر مي دهد، اما درباره عمليات پاكسازي منطقه اعلام مي كند: نمي توان زمان دقيقي را اعلام كرد. از سوي ديگر همه تلاش ما اين است تا هرچه زودتر نفت موجود در زير سطح اين منطقه را تخليه كنيم تا بعد از آن براي پاكسازي منطقه برنامه ريزي صورت گيرد.
    اين برنامه ريزي در حالي مطرح مي شود كه برابر گفته اهالي، پالايشگاه تهران در گسترش محوطه خود طي ساليان طولاني به همجواري منطقه مسكوني و روستاهاي اطراف رسيده است در حالي كه طبق ضوابط حداقل بايد دو كيلومتر بين پالايشگاه ومنازل مسكوني پيرامون فاصله باشد، اما اين فاصله در حال حاضر به كمتر از پنج متر رسيده است. مسئولان پالايشگاه تهران اگرچه معتقدند كه روستاها پيشروي كرده اند و به محدوده پالايشگاه تهران رسيده اند، اهالي روستاي اسماعيل آباد در ميان روستاي خود ديوار قلعه اي قديمي را نشان مي دهند كه نشان از قدمت روستا و سكونت چند صدساله آنها دارد و مسئله آب و آلودگي آن در منطقه مشكل آلودگي هوا و تنفس اهالي را در منطقه تحت شعاع قرار داده است. در حالي كه يكي از مشكلات قديمي اهالي، تنفس هوايي است كه طي ساليان طولاني به  واسطه همجواري با پالايشگاه تهران ريه هاي  آنها را نابود كرده است. هرچند كه مدير كل محيط زيست استان تهران متصاعد شدن گازهاي شيميايي را در منطقه تكذيب كرده، اما اهالي منطقه سوزش چشم، تنفس سخت و طعم تلخ در دهان خود را يادآور مي شوند كه همچنان ادامه دارد.
    شوراي روستايي اسماعيل آباد و درسون آباد هنوز پيگير وعده هاي مسئولان مبني بر پاكسازي و پرداخت خسارت به كشاورزان منطقه هستند كه در مدت دو سال گذشته به دليل آبياري مزارعشان با آب هاي آلوده به مواد نفتي عملا با خشك شدن مزارع و نابودي محصولاتشان مواجه شده اند. اما اين درخواست خسارت جدا از ناامن شدن آب مصرفي شان و به قول خودشان افت قيمت زمين و منازل مسكوني در منطقه شده است. هرچند كه پالايشگاه تهران مسئوليت آبرساني را براي اهالي برعهده گرفته است، امادر اسماعيل آباد تحقيقات همچنان ادامه دارد.
    محل نشت نفت به قنات قديمي درسون آباد هنوز شناسايي نشده است. تيم ژاپني هنوز در منطقه حضور دارد. يك سال از آن تصوير باورنكردني گذشته است. دهانه چاه درسون آباد كه با يك كبريت به آتش كشيده مي شد مسدود است، اما نفت هنوز حاكم منطقه است و اين را اهالي خوب مي دانند.

    حق سلامتي، حق اجتماعي
    مينا جلالي- يك سال پيش وقتي مدير عامل شركت ملي پالايش و پخش در اعتراض رسانه ها به نشت نفت از مخازن به سفره هاي زيرآبي، موظف به پاسخگويي شد، اعلام كرد: آلودگي هاي فعلي منطقه ري، آلودگي هاي امروز نيست و هر كس هم كه ادعا كند اين آلودگي متعلق به زمان حال است به طور قطع اشتباه كرده، زيرا اين آلودگي ها مربوط به دوران جنگ تحميلي و خسارات وارده به مخازن پالايشگاه تهران است.
    يك سال از اين ادعا گذشته است. محيط زيست استان تهران ديرتر از همه وارد ميدان شد و هر اقدام و فعاليتي را منوط به اعلام نتايج فعاليت گروه كارشناسي تيم ژاپني دانست. در همان زمان تنها فعاليتي كه انجام شد، مسدود شدن چاه آبي كه آب شرب اهالي را تامين مي كرد و همچنين خود يك حلقه چاه جديد در منطقه اي كه به نظر مي رسيد آلودگي كمتري را در خود دارد، بود.
    مطبوعات در همان زمان به نقل قول از مسئولان خانه بهداشت منطقه، گزارشاتي را منتشر كردند كه در آن از مشكلات پوستي و تنفسي اهالي صحبت شده بود. يك سال گذشت، در اين مدت نه وزارت بهداشت به عنوان متولي سلامت عمومي جامعه
    وارد ميدان شد و نه محيط زيست استان تهران درخواست كرد تا براي روشن شدن وضعيت سلامتي اهالي منطقه، تحقيق و اقداماتي انجام شود. همه فعاليت ها فقط منوط به يافتن محل نشت و نفوذ نفت به منطقه و سفره هاي آب هاي زيرزميني خواهد شد تا بلكه از اين طريق متخلف پيدا و پرونده آلودگي يك منطقه بسته شود. حتي با فرض اينكه محل نشت روشن و متقلب شناسايي و ميزان جريمه اعلام و دريافت شود به حقوق اجتماعي اهالي و ساكنان اطراف پالايشگاه تهران رسيدگي نشده است.
    در اين پرونده اگرچه فقط براي ايجاد آلودگي هوا از سوي پالايشگاه تهران رقمي تعيين نشده اما جدا از اين رقم و عدد، پيگيري مطالبات اهالي اسماعيل آباد و درسون آباد و همه تهراني هايي كه در مدت يك سال سبزي هايي را مصرف كرده اند كه با آب آغشته به نفت آبياري شده اند، همچنان بسته و خاموش مانده است. هر چند كه كشاورزان منطقه در ابراز تعهد خود براي سلامتي شهروندان گفته بودند كه اقدام به حفر گودال هايي كرده اند تا بعد از جمع شدن آب و قرار گرفتن نفت در روي آن و آتش زدن نفت، آب باقي مانده را براي آبياري مورد استفاده قرار داده اند، اما در اين مدت از سوي كدام ارگان دولتي كه متعهد به پيگيري سلامت افراد جامعه است، سيستمي را براي شناسايي عوارض احتمالي ايجاد شد در بين ساكنان روستاهاي اطراف پالايشگاه تهران و شهروندان تهراني فعال كرده است. سكوت و نبود اطلاعات شفاف و دقيق از آنچه كه اتفاق افتاده يا ممكن است در آينده بروز كند جزو حقوق شهروندي محسوب مي شود كه تاكنون به آن پاسخي داده نشده است. حتي با احتساب اين نكته كه هيچ در اين پرونده براي متهم شدن وجود نداشته باشد و اين حادثه غير ارادي رخ داده است اما اين رويداد چيزي از ميزان خسارت اهالي را چه از منظر سلامتي و چه از منظر اقتصادي كم نخواهد كرد. اهالي اسماعيل آباد و درسون آباد اينك قناتي را از دست داده اند كه گفته مي شد پيش از اين، پالايشگاه تهران براي فعاليت خود پيشنهاد خريد اين قنات را به قيمت 3 ميليارد تومان به اهالي داده بود كه پذيرفته شد. اينك اين قنات آلوده است. هر چند كه ميزان آلودگي ظاهري آن كاسته شده اما هيچ يك از اهالي و كشاورزان منطقه هنوز نمي دانند ميزان آلودگي اين قنات چقدر است و استفاده از آن در آبياري محصولات كشاورزي چه ضررهايي را براي سلامتي مصرف كنندگان به همراه خواهد داشت.
    زمين و خانه هاي اطراف پالايشگاه تهران با افت قيمت مواجه شده است. محصولات كشاورزي اين منطقه با ترديد از سوي مغازه داران خريداري مي شود. زمين هاي خشك شده و صيفي جات كه طعمي غريب را منتقل مي كنند از اتفاقاتي است كه در فهرست هيچ خسارت نامه اي جاي ندارد. در اين ميان صنايع غير رسمي خبر از فوت 10 نفر از
    ساكنان روستاهاي اطراف پالايشگاه تهران مي دهند كه به دليل بيماري هاي تنفسي و نامعلوم جان خود را از دست داده اند. صحت اين خبر يا نادرستي آن و پيدايش يك شايعه، تنها در راستاي ارائه يك گزارش دقيق و شفاف از وضعيت سلامتي ساكنان منطقه از سوي ارگان هاي رسمي بود كه هرگز اتفاق نيفتاد. آگاه بودن از آنچه در پيرامون ما رخ مي دهد و زيستن در خاكي كه سلامت آن بنا به دلايلي مخدوش شده است، حداقل حقي است كه مي توان از آن به عنوان حق اجتماعي ياد كرد. هر چند كه هنوز هم دير نشده است. هنوز جست و جوها ادامه دارد تا بلكه محل نشت نفت يافته شود. شايد در اين مدت هم مسئولان امر فرصت يابند به نتايجي دست پيدا كنند كه بتوانند به ساكنان اسماعيل آباد و درسون آباد اين اطمينان را بدهند كه آيا همجواري و زيستن در همسايگي پالايشگاه تهران و استفاده از اين آب پر ماجرا، روي سلامتي آنها تاثير گذاشته يا نه. شايد انتشار اين گزارش نخستين قدم براي جلوگيري از بروز شايعات باشد. شايعاتي كه گاهي انتها ندارند

     

    .

     

    آرامگاه کوروش کبير به زير آب مي رود

    در تيرماه سال ۸۳ کميته ميراث جهانی يونسکو پاسارگاد و ارگ بم را در فهرست ميراث جهانی ثبت کرد.
    و حال سد سيوند در استان فارس به همت سپاه پاسداران جان بر کف جمهوري ايران اسلامي در آستانه آبگيري است. با اين کار براي هميشه آرامگاه کوروش کبير به زير آب ميرود و بخش بزرگي از پاسارگاد و بخش انبوهي از آثار باستاني اين مرز و بوم نابود ميشود.
    دو سد سيوند در استان فارس و کارون ۳ در استان خوزستان بدون هماهنگی و اطلاع ميراث فرهنگی احداث شده و با آبگيری آنها تعداد زيادی محوطه های شناسايی شده و کاوش نشده اين مناطق درآب غرق شده و خواهد شد.
    سد سيوند در منطقه تنگه بلاغی در فاصله ۸ کيلومتری محوطه ثبت جهانی شده پاسارگارد در استان فارس قرار دارد. به اعتقاد کارشناسان تنگه بلاغی محل عبورمهم ترين راه باستانی کشور يعنی راه شاهی است که به دستور داريوش هخامنشی ساخته شده و پاسارگارد را به تخت جمشيد و شوش متصل می کرده است.
    باستان شناسان ايرانی و ايتاليايی در کاوش های نجات بخشی محوطه های پشت سد سيوند با کشف بقايای معماری دوره هخامنشی توانستند سبک معماری مردم در آن دوران را شناسايی کنند.
    به نظر عليرضا عسگری سرپرست تيم مشترک کاوش ايران و ايتاليا نجات محوطه ها و آثار دورن تنگه بلاغی حداقل به چهارسال وقت نياز دارد، در غير اين صورت آبگيری سد سيوند بيش از نيمی از محوطه ها، بدون کاوش غرق خواهد شد.
    عمليات نجات بخشی محوطه های باستانی تنگه بلاغی در دی ماه توسط باستان شناسان خارجی و داخلی انجام خواهد شد.
    ساخت سد سيوند در دوران رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۷۱ در تنگه بلاغی و روی رودخانه پلوار آغاز شد و کارشناسان با توجه به آبرفتی و سست بودن خاک منطقه احتمال می دهند که جمع شدن آب در پشت سد و افزايش رطوبت هوا و بالا آمدن سطح آب های زير زمينی به مجموعه ثبت شده پاسارگارد صدمه بزند.
    ساخت سد کارون ايذه نيز در دوران آقای رفسنجانی و بدون توجه به آثار باستانی آغاز شد. آبگيری اين سد از ۱۸ آبان سال۸۳ آغاز شد، اما با توافق پژوهشکده باستان شناسی سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری و مسئولان سد کارون ۳، آبگيری تا پايان نجات بخشی آثار باستانی محوطه به تعويق افتاد.
    باستان شناسان گروه نجات بخشی آثار اين منطقه که از مرداد ماه به کاوش پرداختند، توانسته اند شيرهای سنگی و سنگ قبرهای افراشته و تعداد زيادی آثار سفالی را از غرق شدن نجات دهند و با تمرکز بر گورهای منطقه زيرکوه و اشيای کشف شده در گورها به اطلاعاتی در باره زندگی عيلاميان در ۲۷۰۰ سال پيش از دست يابند.
    محوطه های باستانی و آثار تاريخی چون زيگورات، چغازنبيل، شهر ساسانی جندی شاپور و ايوان کرخه در استان خوزستان واقع اند

    پنج ماه، فقط پنج ماه زمان باقي مانده تا آثار به جا مانده از تمدن ناشناخته هخامنشيان كه در بيش از دو هزار و 500 سال پيش در فلات مركزي ايران زندگي مي كردند،براي هميشه زير آي فرو رود.
    منظورمان نه تخت جمشيد است و نه پاسارگاد بلكه منظورمان دره بلاغي، مسير شاهي و به عبارتي مسير عبور و مرور هخامنشيان است كه بخش اعظمي از زندگي اين قوم ايراني را در خود جا داده اما گويا قرار است هيچ وقت كسي از راز و رمز اين تمدن كهن با خبر نشود چرا كه هنوز از زير خاكها كشف نشده براي هميشه زير آبهاي سد سيوند غرق مي شود.

    پاسارگاد

    تاريخ تكرار مي شود و همان اتفاقي كه آبان ماه سال گذشته براي آثار تاريخي دوران ايلامي و اسلامي ايذه با افتتاح سد كارون 3 افتاد،اين بار با افتتاح سد سيوند براي دره بلاغي رخ مي دهد. با آبگيري سد كارون 3 صدها اثر به جا مانده از گذشته همچون آسيابها،گورستانها،كاروانسراها و امامزاده ها كه با معماري منحصر به فرد بومي منطقه يعني سنگ ملات و گچ ساخته شده بودند براي هميشه زير آب رفتند بدون آنكه باستان شناسان و كارشناسان ميراث فرهنگي توانايي و زمان كافي براي نجات همه اين آثار از خطر غرق شدن را داشته باشند.
    اما اين بار نوبت تمدني كهن تر است. تمدني كه ريشه بسياري از فرهنگهاي امروز است. خطر نابودي آثار بي نظير دره بلاغي كه جاده شاهي را در دل دارد،تهديد مي كند.جاده اي كه به فرمان داريوش اول،پادشاه هخامنشي از سارد (پايتخت ليبي) شروع شد و پس از اتصال پاسارگاد به تخت جمشيد، به پايتخت هخامنشيان يعني شوش رسيد و به مسير شاهي معروف شد.
    با اينكه آغاز مراحل طراحي سد سيوند به سال 1371 برمي گردد اما سازمان ميراث فرهنگي به طور اتفاقي از ساخت اين سد روي درياچه پلوار باخبر شد.دكتر «مسعود آذرنوش»، رئيس پژوهشكده باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در اين باره مي گويد:مسئولان پروژه احداث سد براي ساخت آن هيچ استعلامي از ميراث فرهنگي نگرفتند و همكاران ما هنگامي كه در تخت جمشيد مشغول بررسي فضاهاي فرهنگي بودند متوجه ساخت سد شدند.
    پيش از اين مسئولان پروژه احداث سد سيوند اعلام كرده بودند كه برا يساخت اين سد طي نامه اي به اداره كل ميراث فرهنگي استان فارس،وضعيت منطقه از لحاظ بافت تاريخي را جويا شده ولي چون پاسخي دريافت نكرده اند،كار ساخت سد را آغاز كردند.دكتر آذرنوش حتي در صورت صحت اين ادعا مي گويد:اين تنها بهانه اي است براي فرار از مسئوليت آنها در برابر آثار تاريخي.چون در هر صورت آنان بايد با پيگيري هاي خود جواب استعلام ميراث فرهنگي را مي گرفتند نه اينكه بدون هماهنگي پروژه اي را آغاز كنند كه فرهنگ و پيشينه ايرانيان را نابود كند.
    مهندس «مصيب اميري»،معاون حفاظت فني اداره كل ميراث فرهنگي استان فارس نيز با تأكيد بر لزوم استعلام وزراتخانه ها براي اجراي طرحهاي عمراني از سازمان ميراث فرهنگي در اين رابطه مي گويد:تا جائيكه من اطلاع دارم وزارت نيرو هيچ استعلامي در اين رابطه نكرد.آنها فقط پرسيدند كه اين منطقه جزء ميراث فرهنگي هست يا نه و اصلاً نگفتند كه قرار است سدي در اين ناحيه احداث شود بلكه ادعا كردند كه در مرحله مقدماتي و طراحي هستند و بدون توجه به پاسخ ما كار خود را آغاز كردند.
    اما تمدن هاي قديم به دليل نياز اوليه انسان به آب در كنار رودها شكل مي گرفت و بدين ترتيب نمي توان سدي را ساخت بدون آنكه به آثار گذشتگان صدمه وارد نكرد.چنانچه در كشورهاي باستاني جهان نيز اين مشكل وجود دارد.براي مثال مصر براي ساختن سد «اسوان» كميته جهاني به رهبري يونسكو براي نجات بخشي از آثار باستاني خود تشكيل داد و طي چند سال تنها توانست معبد «ابوسمبل» را از خطر غرق شدن نجات دهد و آن را به مكاني ديگر منتقل كرد و يا چين كه در هنگام ساختن سدي در محل معبد «وشو» اين بنا را با دو بار جابجايي نجات داد. دكتر آذرنوش نيز با قبول اينكه نمي توان زندگي انسان امروز را فداي گذشته و از پيشرفت كشور به بهانه حفاظت از ميراث فرهنگي جلوگيري كرد،مي گويد:براي ساختن يك سد چندين گزينه وجود دارد و مي توان گزينه اي را انتخاب كرد كه كمترين آسيب را به آثار تاريخي وارد كرد اما متأسفانه مسئولان سدسازي هميشه ارزان ترين راه را براي خودشان انتخاب مي كنند و از خطراتي كه به فرهنگ و پيشينه ايران وارد مي آورند،بي خبرند.
    مهندس «جعفر مهركيان»،سرپرست پروژه ملي نجات بخشي «آياپير» (نام قديم ايذه) كه به دنبال آبگيري سد كارون 3،بزرگترين سد قوسي كشور شاهد غرق شدن آثاري چون كاروانسراي ايلخاني،آرامگاه خانوادگي ايلامي،پل معلق قاجاري و دهها شي و محوطه باستاني ديگر بود نيز مي گويد كه مديران پروژه هاي عمراني حق دارند در راستاي وظايف دستگاههايشان  كه در نهايت خدمت رساني به مردم است،فعاليت كنند اما بايد اينگونه فعاليت ها در كشور تاريخي ايران با هماهنگي سازمان ميراث فرهنگي باشد.
    او در ادامه مي افزايد:نبايد ميراث طبيعي و باستاني كشورمان را قرباني پروژه هاي عمراني كنيم بلكه بايد آنها را به عنوان نماد تمدن و فرهنگ ايران براي نسلهاي آينده حفظ كرد.
    پس از تصميم قطعي وزارت نيرو براي ساختن سد سيوند و اطلاع سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از انجام اين پروژه،پژوهشكده باستان شناسي و بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد كاوشهاي خود را در دره بلاغي آغاز كردند.نخستين فصل كاوش در اين منطقه اسفند سال گذشته آغاز شد.دكتر آذرنوش در اين باره مي گويد:پس از اتمام مطالعات و پژوهشهاي اوليه ،تصميم گرفتيم در يك فراخوان بين المللي از باستان شناسان خارجي كه داوطلبانه خواستار كاوش در مناطق تاريخي ايران بودند،دعوت كنيم تا براي كاوش و نجات بخشي به دره بلاغي بيايند.
    او در ادامه مي افزايد:گروههاي زيادي اعلام آمادگي كردند كه هريك از آنها به طور جداگانه به همراه گروههاي ايراني به دره بلاغي فرستاده شدند.
    هفت گروه پژوهشي از دانشگاههاي بولونياي ايتاليا،ورشو لهستان،كيوتو ژاپن،پژوهشگاه لومير فرانسه،مركز مطالعات ايران شناسي آلمان،مركز باستان شناسي آلمان و موسسه باستان شناسي دانشگاه تهران تاكنون در دره بلاغي كاوش كرده اند كه نتيجه اين كاوشها پيدا شدن 130 اثر تاريخي و باستاني است.طبق تعريف يونسكو هر اثري كه از گذشته باقي مانده باشد و نشان از يك واقعه داشته باشد جزء آثار تاريخي محسوب مي شود.
    مهندس «محمد حسن طالبيان»،مدير بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد درباره يافته هاي كاوشگران در اين دره مي گويد:باستان شناسان در فصل اول كاوش بخشي از بقاياي معماري يك روستاي هخامنشي كه شايد قدمت آن به دوران فرا هخامنشي نيز برسد با ديوارهاي دفاعي و لوله هاي سفالي دفع فاضلاب و يك منطقه توليدي ابزارآلات كشاورزي كه احتمالاً متعلق به دوران ساساني است را پيدا كردند.او تأكيد مي كند كه زمان بيشتري لازم است تا براي تعيين قدمت و تاريخچه آنها مطالعات كافي صورت گيرد و ساير آثار باستاني مدفون در اين بخش پيدا شود.
    همچنين دو كوره سفالگري از هفت هزار و 500 سال پيش،يك محوطه باستاني هفت هزار ساله،تدفين اموات مربوط به شش هزار سال پيش،آثاري از بقاياي دوره ايلامي،دو اسكلت دفن شده همراه اشيا در گور،يك گورستان كلان سنگي ساساني،خمره ذخيره آذوقه (بزرگترين ظرف باستاني ايراني با وزني معادل 120 كيلوگرم)،حوض ساخته شده از لاشه سنگ با اندود گچ،مهر باستاني با نقوش افقي و قدمت پنج هزار و 500 سال كه در اين منطقه از نظر تجاري حائز اهميت است،كوره هاي ذوب فلز و دو گورستان دسته جمعي از ديگر آثاري است كه تاكنون در اين دره به دست آمده است.
    اما طبق گفته «سعيد جامعه اي»،مدير پروژه احداث سد سيوند،وزارت نيرو مبلغ يكصد ميليون توان اعتبار براي نجات محوطه هاي باستاني دره بلاغي اختصاص داده است.دكتر آذرنوش با بيان اينكه هنوز اين اعتبار در اختيار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار نگرفته،مي گويد:چهار ميليارد تومان هزينه و چهار سال زمان لازم است تا تمام آثار اين دره كشف و شناسايي شود اما سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري براي تأمين حداقل هزينه هاي پژوهشي در سال جاري مبلغ 300 ميليون تومان از وزارت نيرو درخواست كرد كه تا اين لحظه حتي يك ريال هم در اختيار ما گذاشته نشده است.
    او همچنين به هزينه اقامت و سفر گروههاي كاوشگر اشاره مي كند كه پژوهشكده باستان شناسي آن را تأمين كرده و مي گويد:من اين مبلغ را با مسئوليت خودم و براي نجات اشيا و آثار باستاني هزينه كرده ام.
    دكتر آذرنوش درباره خطر احتمالي اين سد براي پاسارگاد مي گويد:از دره بلاغي (محل درياچه سد سيوند) تا نزديكترين نقطه پاسارگاد كه آرامگاه كوروش است شش كيلومتر فاصله است،ضمن آنكه بين اين دو يك رشته كوه وجود دارد.
    او معتقد است حتي در صورت شكسته شدن سد نيز خطري پاسارگاد و تخت جمشيد را تهديد نمي كند چرا كه پاسارگاد به اندازه 20 متر از بالاترين ميزان آب درياچه سيوند بالاتر است و فاصله آن تا تخت جمشيد حدود يكصد كيلومتر است.
    اما براي كسب اطمينان از بي خطر بودن اين سد براي پاسارگاد كه پنجمين محوطه تاريخي ايران است كه در تيرماه 1383 در فهرست آثار جهاني يونسكو به ثبت رسيده،دكتر آذرنوش پيشنهاد انجام تحقيقاتي را داد كه نتيجه آن مشخص مي كند آيا وجود درياچه باعث بالارفتن ميزان رطوبت روي سنگهاي پاسارگاد و افزايش آبهاي زيرزميني مي شود يا خير.
    دكتر آذرنوش مي گويد:با توجه به اينكه درياچه سيوند بين 11 تا 13 كيلومتر مربع وسعت دارد،احتمال افزايش رطوبت براي پاسارگاد كم است اما انجام مطالعه در اين مورد ضروري است.
    به غير از آثار تاريخي كه در دره بلاغي قرار دارد و با آبگيري سد سيوند زير آب مي روند،مراتع عشاير كه يكي از جاذبه هاي گردشگري ايران به شمار مي رود نيز نابود مي شود. مهندس‌ «مختار نجفي كشكولي»،مدير كل امور عشاير استان فارس با بيان اين مطلب مي گويد:با آبگيري سد سيوند مسير كوچ عشاير و يكي از استقرارگاههاي كوچ نشينان در اين منطقه از بين مي رود.
    او عشاير را به دو دسته مرتع دار و كوچ نشين تقسيم مي كند و مي گويد:اين سد براي مرتع داران كه از طايفه باصري هستند خطر بيشتري دارد چرا كه مراتع و چراگاههاي آنها زير آب مي رود.
    نجفي تأكيد مي كند كه وزارت نيرو به استناد قانون بايد رضايت مرتع داران را در صورت آبگيري اين سد جلب كند.
    به همين دليل است كه مهركيان براي حفاظت از جاذبه هاي باستاني،گردشگري و طبيعي ايران پيشنهاد تهيه نقشه آمايش سرزميني را ارائه مي دهد.او مي گويد:متأسفانه تاكنون هيچ ارگاني براي تهيه نقشه آمايش سرزميني اقدام نكرده و در صورت فقدان اين نقشه هر روز با خطر از بين رفتن آثار تاريخي زيادي به بهانه اجراي پروژه هاي عمراني مواجه مي شويم.
    نقشه آمايش سرزميني نقشه اي است كه در آن تمام نقاط تاريخي و طبيعي يك كشور مشخص مي شود.
    دره بلاغي در 95 كيلومتري شمال شيراز ،منطقه اي طبيعي است كه اگر معدني در آنجا وجود داشته باشد ممكن است به سئوالات موجود در رابطه با چگونگي ساخت تخت جمشيد و پاسارگاد پاسخ دهد. همچنين مسير زيارتي كاروان هاي دوره اسلامي نيز در اين دره بوده و شاهد اين ادعا كاروانسراي مظفري در كنار آرامگاه كوروش است.آرامگاه كوروش در دوره اتابكي به مسجد تبديل شد و همراه با باغهاي اطرافش مجموعه اي را تشكيل داد كه منزل خوانده مي شد و منزل بعدي كاروانها در تنگه بلاغي بوده است. اين منزلها مسير راه را در دوره هخامنشي و اسلامي مشخص مي كنند.
    اما حساسيت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نسبت به آثار تاريخي پس از انقلاب و به دليل رفتن كاوشگران خارجي و افزايش پروژه هاي عمراني كه در جهت تخريب محوطه هاي باستاني بودند،شدت گرفت.شايد نخستين جرقه ها در جريان ساخت فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) تهران زده شد.در سال 1368 به هنگام جاده سازي براي اين فرودگاه يك تپه تاريخي هدف بولدوزرها قرار گرفت و راه باستان شناسان را به اين فرودگاه باز كرد چنانچه عمليات اجرايي آنها تا سال گذشته در اين فرودگاه ادامه داشت و منجر به شناسايي 50 اثر از دوران پيش از تاريخ تا دوران قاجاريه و كاوش در تپه باستاني «معموري» شد.
    و سرانجام مهندس «سيد محمد بهشتي»،رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي به مناسبت برگزاري همايش يكروزه فعاليت هاي نجات بخشي سد كارون 3 در سخنان خود بر آن تأكيد داشت كه آثار تاريخي سد كارون 3 قرباني آن شدند تا دولت انجام هر پروژه بزرگ عمراني را در مرحله طراحي و اجرا منوط به استعلام از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كند. هرچند اين مصوبه در هيأت دولت به تصويب رسيد اما اكنون بار ديگر با افتتاح يك سد شاهد زير آب رفتن اشياي تاريخي هستيم

     

    ميراث ما در خانه نابود شود بهتر است يا به دست بيگانه غارت شود و ماندگار بماند؟

    ●● درد دل

    چند وقت پيش داشتم به اين فكر مي كردم كه چرا ايران در قبال سرقت ميراث معنوي خود بدست كشور هاي همسايه سكوت كرده و هيچ كاري نمي كنه ...  در جريان هستيد كه دنيا ديگه زرتشت و نظامي و صفي الدين ارموي و ابن سينا و مولانا و بيروني و ... رو ايراني نمي دونه ! چون ديگر كشور ها آنقدر سمينار و همايش و يادبود براي بزرگان ما گرفتن كه جوامع بين المللي مثل يونسكو پذيرفتند كه بزرگان ما متعلق به ديگرانند ! موضع ايران هم واضحه : سياست حماقت و سكوت!

    وقتي كشور همسايه ما براي هويت بخشي به خودش و كسب آبرو از هيچ كاري دريغ نمي كنه و حتي واحد پول خود را با صرف هزينه هاي گزاف به "نظامي" تغيير ميده! مسلمه كه حقش هم هست كه نظامي رو مال خودش بدونه! اما ما چي؟ سمينار و همايش و خرج كردن پيش كش! حتي اسم بزرگان ما هم برده نمي شه؟ مگه چند روز پيش يادروز جهاني كوروش نبود؟ يا چند سال پيش مگه سال جهاني گراميداشت زرتشت اعلام نشد؟ در ايران چه اتفاقي افتاد؟ صدا و سيما و روزنامه ها و ... چه كار كردن؟ اصلا كار هم پيش كش ! از اينهمه ميدون و خيابون و مدرسه و بيمارستان و بنياد و ... اسم كدومش كوروش و داريوش و زرتشت و رستم و كيسيا و آتوسا و هزار بزرگ ديگر اين سر زمينه؟ چي ميشه اگه اسم يه مهد كودك ! كوروش باشه؟ يا اسم يه مدرسه سورنا باشه؟ كدوم گوشه نظام به خطر مي افته؟ اسم و رسم كي كمرنگ ميشه؟ كي از اسلام ناب محمدي منحرف ميشه؟ مگه اسم بزرگ ترين خيابون و بزرگ ترين ميدون و دانشگاه و ... در همه شهر ها امام خميني نشد؟ دست همه درد نكنه ، اما اسم كوچكترين خيابون تو يك شهر بشه انوشيروان! يا اين هم پيش كش ، لااقل اسم كوروش و خشايار و هژير و هوخشتره روي دلقك هاي طنز هاي شبانه سيما گذاشته نشه!

    ●● نكته

    رئيس سازمان ميراث فرهنگي در ايران با اولويت حزبي و سياسي انتخاب ميشه ( مثل مرعشي و مشاعي ) و شناخت و درك بالا تاريخ ايران و ارزش ميراث باقيمانده از گذشته براي انتخاب رئيس اين سازمان ذره اي در نظر گرفته نمي شه ( حتي از طرف مدعي تمدن شناسي : خاتمي!) و بودجه اين سازمان رو ته مانده ريخت و پاش هاي دستگاه هاي ديگه تعيين مي كنه و همون بودجه نا چيز هم به هدر ميره! (يادتون مياد چند تا بناي تاريخي كه با رقم هاي چند ميليوني باز سازي و احيا ميشد! ، به خاطر نبود بودجه نابود شد و مرعشي دنبال خريد ساختمان 15 ميلياردي براي تشكيلات خودش بود !)

    ●● افسوس

    هيچ فكر كرديد اگه از بناهاي برجسته تاريخي ايران ، تخت جمشيد يا آرامگاه كوروش يا ... تو يه كشور ديگه بود چي ميشد؟ مثلا آرامگاه كوروش تو تركيه بود! مسلما تا شعاع چند صد كيلو متري آرامگاه رو آباد مي كردن، ده ها هتل و آژانس و فرودگاه و .... در نزديكي اون مي ساختن و هزاران تور مسافرتي و همايش و جشنواره و كنسرت و ... به افتخارش برگزار مي كردن و هم آبرو براي خودشون كسب مي كردن و هم ميليون ها دلار در آمد! منشورش رو هم به رخ همه مي كشيدن و به دنيا فخر مي فروختن! ...

     

    اما ما چي؟ به تماشاي ويراني آرامگاه او و پاسارگاد بسنده نكرديم و خودمون مي خواهيم نابودش كنيم ... وقتي رئيس جمهور ما وجود اينو نداره كه تو سخنراني سازمان مللش اسم كوروش رو ببره و از منشور اون صحبت كنه و يه ذره كياست و سياست بخرج بده و فرق تريبون سازمان ملل رو با تريبون هاي ضد استكباري تكبيري خودمون بدونه و از موضع الفت و صلح و دوستي حرف بزنه و از جو مثبتي كه بخاطر قضيه گفتگوي تمدن ها و نمايشگاه "ايران ، شكوه گذشته ها" در لندن و ... نسبت به ايران باستان (نه معاصر) بوجود اومده به نفع مملكت بهره برداري كنه و دنيا رو از ايران نترسونه و بگه از همون جايي مياد كه كوروش اومده بود! (هر چند كه اونوقت آبروي كوروش به خطر مي افتاد) ، از وزير و معاونش چه توقعي كه فرهنگ و تمدن سرشون بشه؟

    ●● چند خبر از انبوه خبر هايي كه هر روز مي شنويم

    نصب بناى كوروش در آمريكا

    «آياپير» بزرگترين موزه صخره اى جهان در خطر نابودي

    چند تيتر از اخبار سرويس ميراث فرهنگي ايسنا

    - زمان رسيدگي به وضعيت اسفناك پاسارگاد كي مي‌رسد؟ كار حفاظتي بلندمدت در پاسارگاد انجام نشده است

    سنگ‌هاي تاريخي پراكنده در مجموعه به حفاظت نياز دارد

    - مسؤول انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي مسجدسليمان هم اعتراض كرد: با آب‌گيري سد سيوند، آثار باستاني منطقه تخريب مي‌شود

    - انجمن‌ها در زمينه‌ي جلوگيري از تخريب بيشتر در تخت ‌جمشيد (پارسه) ضعيف عمل مي‌كنند.

    - شش بناي تاريخي مهم تربت جام در خطر تخريب جدي قرار گرفته‌اند

    - مخزن آب حيات‌بخش تهران‌پارس ذره‌ذره آب مي‌شود! تخريب تدريجي سياست جديد است؟

    - معبد "برد نشانده" مسجدسليمان؛ ويرانه‌اي با 80 درصد تخريب!

    - ارك بهتر است يا اثر تاريخي؟ سازمان ميراث فرهنگي خوزستان، هم‌دست شهرداري در تخريب اثر باستاني؟!

    - ثبت بنا در فهرست آثار ملي هم آن را از خطر نابودي حفظ نمي‌كند! آموزش و پرورش فارس آسياب تاريخي را تخريب، و ميراث فرهنگي سكوت كرد

    - شهرداري حميديه آثار باستاني ثبت‌شده در فهرست آثار ملي كوشك حميديه را تخريب كرده است

    - با دريافت مبلغ‌هاي كلان، «شهرداري شيراز بنايي تاريخي را تخريب و به حريم اثري ثبت‌ شده تجاوز كرد»

    - از ايذه خبر رسيد؛ تخريب ”تاق طويله “ هم‌چنان ادامه دارد

    - در اثر بي‌توجهي و نبود رسيدگي، قلعه‌ي تاريخي ”سلاسل“ شوشتر در آستانه‌ي تخريب قرار گرفته است

    - به علت نبود اعتبار براي مرمت، ميل خسروگرد سبزوار در حال تخريب است

    - بسياري از بناهاي تاريخي سبزوار در حال تخريب هستند اعتبار مصوب براي مرمت و نگهداري آثار كاهش يافته است

    - حمله به چنگيز و نوادگانش؟! شهرداري تنها شهر بازمانده‌ي ايلخاني با فضاهاي كالبدي را تخريب كرد

    - آرامگاه ابوسعيد ابي‌الخير و چهار اثر تاريخي ملي ديگر تربت حيدريه در معرض تخريب است

    - شهردار منطقه 1 تبريز: خانه قديمي و تاريخي پروين اعتصامي در حال تخريب است

    - ارگ 700 ساله عليشاه تبريز همچنان در معرض تخريب است

    - مدير اداره ميراث فرهنگي شهرستان‌هاي رشتخوار و تربت‌حيدريه: تخريب آثار تاريخي ايران در 50 سال گذشته صدبرابر حمله‌ي مغول بوده است

    - بلدوزرهاي راه آهن محوطه‌ي تاريخي چهل‌ماه را نابود كردند

    - زمان رسيدگي به وضعيت اسفناك آثار باستاني فيروزآباد كي مي‌رسد؟ آثار ساساني فيروزآباد با ادامه‌ي روند تخريب كنوني، نابود مي‌شوند

    - آهنگ فروپاشي سنگ‌هاي بناهاي هخامنشي شدت يافته ، مسؤولان سازمان ميراث‌ فرهنگي نسبت به ضرورت جلوگيري از تخريب‌هاي پاسارگاد و تخت جمشيد بي‌اطلاعند؟

    - زمان رسيدگي به وضعيت اسفناك آثار باستاني شهر گور كي مي‌رسد؟

    - وضعيت اسفناك آثار باستاني گنزك ( تخت سليمان تكاب) كي پايان مي‌يابد؟ اين مكان مقدس براي ‌٧٠٠ سال جايگاه آتش آيين زرتشت بود.

    - زمان رسيدگي به وضعيت اسفناك پاسارگاد كي مي ‌رسد؟/هنر پاسارگاد بسيار مهم‌تر از هنر تخت‌جمشيد است  باغ‌هاي پاسارگاد شاهدي بر ابتكار هنرمندان ايران است.

    بخشي از ميراث غارت شده ايران ( منبع : سيروس نيوز )

    - به غير از منشور کورُوش و آثار مربوط به تخت جمشيد و شوش و ... ، آثار کليدی ديگری چون مجموعه کم نظير جيحون [شامل غلاف خنجر، لوحه هايی با نقش افراد و وسايل متعدد که از طلا ساخته شده] ، «سنگ نبشته قانون حمورابی » ، مجموعه های نفيس ايرانی در ايتاليا ، آثار [ايرانیِ] معماری لوور، مجموعه مکتوب و مينياتورهای ايرانی در آمريکا ، ... و تابلوهای نقاشی ميهنمان در « ارميتاژ » در شهر سنت پترزبورگ به سر می بَرند .
    - در آمريکا [در گالری نلسون واقع در شهر کانزاس سيتی در استان ميسوری] ، نيز علاوه بر سر ستون های سنگی و نقوش برجسته از دوران هخامنشی و ظروف مفرغ متعلق به لرستان ، و ... ،آثار هنری ديگری هم از کشور ما موجود است . در بشقاب سفال لعابداری متعلق به قرن سوم هجری ، تصوير سه انسان را می بينيم که هر کدام با سازی در دست ، موسيقی می نوازند و می رقصند.

    - در موزه هنرهای دستی اتريش ، قالی «شکارگاه» شاه عباسی موجود است که برخی از کارشناسان ، نفيس ترين قالی جهان دانسته اند .
    - موزه بريتانيا مهم ترين مجموعه های هنر پارسی در جهان را ضبط کرده است . سفالهای مربوط به قرن نهم و دهم قبل از ميلاد که در سيلک کاشان به دست آمده ، و « مُهر داريوش» ... در اين موزه نگهداری می شود .
    - در موزه چرم و کفش (آلمان) يک جلد قرآن جلد چرمی مطلا با نقشهای ترنجی به رنگ های سبز و آبی است که در قرن يازدهم هجری ساخته شده است .
    - در موزه آلتنبورگ اشترالزوند (آلمان) آثار يکصد ورق آس و گنجينه های قديمی ساخت ايران که بر پنجاه برگ از آنها صحنه های مختلف شاهنامه فردوسی نقاشی شده ، و ورق های مُدّور که منقش به صحنه هايی از داستان های هفت پيکر نظامی است ــ موجود است .
    - در موزه عروسکی مونيخ (آلمان) مجموعه ای از عروسک های ايرانی و مدارک اصول و جزئيات خيمه شب بازی در ايران ، نگهداری می شود .
    - در موزه صنايع دستی (برلين) عالی ترين آثار هنری ايران، ظرف های قلمزنی، خاتم کاری، پارچه های زربافت، کاشی ها و سراميک های ايرانی و بسياری ديگر از صنايع دستی ايرانی از عصر ساسانيان تا صفويان و... به چشم می خورد .
    - در موزه لوور (فرانسه) حدود ۲ هزار اثر باستانی ايران مربوط به هزاره پيش از ميلاد ، از جمله سر ستون های آپادانا با ۷ متر و آثار داريوش در شوش را در خود جای داده که در فاصله سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ ميلادی به اين موزه منتقل شده است .ظرف های رنگ آميزی شده سفالی متعلق به نيمه دوم هزاره چهارم قبل از ميلاد، سفال های قرن دهم پيش از ميلاد، آثار برنزی قرن هشتم پيش از ميلاد، تابلوهای نقاشی، مهره ها و مجسمه های کوچک دوره هخامنشيان (که از قديمی ترين آثار ايرانی است) در اين موزه نگهداری می شود. از مهمترين آثار دوران هخامنشيان در« لوور » ، نقش يک شير و گاو بال دار بر روی آجرهای لعابدار شوش، سرستون گاو ِدوسر از قصر هخامنشيان در شوش است. علاوه بر اينها در موزه لوور آثار متعددی از دوران سامانيان، سلجوقيان، صفويان و... نيز نگهداری می شوند.
    - در کاخ و موزه باغچه سرای کشور «اوکراين» معروفترين اثر ايرانی «فواره اشک» در کاخ تاتارها ، که يک هنرمندايرانی ساخته ، موجوداست. همين طور پيکر موميايی شده يک ملکه ايرانی نژاد [همراه با ۱۴۷ قطعه زينت آلات او ،از جمله قطعه های طلايی که روی چشم ها و لب هايش گذاشته است] ــ موجود است .
    - در موزه ايالتی تيرون [در اتريش] ، تابلوهای متعدد نقاشی از جمله تابلوهای موش و گربه عبيد زاکانی نقاشی ها و هنر سکاها (از اقوام پيشين ايرانی)، مدال ها، هنرهای تزيينی و ...نگهداری می شود .
    - موزه سين سيناتی در کشور امريکا نيز آثار متعددی از هنر ايران را دارد که از مهم ترين آنها، لوحه نفيس نقره ای با نقش «زروان»، «اهورامزدا» و «اهريمن» را می توان نام برد. اين لوح متعلق به قرنهای۷ تا ۸ قبل از ميلاد است.
    - يکی از مهمترين آثار هنری ايران، يعنی «مجسمه نيمه تنه شاپور دوم» در موزه تاريخ طبيعی شيکاگو [امريکا] است که از گچ ساخته شده است.
    - درموزه بروکسل (بلژيک)، مجسمه برنزی يک رب النوع متعلق به قرن۷ و ۸ قبل از ميلاد و همچنين لگام اسب که در لرستان کشف شده و متعلق به قرن هشتم پيش از ميلاد است ، از مهمترين آثار ايرانی به شمار می رود.
    - در موزه بغداد، آثار متعدد پارتی ها، ساسانيان و آثار مشترک ايران و کشورهای بين النهرين نگهداری می شود که از آن جمله نقش های برجسته سنگی «نرگال» NERGAL و نقش خدای آفتاب همراه با يک عقاب علامت مخصوص است، متعلق به قرن دوم پس از ميلاد که از معبد اول شهر «هاترا» به دست آمده ، همچنين از آثار پارت ها که در اين موزه نگهداری می شود می توان به نقش برجسته الهه جنگ به نام «آلات (ALLAT)» همراه با دو الهه ديگر که متعلق به قرن اول پس از ميلاد است اشاره کرد.
    - در موزه ملی توکيو (ژاپن) آثار هنری مختلف از ايران شامل ۸۶۰۰۰ قطعه نقاشی ، خوشنويسی ، فلزکاری، کنده کاری، سراميک سازی، خاتم کاری و پارچه های مختلف و...نگهداری می شود .
    - در موزه ارميتاژ در شوروی ظروف سفالی ۳۵۰۰سال قبل از ميلاد، آثار هنری دوره اشکانيان شامل ظرف های قوری با نقش شکارگاه سکه های دوران اشکانيان و ساسانيان بخصوص سکه های کمياب «اردشير بابکان»، سنگهای قيمتی حکاکی شده، مُهر مخصوص مادر خسروپرويز و ظرف های سيمين ــ نيز ، نگهداری می شود.
    + جالب اين است که مديران موزه های مهم جهان، همه با هم در يک اعلاميه دست جمعی ، اعلام کرده اند:
    اشياء و يادبودهايی که قرن ها پيش به موزه های اروپايی و آمريکايی اضافه شده اند ، در طول زمان تبديل به بخشی از اين موزه ها شده و بخشی از ميراث کشورهايی به شمار می روند که در اين سال ها آنها را در خود جا داده اند.و به هيچوجه به کشورهائی که از آنجا آورده شده [به هر طریقی که بوده باشد] پس دادنی نيستند!

    ●● يك پرسش غم انگيز

    ميراث ما در خانه نابود شود بهتر است يا به دست بيگانه غارت شود و ماندگار بماند؟

     

     
     
     
     
    005160.jpg
     
    بم يكي از شهرستان هاي مهم استان كرمان است. مورخان قرن چهارم هجري، از بم به عنوان شهري بزرگ تر و آبادتر از جيرفت ياد كرده اند. اين شهر داراي نخلستان هاي زيادي بوده و سه مسجد مهم نيز در خود جاي داده است: مسجد خوارج، مسجد هزاران و مسجد قلعه و نيز از پارچه هاي مرغوب و زيباي آن خطه ياد كرده اند. مورخي در كتاب خود آورده است كه باروي شهر بم، چهار دروازه به نام هاي نرماشير، كوسكان، آسيبيكان و كورجين داشته است. بم در مسير جاده هايي كه جنوب شرقي ايران را با سيستان، افغانستان و بلوچستان مرتبط مي كند قرار دارد. به همين جهت اين شهر از دوره ساسانيان اهميت نظامي و بازرگاني بسياري داشته است.

    شهر بم در طول تاريخ حوادث خونبار بسياري را پشت سر گذاشته است. اين شهر يك بار در سال ۱۱۳۱ ه.ق به تصرف محمود افغان درآمد و بار ديگر در سال ۱۱۳۴ هجري قمري. اين وضع تا سال ۱۱۴۳ كه نادرشاه، اشرف افغان را شكست داد، ادامه داشت. در همين شهر بود كه در سال ۱۲۰۹ هجري قمري نيز لطفعلي خان زند توسط عمال آغامحمدخان قاجار دستگير شد. خان قاجار به يادگار اين موفقيت كله مناره اي از سرهاي ۶۰۰ تن از مخالفين خود در بم برافراشت.

    شهر بم با قدمت چند هزار ساله، داراي آثار و ابنيه تاريخي و باستاني بسياري بوده است. ۳۴ اثر مهم اين شهر باستاني عبارتند از: ارگ بم، خانه انصاري، مسجد اسعدالدوله، مسجد اهل سنت، ارگ بم، مسجد جامع ارگ بم، مسجد حضرت رسول، مسجد سيد، مسجد وكيل، كوشك رحيم آباد، ميل نادري،  خانه نادري، مجموعه بازار بم يا قيصريه زردشتيان، خانه سيستاني يا آرشام، قله خان يا شهيد، قلعه كروك، قلعه شمس آباد، قلعه جمالي، قلعه فضل آباد، چهارطاقي رحيم آباد، قلعه ابارق، قلعه دختر، يخدان ارگ، بازار سرپوشيده نادري، كاروانسراي امير، تكيه عماد، قلعه سردار، قلعه تهرود، آب انبار تدين، قلعه دو دانگه، قبرستان قلعه دزدان، قلعه نعيم آباد، ميل فهرج و قلعه نسا.

    ارگ بم مهمترين اثر تاريخي اين شهرستان بلكه اين استان بود.ارگ بم در شمال شرقي شهر بم واقع شده كه از طرف شمال به رودخانه بم يا رودخانه پشترود، از شرق به يخچال قديمي و بقاياي مسجد حضرت رسول و باغ هاي محله باغ دروازه،  از جنوب به پارك تازه احداث ارگ و محله حافظ آباد و از غرب به محله فرار خواجه مراد محدود بوده است.

    ارگ بم در زمان ساسانيان با كاركرد نظامي ساخته شده بود. مجموعه ارگ بم بيست هكتار يعني دويست هزار متر مربع وسعت داشته است و شامل دروازه اصلي، بازار، ميدان تكيه، مسجد بزرگ ارگ، مجموعه ميرزا نعيم، مسجد كوچك، كاروانسرا، زورخانه، حمام ارگ، دروازه حصار دوم، مدرسه يا خانقاه ارگ، اصطبل، قورخانه، محل آسياب بادي، خانه حاكم، چهار فصل، چاه اصلي ارگ، بقاياي محله قديم، كناري محله يا غلام محله، دروازه كت كرم و زندان بوده است.

    خندق بزرگي نيز گرداگرد مجموعه ارگ بم از زمان پيش از اسلام كنده شده بود كه در دفاع مردم بم از حمله دشمنان بسيار موثر بوده است.مسجد حضرت رسول ارگ بم، در خاج از ارگ بم و ضلع شرقي آن قرار داشت كه در قرن اول هجري قمري بنا شده است. بناي مسجد حدود ۵۵ مترمربع بود و از يك شبستان مربع و يك اتاق كوچك تر در كنار آن تشكيل شده بود. شبستان مسجد با چهارطاق گنبدي، متكي بر ستون مركزي و ديوارهاي جانبي و اتاق ديگر نيز با يك طاق گنبدي پوشش يافته بود. اين بنا پيش از زلزله نيز به صورت مخروبه درآمده بود. در نماي خارجي ديوار شمال شرقي مسجد، «تاريخانه دامغان» ديده مي شود. قطعه مزبور احتمالاً قسمتي از تزئينات ايوان بزرگي بوده كه به سبك ساساني در ديوار گلي درست شده بود. بنا به اظهار آرتورپوپ، محقق، مسجد اوليه حضرت رسول در سال سي هجري توسط عبدالله بن عمر، حاكم بصره، ساخته شده و احتمالاً همان مسجدي است كه اصطخري مورخ، از آن به عنوان «مسجد خوارج در بازار» نام برده است.مسجد سيد نيز از ديگر آثار تاريخي اين شهر است. اين بنا در كوچه انصاري در جوار حمامي به همين نام در شهرستان بم واقع شده بود و احتمالاً در زمان حاجي سيدعلي  خان رئيس شهر بم، در حدود سال هاي ۱۲۳۰ ه.ق، زمان قاجاريه، ساخته شده بود.مسجد اسعدالدوله نيز در خيابان بوعلي در شهرستان بم واقع بود و ظاهراً در سال ۱۲۹۴ ه.ق توسط محمدخان اسعدالدوله از معارف و متوليان بم ساخته شده بود. اين بنا به سبك دو ايوانه ساخته شده بود و داراي دو ايوان و شبستان هاي ستون دار بود.

    قلعه دو دانگه نيز در زمان ساسانيان و با هدف استفاده نظامي در بم ساخته شده بود.قلعه نسا نيز كه يكي از آثار تاريخي اين شهرستان بود، با هدف استفاده نظامي ساخته شده و تاريخ ساخت آن مشخص نشده است.قبرستان قلعه دزدان، قبرستاني باستاني بوده است كه زمان تاسيس آن به پيش از تاريخ مي رسيده است.قلعه نعيم آباد با هدف كاركرد نظامي ساخته شده بود و زمان ساخت آن نيز مشخص شده است.مسجد وكيل بم نيز در كنار قيصريه زرتشتيان و در جوار حمامي به همين نام در شهرستان بم و در زمان حكومت محمد اسماعيل خان وكيل الملك بر كرمان يعني در سال هاي ۱۲۴۸ تا ۱۲۷۷ ه.ق ساخته شده بود. اين مسجد داراي صحن، ايوان، شبستان هاي ستون دار و محراب بوده است