موارد مستند نقض فاحش حقوق بشر و آزاديهاي اساسي توسط " حكومت جمهوري اسلامي" در ايران

بيننده گرامي اين بخش در حال باز گذاري ميباشد

براي بازديد از نمايشگاه عكس و فيلم بر روي لوگو زير كليك فرمائيد

كارشناس  دفتر پيشگيري  و امور اعتياد سازمان  بهزيستي  كشور گفت : براساس آخرين  آمارهاي  رسمي ، اكنون پنج  ميليون  و 6۰۰ هزار نفر در كشور به  موادمخدر اعتياد دارند.
به گزارش ايرنا: دكتركامبيز محضري  افزود: از اين تعداد دو ميليون  و ۵۰۰ هزار نفر سوء مصرف  مواد مخدر دارند.وي  گفت : اين  آمار از تعداد معتادان  شناسايي  شده  بدست  آمده ، در صورتي  كه شمار معتادان  به  مواد مخدر در كشور بسيار بيشتر از اين  ميزان  است .
وي  ادامه  داد: ميانگين  سني  معتادان  كشور ۲۵ تا ۳۴ سال  است  و نسبت  به سال  گذشته  تغيير محسوسي  از نظر كاهش  سن  اعتياد ندارد.
وي ، ميزان  اعتبار اختصاص  يافته  به  سازمان  بهزيستي  را براي  درمان  وپيشگيري  از اعتياد در كشور ۳۵۰ ميليارد ريال  عنوان  كرد.
محضري  گفت : تنها ۱۰ درصد معتادان  در كشور به  مراكز خود معرف  ترك  اعتيادمراجعه  مي كنند كه  نيم  درصد آنان  زنان  معتاد هستند.
وي مشكلات  قانوني، نگرش  منفي  مردم  نسبت  به  معتادان ، ايجاد موانع  اشتغال و ناآگاهي  و عدم  اطمينان  معتادان  به  كار اين  مراكز را از مهمترين  علت  پايين  بودن  درصد مراجعه  معتادان  به  مراكز خود معرف  برشمرد.
وي  خاطرنشان  كرد: متأسفانه  بيش  از ۸۰ درصد معتادان  پس  از ترك  اعتياد به دليل  برخي  مشكلات  در درمان  و اجتماع  دوباره  به  اعتياد رو مي آورند.
محضري  گفت : استفاده  از درمانهاي  نگه دارنده  با مواد شبه  مخدر(متادون ) يكي  از برنامه هاي   اين  سازمان  براي  وارد شدن  به  مرحله  ترك  و كاهش  عوارض  ناشي  از اعتياد به  مواد مخدر همچون   ايدز، هپاتيت  و... است .وي  افزود: امسال  در ۱۵ استان  كشور اين  طرح  در حال  اجراست  و سال  آينده در همه  استانهاي  كشور اجرا مي شود

گزارشی از دستیابی آسان جوانان به مواد مخدر و افزایش اعتیاد در میان آنها -

برخي روانشناسان و كارشناسان مراكز ترك اعتياد دستيابي آسان و ناآگاهي از پيامدهاي مصرف مواد مخدر توسط جوانان را عامل اصلي گرايش به مواد مخدر و گسترش اعتياد در جامعه مي‌دانند.

آنان معتقدند كه همسايگي ايران با توليدكنندگان بزرگ مواد افيوني، قرار گرفتن در مسير حمل و نقل مواد مخدر، افزايش توليد و تاثير آن بر قيمت و تقاضا، آگاهي كم جامعه بويژه جوانان از آثار اعتياد، از بين رفتن و شكستن برخي تابوها در مصرف مواد مخدر از ديگر عوامل گسترش مواد مخدر در كشور بشمار مي‌رود.

براساس این گزارش ، يك روانشناس مركز ترك اعتياد در این مورد اظهار داشت: اولين قدم براي ريشه‌كني اعتياد در جامعه، بررسي علل گرايش افراد به مواد مخدر و در نهايت انجام اقدامات بازدارنده و راهكارهاي پيشگيرانه‌است.
شادي سياهپوش افزود: با توجه به نقش عوامل اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در گسترش اعتياد، دستيابي سريع، آسان و ارزان جوانان به مواد مخدر نيز از عوامل مهم گسترش اعتياد در جامعه است.
وي خاطرنشان كرد: در سالهاي اخير قبح استعمال مواد مخدر در برخي خانواده‌ها از بين رفته است كه براي جلوگيري از گسترش آن بايد چاره‌اي انديشيد.
سياهپوش گفت: متاسفانه استعمال مواد مخدر در مراسم جشن عروسي بعضي از مناطق به يك رسم تبديل شده و حتي نبود آن سنت شكني و بي‌احترامي محسوب مي‌شود.
وي با تاكيد بر بازتواني معتادان، محدودسازي و اتخاذ روشهاي پيشگيرانه را مهم دانست و افزود: بايد با كنترل شديد و محدودسازي، راههاي ورود و توزيع مواد مخدر را مسدود كرد، تا با كمياب شدن مخدرها زمينه اعتياد از بين برود.

روانشناسي ديگر دراين‌باره گفت: بهترين راه‌حل براي جلوگيري از گسترش اعتياد در جامعه «پيشگيري» است و مطبوعات، رسانه‌ها بخصوص رسانه‌هاي ملي و كارشناسان بايد درتعامل مشترك با ساخت برنامه‌هاي آموزشي و فرهنگي گروههاي مختلف جامعه را از عوارض و اثرات مخرب فردي و اجتماعي مصرف اين ماده افيوني آگاه سازند.
فاطمه كاظم‌لو افزود: يكي از عوامل مهم گرايش افراد به مخدرها دسترسي آسان به مواد مخدر و آگاهي نداشتن از عواقب مصرف آن است.
وي ادامه داد: با توجه به شرايط موجود، متاسفانه درمان به معناي واقعي براي معتادان وجود ندارد و كمتر معتادي مي‌تواند اعتياد را ترك كند.
كاظم‌لو تصريح كرد: بايد تحميل هزينه‌هاي مختلف توسط فرد معتاد به جامعه را به هزينه‌هاي پيشگيري و مراحل قبل از اعتياد تبديل كرد.
وي اضافه كرد: شرايط مستعد براي گرفتاري در دام اعتياد و زمينه‌هاي سخت بازپروري، سبب گسترش اعتياد شده و وظيفه خانواده‌ها، محيطهاي آموزشي، رسانه‌هاي داخلي و گروههاي مرجع و تاثيرگذار را براي تبيين و آگاهي‌بخشي به جوانان دو چندان كرده است.
اين كارشناس اظهار داشت: بخش حاكميتي نيز با اتخاذ سياست‌هاي دقيق، اصولي و كارشناسانه و با دخالت تمام بخشهايي كه دراين زمينه مسوول هستند، بايد تمام مساعي خود را در جهت تغيير اوضاع و شرايط اجتماعي بكار بندد.
از سوی دیگر یک مقام ستاد مبارزه با موادمخدر نيروي‌انتظامي معتقد است، افزايش كشت خشخاش در كشور افغانستان، درآمد كلان حاصله از توليد و فروش مواد مخدر و ازسوي ديگر بيكاري جوانان، از عوامل مهم گرايش به مواد مخدر است.
وی افزود: تعدادي از معتادان علل گرايش به مواد مخدر را آگاهي نداشتن از عواقب مصرف مواد مخدر، تهيه آسان، حس كنجكاوي، تجربه كردن، امتحان كردن، دوستان ناباب و رهايي از مشكلات و ناهنجاريهاي خانواده و اجتماع عنوان مي‌كنند.
این مقام تصريح‌كرد: باتوجه به شرايط حاكم بر كشور و جوان بودن جمعيت، براي مبارزه و ريشه‌كني پديده شوم اعتياد، همكاري همه نهادهاي ذيربط لازم است.
وي با اشاره به اينكه وظيفه نيروي انتظامي دستگيري معتادان و توزيع كنندگان مواد مخدر است، خاطرنشان كرد: براساس قانون، مبارزه با پديده اعتياد بر عهده ‪ ۱۲‬نهاد ازجمله آموزش وپرورش، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي، قوه قضاييه، بسيج و وزارت اطلاعات است.
اين مسوول برخورد با معلول‌ها و دستگيري معتادان را دور باطل و بي‌نتيجه دانست و افزود: براي مبارزه با اين پديده بايد تمام نهادهاي مسوول اعم از ارگانهاي نظامي، انتظامي، امنيتي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي براي سالم سازي جامعه وارد عرصه شوند تا بتوان در كوتاه‌مدت به نتيجه رسيد.
وی با ابراز ناخرسندي از عدم برخورد جدي محاكم قضايي با مجرمان افزود: نيروي انتظامي عوامل توزيع مواد مخدر را دستگير و با تشكيل پرونده تحويل مقامات قضايي مي‌دهد، ولي متاسفانه در مراجع قضايي و قانوني برخورد جدي با اين گونه افراد نمي‌شود و مجرمان پس از دستگيري و تشكيل پرونده در دادگاهها با گذاشتن وثيقه آزاد مي‌شوند.
وي اضافه‌كرد: به طور متوسط حدود ‪ ۴۰‬درصد از دستگيرشدگان افرادي هستند كه براي چندمين بار دستگير شده و با گذاشتن وثيقه آزاد مي‌شوند.

 

شيوع‌ اعتياد در ميان‌ دانش‌آموزان

در گذشته‌ استعمال‌ مواد مخدر تنها مختص به‌ افراد بالای‌ ٥٠ سال‌ بود. طی‌ دو دهه‌ گذشته‌ سن‌ اعتياد به‌ بيست‌ سالگی‌ رسيد و امروزه‌ سن‌ گرايش‌ به‌ مواد مخدر و استعمال‌ آن‌ به‌ دوره‌ نوجوانی‌ يا به‌ عبارت‌ ديگر ١٤ - ١٣ سالگی‌ رسيده‌ است‌. امروزه‌ ضريب‌ گرايش‌ به‌ اعتياد در ميان‌ نوجوانان‌ مقاطع‌ تحصيلی‌ راهنمايی‌ و دبيرستان‌ بيش‌ از ساير گروه‌های‌ سنی‌ است... راهكار حل‌ اين‌ مشكلات‌ تقويت‌ ادبيات‌، هنر، سينما، ترويج‌ روحيه‌ نقدپذيری‌، رواج‌ آزادی‌، تصحيح‌ بروكراسی‌ و تغيير مشكلات‌ بنيادی‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ است‌.

 

Sun / 08 01 2006 / 2:34

اعتماد / مهرنوش‌ حيدری‌
شيوع‌ گسترده‌ مواد مخدر در جامعه‌ و به‌ تبع‌ آن‌ معتاد شدن‌ عده‌ زيادی‌ از افراد بويژه‌ جوانان‌ و نوجوانان‌ امروزه‌ به‌ صورت‌ يكی‌ از معضلات‌ تقريبا غيرقابل‌ حل‌ در ايران‌ در آمده‌ است‌.
گسترش‌ انواع‌ مواد مخدر ودر دسترس‌ بودن‌ و تغيير الگوی‌ شيوه‌های‌ مصرف‌ سبب‌ شده‌ كه‌ عده‌ زيادی‌ از جوانان‌ و نوجوانان‌ به‌ استعمال‌ اين‌ مواد گرايش‌ پيدا كرده‌ و زمينه‌ساز بروز مشكلات‌ فراوان‌ برای‌ خود، خانواده‌ و جامعه‌ شوند.
در گذشته‌ استعمال‌ مواد مخدر تنها مختص به‌ افراد بالای‌ ٥٠ سال‌ بود كه‌ علت‌ عمده‌ مصرف‌ آن‌ را مربوط‌ به‌ بالا رفتن‌ سن‌ و ابتلا به‌ انواع‌ و اقسام‌ بيماری‌‌ها می‌دانستند. طی‌ دو دهه‌ گذشته‌ سن‌ اعتياد به‌ بيست‌ سالگی‌ رسيد و امروزه‌ نيز با سير نزولی‌، سن‌ گرايش‌ به‌ مواد مخدر و استعمال‌ آن‌ به‌ دوره‌ نوجوانی‌ يا به‌ عبارت‌ ديگر ١٤ - ١٣ سالگی‌ رسيده‌ است‌.
يكی‌ از مسائلی‌ كه‌ طی‌ دهه‌ اخير مسوولان‌ مربوطه‌ را با چالش‌های‌ فراوانی‌ روبرو ساخته‌ و آنان‌ را به‌ ارايه‌ راهكارهای‌ پيشگيرانه‌ و بازدارنده‌ واداشته‌ بود، مساله‌ شيوع‌ مواد مخدر و گسترش‌ اعتياد در دانشگاه‌ها بود كه‌ خوشبختانه‌ با پيگيری‌های‌ مستمر اين‌ مساله‌ تا حدودی‌ كنترل‌ شد اما هيچ‌ گاه‌ از بين‌ نرفت‌.
امروزه‌ مسوولان‌ با مساله‌يی‌ جديد روبرو شده‌اند كه‌ همان‌ راهيابی‌ انواع‌ مواد مخدر سنتی‌ و شيميايی‌ به‌ مدارس‌ بخصوص‌ در مقاطع‌ تحصيلی‌ راهنمايی‌ و دبيرستان‌ است‌. شايد بتوان‌ مدعی‌ شد كه‌ يكی‌ از علت‌های‌ رواج‌ اين‌ معضل‌ قابل‌ دسترس‌ بودن‌ انواع‌ مواد مخدر است‌. مواد مخدر به‌ قدری‌ فراوان‌ است‌ كه‌ هر كسی‌ می‌تواند با صرف‌ مدت‌ زمان‌ اندكی‌ در هر نقطه‌ از شهر نسبت‌ به‌ تهيه‌ و خريد اين‌ مواد اقدام‌ كند.
نكته‌ قبل‌ توجه‌ كه‌ نمی‌توان‌ آن‌ را ناديده‌ گرفت‌ انكار مسوولان‌ مربوطه‌ در امور آموزش‌ و پرورش‌ است‌ كه‌ همانند مسوولان‌ سال‌های‌ پيش‌ دانشگاه‌ها به‌ جای‌ حل‌ صورت‌ مساله‌ به‌ پاك‌ كردن‌ آن‌ می‌پردازند و حتی‌ منكر شيوع‌ اعتياد در ميان‌ دانش‌آموزان‌ می‌شوند.
دكتر «عليرضا شايان‌ مهر» جامعه‌شناس‌ درباره‌ پايين‌ آمدن‌ سن‌ اعتياد در كشور می‌گويد: ايران‌ در زمينه‌ اعتياد به‌ نسبت‌ جمعيت‌ و اعتياد از نوع‌ تزريقی‌ رتبه‌ اول‌ را در جهان‌ دارد. اين‌ مساله‌ به‌ گونه‌يی‌ است‌ كه‌ امروزه‌ شاهد پايين‌ آمدن‌ سن‌ اعتياد و راهيابی‌ آن‌ به‌ مدارس‌ مقاطع‌ راهنمايی‌ و دبيرستان‌ هستيم‌. بطوری‌ كه‌ اين‌ مساله‌ به‌ عنوان‌ يك‌ پديده‌ اجتماعی‌ و مهم‌ مطرح‌ است‌ و بايد به‌ ابعاد اجتماعی‌ آن‌ بيش‌ از يك‌ مساله‌ روانشناختی‌ توجه‌ كرد.
وی‌ می‌افزايد نوع‌ اعتياد و سن‌ گرايش‌ به‌ آن‌ تغيير كرده‌ است‌. در ٣٠ سال‌ پيش‌ بيشترين‌ گرايش‌ افراد به‌ ماده‌ مخدر ترياك‌ بود كه‌ از نظر سنی‌ نيز در گروه‌های‌ ويژه‌ بالای‌ ٥٠ سال‌ شيوع‌ داشت‌. البته‌ اين‌ گروه‌ نيز از دو طبقه‌ اجتماعی‌ مختلف‌ نظير طبقه‌ دهقانان‌ و افراد ضعيف‌ جامعه‌ كه‌ عمدتا در روستاها بودند و يك‌ عده‌ متمول‌ و اشراف‌زاده‌ تشكيل‌ می‌شد. اما امروزه‌ علاوه‌ بر پايين‌ آمدن‌ سن‌ اعتياد، نوع‌ مواد مخدر مصرفی‌ نيز تغيير كرده‌ است‌.

تبعات‌ گرايش‌ به‌ اعتياد
گرايش‌ به‌ سوی‌ مواد مخدر و استعمال‌ آن‌ تبعات‌ مختلف‌ و جبران‌ناپذيری‌ به‌ دنبال‌ دارد كه‌ می‌توان‌ به‌ ترك‌ تحصيل‌،گرايش‌ به‌ سمت‌ دوستان‌ ناباب‌، سرقت‌، نزاع‌های‌ خيابانی‌ و خانوادگی‌ و... اشاره‌ كرد.
دكتر شايان‌ مهر در اين‌ رابطه‌ معتقد است‌: از مهمترين‌ تبعات‌ پايين‌ آمدن‌ سن‌ اعتياد می‌توان‌ به‌ امكان‌ سرايت‌ سريع‌ آن‌ به‌ ساير افراد خانواده‌ اشاره‌ كرد. زيرا امروزه‌ اعتياد با سرعتی‌ همه‌گير می‌تواند يك‌ خانواده‌ را درگير كند. برای‌ نمونه‌ يك‌ جوان‌ ١٩١٨ ساله‌ معتاد در خانواده‌ دارای‌ پدر و مادر، خواهر و برادر است‌ كه‌ پس‌ از گرايش‌ به‌ اعتياد بطور ميانگين‌ می‌تواند در مناطق‌ شهری‌ ٧/٤ نفر را به‌ سمت‌ استعمال‌ موادمخدر سوق‌ دهد. زيرا سن‌ اعتياد در گذشته‌ مختا بالاترين‌ سن‌ در خانواده‌ بود كه‌ خود آنها ساير افراد را از اين‌ كار باز می‌داشتند.
اين‌ در حالی‌ است‌ كه‌ با پايين‌ آمدن‌ سن‌ اعتياد، احتمال‌ دسترسی‌ به‌ مواد مخدر ٥ برابر افزايش‌ يافته‌ است‌.
مولف‌ دايره‌'المعارف‌ تطبيقی‌ علوم‌ اجتماعی‌ در ادامه‌ تصريح‌ می‌كند: امروزه‌ ضريب‌ گرايش‌ به‌ اعتياد در ميان‌ نوجوانان‌ مقاطع‌ تحصيلی‌ راهنمايی‌ و دبيرستان‌ بيش‌ از ساير گروه‌های‌ سنی‌ است‌ كه‌ اين‌ كاهش‌ سن‌، تبعات‌ زيادی‌ را به‌ دنبال‌ دارد كه‌ می‌توان‌ به‌ سرقت‌، قتل‌، درگيری‌، روابط‌ نامشروع‌ برای‌ تامين‌ هزينه‌ خريد مواد مخدر اشاره‌ كرد. پس‌ از اين‌ موارد می‌توان‌ از انواع‌ جرم‌های‌ اجتماعی‌ نظير سرقت‌ كودكان‌ و كشيدن‌ چك‌های‌ بی‌ محل‌ كه‌ مرتبط‌ با گرايش‌ به‌ اعتياد است‌، نام‌ برد.
به‌ عبارت‌ ديگر در نتيجه‌ اين‌ موارد در جامعه‌ شاهد نابسامانی‌ در حوزه‌ اقتدار و هويت‌ اجتماعی‌ هستيم‌.

تاثير گروه‌ همسالان‌
عده‌يی‌ از كارشناسان‌ يكی‌ از دلايل‌ گرايش‌ نوجوانان‌ و بخصوص‌ دانش‌آموزان‌ به‌ استعمال‌ موادمخدر را مربوط‌ به‌ تاثير گروه‌ همسالان‌ و دوستان‌ می‌دانند. به‌ گفته‌ اين‌ عده‌ گروه‌ همسالان‌ در گرايش‌ به‌ اعتياد دانش‌آموزان‌ مقاطع‌ راهنمايی‌ و دبيرستان‌ نقش‌ بسزايی‌ دارند. طبق‌ تاكيد كارشناسان‌ آنان‌ الگوپذيری‌ و تاثيرپذيری‌ بيشتری‌ از گروه‌ همسالان‌ و دوستان‌ خود نسبت‌ به‌ والدينشان‌ دارند. اين‌ مساله‌ حتی‌ در نحوه‌ لباس‌ پوشيدن‌، صحبت‌ كردن‌، تفريحات‌ و سرگرمی‌ها و... نوجوانان‌ مشهود است‌.
اين‌ در حالی‌ است‌ كه‌ متاسفانه‌ تاكنون‌ مسوولان‌ و كادر آموزشی‌ از مساله‌ مهمتری‌ غافل‌ بوده‌اند. آنچه‌ متاسفانه‌ تاكنون‌ مورد توجه‌ قرار نگرفته‌ نحوه‌ آموزش‌ دانش‌آموزان‌ در مقطع‌ ابتدايی‌ بوده‌ است‌. در اينجا اين‌ سوال‌ مطرح‌ می‌شود كه‌ مسوولان‌ و كادر آموزش‌ مدارس‌ در مقطع‌ ابتدايی‌ برای‌ پيشگيری‌ از گرايش‌ به‌ اعتياد در ميان‌ دانش‌آموزان‌ چه‌ اقداماتی‌ انجام‌ داده‌اند؟ شرايط‌ خانوادگی‌ و نحوه‌ تربيت‌ دانش‌آموزان‌ چگونه‌ بوده‌ است؟ اينها سوالاتی‌ است‌ كه‌ بايد توسط‌ كارشناسان‌ و مسوولان‌ پاسخ‌ داده‌ شوند.

نقش‌ معلمان‌ و مربيان‌
بسياری‌ از دانش‌آموزان‌ نه‌ تنها اندكی‌ تاثيرپذيری‌ از والدين‌ نداشته‌ بلكه‌ از معلمان‌ و مربيان‌ آموزشی‌ و تربيتی‌ مدارس‌ نيز به‌ دليل‌ عدم‌ وجود رابطه‌يی‌ صميمی‌ و دو سويه‌ الگوبرداری‌ نكرده‌ و تقريباص نسبت‌ به‌ صحبت‌ها و رفتار مربيان‌ خود بی‌ تفاوت‌ هستند. دليل‌ اين‌ مساله‌ را نمی‌توان‌ تنها بی‌توجهی‌ دانش‌آموزان‌ دانست‌ بلكه‌ متاسفانه‌ معلمان‌ و دبيران‌ مدارس‌ نيز به‌ دليل‌ عدم‌ آموزش‌های‌ مناسب‌ نمی‌توانند با دانش‌آموزان‌ ارتباط‌ برقرار كرده‌ و ترجيح‌ می‌دهند كه‌ فقط‌ مشكلات‌ درسی‌ دانش‌آموزان‌ را حل‌ كنند و رفع‌ مشكلات‌ و كمبودهای‌ روحی‌، روانی‌ و عاطفی‌ دانش‌آموزان‌ را به‌ خانواده‌ و بيرون‌ از مدرسه‌ ارجاع‌ می‌دهند.
دكتر «شايان‌ مهر» در اين‌ رابطه‌ می‌گويد: در ٣٠ سال‌ سابقه‌ تدريس‌ رابطه‌يی‌ عاشقانه‌ توام‌ با احترام‌ و علاقه‌ با شاگردانم‌ داشته‌ام‌ و همواره‌ حس‌ انسانی‌ عميقی‌ بين‌ ما وجود داشته‌ است‌. اما متاسفانه‌ امروزه‌ كمتر شاهد چنين‌ روابطی‌ ميان‌ معلمان‌ و دانش‌آموزان‌ هستيم‌ زيرا امروزه‌ عمده‌ اهداف‌ مربيان‌، استادان‌ و معلمان‌ اقتصادی‌ شده‌ و كمتر به‌ اهداف‌ آموزشی‌ توجه‌ می‌كنند. البته‌ اين‌ عملكرد معلمان‌ غيرطبيعی‌ و غيرمسوولانه‌ نيست‌ زيرا آنان‌ به‌ عنوان‌ عضوی‌ از اين‌ جامعه‌ با مشكلات‌ فراوانی‌ دست‌ به‌ گريبان‌ هستند.
اين‌ استاد دانشگاه‌ تاكيد می‌كند: راهكار حل‌ اين‌ مشكلات‌ تقويت‌ ادبيات‌، هنر، سينما، ترويج‌ روحيه‌ نقدپذيری‌، رواج‌ آزادی‌، تصحيح‌ بروكراسی‌ و تغيير مشكلات‌ بنيادی‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ است‌.

توصيه‌های‌ انتظامی‌
سردار «مهدی‌ ابويی‌» رييس‌ مركز مبارزه‌ با مواد مخدر نيروی‌ انتظامی‌ درباره‌ گرايش‌ نوجوانان‌ به‌ اعتياد مواد مخدر تاكيد می‌كند: مهمترين‌ قشر جامعه‌ از لحاظ‌ سنی‌ كه‌ در معرض‌ خطر گرايش‌ به‌ اعتياد قرار دارد، قشر جوان‌ و نوجوان‌ است‌. اين‌ مساله‌ در حالی‌ است‌ كه‌ نمی‌توان‌ صرفا به‌ مراقبت‌ همه‌ جانبه‌ و همراه‌ با آموزش‌، توجيه‌ و اطلاع‌رسانی‌ و ارايه‌ هشدار از سوی‌ معلمان‌ و خانواده‌ اكتفا كرد. زيرا متاسفانه‌ به‌ علت‌ نارسا بودن‌ نحوه‌ بيان‌ هشدارها، حس‌ كنجكاوی‌ جوان‌ و نوجوان‌ تحريك‌ شده‌ و به‌ سوی‌ استعمال‌ مواد مخدر گام‌ بر می‌دارد. ارايه‌ هشدار به‌ علت‌ نارسا بودن‌ در نحوه‌ بيان‌ جملات‌ و محتوای‌ گفتار معمولا نتيجه‌ عكس‌ دارد. بنابراين‌ در اولويت‌ اين‌ مساله‌، آموزشی‌ توجيهی‌ همراه‌ با اطلاع‌رسانی‌ مفيد از سوی‌ معلمان‌ و خانواده‌ها به‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ است‌. بدين‌ منظور بهتر است‌ معلمان‌ و خانواده‌ها اطلاعات‌ عمومی‌ از اعتياد و مواد مخدر داشته‌ باشند. آنها می‌توانند اين‌ اطلاعات‌ را از طريق‌ سی‌دی‌های‌ آموزشی‌ و بروشورهای‌ اطلاع‌رسانی‌ منتشر شده‌ از سوی‌ نيروی‌ انتظامی‌ و وزارت‌ بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشكی‌ دريافت‌ كنند و بر اساس‌ اين‌ اطلاعات‌ فرزندان‌ خود را نسبت‌ به‌ مساله‌ اعتياد توجيه‌ كنند.
وی‌ می‌افزايد: در مدارس‌ نيز بايد حداقل‌ ٢ بار در طول‌ هفته‌ از سوی‌ معلمان‌ و مديران‌ پيرامون‌ مصرف‌ مواد مخدر و آثار جانبی‌ آن‌ اطلاعات‌ آموزشی‌ و هشداری‌ به‌ دانش‌آموزان‌ داده‌ شود. اين‌ مساله‌ حركتی‌ مستمر است‌ و نبايد به‌ هشدار سالی‌ يك‌ بار بسنده‌ كرد.
رييس‌ مركز مبارزه‌ با مواد مخدر نيروی‌ انتظامی‌ خطاب‌ به‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ می‌گويد: همواره‌ بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ خطر در كمين‌ جوانان‌ و نوجوانان‌ است‌. اين‌ افراد نبايد هر پيشنهادی‌ را كه‌ از سوی‌ دوستان‌ ارايه‌ می‌شود، قبول‌ كنند. بايد به‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ آموزش‌ داد كه‌ توانايی‌، مهارت‌، قدرت‌ و جسارت‌ در «نه‌» گفتن‌ را داشته‌ باشند و در صورت‌ مواجهه‌ با افرادی‌ كه‌ با ارايه‌ پيشنهادهای‌ مختلف‌ قصد فريب‌ آنان‌ را دارند، برخورد كرده‌ و در صورت‌ ادامه‌ پيشنهاد قطع‌ ارتباط‌ كنند.
وی‌ همچنين‌ از جوانان‌ و نوجوانان‌ خواست‌ كه‌ به‌ عوامل‌ فريبنده‌ در اطراف‌ مدارس‌ و مسيرهای‌ منتهی‌ به‌ آن‌ توجه‌ نكنند و خود را در معرض‌ خطر اعتياد قرار ن

 

اعتياد و روند رو به گسترش آن در آذربايجان شرقي

 

    1385/04/10
 

اعتياد پديده شومي است كه امروزه قدرت‌هاي سلطه‌گر و فرصت‌طلب براي از بين بردن ارزش‌هاي اخلاقي و اجتماعي و افكار روشن و بيدار و تسلط بر جوامع بشري از آن بهره مي‌گيرند.

در واقع مواد مخدر به صورت يكي از بزرگ‌ترين معضلات جهان كنوني ، كشورها و جوامع انساني را به طور جدي در معرض تهديد قرار داده و با ترويج انواع مفاسد و معضلات اجتماعي و اخلاقي قدرت تحرك و سازندگي آنها را تضعيف مي‌كند.

اهميت رويكرد كشورهاي سلطه‌گر به مواد مخدر زماني روشن مي‌شود كه بدانيم سود نامشروع حاصل از تجارت سالانه مواد فوق در جهان به ‪ ۷۰۰‬ميليارد دلار مي‌رسد.

ايران نيز به دليل شرايط جغرافيايي خاص خود از قبيل هم‌مرزي با بزرگ‌ترين كشور توليدكننده مواد مخدر و واقع شدن در مسير ترانزيت بين‌المللي مواد اعتيادآور از مشكلات متعددي در اين زمينه رنج مي‌برد.

آذربايجان شرقي نيز به عنوان دروازه ايران به اروپا جايگاه ويژه‌اي در قاچاق مواد مخدر داشته و رسوب مواد اعتيادآور ترانزيتي از ان در شهرها و روستاها ضررهاي جبران‌ناپذيري را متحمل مردم و منطقه مي‌كند.

بنا به گفته مسوولان انتظامي استان، هر چند آمار دقيقي از شمار معتادان مواد مخدر در آذربايجان شرقي در دست نيست، اما اطلاعات منتشر شده در خصوص كشف مواد مخدر حاكي از سير صعودي مصرف آن در استان در سال‌هاي گذشته است.

در همايشي كه پارسال در زمينه مبارزه با موادمخدر در تبريز برگزار شد ، يكي‌ازمعاونين فرماندهي انتظامي كشور تعداد معتادين شناسايي شده آذربايجان شرقي به نقل از فرمانده قبلي نيروي انتظامي استان را حدود ‪ ۱۰‬هزار نفر ذكر كرد.

اين در حالي است كه به باور كارشناسان بهزيستي و دست‌اندركاران مبارزه با مواد مخدر ، آمار واقعي معتادان به مواد مخدر اعم از تفريحي و دايمي چند برابر آمار رسمي موجود در اين زمينه مي‌باشد.

واقعيت اين است كه گسترش مواد مخدر در آذربايجان شرقي كه معتادان به ان نزديك به يك دهه قبل در بين مردم محلات تبريز انگشت‌نما بودند ، با سرعتي باورنكردني در بين مردم راه مي‌پيمايد.

دليل اين ادعا وضعيت روستاهاي آذربايجان شرقي از منظر مصرف مواد مخدر و شيوع استفاده از مشروبات الكلي است.

در حالي كه تا اوايل دهه ‪ ۱۳۷۰‬شمسي در روستاهاي آذربايجان شرقي معتادي يافت نمي‌شد و معتادان احتمالي نيز به دليل باورهاي ديني مردم جرات حضور در روستاهاي را نداشتند، امروزه دستيابي به مواد اعتيادآور در اين مناطق سهل‌تر از شهرهاست.

امروزه انواع مواد مخدر اعم از طبيعي و شيميايي به وفور در بين اقشار مختلف مردم به ويژه قشر جوان يافت مي‌شود و سن اعتياد همانند بسياري از نقاط كشور به زير ‪ ۱۵‬سال رسيده است.

افزايش شمار موارد كشف انواع مواد مخدر از دانش‌آموزان دختر و پسر در مقطع دبيرستان از ديگر نمادهاي بارز گسترش بي‌رويه مواد اعتيادآور در آذر - بايجان شرقي است.

در اين ميان خريد و فروش مواد اعتيادآور و توهم‌زاي شيميايي از قبيل " اكستازي " ، " شيشه " و " ال‌اس دي " به دليل قيمت پايين خود گوي سبقت از مواد مخدر طبيعي را در بازار ربوده است.

مقايسه‌آمار منتشر شده‌از سوي معاونت مبارزه با مواد مخدر نيروي انتظامي آذربايجان شرقي نشان مي‌دهد كه كشفيات انواع مواد مخدر توسط اين معاونت در فاصله سال‌هاي ‪ ۱۳۸۰‬تا پارسال ‪ ۳۰۰‬درصد رشد داشته است.

بنابر اين آمار در حالي كه حجم كشفيات مواد مخدر در آذربايجان شرقي در سال ‪ ۱۳۸۰‬به ‪ ۳۶۰‬كيلوگرم مي‌رسيد، اين رقم پارسال به دو هزار و ‪ ۲۱۹‬كيلو- گرم افزايش يافته است.

مقايسه آمار مزبور حاكي‌است كه از بين انواع مخدر، "حشيش گراس " در بين مصرف‌كنندگان مواد مخدر در استان محبوبيت بيشتري داشته به طوري كه ميزان كشف آن از ‪ ۹۲‬كيلوگرم در چهار سال قبل به يكهزار و ‪ ۱۲‬كيلوگرم در پارسال رسيده است.

با استناد به آمار ياد شده مي‌توان گفت كه " ترياك سوخته شيره" نيز رتبه دوم مصرف انواع مخدر در آذربايجان شرقي را داشته و ميزان كشفيات اين ماده مخدر با حدود ‪ ۴۰۰‬درصد افزايش از ‪ ۲۳۲‬به ‪ ۷۴۸‬كيلوگرم در چهار سال گذشته افزايش يافته است.

تجزيه و تحليل آمار معاونت مبارزه با مواد مخدر آذربايجان شرقي همچنين حاكي از افزايش ميزان مصرف مرفين و هرويين در بين معتادان استان است به طوري كه ميزان كشفيات اين دو ماده نيز نسبت به چهار سال پيش به ترتيب با ‪ ۳۰۰‬و ‪ ۷۰۰‬درصد افزايش از ‪ ۱۴‬به ‪ ۴۳‬كيلوگرم و از‪ ۲۲‬به ‪ ۱۴۲‬كيلوگرم افزايش يافته است.

آمار معاونت يادشده در ارتباط با قاچاقچيان موادمخدر به عنوان سوداگران مرگ در استان نيز نشان مي‌دهد كه شمار دستگيرشدگان اين بخش از ‪ ۱۹۱‬نفر در سال ‪ ۱۳۸۰‬به ‪ ۲۰۱‬نفر در سال گذشته رسيده است.

اين آمار همچنين حاكي از آن است كه شمار توزيع‌كنندگان مواد مخدر كه از آنان به عنوان خرده فروشان و عوامل ريزپاي مافياي مواد مخدر ياد مي‌شود با بيش از ‪ ۵۰‬درصد افزايش از يكهزار و ‪ ۳۸۱‬نفر در اوايل دهه ‪ ۱۳۸۰‬به دوهزار و ‪ ۲۶۳‬نفر در پارسال افزايش يافته است.

شمار معتادن آذربايجان شرقي در آمار معاونت مبارزه با موادمخدر نيروي انتظامي استان در سال گذشته هفت هزار و ‪ ۱۷۰‬نفر ذكر شده كه با توجه به مطالب فوق‌الذكر خيلي دقيق به نظر نمي‌رسد.

نكته جالب توجه در آمار مزبور در ارتباط با معتادان مواد مخدر در آذربايجان شرقي افزايش حدود ‪ ۱۰۰‬درصدي شمار آنان و رسيدن تعداد معتادان از چهار هزار و ‪ ۸۷۱‬نفر در سال ‪ ۱۳۸۰‬به هفت هزار و ‪ ۷۱۰‬نفر در سال گذشته مي‌باشد.

افزايش شمار باندهاي متلاشي شده قاچاق مواد مخدر توسط معاونت مبارزه با موادمخدر آذربايجان شرقي در طول مدت ياد شده دال بر گسترش شبكه‌هاي تهيه، توزيع و فروش ان در استان است.

بر اساس آمار معاونت مزبور در حالي كه در سال ‪ ۱۳۸۰‬تنها پنج باند قاچاق و توزيع مواد مخدر در استان ، شناسايي و متلاشي شده بود اين رقم در سال گذشته به ‪ ۴۵‬مورد رسيد ك نشاندهنده رشد ‪ ۸۰۰‬درصدي در اين زمينه است.

البته تلاش‌هاي جان بركفان نيروي انتظامي براي مبارزه با اين مواد خانمان سوز در استان به صورت مداوم براي تنگ كردن عرصه به دلالان موادمخدر به صورت شبانه‌روزي ادامه داشته است.

تلاشگران معاونت مبارزه با موادمخدر نيروي انتظامي استان بااجراي برنامه هاي مختلف سعي در كشف محموله‌هاي موادمخدر و قاچاقچيان آن داشته‌اند كه كشف محموله ‪ ۱۶۹‬كيلوگرمي ترياك درنوروزامسال نمونه‌اي ازپيگيري‌هاي خستگي‌ناپذير آنان براي رهاندن خانواده‌ها از بلاي ويران‌كننده است.

فرمانده نيروي انتظامي آذربايجان شرقي در گفت و گو با خبرنگار ايرنا با اشاره به تشديد فعاليت‌هاي مبارزه با موادمخدر، كشف وضبط ‪۵۸۵‬كيلوگرم انواع مواد مخدر در استان طي سه‌ماهه اول سال جاري را از دستاوردهاي اين نيرو ذكر كرد.

سردار محمدعلي نصرتي گفت: در همين مدت دو هزار و ‪ ۵۵۹‬نفر نيز در ارتباط با قاچاق، توزيع و فروش مواد مخدر در سطح استان دستگير شده‌اند.

وي، تشكيل كلاس‌هاي آموزشي، آگاه‌سازي همگاني و اجراي برنامه‌هاي فرهنگي را از ديگر اقدامات فرماندهي استان در راستاي مبارزه با پديده شوم اعتياد در آذربايجان شرقي برشمرد.

وي اظهارداشت: در بخش آموزش همگاني در سه ماهه اول سال جاري هشت هزار و ‪ ۵۰۰‬نفر نسبت به عواقب سو استفاده از مصرف مواد مخدر در مدارس ، مساجد ، كارخانجات و دانشگاه‌هاي استان آموزش داده شده‌اند كه نسبت به مدت مشابه پارسال بيش از ‪ ۱۰‬برابر رشد نشان مي‌دهد.

سردار نصرتي ،آموزش ‪ ۷۰۰‬سرباز و ‪ ۸۰۰‬نفر از اوليا و مربيان مدارس استان در سه‌ماهه اول سال‌جاري رااز ديگر فعاليت‌هاي شاخص نيروي‌انتظامي آذربايجان شرقي در راستاي مبارزه با اين پديده شوم عنوان كرد كه به گفته وي نسبت به مدت مشابه سال گذشته بيش از شش برابر افزايش يافته است.

وي همكاري مداوم با كانون "تولد دوباره كوثر" ، مركز بازپروري معتادان در تبريز ، برگزاري نمايشگاه‌هاي فرهنگي و همايش‌هاي تخصصي براي معاونين و كاركنان معاونت مبارزه با مواد مخدر را از ديگر اقدامات فرماندهي انتظامي آذربايجان شرقي در زمينه پيشگيري و مبارزه با اعتياد برشمرد.

فرمانده‌انتظامي آذربايجان‌شرقي افزود: همچنين بيش از ‪۲۰‬هزار نسخه بروشور آگاه‌سازي جوانان و والدين در خصوص اعتياد و مواد مخدر در نمايشگاه‌ها و همايش‌هاي متعدداستان توزيع شده است.

در هر حال به نظر مي‌رسد كه مقابله با پديده شوم اعتياد به ويژه پيشگيري از گسترش آن در بين جوانان آذربايجان‌شرقي به عنوان نيروهاي سازنده و مولد جامعه، نيازمند اهتمام بيشتر مسوولان و دستگاه‌هاي ذيربط است.

بايد به خاطر داشت كه هر گونه تعلل در اتخاذ راهكارهاي كاربردي در اين خصوص به تباهي نسل جوان و تشديد معضلات اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي ناشي از آن خواهد انجاميد.

 

فحشا را نه تنها بعنوان ابزار وحشیانه تسلط جنس مذکر بلکه آنرا باید به مثابه راوبط ناعادلانه اقتصادی و اجتماعی ارزیابی کرد. رشد نجومی و همه جانبه تن فروشی زنان در ایران، افکار عمومی جامعه و تاحدودی خبرگزاریها و نشریات خارجی را نیز به خود مشغول ساخته است. آنچه که این ناهنجاری اجتماعی را به یکی از مشغله¬های فکری فعالین جنبش زنان و جنبشهای انقلابی ایران و حتی مردم عادی تبدیل کرده، گسترش فاجعه بار آن در جامعه و کشیده شدن هر روزه جوانان بسیاری به پارکها و خیابانها و اشتغال زنان و دختران و حتی پسران به تن فروشی شده است. بر طبق آمارهای دست و پا شکسته و تحریف شده حدود یک میلیون و هفتصد هزار زن در خیابانها زندگی می¬کنند و حدود 200 تا 300 هزار نفر از آنان برای تامین معاش خود و فرزندانشان تسلیم تن فروشی میشوند.

تنها ظرف شش ماه اول سال گذشته صدها عشرتکده فاش و حدود بیست و پنج هزار نفر در رابطه با فحشا دستگیر شده¬اند. عوامل متعددی در جامعه موجب پیدایش ناهنجاریهایی از جمله فحشا هستند، مهمترین آن که مسئله¬ای تعیین کننده است، وضعیت مشقت بار اقتصادی حاکم برجامعه است. فحشا معمولاً ناشی از کمبود امکانات زیستی و یا تحت فشار صورت می¬گیرد. آمارها نشان میدهند که بسیاری از زنان و دختران تن فروشی را برای گذاردن حداقل¬های زندگی خود و خانواده¬هایشان پذیرفته¬اند و بسته شدن درهای بازار کار برروی بخشهایی از جمعیت، یعنی زنان است که زنان دارای مشکلات اقتصادی و فرهنگی را جذب فحشا می¬کند. تن فروشی و یا دقیقتر بگوییم اجاره آن برای استفاده جنسی، آخرین راه حل ممکن برای افرادی است که دیگر امکانات متعارف و قانونی اقتصاد و حمایت گرانه از جمله کارکردن یا بهره جویی از کمکهای اجتماعی برایشان غیرقابل دسترسی است.
در این میان باندهای مافیایی و شبکه¬های خرید و فروش انسان با وعده¬های دروغین برای اعزام دختران به کشورهای دیگر، برای دست یابی به آینده¬ای بهتر، آنان را به خانه های تجارتی در سایر کشورهای منطقه فرستاده و آنها را به مالکین جدید و شیخ¬های عرب حاشیه خلیج فارس می¬فروشند. افزایش جمعیت در جامعه نامتعادل و خفقان زده¬ای مثل ایران در سالهای گذشته به همراه ناهنجاریهای اقتصادی و پیامدهای آن یعنی بیکاری و بی ثباتی بازار کار و اشتغال، عدم مسکن مناسب برای بخش بزرگی از جامعه، عدم وجود خدمات بهداشت و درمان عمومی و خدمات اجتماعی برای خانواده¬های کم درآمد و بی بضاعت و بی سرپرست و زنان سرپرست خانواده و ناهنجاریهایی در سیستم آموزش و از همه مهمتر وجود اختلاف شدید طبقاتی در جامعه و مسائل اجتماعی دیگر از جمله خشونت علیه زنان و دختران، جداییهای خانوادگی و بی آیندگی جداشدگان، سرخوردگیهای اجتماعی، فقر عاطفی و محرومیت از محبت، ازدواجهای اجباری و زودرس، ناهنجاریهای آسیبزای جامعه را به منتهای خود رسانیده و پیامدهای ناشی از آن را افزایش داده است.
دختران و زنان فراری که بیشترین تنگناهای فرهنگی و اقتصادی و روانی را تجربه کرده¬اند و تنها چیزی که در این موقعیت به آن می اندیشند، فرار از این شرایط است. برطبق آمارها از میان 147 زن خیابانی .6 درصد از سنین 13 تا 20 سالگی وارد این کارشده¬اند. آمارهای دختران فراری تنها در شهر تهران در سال 1380 نسبت به سال 1379 از 1200 نفر به 5000 نفر رسیده که این نسبت در سال 81 به بیش از 6 هزار نفر رسیده است. سن دختران گرفتار از 16 سالگی در سال 79 به 13 سالگی در سال 82 رسیده است.

و از این تعداد دختران 27/7 درصد در خیابانها منزل کرده¬اند و بقیه در پارکها و بخشی هم به خانه دوستان پناه آورده¬اند. گاهی این دختران تحت شرایط تحمیلی قرار گرفته و بخاطر ترس از برگشت به خانه و شرایط و محیط و آموزشی مانوس، به خیابانها پناه برده و گرایش به تن فروشی پیدا می¬کنند. از جمله شرایط تحمیلی خشونت و سواستفاده جنسی در دوران کودکی فرد است که طبق آمار سازمان بهزیستی حدود23 درصد از روسپیان در دوران کودکی مورد سواستفاده های جنسی قرار گرفته¬اند و 12 درصد این اعمال از سوی نزدیکترین افراد فامیل انجام گرفته است.

با توجه به تمام معضلات جامعه و آنچه که اشاره کردیم کارگزاران و مسئولان ج.ا به جای رسیدگی به مشکلات واقعی جامعه هر روز دست به ایجاد طرحهای جدیدتری میزنند تا به این وسیله صدای اعتراض جامعه را در مقابل وجود چشمگیر این ناهنجاریها که در حال گسترش است ساکت نمایند. طرحهایی که تنها شکل مقوله را تغییر میدهند نه اصل آنرا ، طرح خانه¬های ریحانه و نگهداری اجباری دختران فراری و یا طرح خانه های عفاف که بر اساس آن، قرار است یک موسسه رسمی با ثبت مدت و دریافت اجرت ازدواج موقت، متقاضیان را به هتلها معرفی کند و این طرح در نظر داشت زنان خیابانی را جمع آوری کرده و به این مراکز جنبه ای شرعی دهد .
تمام این طرحها نشان دهنده شکست فاحش سیاستگزاری اجتماعی، پند و مواعظ اخلاقی کسل کننده دو دهه اخیر جمهوری اسلامی است

 

خودکشي و اعتياد در ميان دانشجويان

تغو بسياري از برنامه هاي جنبي دانشجويان، ممانعت از برگزاري سمينارهاي دانشجويي، لغو مجوز فعاليت ده ها نهاد دانشجويي، احضار بسياري از دانشجويان به کميته هاي انضباطي، توقيف نشريات دانشجويي، تعليق و اخراج دانشجويان، و از جمله برخي از فعالان شناخته شده جنبش دانشجويي مانند پيمان عارف و مهدي اميني زاده، لغو قرار داد با برخي از اساتيد دانشگاه در کنار بازداشت رامين جهانبگلو و... اضطراب را بر فضاي دانشگاه هاي کشور حاکم کرده است.

در چنين شرايطي است که روي آوردن دانشجويان به روش هايي همچون اعتصاب غذا و حتا خودکشي که در دو هفته اخير در ميان برخي دانشجويان در دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتي شريف و دانشگاه سهند تبريز ديده شده، بايد زنگ خطري جدي تلقي شود و البته براي گوش هاي شنوا. فشارهاي مختلف سياسي و اجتماعي وارده بر دانشجويان تا همين بهمن ماه گذشته به خودکشي 28 دانشجو ختم شده است. اگر چه در دو ماه اول سال جديد، هنوز آماري از خودکشي دانشجويان ارائه نشده اما روزنامه همشهري در نخستين روزهاي ارديبهشت ماه خبر از خودکشي همزمان دو دانشجو در خوابگاه ابوريحان تهران داد. گسترش زيرپوستي گرايش به مواد مخدر در دانشگاه ها نيز روي ديگر سکه اي است که اين روزها به زور قدرت در دانشگاه هاي کشورضرب مي شود.

چرا خودکشي؟

افزايش فشار کميته هاي انضباطي بر دانشجويان، همراه با ديگر عوامل بازدارنده اجتماعي، اقتصادي مي تواند آثار زيان باري در پي داشته باشد. افزايش خودکشي در ميان دانشجويان در ماه هاي اخير تنها يک نمونه از اين آثار زيان بار است. پانزدهم بهمن ماه گذشته، رييس حراست کل وزارت علوم تاييد کرد که تنها در چند ماه پاييز و زمستان سال 84 بيش از 24 تن از دانشجويان دست به خودکشي زده اند. اصغر زارعي، در گفت و گو با خبرگزاري مهر همچنين اعلام کرده بود که تنها درچهار ماه مهر تا پايان دي ماه 84 ، 28 مورد خودکشي در دانشگاه هاي دولتي رخ داده که 2 مورد آن منجر به فوت شده است.او همچنين گفته بود که: "از اين 28 مورد، 7 مورد به برادران و 21 مورد به خواهران مربوط مي شود."

مديرکل حراست وزارت علوم در توضيح اين وضعيت ادعا کرد: "در چهار ماه اخير بيشتر اعتراضات صنفي دانشجويان در حوزه هاي طبخ و کيفيت غذا، کمبود امکانات رفاهي از جمله تجهيزات گرمايشي و سرمايشي و قطعي آب در خوابگاه ها، فشرده بودن دانشجويان در اتاق خوابگاه ها و نياز به امکانات جانبي از جمله خط اينترنت و کامپيوتر در خوابگاه ها بوده است."

اما چندي نگذشت که معلوم شد اين خودکشي ها تنها ناشي از فقدان رفاه کافي در خوابگاه ها نبوده، بلکه دلايل ديگ نيز داشته است. از جمله يکي از دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف در جريان صدور حکم تعليق از ادامه تحصيل توسط کميته انصباطي دست به خودکشي زده بود. سايت خبري ادوار نيوز، درباره چگونگي اقدام به خودکشي اين دانشجو نوشت اين دانشجو که "به دنبال اعتراضات دانشجويي اسفند ماه گذشته اين دانشگاه نسبت به دفن شهدا در دانشگاه به مدت دو ترم از ادامه تحصيل در اين دانشگاه تعليق شده است شنبه شب [16 ارديبهشت ماه]، درخوابگاه دانشگاه شريف اقدام به خود كشي كرد." به نوشته ادوار نيوز "اين دانشجوي تعليق شده خود فرزند شهيد" بود.

نمونه ديگر خودکشي يکي از دانشجويان کارشناسي ارشد دانشگاه بهشتي است. يك دانشجوي كارشناسي ارشد صنايع غذايي که در آبان ماه گذشته خبر خودکشي او منتشر شد. اين دانشجو که علي راستي نام داشت، که در حال تکميل پايان نامه اش بود، با پرتاب خود از طبقه ششم خوابگاه شماره يازده دانشگاه علوم پزشکي بهشتي جان باخت. مسئولان اين خوابگاه دليل اقدام به خودکشي علي راستي را مشكلات تحصيلي، مالي و عاطفي اعلام کردند، اما اندکي بعد معلوم شد که او سال گذشته با رتبه 5 در کنکور مقطع دکترا قبول، اما در جريان گزينش عقيدتي، از ادامه تحصيل در اين مقطع باز ماند. روزنامه همشهري نيز سوم ارديبهشت ماه جاري خبر خودکشي دو دانشجوي ديگر را منتشر کرد. به نوشته همشهري منصور.م دانشجوي رشته مهندسي ماشين آلات و مجيد يکي ازدانشجويان رشته زراعت دانشگاه تهران درخوابگاه پرديس ابوريحان خودکشي کردند؛ که هر دو مورد منجر به مرگ شد.

اعتياد و افسردگي

از سوي ديگر نگراني از شيوع گرايش به مواد مخدر در ميان دانشجويان نيز رو به افزايش است. به گفته حميد صرامي، مدير كل فرهنگي و پيشگيري ستاد مبارزه با مواد مخدر، قريب به 13.3 درصد دانش‌آموزان و 20 درصد دانشجويان در معرض خطر مصرف مواد مخدر هستند.اين مقام مسئول دو هفته پيش اعلام کرد که تاکنون "يک صد و شانزده هزار دانشجوي دانشگاههاي دولتي آموزش پيشگيري از مواد مخدر ديده‌اند."

افزايش اعتياد در ميان دانشجويان که يکي ديگر از عوارض ايجاد محدوديت براي دانشجويان است، بعد از سرکوب جنبش دانشجويي در تيرماه 78 ابعاد گسترده تري يافته است. اعتياد در کنار شيوع افسردگي در ميان دانشجويان و افزايش خودکشي سه مشخصه اصلي سرخوردگي دانشجويان و افزايش نااميدي در ميان آنان است. اگر چه مسئولان امور دانشجويي از ارائه آمار رشد مصرف مواد مخدر در دانشگاه ها پرهيز کرده اند، اما افزايش سيمنارها و جلساتي که به درخواست مسئولان برخي نهادهاي مرتبط با کنترل مواد مخدر در دانشگاه هاي کشور برگزار مي شود نشانه اي از افزايش گرايش به مواد مخدر در دانشگاه هاست. سايت شريف نيوز، در پايان سال 83 با انتشار آماري به نقل از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي مدعي افزايش 3000 درصدي اعتياد در ميان دختران دانشجو شده بود. اين سايت خبري همچنين تاييد کرده بود که روند استعمال مواد مخدر و دخانيات در ميان دانشجويان از سال دوم تا سال آخر دانشگاه رو به گسترش است.پيش از آن روزنامه جام جم يک نظر سنجي را منتشر کرده بود که بر اساس آن، ده در صد دانشجويان ايراني اعلام کرده بودند حداقل يک بار مواد مخدر استفاده کرده اند.

نگراني خود دانشجويان اما از چنين پديده اي به مراتب گسترده تر است چرا که بيش از 96 در صد دانشجويان در بيست و يک دانشگاه بزرگ کشور نگراني شديد خود را از شيوع موادمخدر در دانشگاه ها ابراز کرده اند. بر اساس آماري که خبرگزاري ايسنا منتشر کرده، از سال 79 تا سال 84، بيش از 3 هزار و 294 دانشجو كه ۴/۵۰ درصد آن زن و ۶/۴۹ درصد آن مرد بوده و۹۰ درصد آن ها در شهر سكونت داشته اند به دليل استفاده از مواد مخدر روانه زندان‌هاي کشور شده اند. آمار کل جرايم ورودي به زندان‌هاي دانشجويان کشور در ۵ سال گذشته ۱۸ هزار و ۶۱۱ مورد و سهم موادمخدر به کل جرايم ۱۸ درصد بوده است.

بسياري از کارشناسان بر اين باورند که گسترش فعاليت هاي فرهنگي، هنري، اجتماعي و سياسي در دانشگاه ها،در کنار ارائه آموزش هاي لازم به دانشجويان مي تواند نقش مهمي در مصون سازي دانشجويان داشته باشد. نتايج پژوهش ها "در سالهاي گذشته نشان داده است که فعاليت در سازمان هاي غيردولتي دانشجويي، برپايي نمايشگاه عکس و فيلم،اجراي نمايش و پر کردن اوقات فراغت دانشجويان به صورت مفيد در کاهش گرايش به مصرف مواد مخدر بسيار موثر بوده است."

اما آمارهايي که نشريه دانشجويي واژه در فاصله آبان ماه هشتاد و چهار تا فروردين ماه 85 منتشر کرده، جکايت از آن دارد که نه تنها کسي به فکر اين برنامه ريزي ها نيست، بلکه "به فاصله كمتر از 5 ماه از استقرار كامل دولت، 15 مورد حكم زندان براي دانشجويان صادر شده است، در 55 مورد دانشجويان به نهادهاي امنيتي و قضايي احضار شده اند، 19 حكم تعليق از تحصيل براي ايشان از سوي كميته هاي انضباطي صادر شده، 11 حکم اخراج صادر شده است،در راه فعاليت هاي آزاد 20 انجمن هاي دانشجويي مانع ايجاد شده است، در 5 مورد به صورت جدي فعاليت هاي انجمن ها از سوي مديران دانشگاه ها متوقف شده است، 10 نشريه دانشجويي توقيف شده اند و صدها نفر از دانشجويان به دلايل گوناگون به كميته هاي انضباطي احضار شده اند."

اين اتفاقات در زماني رخ مي دهد که برخي از مقامات دولتي خود نيزاز تغيير الگوي مصرف مواد مخدرسنتي به مواد مخدر صنعتي در ميان جوانان و بخصوص دانشجويان اظهار نگراني کرده اند. فدا حسين مالكي، دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر، يکي از اين مسئولان است که چندي پيش گفت: "تشكل هاي دانشجويي بايد در معادلات سياسي، فرهنگي، اقتصادي، و اجتماعي كشور تاثيرگذار باشند و اين يكي از اين عرصه‌هاي مهم، مبارزه با مواد مخدر و پيشگيري از اعتياد است."

مقامات دولتي در ماه هاي اخير بارها و بارها از "دانشمندان جوان ايراني" که در فعاليت هاي مورد نظر آنان نقش داشته اند، تجليل کرده اند. اما به نظر مي رسد منظور اين مقامات به هيچ وجه دانشجوياني نيست که علاوه بر دانش، به آزادي و حقوق قانوني خود نيز مي انديشند.

 

کودکان خیابانی قربانیان فقر و فحشا -
 

برنامه روز جهانی کودک در سنندج:
کودکان خیابانی قربانیان فقر و فحشا
ایسکانیوز ـ روز پنجشنبه راهپیمایی کودکان شهرستان کردستان که متشکل از کودکان خیابانی، کودکان کار، کودکان دبستانی، کودکان مهد کودک‌ها در میان شور و اشتیاق مردم برگزار شد.
به گزارش سرویس اجتماعی ایسکانیوز، به نقل از پایگاه خبری (koodekan)، این راهپیمایی از ساعت 8:30 صبح با حرکت گروه‌های کودکان از همه نقاط شهر به طرف خیابان حسن آباد و مرکز شهر انجام شد.
گروه‌های کودکان به منظور جلب توجه بیشتر لباس‌های سنبلیک و ماکس‌های مختلفی پوشیده بودند.
کودکان با خود شعارها، و پلاکاردهایی حمل می‌کردند که روی آنها نوشته شده بود: کار کودکان ممنوع، استثمار کودکان ممنوع، اعلام ممنوع، خشونت ممنوع، کودکان خیابانی باید تامین اجتماعی و زیستی شوند، کودکان خیابانی، قربانیان فقر و فحشا.
این حرکت و تجمع به مدت 4 ساعت ادامه داشت، مردم و کودکان در محل تجمع طومارهای کمپین اعتراض دفاع از کودکان خیابانی و کمپین اعتراض در دفاع از معلولین و قربانیان ناشی از انفجار مین را به عنوان پشتیبانی از کمپین 4 امضا کردند و مراسم در میان شور و اشتیاق مردم به پایان رسید.
این مراسم به فراخوان کانون دفاع از حقوق کودکانی که یک تشکل غیردولتی است انجام گرفت.

سن فحشا در ايران از 13 سالگي آغاز مي شود

 


كارشناس آسيب هاي اجتماعي ، آمار مراكز فحشا در سطح شهر تهران را 8 هزار باند اعلام كرد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي ايلنا معيني كارشناس آسيب هاي اجتماعي، در همايش بررسي آسيب هاي اجتماعي، گفت: طبق آمار در مدت 7 سال متوسط سن فحشا از 28 سال به زير 20 سال رسيد.
وي افزود: در حال حاضر كف اين سن تا 13 سالگي پايين آمده است يعني در ميان نوجوانان به طور روزافزوني گسترش يافته است.
اين كارشناس مسائل اجتماعي تصريح كرد: بين 300 تا 600 هزار زن خودفروش در جامعه ما قابل رديابي هستند. وي در ادامه خاطرنشان ساخت: بسياري از دانش آموزان دبيرستاني اين معضل اجتماعي را به طور رسمي
مي پذيرند.
اين كارشناس آسيب هاي اجتماعي گفت: برخي از دانش آموزان دختر علت افزايش زنان خياباني و گرايش خود را به اين معضل را ايجاد فرصت انتخاب همسر و كسب درآمد بسيار اعلام كرده‌‏اند.
معيني، ايران بزرگترين بازار مصرف مشروبات الكلي در خاورميانه عنوان كرد.
اين كارشناس آسيب هاي اجتماعي از افزايش ميزان تقاضا در ايران ياد كرد و گفت: مشروبات الكلي كه در حال حاضر وارد ايران مي شوند، بيشتر از 40 درصد الكل دارند.
معيني جوانان را به عنوان بيشترين مصرف كننده مشروبات الكلي و قرص هاي شادي آور را معرفي كرد.

 

دانش آموزان به دنبال زنان خياباني و معتادان و سارقان.
به گزارش خبرنگار نسل سوم يك دبيرستان دخترانه در منطقه 17 تهران، به دانش آموزان خود موضوعاتي چون اعتياد، دختران و زنان خياباني، دزدي و روابط ناسالم! را براي تحقيق ميداني درس آنها تكليف كرده و نمايشگاهي هم براي نمايش دستاوردهاي آنان ترتيب داده است!
سوال اينجا است كه ارائه چنين تكاليفي به دانش آموزان كم سن و سال، دختر باشد يا پسر، با چه هدفي صورت مي گيرد؟! سوالي كه از مسئولان برخي مدارس و وزارت آموزش و پرورش بايد پرسيد اين است كه با چه منطق و توجيهي، نوجوانان كم سن و سال را به كام خطر و بدآموزي مي فرستند و سرمشق هاي خطرناك را به عنوان تكليف درسي در نظر مي گيرند؟! و به طور كلي اين گونه مدارس براي اتخاذ تصميم هاي محيرالعقولشان از چه منبعي كسب تكليف مي كنند؟
جالب تر اينكه اخيراً در برخي مدارس راهنمايي تهران نيز كلاس هايي تحت عنوان «آموزش پيشگيري از ايدز» برگزار شده كه مسائل و مباحث جالب انگيزناكي! در آنها آموزش داده مي شود!

زنان خياباني

طبق آمار رسمي ، بيش از 600هزار زن خياباني تا‌كنون رد‌يابي شده‌اند. اين آمار رسمي است و آمار واقعي چندين برابر اين رقم مي‌باشد. اغلب آنها به دليل فقر و نياز مادي به اين مسأله روي آورده‌اند و ما‌بقي نيز ريشه‌هاي رواني داشته‌اند. آمارها نشان مي‌دهد كه تا سال 70 سن دختران فراري و زنان خياباني 25سال بوده، و در سال 1378 سن دختران فراري به 16 سال رسيد. از سال 1379 اين ضايعه ميان دختران 7 تا 14 سال رواج يافته است و در آخر سال 84 سن فحشا 13 سال اعلام شده است.

بر اساس نمونه‌هاي بسيار به دليل فقرمطلق بعضاً براي خوردن يك وعده غذاي معمولي و يا مبلغ 5000 تومان تن به خودفروشي داده‌اند. بر‌ اساس آمار اعلام شده در مطبوعات، از سال 57 تا كنون فحشا 683درصد افزايش يافته است.

در صحبت با زنان خياباني اين حقيقت مشهود است كه بالاترين شكنجه را در فروش جسم و تحقير روح خويش متحمل مي‌شوند. حتي كارشناسان نيز به اين حقيقت اعتراف نموده‌اند كه بحث فحشا در فقر خلاصه مي‌شود. علاوه بر آن، نيمي از اين زنان قبل از 15‌سالگي مورد خشونت جنسي قرار گرفته‌اند. و اين عمل شنيع اغلب توسط پدر، برادر، دايي و عمو صورت گرفته است. فرهنگي كه در سالهاي قبل كسي به‌ياد نمي‌آورد, شنيده باشد.

لازم به يادآوري است كه به دليل اين سوءاستفاده هاي جنسي از زنان و دختران, روزانه بيش از 60 كودك فقط درتهران سقط‌جنين مي‌شود و هر ماه 300 كودك را جلو حرم امام رضا سر راه مي‌گذارند. فقط در سطح شهر تهران طبق آمارهاي كارشناسان 8000 مركز فحشا وجود دارد.

جامعه‌‏شناس و استاد دانشگاه، درگفتگو با ايلنا عامل اقتصادي، فقر، طلاق، اعتياد و بيكاري و حاشيه‌نشيني را از عوامل فحشا برمي‌شمرد. وي هم‌چنين مي‌گويد مردان معتاد زنان خود را وادار به خودفروشي مي‌كنند و سن فحشا از 11 تا 17سال و ماكزيمم18سال قرار دارد و علت آن، فرار دختراني است كه به‌علت بي‌سرپرستي يا بدسرپرستي و آزار جسمي و روحي و اعمال فشار و محدوديت وارد بازار فحشا مي‌شوند.

 

به اوين كه رفته بودم، رئيس زندان مي گفت بيشتر زناني كه اينجا هستند، جرمشان مواد مخدر است. اكثرا اعتياد و برخي هم خريد و فروش.

    سخنان محمود سالاركيا، معاون دادستان در امور زندان ها هم آمار رئيس زندان اوين را تاييد مي كند: <در حال حاضر حدود 50 درصد زندانيان زن در رابطه با مواد مخدر و اعتياد هستند كه اين آمار در چند سال اخير براي زنان بي سابقه بوده است.>
    با اين وجود در آمارهاي رسمي و برنامه هاي پيشگيري و درمان اعتياد، زنان چندان به حساب نمي آيند و اعتياد همچنان جرم / بيماري مردانه پنداشته مي شود، به گونه اي كه تا چندي پيش هيچ گونه خدمات اختصاصي براي اعتياد زنان وجود نداشت و حتي برخي از مراكز، خدماتشان را فقط به مردان ارائه مي دادند.
    در مطالعات مربوط به اعتياد نيز اوضاع چندان بهتر نيست و آنگونه كه دكتر <آفرين رحيمي موقر> در مقدمه پژوهش خود مي نويسد: < در اكثريت قريب به اتفاق مقالات چاپ شده در مجلات علمي داخلي و خارجي و اسناد و گزارش هاي چاپ شده در زمينه اعتياد، زنان تنها گروه كوچكي از گروه مطالعه را تشكيل مي دهند و نتايج به تفكيك جنسيت ارائه نشده است. از سوي ديگر كليه اسناد به دست آمده در خصوص بررسي مصرف مواد و اعتياد زنان، مربوط به آخرين سال هاي قبل از انقلاب وپس از سال 1378 است و هيچ گونه سندي دال بر انجام مطالعه اي در 20 سال اول انقلاب وجود ندارد.>11(
    اولين دليل اين بي توجهي به اعتياد زنان شايد بالا بودن آمار اعتياد در مردان باشد و اينكه سوءمصرف مواد مخدر همچنان در مردان شايع تر از زنان است، اما هنگامي كه غلبه مردان در مصرف مواد از 90 درصد در بعضي جوامع سنتي آسيايي، در كشورهاي تازه استقلال يافته به 80 درصد مي رسد، در برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين تا 70 درصد پايين مي آيد و در برخي از كشورهاي توسعه يافته مانند انگلستان و آلمان 60 درصد گزارش مي شود، به نظر مي رسد بايد توجه بيشتري به شاخص هاي جنسيتي در زمينه اعتياد داشت.
    در ايران نيز با وجود اينكه بنابر آمار رسمي شيوع اعتياد زنان ايراني، نسبت به اكثر كشورهاي جهان كمتر است، اما شواهد نشان مي دهند آمار اعتياد زنان ايراني نسبت به كشورهايي همچون پاكستان و عمان كه مسلمان بوده و ساختار خانواده در آنها تقريبا مشابه ايران است، بالاتر است و بنابر پژوهش هاي انجام شده در اين زمينه وضعيت اعتياد زنان ايراني رو به وخامت مي رود.
    اين در حالي است كه اعتياد زنان در جامعه ما نابهنجارتر از مردان تلقي مي شود و زنان معمولا از مراجعه به مراكز درماني معتادان كه بيشتر مراجعه كنندگان آن را مردها تشكيل مي دهند، خودداري مي كنند و بنا بر جديدترين گزارش هاي منتشر شده از سوي دفتر پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي، آمار دقيقي از ميزان جمعيت زنان معتاد در كشور در دسترس نيست.22(
    چنان كه روشنك وامقي، مشاور امور بانوان ستاد مبارزه با مواد مخدر جمعيت زنان معتاد را بر اساس آمار مراجعان به مراكز درماني بهزيستي، چهار درصد اعلام مي كند.
     دكتر هومان نارنجي ها، معاون مركز تحقيقات اعتياد دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي با استناد به تحقيقي با عنوان <روش ارزيابي سريع وضعيت مواد اعتيادآور در ايران> كه با همت مركز تحقيقات اعتياد دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي انجام شده مي گويد 6/9 درصد معتادان كشور را زنان تشكيل مي دهند و بيژن نصيرمنش، دبير كل كاهش خسارات اعتياد معتقد است: <به ازاي هر يكصد مرد معتاد، 70 زن معتاد نيز وجود دارد كه اكثر آنها تحت فشار همسرانشان معتاد شده اند. يعني اگر حدود دو ميليون مرد معتاد در كشور وجود داشته باشد، حدود يك ميليون و 400 هزار نفر نيز معتاد زن در كشور وجود دارد.>
    با اين وجود اما، معدود پژوهش هاي انجام شده در اين زمينه، تفاوت هاي جنسيتي در مراحل مختلف اعتياد را به روشني نشان مي دهند.
    براساس پژوهشي كه در سه گروه معتادان زنداني ، معتادان خياباني ومعتادان مراجعه كننده به واحدهاي خود معرف صورت گرفته نزديك به نيمي از معتادان زن 55/49( نخستين بارپيشنهاد سوءمصرف مواد را از سوي اعضاي خانواده و بستگان دريافت كرده اند.
    توزيع فراواني پاسخگويان معتاد زن براساس اولين موقعيت سوءمصرف مواد، نيز حاكي از اين است كه بيش از نيمي از معتادان زن 66/52 درصد( نخستين بار در منزل اقدام به سوءمصرف مخدر كرده اند.
    بر اساس اين پژوهش دردهاي جسماني، كسب لذت، كنجكاوي، كمبود روابط عاطفي، شكست عشقي و مشكلات رواني از جمله عوامل فردي شروع سوءمصرف در بين زنان بوده و سپس عوامل خانوادگي نظير تنش ها، مشكلات خانوادگي، عدم كنترل و نظارت اعضاي خانواده بر رفتارهاي خود با 7/25 و مسائل اجتماعي نظير در دسترس بودن مواد و فشار دوستان در رتبه بعدي شروع سوءمصرف مواد مخدر زنان نقش داشته اند.
    در حالي كه مردان بيشتر تحت تاثير عوامل اجتماعي به مواد مخدر روي مي آورند و در نتيجه مي توان گفت شدت آسيب پذيري زنان در محيط هاي خانوادگي در قبال اعتياد به مواد مخدر بيش از مردان است.
    علاوه بر چگونگي اعتياد، نحوه گذر از مراحل مختلف اعتياد نيز در زنان متفاوت است، چنان كه به گفته دكتر سپيده سيگاري، كارشناس دفتر اعتياد سازمان بهزيستي اولين تجربه مصرف مواد تا شروع تزريق در مردان معتاد، 8 سال به طول مي انجامد در حاليكه اين روند براي زنان حدود دو سال است.
    دكتر سيگاري با تاكيد بر اينكه معمولا شيوه مصرف مواد مخدر اعتياد، شدت و عمق آن و رفتارهاي توام با مصرف مواد در ميان زنان معتاد با مردان متفاوت است، مي گويد: <معمولا در زنان روند مصرف مواد مخدر از اولين تجربه مصرف تا تزريق مواد سير سريعتري نسبت به مردان طي مي كند به طوري كه اعتياد زنان را شش سال زودتر از مردان از پاي درمي آورد.>
    تفاوت ديگر هم البته در نوع برخورد جامعه است، چرا كه: <هر معضل و پديده اي كه براي افراد عادي جامعه با انگ و برچسب همراه باشد، در مورد زنان آن جامعه چند برابر بيشتر بروز خواهد كرد و متاسفانه در خصوص اعتياد زنان نيز برخي ملاحظات و اخلاق گرايي در جامعه موجب ايجاد كوه يخ عميقي شده و به همين دليل آمار دقيقي از تعداد زنان و دختران معتاد در دست نيست.>
    از همين رو با وجود اينكه آمار وزارت بهداشت نسبت زنان معتاد به مردان را در كشور يك به 8 اعلام مي كند، دكتر سيگاري معتقد است: <بسياري از زنان معتاد به دليل همان مساله برچسب زني اعتياد خود را پنهان كرده و به مصرف مخفيانه مواد مي پردازند و احتمال مي رود كه تعدادشان بيشتر از اينها باشد.>
    اين تفاوت ها در شيوه هاي درمان نيـز خود را نشان مي دهند، به گونه اي كه به اذعان كارشناسان مراكز درماني تجربه نشان داده است: زنان تمام مراحل سم زدايي، شركت در جلسات مشاوره و درمان را بهتر پيگيري كرده و عود و بازگشت مجدد آنها به سمت مصرف مواد از مردان كمتر است و در صورتي كه مورد حمايت اجتماعي خانواده و اطرافيان قرار بگيرند، به شيوه هاي درمان بسيار خوب پاسخ مي دهند، به طوريكه بر اساس آمار ارائه شده از سوي مراكز ترك اعتياد ميزان موفقيت در مرحله سم زدايي در مردان 68 درصد است، در حاليكه زنان در مرحله سم زدايي با حدود 90 درصد موفقيت رو به رو هستند.
    بنا به گزارشي كه معاونت پيشگيري سازمان بهزيستي كشور و برنامه كنترل مواد مخدر سازمان ملل در سال 1379 ارائه كرد ه اند نيز زنان بيشتر از طريق اعضاي خانواده به خصوص همسرانشان به اعتياد كشانده مي شوند، همچنين مطالعات انجام شده در اين زمينه اعلام مي كنند كه مصرف مواد در زنان به خصوص مواد تزريقي، با آسيب هاي ديگر اجتماعي مانند فرار از منزل و روسپيگري همراه است و از اين رو است كه زنان نيازمند اقدامات درمان و بازتواني اختصاصي هستند كه شرايط خاص آنها را در مراحل مختلف اعتياد و درمان در نظر بگيرد.
    زنان معتاد آسيب پذيرترند
     از سـوي ديگر بايد توجه داشت كه بنا بر پژوهش هاي انجام شده زنان و دختران در مصرف مواد مخدر آسيب پذيرتر از مردان و پسرانند.
     نتايج يك پژوهش كه توسط مركز ملي اعتياد و سوءمصرف مواد مخدر وابسته به دانشگاه كلمبياي آمريكا و بين زنان 8 تا 22 ساله آمريكايي انجام شده حاكي از آن است كه علل مصرف مواد مخدر توسط دختران و زنان جوان با علل مصرف اين مواد توسط پسران و مردان جوان متفاوت است.
    طبق اين پژوهش دختران و زنان جوان در برابر سوءمصرف يا اعتياد به مواد مخدر آسيب پذيرتر از پسران و مردان جوان هستند و سريع تر تحت تاثير مواد مخدر قرار گرفته و زودتر از پسران از عواقب مصرف مواد مخدر آسيب مي بينند.
    طبق يافته هاي اين تحقيق كه در سال 2004 ميلادي انجام شده نرخ مصرف مزمن )مادام العمر( مواد مخدر در زنان پايين تر از مردان است، اما اين در حالي است كه طي سال 2000، 30درصد از كل موارد ملي پذيرش در مراكز درمان اعتياد را زنان تشكيل داده اند.
    اين البته همه ماجرا نيست و به اعتقاد <سهيلا صادقي فسائي> كه تحقيق مفصلي درباره زنان درگير با مواد مخدر انجام داده است، جامعه هم استفاده از مواد مخدر توسط زنان را به عنوان يك انحراف مضاعف در نظر مي گيرد. انحراف اجتماعي از رفتارهاي هنجار و نقش هايي كه از زن به عنوان زن انتظار مي رود.
    صادقي با اشاره به اينكه مروري بر تحقيقات اخير نشان مي دهد كه همواره نقش ها و توقعاتي كه نسبت به زنان وجود دارد، به توضيحاتي كه درباره درگيري زنان در مواد مخدر وجود دارد، شكل بخشيده است، مي گويد: <زنان معتاد اغلب به عنوان خاطيان از نقش هاي اجتماعي و افرادي كه نقش هاي مادري و نظارتي خود را فراموش كرده اند نگاه مي شوند و همين مساله آنها را بيشتر از مردان به انزواي اجتماعي مي كشاند و با خوردن برچسب <منحرف> عواقب اجتماعي و قانوني حادتري را پيش رويشان قرار مي دهد و در حقيقت با ناديده انگاشتن فاكتورهاي اجتماعي- فرهنگي و زمينه اي بر روي نقش زنان و پروسه هاي خرده فرهنگي تاكيد مي كنند.33(
    مركزي براي بازدرماني زنان معتاد وجود ندارد
    بـا در نظـر داشتن همين تفاوت ها است كه دست اندركاران دستگاه هاي دولتي نيز عاقبت به فكر ارائه خدمات ويژه به معتادان زنان افتادند و از راه اندازي اولين مركز DIC يا درمان گذري براي زنان معتاد تزريقي خبر دادند.
     اين در حالي است كه به گفته مدير كل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر هم اكنون 24 مركز درمان گذري ) (DIC در كشور فعال است و حدود سه هزار نفر از معتادان تزريقي كه همگي مرد هستند سالانه با مراجعه به اين مراكز سرنگ يك بار مصرف رايگان دريافت مي كنند، اما زنان معتاد در صورت نياز به خدمات بهداشتي فقط مي توانند به كلينيك هاي مثلثي زير نظر وزارت بهداشت مراجعه كنند و مراكزي به عنوان درمان گذري براي آنان وجود ندارد.
    طرح آمارهاي اعتياد حساس به جنسيت، ايجاد پناهگاه هاي ويژه درمانهاي اقامتي زنان معتاد، كاهش موانع مالي درمان اعتياد زنان، تعريف روش هاي مراقبت از فرزندان زنان معتاد، و آموزش سواد به زنان معتاد نيز از ديگر برنامه هايي است كه قرار است در سال جاري به عنوان اولين قدم در راه درمان اعتياد زنان، در دستور كار دستگاه هاي ذي ربط قرار بگيرد.
    <روشنك وامقي> مشاورامور بانوان ستاد مبارزه با مواد مخدر كه به تازگي در اين ستاد تاسيس شده است، با اذعان به اينكه بحث اعتياد زنان از بعد پيشگيري و درمان بسيار مغفول مانده است، تاكيد مي كند: <مراجع خارجي نيز در خصوص اعتياد زنان و مردان تفاوتهايي قـائـل بـوده و معتقدند توجه به اين تفاوتها در برنامه ريزي ها سبب دستيابي به درمان و پيشگيري موفق تر مي شود.>
    او با اعلام اينكه مطالعات خارجي حاكي از حداقل يك بار تحت خشونت فيزيكي يا جنسي بودن 90 تا 100 درصد زنان معتاد است، اين گروه را از نظر اقدامات پيشگيرانه حائز اهميت مي داند و مي گويد: < بعلاوه زنان به دليل انگ اجتماعي ناشي از اعتياد خود، سخت تر متقاضي درمان خودمعرف هستند.>
    وامقي مانع ديگر درمان اعتياد زنان را كم بودن حمايت همسر و خانواده از زنان معتاد مي داند، چرا كه: <مرد معتاد معمولا حمايت زن خود را سالهاي درمان دارد؛ اما زنان معتاد از همان ابتداي درمان از حمايت كمتري برخوردارند. بعلاوه زنان معتاد در عين حال مادر نيز هستند و به علت مشكلات ناشي از مراقبت از فرزندان با موانع بسياري براي درمـان هاي اقامتي روبرو هستند و وضعيت اقتصادي پايين زنان نيز خود، مانعي ديگر بر سر راه درمان آنهاست.>
    اعتياد؛ محور خشونت هاي خانگي
    هيولاي اعتياد فقط دامنگير زناني كه به مصرف مــواد مـخــدر روي آورده انــد نمي شود و اثرات منفي آن در زندگي زناني كه با مرد معتاد زندگي مـي كننـد نيز به روشني قابل مشاهده است.
    در سال هاي اخير اعتياد مردان يـكــي از عـمــده تــريــن دلايـل درخواست طلاق از سوي زنان بوده است و آمار خشونت عليه زنان نيز در خانواده هاي آلوده به اعتياد بيشتر است.
    شـايـع تـرين شكل خشونت خـانگـي در ايـن خـانـواده هـا، بهره كشي از زنان و دختربچه ها در قاچاق و رد و بدل كردن مواد مخدر است و در اغلب اوقات معتادان و توزيع كنندگان مواد مخدر با توسل به ضرب و شتم يا بـه كارگيري تهديد و آزارهاي رواني از زنان و دخترانشان براي انتقال موارد مخدر استفاده مي كنند.
    زن جواني كه در راهروي دادگاه خانواده براي دادخواست طلاق آمده، مي گويد: <شوهرم معتاد است و براي گرفتن مواد من را به در خانه توزيع كننده ها مي فرستد. اگر هم نروم يا آنقدر كتك مي خورم تا وادار به اطاعت شوم و يا بايد شاهد روانه شدن دختر 12 ساله ام به در خانه كساني باشم كه به هيچ كس رحم نمي كنند.>
    مسوولان مراكز مداخله در بحران هاي اجتماعي هم پرونده هاي متعددي از دختراني كه براي فرار از تبعات اعتياد پدر و برادرشان فرار كرده اند، دارند. نرگس 19 ساله كه بارها اقدام به فرار از منزل كرده، مي گويد از دست آزارهاي برادر معتادش كه سرپرستي او را بر عهده دارد، فراري شده است. برادري كه در ابتدا حق الزحمه قاليبافي هاي دخترك را دود هوا مي كرد و بعد كه مصرفش بالا رفت و پول قالي ها ديگر كفاف نمي داد تن دخترك را مي فروخت و خرج اعتيادش را درمي آورد.
    دختر بچه هايي كه در مراكز بهزيستي نگهداري مي شوند و از سوي پدران معتادشان آلوده مواد مخدر شـده اند، زناني كه مورد ضرب و شتم شوهران معتادشان قرار گرفته و خانواده هايي كه به خاطر اين بلاي خانمانسوز، همه هست و نيست شان را از دست داده اند نيز از ديگر آسيب هاي اعتياد براي زنان است كه به ندرت مورد توجه جدي قرار گرفته مي شود.
     از اين رو به نظر مي رسد با توجه به گسترش روز افزون اعتياد در بين زنان و آسيب هاي ناشي از اعتياد مردان بر روي همسران و دخترانشان، در نظر گرفتن حساسيت هاي جنسيتي در مطالعات و اقدامات مربوط به مبارزه با اعتياد از جمله ضرورت هايي است كه غفلت از آن مي تواند تبعات جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد.
    منابع:
    11) (فصلنامه رفاه اجتماعي- شماره 12- شيوع و الگوهاي مصرف مواد و اعتياد زنان در ايران(
    22) (روزنامهِ اعتماد پنجشنبه يكم تير ماه 1385 (
    
33)( زنان و مواد مخدر در ايران، سهيلا صادقي فسايي، جنس دوم، شماره يك(

از هر 4نفر در كشور يك نفر معتاد است و از اين تعداد 50درصد را معتادين زن تشكيل مي‌دهند.ولي تنها 5درصد از مراجعين به شعب مراكز پيشگيري را زنان تشكيل مي‌دهند. البته در مراجعه نيز اولويت با مردان مراجعه‌كننده است و اساساً مددكار اجتماعي براي زنان معتاد وجود ندارد و يا در كارهاي ديگر در امور اداري به‌كار گرفته شده‌اند. بودجه‌يي نيز براي زنان معتاد در دولت در نظر گرفته نشده است.

اغلب زناني كه معتاد شده‌اند، براي سوءاستفاده‌جنسي و به‌كارگيري آنان براي خريد و فروش و دلالي در امر مواد مخدر است. مواردي نيز به دليل اختلالات روحي و عصبي و هم‌چنين افسردگي بيش از حد، معتاد شده‌اند. اغلب زنان معتاد به وسيله پدر، برادر و شوهر به اعتياد كشيده شده‌اند. زنان به‌دليل نداشتن تجربه در امر استفاده از مواد مخدر در معرض خطرات بسياري از جمله ايدز و مرگ زودرس هستند. طبق خبري كه رژيم اعلام كرد در خرداد ماه سال جاري، 60 تن از زنان به دليل تزريق اشتباه هروئين جان خود را از دست داده‌اند. البته آمار مرگ و مير زنان معتاد بيشتر از اينهاست.

طبق آمار و ارقام علني 16ميليون نفر در کل كشور با اعتياد درگير هستند که 8 ميليون نفر آنان کودک مي‌باشند(زير 18سال) و در اين ميان تنها سهم شهر تهران از اعتياد، يک ميليون و 200 هزار نفر است که 600 هزار نفر آنان دختر هستند

 

دختران فراري، پديده نوظهوري بود كه با حاكميت آخوندها شكل گرفت. طبق يك آمار اعلام‌شده توسط خبرگزاري فارس، تعداد دختران فراری تنها در شهر تهران در سال 1380 نسبت به سال 1379 از 1200 نفر به 5000 نفر رسيده که اين رقم در سال 81 به بيش از 6 هزار نفر افزايش يافت، هم‌چنين سن متوسط دختران فراري از 16 سالگی در سال 79 به 10سالگی رسيد.

در سال 83 نرخ فرار دختران از خانه 50% و فرار زنان 26% افزايش يافته است. خبرگزاري فارس در تاريخ 28آبان 84 نوشت: طبق آمارهاي سال 83 بيش از350000 دختر فراري شناسايي شده اند، در تهران در عرض يك ماه4.600 دختر فراري به وسيله نيروي انتظامي دستگير شد، كه البته مجددا به خيابانها بازگردانده شدند.

لازم به ذكر است كه سالانه 80هزاردختر زير 23سال كه بسياري از آنان را دختران فراري تشكيل مي‌دهند، سقط‌جنين مي‌كنند.

به گفته مدير كل بهزيستي استان تهران سالانه به طور متوسط 2‌هزار دختر فراري و آسيب‌ديده از سوي نيروي انتظامي و يا به صورت خود‌معرف به بهزيستي ارجاع مي‌شود. (ايسنا28بهمن84)

علت فرار دختران و زنان در موارد زير خلاصه مي‌شود: فقر مفرط خانواده و سرپرست، طلاق والدين، اعتياد والدين، خشونتهاي خانگي كه به وسيله شوهر يا پدر و يا برادر اعمال مي‌شود. دختران فراري در اولين و يا دومين شب فرارشان از خانه به دليل نداشتن جا و مكاني كه به آن روي بياورند، مورد تجاوز و سوءاستفاده هاي جنسي قرار مي‌گيرند .

برخي از اين دختران فراري در مراكز زنان آسيب‌ديده بهزيستي نگه‌داري مي‌شوند. چندي پيش يكي از اين مراكز به اسم اميدوار به‌دليل ادعاي مالكيت آن توسط «بنياد مستضعفان» توسط مأموران تخليه و مصادره شد. مربي اين مركز كه قصد ممانعت از ورود مأموران و آواره شدن دختران آسيب‌ديده را داشته مورد ضرب و شتم مأموران قرار گرفته و به پزشك قانوني منتقل گرديد. دختراني كه در اين مكان بودند در كوچه‌هاي اطراف اين مركز رها شدند(ايسنا28بهمن84).

مددكار اجتماعي و عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي در مورد وضعيت اين دختران مي‌گويد دختري در اين مركز بود كه در زندان متولد شده بود و پس از به دار‌آويخته شدن مادرش از زندان خارج شده و به دست دوستان مادر كه اغلب هم بزهكار بودند بزرگ مي‌شود. در 7‌سالگي شاهد انجام يك قتل توسط سرپرستش بوده و پس از به زندان رفتن سرپرست آواره خيابانها مي‌شود و تا قبل از پناه‌آوردن به اين مركز در تعميرگاهي در جنوب تهران زندگي مي‌كرده است. دخترك اعتياد داشت و انواع آسيبهاي جنسي را تحمل كرده بود و تنها 13 سال داشت. اين دختر نمونه‌ايي از بچه‌هاي مركز اميدوار بود.

وي مي‌گويد: يكي از مشكلات مراكز بهزيستي دستور بازگشت دختران به خانواده‌هايشان است. بالغ بر 70 درصد افرادي كه به مراكز مداخله در بحران بهزيستي مراجعه مي‌‌كنند نبايد به هيچ‌عنوان به خانواده‌ها برگردند و نياز به كار تخصصي و نگهداري دارند. فرض كنيد دختر 13 ساله‌‌يي كه توسط پدرش مورد تجاور قرار گرفته، پدرش او را مي‌فروخته و ما او را در گوشه پارك پيدا كرديم بعد از 2‌هفته يا 6‌ماه چگونه مي‌توانيم او را به خانواده بازگردانيم.» (كانون زنان ايراني 8اسفند84

 

آمار اعتياد در افغانستان، به مراتب كم‌تر از آمار اعتياد در ايران است.
 

رئيس دادگاه انقلاب شيراز، صبح امروز در مراسم نابودى 5 تن مواد مخدر مكشوفه پليس در سال جارى گفت: آمار اعتياد در افغانستان، به مراتب كم‌تر از آمار اعتياد در ايران است.
به گزارش خبرنگار فارس در شيراز، جابر بانشى با پرسش اين سئوال كه مگر ما بيش‌تر از افغانستان، مواد مخدر داريم، اضافه كرد: بيش از 50 درصد زندانيان كشور، كسانى هستند كه در ارتباط با مواد مخدر دستگير شده‌اند.
رئيس دادگاه انقلاب شيراز تصريح كرد: دستگاه قضايي، عزم خود را جزم كرده تا با اين معضل مبارزه كند.
بانشى گفت: بايد به خانواده‌ها و جوانان، بيش‌تر آگاهى داد و دستگاه‌هاى ديگر نيز بايد با تمام توان و امكانات خود تلاش كنند تا بتوانيم اين معضل خانمان سوز را از كشورمان بيرون كنيم.

 

رشد آمار اعتياد به موادمخدر

مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس رشد آمار اعتياد به موادمخدر را هشداري جدي براي مسئولان و مردم دانست.
به گزارش خبرگزاري فارس از شيراز، حسين جعفري امروز در جمع خبرنگاران افزود: رشد مصرف هروئين‌، مواد مخدر تزريقي و قرص‌هاي روان‌گردان در يك دهه گذشته، لزوم گسترش مبارزه فرهنگي با اين معضل را يادآور مي‌شود.
وي با تصريح اين كه جامعه ما با بحران اعتياد دست به گريبان است، ادامه داد: ساليان دراز است كه مواد مخدر از راه‌هاي مختلف وارد كشور ما شده و هر ساله قربانيان زيادي مي‌گيرد، به طوري كه هر روز شاهد افراد معتادي هستيم كه در كوچه و خيابان افتاده‌اند.
جعفري با اشاره به تبادل مواد مخدر در بوستان‌هاي شيراز تصريح كرد: آمارها نشان دهنده كاهش سن اعتياد است و بعضي آمار‌ها گواهي مي‌دهند كه تقريباً 60 هزار دانش‌آموز در مدارس سيگار و تعدادي از آن‌ها مواد مخدر مصرف مي‌كنند.
مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس عوامل مؤثر در گرايش جوانان و نوجوانان به سمت اعتياد را شامل، سستي بنيان خانواده، محيط مساعد اجتماع و مدرسه، عدم اطلاع‌رساني كافي، عدم وجود امكانات رفاهي و برنامه‌ريزي براي غني‌سازي اوقات فراغت، مشكلات اقتصادي و ويژگي‌هاي فردي دانست.

 


 
فرماندار اصفهان : آمار اعتياد به دليل غفلت خانواده ها رو به افزايش است
 
فرماندار شهرستان اصفهان گفت : آماراعتياد به دليل غفلت برخى ازخانواده ها همچنان رو به افزايش است .
"قدرت الله نوروزى" روز شنبه در جمع دانش آموزان ناحيه چهار آموزش و پرورش اصفهان افزود : برخلاف دوران گذشته ، بيشترين گروه سنى مصرف كننده مواد مخدر،گروههاى نوجوان و جوان هستند كه بىتوجهى خانواده ها، اين معضل را گسترش
مى دهد.
وى، به والدين دانش آموزان توصيه كرد تا با نظارت وكنترل منطقى، فرزندان خود را به سوى رشد و شكوفايى هدايت كنند.
وى يادآور شد : دولت ، خانواده ، مدارس و متوليان امور فرهنگى و اجتماعى بايد نظارت خود را قوى تر كرده تا فرزندان مردم به موجودى آلوده و خطرناك تبديل نشود.
وى برخورد واقع بينانه ، برآورد ساختن اصولى نيازها و خواسته ها، ايجاد فضايى مناسب و تقويت پايگاه خانواده را از مهمترين عوامل هدايت منطقى فرزندان برشمرد.
نوروزى عمده دليل آسيبهاى اجتماعى را محروميتهاى موجود در جامعه عنوان كرد و گفت : بيكارى، فقر و تهيدستى از مواردى است كه در جامعه مى تواند منجر به آسيبهاى اجتماعى شود.

يكشنبه  ١٢/١٠/١٣٨٣    ٨:٢٨:٢٤

 

     يک ميليون و ۲۰۰ هزار معتاد زير ۲۰ سال

 

روزنامه ايران

سايه خميده پدر را می ديدم، هر روز که جنازه خسته اش را به خانه می آورد، می دانی درباره چه کسی با تو حرف می زنم!؟ درباره يک جنازه حرف می زنم که ما او را پدر می خوانديم، جسم متحرک و بدون روحی که گاهی جوراب هايش را هم اشتباهی به پا می کرد، زنانه و مردانه اش مهم نبود، در آن حالت نشئگی، کفش های لنگه به لنگه اش را هم نمی توانست درست در پا نگه دارد، لباسهای نامرتب، موهای ژوليده، سرو رويی به هم ريخته... و چشمان کودکانه ما که با تعجب او را می نگريست!
او که هميشه خاکستر سيگارش، فرش، پتو و ملحفه ها را می سوزاند، در آن حالت نشئگی نمی توانست حتی چايش را بنوشد، قاشق غذا را هزار بار به سروصورتش می زد، موقع غذا خوردن روی سفره تا کمر خم می شد طوری که هر لحظه ممکن بود با صورت وسط سفره بيفتد.
شايد آن روزها تنها دلخوشی من و خواهرم تصوير زندگی گذشته پدر بود، تصوير مردی با چشمانی سالم و هوشيار و اندامی محکم و کشيده و نه سست و لرزان که با تلنگری نقش زمين شود! تصويری از زندگی گذشته او در آلبوم قديمی خانواده، در رخت و لباس ورزشی يا با کت و شلوار دامادی!
اين عکس ها اما هيچ شباهتی به سايه خميده پدر نداشت، سايه ای که خيلی شب ها به خانه نمی آمد و وقتی هم که می آمد از بوی تعفن مواد بايد بينی ات را می گرفتی! سايه ای که هيچ چيز در دنيا برايش مهم نبود حتی گوشواره های طلای خواهر کوچکم و چرخ خياطی کهنه و قديمی مادرم که تنها منبع درآمدمان بود، برايش هيچ فرقی نداشت همه را می توانست شب هنگام پنهانی از خانه بيرون ببرد و آنها را به چند نخ سيگار يا بسته کوچک گردی بفروشد.
می دانی درباره چه کسی با تو حرف می زنم؟ سايه شومی که بودنش درد بود، نبودنش دلواپسی و بازآمدنش مصيبت!
به ياد می آورم هر چند ماه يکبار صحنه تکراری را که همراه مادر و خواهرم جلوی در مراکز بازپروری معتادان، منتظر چهره دگرگونی بوديم که به ظاهر ترک کرده بود، سرحال و قبراق و کمی شبيه به همان تصوير آلبوم خانوادگی اما طولی نمی کشيد دوباره همه چيز به حالت اول برمی گشت و آن گرد لعنتی دوباره زندگی مان را سياه می کرد.
چشمهايم به مادر که می افتد، غم دنيا در دلم جمع می شود، اگر او را ببينی نمی شناسی اش، پيرو فرتوت با هزار درد و بيماری، رنج و مصيبتی که در اين سالها کشيده او را بيست سال از سن واقعی اش بزرگتر نشان می دهد.
اما حالا که پس از گذشت سالها وقتی به آن سالهای سياه فکر می کنم، می بينم من و خواهرم باز هم خوشبخت بوديم چون لااقل سايه مادر را بالای سرمان داشتيم، صبور، شکيبا و اميدوار... اما حالا...
***
ايران به لحاظ جغرافيايی همسايه بزرگترين کشور توليد کننده خشخاش و مخدرهای طبيعی است که به طور متوسط سالانه حدود سه هزار تن مواد مخدر توليد می کند و در سال جاری نيزبنا بر اطلاعات دريافتی با کمک و همکاری بيشتر کشورهای مستقر در افغانستان کشاورزان خشخاش کار توانستند اين ميزان را به پنج هزار تن برسانند، لذا با توجه به فرهنگ اعتقادی اسلامی ايرانيان و ناهنجار شناختن مصرف مواد مخدر، جامعه ايران در بعد مبارزه با عرضه و تقاضا هر ساله هزينه های هنگفتی صرف می کند به طوری که طی اين سالها سهم ايران از اين مبادلات به شهادت رسيدن ۳ هزار و ۴۸۶ نفر از بهترين جوانان ايرانی در راه مبارزه با باند های قاچاق مواد مخدر، وجود دو ميليون معتاد رسمی و تفننی، ۳۰۰ هزار معتاد تزريقی، ارتباط مستقيم ۶۰ درصد طلاق های کشور با اعتياد، وارد آمدن سالانه بين ۴ تا ۵ هزار ميليارد تومان خسارت مالی از اين طريق به کشور و مرگ روزانه ۱۰ تا ۱۲ معتاد و صدها معضل و مشکل ديگر است.
قائم مقام سازمان بهزيستی کشور از وجود ۱۸۵ ميليون معتاد و ۱۰ ميليون قاچاقچی در جهان بر اساس آمارهای رسمی خبرداده و می گويد: در حالی که اعتياد عامل ۴۰ درصد سرقت ها۵۵، درصد طلاق ها، ۶۵ درصد کودک آزاری و همسر آزاری ها و بيش از ۷۰ درصد ابتلا به ايدز در کشور است، روزانه ۴ تن مواد مخدر در کشور مصرف می شود.
دکتر محمد خباز با بيان اين مطلب به وجود بيش از ۲ ميليون معتاد در کشور و ضرورت اقدامات پيشگيرانه و علمی برای مقابله با آن اشاره و اظهار می دارد: روزانه ۴ تن مواد مخدر در کشور مصرف می شود و هر فرد معتاد قادر است ۱۰ نفر ديگر را نيز به اعتياد آلوده کند.
وی همجواری ايران با کشور افغانستان را تهديد بزرگی در زمينه مصرف مواد مخدر دانست و افزود: سالانه بيش از ۴ هزار تن مواد مخدردر افغانستان توليد می شود که کشور ما بهترين راه توزيع و يا عبور مواد مخدر به ديگر کشورهای مصرف کننده است.
وی با بيان اينکه در طول ۲۵ سالی که از پيروزی انقلاب اسلامی می گذرد، تاکنون ۴۶ هزار تن ترياک در افغانستان توليد شده که اين رقم در۲۵ سال گذشته آن ۲۶۵ تن بوده است، اظهار می دارد: مواد مخدر امروزه به عنوان اولين و مهمترين منبع درآمد اقتصادی جهان است، به طوری که سالانه ۱۶۰۰ ميليارد دلار درآمد مالی از اين بخش تأمين می شود.
وی می افزايد: اگرچه امروز آمريکا بر افغانستان حاکم است اما نه تنها مانع توليد مواد مخدر در اين کشور نمی شود بلکه کشاورزان آنها را نيز به کشت مواد مخدر تشويق می کند که همين لزوم هوشياری مسؤولين و متوليان امر را نسبت به اين خطر بزرگ که تهديد جدی برای نسل های آينده اين کشور به شمار می رود، هر روز بيش از روز گذشته آشکارتر می سازد.
هر دقيقه يک معتاد می ميرد
يکی از مسؤولان ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور در اين باره می گويد: در ايران هر دقيقه يک معتاد می ميرد و طی چند سال اخير نيز حدود دو ميليون و ۷۰۰ هزار معتاد دستگير شده اند که سن آنها بين ۱۰ تا ۱۰۰ سال بوده است.
درحالی که اين مسؤول از مصرف روزانه دو تن مواد مخدر به ارزش ۴۵ هزار ميليارد ريال در کشور خبر می دهد برخی کارشناسان و دستگاهها معتقدند که روزانه بين دو تا شش تن مواد مخدر توسط معتادان ايرانی مصرف می شود و ۱۲ ميليون نفر نيز به نوعی درگير با مشکل مواد مخدر هستند و به طور متوسط هر فرد معتاد در طول زندگی خود حدود ۱۰ نفر را به کام اعتياد می کشاند که البته با توجه به ادامه روند رشد ۱۳‎/۲۰ درصدی بيکاری در سال می توان حدس زد که اغلب آنها جوانان بيکار يا فاقد هر گونه مهارت اجتماعی هستند.
در اين ميان سردار مهدی ابويی نيز در تشريح برخی از اقدامات و هزينه های صرف شده در امر مقابله با عرضه مواد مخدر در کشور به کشف ۲۰۱ تن و ۵۰۰ کيلو گرم مواد مخدر در سال گذشته اشاره می کند و می افزايد: اين ميزان کشفيات با انجام يک هزار و ۱۸۵ فقره عمليات با گروههای مسلح قاچاق مواد مخدر و با به شهادت رسيدن ۲۵ تن از مأموران نيروی انتظامی صورت گرفته است.وی همچنين به گوشه ای از تبعات شيوع مصرف مواد مخدر در کشور اشاره می کند و می گويد: بنابر آمار رسمی پزشکی قانونی در سال ۸۱ سه هزار و ۵۰۰ نفر و در سال گذشته چهار هزار و ۵۰۰ معتاد جان خود را از دست دادند که اغلب آنها در تهران فوت کرده اند.
سردار ابويی با بيان اينکه در ۸ ماهه اول امسال نسبت به ۸ ماهه سال گذشته مقدار کشفيات اداره مبارزه با مواد مخدر ناجا ۵۶ درصد افزايش داشته است، اظهار می دارد: اين در حالی است که بر اساس برآوردهای صورت گرفته در همين زمان ورود مواد مخدر به کشور فقط بين ۲۰ تا ۳۰ درصد افزايش داشته است.
وی با اشاره به کاهش ۵۰۰ درصدی قيمت ترياک در افغانستان در ۶ ماهه اول امسال نسبت به سال گذشته می افزايد: درحالی که متوسط قيمت ترياک در داخل کشور در سال جاری نسبت به افغانستان ۵۰ درصد و در برخی استانهای کشور اصلاً تغييری نکرده است. درصورتی که هميشه اين امر کاملاً بر عکس بوده يعنی اگر قيمت مواد مخدر در افغانستان ۵۰ هزار تومان بود، در سيستان و بلوچستان ويا در ساير شهرهای شرقی کشور بالاتر بوده است.
سردار ابويی با اشاره به افزايش توليد مواد مخدر در سال جاری در افغانستان اظهار می دارد: در سه ماهه اول امسال ۴ هزارو ۲۰۰ تن مواد مخدردر افغانستان توليد شده که اين رقم در سه ماهه اول سال گذشته ۳ هزار و ۶۰۰ تن بوده است.
۴۷ درصد معتادان کشور بين ۲۵ تا ۴۰ سال دارند
وی با بيان اينکه ۴۷ درصد معتادان کشور در سنين ۲۵ تا ۴۰ سال هستند، اظهار می دارد: بر اساس آمار سازمان ملل ۳۰ درصد از معتادان دنيا را جوانان ۱۵ تا ۲۰ سال تشکيل می دهند که در کشور ما نيز فقط ۳۰ درصد از معتادان رسمی کشور معادل ۱ ميليون و ۲۰۰ هزار نفر را جوانان زير ۲۰ سال تشکيل می دهند.
سردار ابويی به راهکارهای مبارزه و کنترل ورود، توزيع و مصرف مواد مخدر در کشور اشاره کردو معتقد است: متوازن ساختن همه فعاليتهايی که در راستای مبارزه با مواد مخدر صورت می گيرد بخصوص در بعد فعاليت کاهش عرضه و تقاضا، جمع آوری معتادان خيابانی ازسطح شهر و ايجاد مرکز بازتوانی و نگهداری معتادانی که اقدام به ترک نمی کنند و مجازات قاطع و بموقع با عناصر اصلی قاچاق مواد مخدر که در تمام اين موارد نيازمند برنامه ريزی های کارشناسانه در دوره زمانی ۵ تا ۱۰ ساله در امر پيشگيری و درمان اعتياد هستيم.
وی با بيان اينکه نمی توان آمار دقيقی از ميزان مصرف مواد مخدر در کشور ارائه داد، اظهار می دارد: خوشبختانه در حال حاضر ميزان گرايش به مصرف مواد مخدری همچون هروئين کمتر شده و ما بيشترين کاهش در گرايش به مصرف مواد را در هروئين شاهد بوده ايم درحالی که ميزان مصرف حشيش به دليل افزايش کشفيات مواد مخدری همچون ترياک و هروئين و افزايش ناخالصی اين مواد افزايش يافته است.
بنابر اعلام رسمی برخی از کارشناسان و مسؤولان سازمان بهزيستی کشور، اعتياد به مواد مخدر در بروز بسياری از بزه ها از جمله ۵۰ درصد طلاق ها و از هم پاشيدگی کانون خانواده، ۴۰ درصد اعمال خشونت عليه کود کان، ۶۷ درصد انتقال ويروس ايدز و درصد قابل توجهی از خودکشی، ديگرکشی، خشونت و فحشا مؤثر است و همچنين ۶۵ درصد بزهکاری کودکان و ۳۰ درصد کودک آزاری نيز بنابر تحقيقات صورت گرفته در خانواده هايی روی می دهد که طلاق به علت اعتياد يکی از والدين در آن به وقوع پيوست.
شايان ذکر است که اغلب داد خواست های ارائه شده برای طلاق از سوی زنان نيز به خاطر اعتياد همسرانشان است و همچنين اعتياد علت العلل اکثر خودکشی ها است.
بيش از ۹۰ درصد معتادان ايرانی متأهلند
نتايج بررسی مشترک دفتر کنترل مواد مخدر سازمان ملل و سازمان بهزيستی بين سالهای ۷۷-۷۸ بيانگر اين امر است که ۹۳‎/۴ درصد از معتادان ايرانی را مردان متأهل بين ۲۳ تا ۴۴ سال سن تشکيل می دهند که اين افراد می توانند به نوعی بر روی ساير اعضای خانواده نيز تأثير منفی برجای بگذارند
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم بهزيستی و توانبخشی با بيان اين مطلب اظهار می دارد: چنانچه تعداد کل معتادان ايرانی را دو ميليون نفر محاسبه کنيم که تنها ۷۰ درصد آنها متأهل باشند و فقط ۸۵ درصد آنها بيش از دو فرزند نداشته باشند، بر اين اساس حدود ۲ ميليون و ۵۰۰ هزار کودک پدر معتاد در کشور شرايط سخت و دشواری را در محيط خانواده تجربه می کنند.
وی با بيان اينکه نوعی نگرانی و اضطراب دائمی برفضای خانواده پدر معتاد سايه افکنده، اظهار می دارد: اعضای خانواده همواره دچار بيم دستگيری پدر خانواده هستند، فرزندان هنگام مراجعه پدر به خانه به جای اينکه او را با دست پر ببينند، معمولاً هنگام رفتن از منزل نظاره گرند که با دست پر از منزل خارج می شود تا وسيله ای را به پول تبديل کند.
اين جامعه شناس حمايت از مادران برای سرپرستی فرزندان، حمايت قانونی از زنان دارای شوهر معتاد و واکسيناسيون اجتماعی کودکان در برابر اعتياد را از جمله راهکارهای پيشگيرانه دانست و معتقد است: بسياری از مهارتهای فردی و اجتماعی نظير تصميم گيری بموقع و بجا، جلوگيری از بروز کم رويی در کودکان و پرورش اعتماد به نفس آنها از موارد محتوايی اين واکسيناسيون اجتماعی به شمار می آيد.
آقابخشی تصريح می کند: در نتيجه اين واکسيناسيون اجتماعی نوجوانی که اکنون ديگر خجالتی بار نيامده، از اعتماد به نفس بالايی برخوردار شده و جسارت نه گفتن به پيشنهادهای خلاف را می آموزد لذا چنانچه در شرايط آسيب زا قرار بگيرد از جمله دعوت شدن به کشيدن سيگار و يا مصرف مواد مخدر براحتی می تواند مناسب ترين تصميم را بگيرد.
درمان اعتياد در ايران بيش از پيشگيری اهميت دارد
اما در اين ميان برخی از مسؤولين امر نيز يکی از دلايل افزايش آمار تعداد معتادان جامعه و به تبع آن کاهش سن اعتياد و گرايش جوانان و حتی نوجوانان به سوی مصرف مواد مخدر را کمرنگ شدن نقش اقدامات پيشگيرانه و بها ندادن به آن عنوان می کنند، بطوری که معتقدند در ايران به درمان بيش از پيشگيری اهميت داده می شود.
اشرف بروجردی در اين زمينه معتقد است: بالا رفتن آمار اعتياد درايران به دلايل مختلفی مانند اعتياد حمل کنندگان مواد، پرداختن به بحث پيشگيری بيش ازدرمان وعدم آموزش واطلاع رسانی کافی افراد جامعه درمبارزه با اعتياد وهمچنين افزايش مراکز ترک اعتياد وداروهای جايگزين صورت گرفته است.
وی می افزايد: درزمينه مبارزه با اعتياد گامهای کندی تا به امروز انجام شده، بايد آموزشها را از طريق آموزش چهره به چهره و همچنين برگزاری کلاسهای آموزشی درسطح مدارس، دبيرستان، دانشگاه ومهدهای کودک وتمامی آموزشگاهها برای افراد خانواده ها فراگيرکنيم.
معاون امور اجتماعی وزارت کشور خاطرنشان می کند: اگر به بحث آموزش اعتياد نگاه وبرنامه ريزی درستی شود، درسالهای آينده با مشکل ومعضل بزرگ اعتياد روبرو نخواهيم شد.
بروجردی معتقد است: يک ستاد نهادی مانند ستاد مبارزه با مواد مخدر نمی تواند به تنهايی اين معضل را حل کند ونياز به همکاری وهماهنگی تمام نهاد های مرتبط مانند صدا وسيما، آموزش وپرورش، وزارت بهداشت و... وجود دارد.
وی تصريح می کند: برای کاهش اعتياد، بايد مکانيزمهای قويتری بر روی کنترل توزيع مواد درکشور صورت گيرد و همچنين زندانيان معتاد نيز از ساير زندانيان جدا شوند.
در ايران زمانی که معتادين مواد مخدر محدود به تعداد اندکی از جمعيت بزرگسال بود به عنوان يک مسأله اجتماعی و پايه آسيب های اجتماعی تلقی نمی شد ولی با توجه به ساختار جمعيت فعلی کشور و فراهم بودن بسترهای لازم برای شيوع مصرف اين ماده در بين جوانان از قبيل افزايش نرخ بيکاری، اقتصاد بيمار، بالا رفتن سن ازدواج و... حدود ۴۴ ميليون نفر از جمعيت جوان کشور در معرض اين آسيب و خطر جدی قرار دارند و بالطبع بايد راهکار مناسبی جهت مصون سازی جوانان و نوجوانان کشور در برابر اين ديو پليد تباهی پيدا کرد و به نوعی اقدامات پيشگيرانه را تقويت کرد.
بنابر اعلام ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور از بودجه ۳۰ ميليارد تومانی مبارزه با مواد مخدر در سال گذشته فقط ۱۰۰ ميليون آن به امر پيشگيری از سوء مصرف مواد مخدر در خانواده ها اختصاص يافته بود، يعنی سرانه هر جوان ۵۵ ريال بوده است و سهم اقدامات پيشگيرانه از بودجه ۶۰ ميليارد تومانی امسال نيز چندان قابل توجه نمی باشد. اين در حالی است که مافيای قاچاق مواد مخدر هر روز سرمايه گذاری های خود در امر توليد، توزيع و تشويق جوانان به مصرف را افزايش می دهد.

 

نابرابري جنسيتي در ترک اعتياد!


 
 
ليلي پورزند
 

 تیر ۱۳۸۵

 

مطابق گزارش هاي منتشر شده از سوي دفتر پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي، آمار دقيقي از ميزان جمعيت زنان معتاد در کشور در دسترس نيست.* بنا به اين گزارش تعداد 2 ميليون معتاد در کشور وجود دارد که هر سال ميزان 8 در صد به اين جمعيت افزوده مي شود ولي آماري که از جنسيت معتادان وجود دارد چندان معتبر نيست. اين آمارها به طور معمول از طريق مراجعات معتادين به مراکز ترک اعتياد به دست مي آيد و از آنجايي که زنان به دلايل گوناگون فرهنگي و اجتماعي از اعلام اعتياد خود پرهيز دارند، نمي توان بررسي دقيق تري در مورد وضعيت آنان داشت.

مطابق اين گزارش حدود 2/46 درصد معتادان زن بين سنين 15 تا 24 سال قرار دارند. اين در حالي است که حدود 90 درصد مبتلايان، بي سواد يا داراي تحصيلاتي تا مقطع راهنمايي هستند. با وجودآنکه اين آمار به تصريح سازمان بهزيستي کشور از دقت کافي برخوردار نيست، ولي به خودي خود نمايان گر وضعيت بحراني زنان معتاد از نظر ميانگين سني، طبقاتي، تحصيلاتي و اقتصادي است. بسياري از زنان جوان معتاد براي دسترسي به مواد مخدر مجبور به تن فروشي مي شوند ولو اينکه در زير چتر "ازدواج موقت" باشد. زنان معتاد معمولا زناني بي پناه و محتاج کمک هستند. اين بدان معنا نيست که اعتياد در ميان زنان مرفه يا تحصيلکرده وجود ندارد، بلکه بايد به اين نکتۀ مهم توجه کرد که اعتياد در خانواده هاي مرفه گرچه نابود کننده و نکوهيده است ولي کمتر باعث صدمات اجتماعي جانبي مي شود. مهمترين معضل معتادان تهيۀ مواد مخدر است که طبيعتا اين مسأله در قشر کم درآمد و بي سواد، شکل يک معضل بحراني به خود مي گيرد. همچنين زنان اقشار متوسط و مرفه براي شرکت در برنامه هاي ترک اعتياد به سازمان بهزيستي مراجعه نمي کنند، بلکه مراکز خصوصي ترک اعتياد را براي درمان خود برمي گزينند که به ازاي خدماتي که ازائه مي دهند حق الزحمه دريافت مي کنند.

زنان که توسط همسران معتاد خود به اعتياد کشيده شده اند حتي بعضا در صورت تمايل شخصي براي ترک اعتياد با مخالفت و مقاومت همسرانشان مواجه مي شوند. از سوي ديگر زنان متأهل معتاد که همسرشان معتاد نيست تقريبا از هيچ حمايت رواني وخانوادگي براي ترک اعتياد برخوردار نيستند. اين در حالي است که زناني که شوهران معتاد دارند همواره تلاش خستگي ناپذيري براي کمک به ترک اعتياد همسر خود مي کنند، ولي در موقعيتي برعکس همسران زنان معتاد به دلايل مختلف که ريشه در فرهنگ خانوادگي، اجتماعي و نابرابري هاي قانوني دارد، حاضر به پشتيباني زنان براي عبور از مراحل ترک اعتياد نيستند.

مانع ديگري که بر سر راه ترک اعتياد زنان معتاد وجود دارد، وظيفۀ مادري است. آنان براي بستري شدن و تحت مراقبت قرار گرفتن جهت ترک اعتياد، حمايت خانواده يا همسر خود را براي نگهداري از فرزندان ندارند. اين زنان به دليل فشارهاي اجتماعي تمايل به اعلام اعتياد خود ندارند. به اين دليل معمولا تقاضاي کمک از اطرافيان براي ترک اعتياد از دايرۀ راه حل ها و يا انتخاب آنان خود به خود خارج است . از سوي ديگر چنانچه اعتياد اين زنان بين اطرافيان علني شود، به طور معمول به دليل فشارهاي اجتماعي و اخلاقي مورد طرد خانوادگي و اجتماعي قرار مي گيرند. در بسياري از محيط ها، اعتياد مردان يک ناهنجاري کمابيش پذيرفته شده است، ولي اعتياد زنان به عنوان يک انحراف اخلاقي شديد تلقي مي شود.

تا زماني که زنان معتاد از چنان حمايت اجتماعي برخوردار نباشند که اعتياد آنان در اذهان عمومي نه به عنوان انحراف شخصيتي بلکه به عنوان يک معضل يا بيماري چاره پذير نگريسته شود، همواره ما با مشکل قابل اعتماد نبودن آمار معتادان زن در کشور مواجه خواهيم بود. آموزش هاي اجتماعي و عمومي اولين گام براي پذيرش اين زنان در اجتماع و خانواده و تلاش براي درمان آنان است. به ويژه آن که زنان جوان معتاد به دليل نياز خود براي تهيه مواد معمولا به سهولت بيشتري مورد خشونت و سوء استفاده جنسي قرار مي گيرند و به همين دليل نياز کمک رساني به آنان مقوله اي است خاص که از برنامه هاي ترک اعتياد مردان متمايز است.

متاسفانه، شکاف بين جايگاه زنان و مردان در جامعۀ ايران تا بدين حد است که حتي اعتياد و ترک اعتياد را براي مردان سهل تر و جامعه پذيرتر مي کند. درک عميق اين مسأله که مقولۀ ترک اعتياد زنان بايد با کيفيت و برنامه ريزي کاملا متفاوت از برنامه هاي مشابه براي مردان، طراحي شود اولين قدم براي گام نهادن در مسيري درست است.

  • آمار اين مطلب از روزنامۀ اعتماد پنج شنبه 1 تير ماه 1385 | 22 ژوئن 2006 | شماره روزنامه 1143 (بخش جامعه- مطلب 7/66 درصد زنان معتاد مجردند) برگرفته شده است.

 

آخرين خبرها در مورد حراج دختران در فجيره

تريبون فمينيستي ايران: به حراج گذاشتن ٥٤ دختر ايراني در ١٢٠ كيلومتري دوبي در فجيره امارات متحده عربي درحالي انجام شد كه از سويي سفارت ايران در امارات آن را تكذيب كرد و منبع خبري كه اين خبر را فاش ساخته بود در امارات مخفيانه ربوده شد و به رغم همه اين رويدادها پليس اينترپل اين مسئله را در دستور كار خود قرار نداده است.
روزنامه شرق در اين رابطه از قول يك منبع آگاه در نيروى انتظامى نوشت: «يك نسخه از اين گزارش براى صدور دستورات لازم براى فرماندهى نيروى انتظامى سردار قاليباف نمابر شده است». اما سفير ايران در امارات هنوز از اين موضوع اظهار بي‎اطلاعي مي‎كند و مي‎گويد: «فجيره اصلاً جاى مناسبى براى اين حراج نيست. فجيره يك شهر دورافتاده است كه امكان برگزارى چنين حراجى را ندارد». در حالي كه بسياري معتقدند اتفاقاً شهرهاى دورافتاده و بيابانى بهترين گزينه براى قاچاقچيان محسوب مى شود. اما سفير ايران اصرار دارد كه بعضى از دختران تاجيك به نام دختر ايرانى در امارات به فعاليت مشغول هستند.
براساس گزارش شرق هنوز امارات به كنوانسيون قاچاق انسان نپيوسته و «برخى آگاهان معتقدند كه دقيقاً به همين علت بسيارى از حراج هاى انسان در اين كشور برگزار مى شود»
از سوي ديگر به گزارش خبرگزاري سينا، خلبان ايراني تبار، با نام مصطفي بن ‌يحيي كه خود گويا داراي دكتراي جرمشناسي بوده و از اعضاي نيروي پليس امارات و خبر اين «شوي» جنسي را در خبرگزاري سينا افشا كرده ادعا کرد که به مدت ٢٤ ساعت در مکانی نامعلوم بين دبی و فجيره در بازداشت به سر برده است.
او که قرار بود با حضور در صحنه حراج، گزارش مستقيمی را از اين حراجی در اختيار سينا قرار دهد روز پنجشنبه در يک تماس تلفنی کوتاه با خبرنگار گروه آسيب های اجتماعی گفت که به وسيله مردان ناشناس در سوله ای گرفتار آمده است.
منبع خبری سينا تاکيد کرد :" حراج روز چهارشنبه با ٦ ساعت تاخير انجام شده است و گزارش آن را با توجه به متشنج بودن وضعيت در اين محل ، تحويل يکی از دوستان خود داده است تا آن را به سينا مخابره کند" . او گفت :" اينجا به من گفته اند که دست در لانه زنبور کرده ای ". بن يحيی همچنين گفت که پس از انتشار گزارش سينا و بازتاب های بين المللی آن در ايران و امارات ، سخت گيری درورود ايرانی ها به کافی شاپ های فجيره بيشتر شده و نرخ خريد و فروش دختران نيز افزايش يافته است .

روزنامه اعتماد نيز در اين زمينه نوشته است حتي در مواردي، قاچاقچيان، اعضاي بدن دختران جواني كه خواهان خروج از كشور هستند را به عنوان حقالزحمه كارشان طلب ميكنند. خواستي كه دختران جوان، چاره يي جز انجام بيچون و چراي آن ندارند.

اما دكتر ابراهيم پيشه ور، استاد دانشگاه درامارات، در اين رابطه در گفت وگويي با راديو فردا گفت: «مسئله آدم فروشي در منطقه خليج فارس و شهرهاي جنوبي ايران يك امر تاريخي است و مال ديروز وامروز نيست و حتي در مناطقي مثل زنگبار و اينها اين آدم فروشي وجود دارد و حتي امروز در سودان به طور رسمي با اينكه سازمان ملل آدم فروشي و برده فروشي را ممنوع كرده اما در آن كشور به سهولت خريدو فروش برده رواج دارد. اما اين خبر مربوط به اينجا: كشور امارات متحده عربي يك كشور فوق العاده مسلمان و قانونمند است اما به علت سرعت گسترش اقتصادي اين ها به تخصص هاي زيادي احتياج دارند. عده اي اشخاص فرصت طلب هم از اين مسئله استفاده كردند و افرادي را براي پورنوگرافي و براي كاباره ها وارد مي كنند به عنوان كارگر. از نظر دولت اين يك كارگر است ولي اينها از اينها چه سوء استفاده هائي مي كنند، امري است غير اخلاقي. دولت امارات، آنچه كه هرروز ما از راديوتلويزيون ها و روزنامه ها شاهد هستيم، اين است كه به شدت با اين مسئله مبارزه مي كند. همين امروز در فجيره كه صحبتش است، يك بنگلادشي و يك تبعه عربستان سعودي را دستگير كردند كه اينها بچه هاي هشت و ١٢ ساله را فيلمبرداري مي كردند و عكسها و فيلمهاي آنها را در بازار سياه مي فروختند. پليس اينها را گرفت. به خصوص فجيره. فجيره يك امير نشين فوق العاده مسلمان و سخت گير است.»

وي در ادامه در پاسخ به اين‎كه در روزنامه‎ها اين مسائل چقدر درج مي‎شود گفت: «اين مسئله را شما به سهولت مي توانيد در خيابان ها و كاباره ها و هتل ها ببينيد كه دختران ايراني در اينجا مشغول به چه كاري هستند. اينكه بگوئيم اصلا همچه چيزي وجود ندارد اين قلب واقعيت است. اما چرا وجود دارد وظيفه دولت است كه علت وجودي اين مسئله را با آن برخورد كند. بيشتر اين دختر ها وقتي از آنجا مي آيند، من خودم باهاشان صحبت كردم مي گويند من مادر عليل دارم و پدر ذليل دارم و نمي دانم برادر زنداني دارم و آن را مي فرستم براي خانواده ام و آن پول را از چه طريق در مي آورد؟ از طريق فروختن بدن خودش.»

هم‏چنين روزنامه «آفتاب» (به نقل از راديو فردا) درباره خبر حراج دختران ايراني در فجيره نوشت که اگر غيرتي در وجود برخي مسئولان باشد، مردن در غصه چنين فضيحتي چندان عجيب نيست. نويسنده سپس پرسيد که آيا چنين مساله اي کمتر از درج يک کاريکاتور که عده اي آن را منتصب به يک روحاني محافظه کار مي دانستند، اهميت دارد؟ آيا اگر آن روز چند صد نفر در قم کفن پوشيدند، امروز کسي نمي خواهد کفن پوشان بر سر خود بزند؟ آيا واقعا چنين حادثه اي کمتر از حمله به برخي شهرهاي عراق اهميت دارد؟ آيا نبايد اين بار به جاي تجمع در برابر سفارت بريتانيا، در برابر دستگاه‏هاي مسئول امنيت کشور تجمع کنيم و بر سر مسئولان آنها فرياد بزنيم؟
 

قاچاق زنان و دختران ، بردگي مدرن

 اعترافات يك سايت مذهبي در ايرانhttp://www.m-narjes.org/banoo/women/women8.htm

« يك شبكه قاچاق زنان و دختران توسط تعدادي از زنان قواد ، دختران و زنان جواني را كه خانواده آنها مشكلات مالي داشتند ، شناسايي مي كردند و بعد از فريب آنها با گذرنامه و رواديد ، در طول سه هفته آنها را به طور قانوني به دوبي مي فرستادند تا در آنجا براي مقاصد شوم از آن دختران استفاده شود .»1

 

 « 20 زن و مرد بلوچ كه با شكار دختران جوان آنان را با نقشه ماهرانه اي به خانه هاي فساد پاكستان قاچاق مي كردند ، در رديابي هاي فوق تخصصي پليس خراسان دستگير شدند .»2

 

 « يك دختر فراري ، از قاچاق دختران جوان به كشورهاي عربي پرده برداشت .» 3

 

 « چندي پيش مادر دختر جواني به نام فريبا با مراجعه به پليس ادعا كرد كه دخترش را به عقد يك جوان بلوچ درآورده است ، اما از وقتي كه آنها به ماه عسل رفته ان د ديگر خبري از فريبا نداشته ، تا اينكه دخترش از خاك  پاكستان تماس تلفني گرفته و گفته است كه داماد ناخلف، او را به خانه فساد درپاكستان فروخته است ودر وضعيت بغرنجي  به سر مي برد. كارآگاهان با به دست آوردن موارد مشابهي از اين گونه ازدواج هاي فريب كارانه ، دريافتند كه با يك شبكه سازمان يافته روبرو هستند .»

 

اينها چند نمونه از اخباري است كه در روزنامه هاي مختلف در مورد قاچاق دختران و زنان جوان به چشم مي خورد و روز به روز بر تعداد آنها افروده مي گردد . متأسفانه دختران و زنان جوان به دلايل مختلف و اغلب از روي نا آگاهي به دام قاچاقچيان زن افتاده وبقيه عمر خود را بايد در نهايت فلاكت و بدبختي و فساد ، در غربت به سر ببرند و خانواده ها  بي خبر از سرنوشت شوم  جوانان خود در اندو ه فراق فرزندان ايام را سپري مي كنند اين معضل  و مشكل بزرگ جامعه ، ما را بر اين داشت كه در مورد اين « بردگي مدرن » جهت  آگاهي بيشتر افراد  به خصوص  زنان و دختران جامعه اسلامي  مطالبي در قالب  مقاله « قاچاق دختران و زنان »  ارائه دهيم و آنان را با خطرات  اين فاجعه  بزرگ جهاني اندكي آشنا سازيم .

ابتدا با واژگاني كه معرف قاچاق زنان است آشنا مي شويم .

 

قاچاق زنان در عرف بين المللي با واژه هايي مثل : خريد و فروش زنان ، بردگي زنان ، تجارت سفيد ، مافياي انسان ، فروش دختران ، بردگي مدرن  ، قوادي  ، باندهاي بين المللي فحشا  و ... شناخته شده است .

 

مفهوم قاچاق زنان طبق تعريف مجمع عمومي سازمان ملل متحد عبارت است از : « انتقال غير قانوني و مخفيانه اشخاص درعرض  مرزهاي ملي ، عمدتاً از سوي كشورهاي در حال توسعه كشورهاي داراي اقتصاد جاري و سيال ؛ با هدف نهايي واداشتن زنان و دختران به وضعيت هاي بهره كشانه و ستمگرانه از لحاظ جنسي و اقتصادي ، به منظور سود به كارگيرندگان ، قاچاقچيان و سنديكاهاي جنايتكار و نيز  ديگر فعاليت هاي مرتبط با قاچاق نظير كار خانگي و اجباري ، ازدواج دروغين ، استخدام مخفيانه و فرزندخواندگي دروغين . » 5

 

قاچاق انسان ، پديده بسيار گسترده جهاني است . اكنون اين نوع قاچاق شامل مبادله افراد جهت كار در كارگاههاي سخت ، كار خانگي يا كشاورزي ، ازدواج هاي اجباري يا فريب انگيز به صورت پستي و سفارشي و خريد و فروش زنان براي روسپي خانه ها و كلوپ هاي رقص برهنه ، مي باشد . 6

 

هر چند مسئله قاچاق زنان در قرن اخير موضوعيت پيدا كرده ؛ اما بايد توجه داشت خريد و فروش زنان براي فحشا در دوران باستان نيز رواج داشت و بخشي از خريد و فروش بردگان محسوب مي گرديد . در زمان نزديك تر به عصر كنوني يعني قبل از جنگ جهاني دوم ، تجارت انسانها با عنوان « خريد و فروش زنان سفيد پوست » شناخته شده بود كه در آن ، زنان سفيد پوست اروپايي به ويژه زنان فرانسوي به وسيله قوادان ، به روسپي خانه هاي آمريكاي جنوبي هدايت مي شدند . از ابتداي دهه 1900 ميلادی به ويژه پس از فروپاشي  اتحاد جماهير شوروي  و بلوك شرق  مسأله قاچاق زنان در سطح جهان ابعاد گسترده اي يافت ؛ به طوري  كه امروزه تمام  كشورهاي اروپايي ، آمريكايي  و ژاپن در امر  واردات زن  به صورت كالا و كارگر جنسي فعاليت دارند . در آلمان 1 هزار زن اهل كشورهاي چك ، لهستان و بلغارستان برخلاف ميل خود در كلوپ ها و ميخانه ها كار مي كنند . 7

 

در آسياي جنوب شرقي دست كم يك ميليون كودك زير پانزده سال از راه فحشا ارتزاق مي كنند . 8

 

 

 علل رواج قاچاق زنان

 

برخي از صاحب نظران فقر و بيكاري را عامل گرايش قاچاقچيان به اين شغل كثيف مي دانند ولي فقر به تنهايي عامل انحرافات اجتماعي نيست . بلكه فقر حتي مي تواند بر تحكيم و ثبات اجتماعي تأثير بگذارد . نابرابري و تغيير ارزشها يك جريان  تهديد آميز است . به  عبارت  ديگر فقر زماني تأثير گذار است كه در مقابل  آن تصوير يا  گفتار يا آرزوهاي بلند پروازانه ارائه شود . هنگام ي كه ثروت ارزش محسوب مي شود  بدون در  نظر گرفتن اينكه از  چه راهي بدست آمده ، اين جاست كه نظام اجتماعي در  معرض خطر قرار مي گيرد .

 

 گسترش خرده فرهنگ ها ي منحرف   

معمولاً قاچاقچيان در جامعه ، با فرهنگي زندگي  مي كنند كه  با ارزشها  و هنجارهاي  آن جامعه  متفاوت و حتي مغاير  مي باشد . اين فرهنگ  انحرافي ، محصول دسترسي به وسايل ارتباط جمعي جهاني چون اينترنت ، ماهواره و  استفاده مداوم از فيلم هاي غير مجاز و سكس است . افزايش  شاخص هاي  چون سنت گريزي ، احساس تنهايي ، بيگانگي اجتماعي ، كاهش گرايش هاي مذهبي و اخلاقي و گرايش به تجملات ، نشانه جذب فرد در خرده فرهنگهاي منحرف مي باشد .

 

ضعف اعتقادات ديني نيز مي تواند يكي از عوامل ارتكاب قاچاق زنان باشد. قاچاق زنان فعل حرامي است و مستلزم ارتكاب محرمات بي شماري مي باشد

 

مومن واقعي هرگز راضي نمي شود حتي در سخت ترين شرايط اقتصادي نيز اقدام به اين عمل كثيف كند . البته نبايد چنين تصور شود كه هر كس دچار ضعف اعتقادات است ، ممكن است به اين عمل دست زند . بلكه همان طور كه بيان داشتيم يكي از دلايلي است كه شخص واجد ، در معرض خطر ارتكاب ممكن است قرار گيرد .

 

 متناسب نبودن نقشها و پاداشها 

در شرايطي كه يك قاچاقچي انسان داراي درآمد و موقعيت اقتصادي بالايي است و قانون هم متعرض او نمي شود به طور مسلم به سوي مشاغل كاذب و غير قانوني همچون قاچاق زنان متمايل خواهد شد .

 

« قاچاق انسان » كار پر در آمد و سود آوري است . بر اساس اطلاعات و تحقيقات 596 اداره پليس و 125 مؤسسه خدمات اجتماعي در كشور انگليس : « ميزان در آمد حاصله از فحشاي كودكان ، بالغ بر دو ميليارد دلار مي باشد . آلماني ها ساليانه 70 ميليارد مارك ، خرج روسپي ها مي كنند ، درآمد اين تجارت بيش از  تجارت هروئين است  .مواد اوليه اين تجارت پرسود شيطاني از كشورهاي جهان سوم از جمله ايران تأمين مي شود .

 

از ديگر دلايل عمده رواج  قاچاق زنان  مي توان ذكر كرد كه قاچاقچيان انسان  نسبت به  قاچاقچيان مواد مخدر ديگر انواع قاچاق احساس خطر كمتري مي كنند زيرا  در صورت شناسايي و دستگيري اين باندها متقاعد كردن قربانيان به ارائه شهادت عليه اين باندها بسيار دشواراست .

 

اين « برده هاي مدرن » در محلهاي اقامت خود هيچ وسيله دفاعي ندارند و هيچ نهاد رسمي از آنها پشتيباني نمي كند . در نتيجه همه سرنوشت آنها در دست باندهاي مافياي انسان است .در اكثر كشورهاي اروپايي اگر اين زنان بخواهند از اسارت دلالان رهايي يابند ، در بازداشتگاه هايي گرفتار خواهند شد كه براي باز پس گرفتن مهاجران غير قانوني در نظر گرفته شده است .

متأسفانه بايد گفت قانوني نيز به طور مستقل در خصوص اين معضل وضع نشده است لذا پرونده هايي اين چنين در    دادگاهها معطل مي ماند .

 

 

  پيامدهاي قاچاق زنان

 

اگر زنان به مثابه كالا خريد و فروش شوند ديگر كرامت انساني آنان مخدوش مي شود . زناني كه دردام قاچاقچيان گرفتار مي شوند اولين چيزي كه از دست  مي دهند  شخصيت انساني است . آنان  همچون كالايي  در دست اربابان دست به دست شده و از خود  اختيار و استقلالي ندارند . قاچاقچيان  انسان آنها را  همانند ماشين  و اسلحه و اجناس ديگر در آژانس هاي معاملاتي خريد و فروش مي كنند . اندام آنها را براي جلب مشتري به نمايش مي گذارند و حتي در بعضي از اين آژانس ها ، حراج ماهانه برگزار مي كنند .

 

« طبق آمار پليس بانكوك ، 16000 زن و دختر از كشور تايلند به كشورهاي ديگر صادر شده اند . سهم آلمان غربي 3000 نفر بوده است . آژانس هاي فوق ، ماهانه حدود سه هزار معامله زن فروشي انجام مي دهند . » 9

 

« نينا كارپاچوا » نايب رئيس كميسيون حقوق بشر پارلمان اوكراين ابراز داشت كه دهها هزار زن اوكرايني در بسياري از كشورها به ويژه در يونان ، تركيه ، اسرائيل ، آلمان ، بلژيك ، و هلند به « برده هاي سفيد » تبديل شده اند .10

 

 بهره كشي جسمي و جنسي  

اين زنان  و كودكان در مقابل انواع استثمار  و بهره كشي هاي مختلف جنسي همانند همجنس بازي ، روابط غير طبيعي ، سوء استفاده جهت تبليغات ، عكس و تصوير و ... آسيب پذير هستند . با اين  حال قاچاق انسان  محدود به  استثمار جنسي  نمي شود بلكه  ازدواجهاي  اجباري، كاراجباري  در خانه و  بازار،  مزارع كشاورزي و كارخانجات بافندگي ، تكدي گري در خيابانها و ديگر خدمات را شامل مي شود .

 

همان طور كه در اول اين مقاله نيز آمده ، متأسفانه در ايران نيز اخبار ناگواري از قاچاق دختران ايراني به كشورهاي پاكستان و كشورهاي حاشيه خليج گزارش مي شوند و روز به روز بر تعداد آن افزوده مي گردد .

 

به طور نمونه روزنامه « مشرق » چاپ بلوچستان پاكستان نوشت : « در هر ماه 45 دختر كم سن  ايراني به پاكستان قاچاق مي شوند كه از آنها براي فساد اخلاقي استفاده مي شود . در قاچاق اين دختران گروه بزرگي دست دارند كه پس از اغفال دختران ايراني آنها را به فروش مي رسانند . اكنون خريد و فروش دختران ايراني در كراچي به اوج خود رسيده است ! »

 

زنان و دختران ايراني باشگردهاي گوناگوني از جمله  وعده دستيابي  به شغل پردرآمد  در كشورهاي خارج ، قول ازدواج ، فرزندخواندگي، وعده نگهداري وحمايت ازدختران فراري، طرح دوستي و آشنايي ، ازدواج دروغين و ...  فريب مي خورند و در دام قاچاقچيان گرفتار مي شوند .

 

قاچاقچيان ايراني معمولاً يكي از سه دسته زير مي باشند :

 زنان قواد ، بد نام و فاسدي كه تلاش دارند تا با فريب دختران و زنان جوان آنان را به دام انداخته ، يا با شكار دختران فراري و سرگردان ، آنها را به دلالان ساير كشورها بفروشند .

 جوانان اوباش و شرور كه در قالب باندهاي زيرزميني به ربودن دختران ( عموماً دختران خياباني ) اقدام مي كنند .

 پيرمردهاي متمولي كه نقش واسطه را ايفا مي كنند و دختران و زنان را براي سوء استفاده به كشورهاي قطر ، كويت ، دبي و ... قاچاق مي كنند .

 

 

سئوالي كه اينجا مطرح است اين است كه تا بحال در كشور اسلامي ما چه اقدامات جدي جهت كاهش اين معضل شديد اجتماعي شده است ؟ت . ايران از جمله كشورهايي است كه از اوائل سده بيستم با پيوستن به اسناد بين المللي موجود عليه قاچاق زنان ، براي مبارزه با اين پديده شوم ، قوانين داخلي را به تصويب رساند اما بايد اعتراف كرد كه متأسفانه امروز در ايران قانوني مستقل براي جلوگيري از اين پديده و حمايت از قربانيان آن وجود ندارد .

 

 

چهره زشت فقر
 
 
مردم ايران در انتخابات رياست جمهورى نشان دادند فقرزدايى به عنوان معضلى ملموس، يكى از اصلى ترين دغدغه هاى آنهاست، چرا كه اصلى ترين شعار رييس جمهور منتخب نيز برقرارى عدالت اجتماعى بود كه فقرزدايى يكى از بازوهاى مهم اين بحث مى تواند باشد.
شايد پيش از پرداختن به موضوع فقر تعريف علمى آن اهميت داشته باشد، چيزى كه انتظار مى رود توسط وزارت رفاه در دولت آتى شكل گيرد. چرا كه تاكنون اكثر مديران از ارايه اين تعريف بر پايه استانداردهاى جهانى و شاخصه هاى علمى سر باز زده اند. به زبان ساده تر بايد مشخص شود كه فقر چيست، فقير كيست، چه ميزانى از درآمد در مرزهاى خط فقر قرار مى گيرد و براى كسى كه توانايى بالا آمدن از خط فقر را ندارد چه بايد كرد؟ گزارش ما را در مورد فقر بخوانيد.
 
040545.jpg
 
ما به نوبه خود خوشحاليم كه با شكل گيرى اراده مردم در انتخابات رياست جمهورى پس از اين به راحتى مى توانيم از فقر و چهره زشت آن حرف بزنيم اين اولين گام و اصلى ترين گام براى از بين بردن هر معضلى است، يعنى جسارت حرف زدن در مورد آن معضل و آسيب. ديگر كسى به خبرنگاران نخواهد گفت اين همه از فقر ننويسيد، مردم ما آنقدرها هم فقير نيستند چون امسال عيد نوروز توانستند ميوه بخرند و به مسافرت بروند. ديگر كسى به گزارشگرى تذكر نخواهد داد كه «آقاجان سياه نمايى نكن» همه جا گل و بلبل است. ما بيش از همه خرسنديم كه لااقل مى توانيم چهره زشت و كريه فقر را در آيينه مطبوعات منعكس كنيم تا مديران از ياد نبرند براى چه در اين پست و مقام قرار گرفته اند و ما از ياد نبريم رسالت اصلى مان چيست و مردم از ياد نبرند اگر اراده هايشان به هم گره بخورد هر آفتى را از پيش رو برخواهند داشت، حتى آفاتى زشت تر و جان سخت تر از فقر.
فقر در اعداد و ارقام
چندى پيش يكى از صاحب نظران و اساتيد دانشگاه اعلام كرد فقر اصلى در اعداد و ارقام است يعنى پژوهشگرانى كه به سفارش سازمان ها و نهادهاى ذى ربط دست به پژوهش هايى در مورد فقر مى زنند و در نهايت اعداد و ارقام را گزارش مى كنند دچار فقر اطلاعاتى هستند و يا در خوش بينانه ترين حالت مقدار قابل توجهى از ملاحظات را وارد فرايند تحقيق مى نمايند چنانچه به طور رسمى در يكى-دو روش براى دست يابى به ميزان خط فقر آمده است كه ۵۰ تا ۶۰ درصد يافتن مفهوم فقر به ذهن محقق بستگى دارد.
در تازه ترين گزارش ها مى خوانيم: «۹/۴۹ درصد كل مصرف و درآمد ايران به دو دهك بالاى درآمدى اين كشور كه طبقه ثروتمند را شامل مى شود، تعلق دارد.» اين گزارش كه توسط بانك جهانى ارايه شده حاكى از آن است دهك اول بالاى درآمدى ايران كه ده درصد جمعيت ثروتمند اين كشور را شامل مى شود، بيش از ۷/۳۳ درصد كل درآمد و مصرف را به خود اختصاص مى دهد. اين درحالى است كه اولين دهك پايين درآمدى ايران شامل ده درصد فقيرترين مردم كشور مى شود و تنها ۲ درصد درآمد و مصرف به اين قشر تعلق مى گيرد.
بنابراين گزارش دو دهك پايين درآمدى ايران كه شامل ۲۰ درصد طبقه فقير ايران مى شود نيز تنها ۸/۵ درصد درآمد و مصرف را كسب مى كنند.
دهك هاى سوم و چهارم درآمدى ايران كه در وضعيت بهترى نسبت به دهك هاى اول و دوم قرار دارند ۴/۹ درصد كل درآمد و مصرف، دهك هاى پنجم و ششم ۱/۱۴ درصد و هفتم و هشتم ۵/۲۱ درصد درآمد را به خود اختصاص مى دهند.
براساس گزارش بانك جهانى ۳/۷ درصد جمعيت ايران و به عبارتى ۵ ميليون نفر با كمتر از ۵۰ هزار تومان در ماه زندگى مى كنند و بدتر آن كه دو درصد جمعيت كشور و به عبارتى يك ميليون و چهارصد هزار نفر نيز با كمتر از ۲۵ هزار تومان در ماه مى سازند.
بازهم يك سوال تكرارى و آن اين كه اساساً فقير به چه كسى اطلاق مى شود و فقير چه كسى است؟ آيا كسى كه براى قوت لايموت روزانه خود درمانده است فقط مى تواند فقير محسوب شود و يا اين كه يك كارمند حقوق بگير با ۵ نفر تحت تكفل و ۲۵۰ هزار تومان درآمد ماهانه كه بيش از يك سوم اين درآمد را هم بايد بابت اجاره مسكن بپردازد؟!
يكى از اساسى ترين چالش ها در مورد تعيين خط فقر نوع نگرش به آن است؛ يعنى برخى براساس استانداردهاى از پيش تعريف شده كه جنبه علمى نيز به خود گرفته است، پيش مى روند و بعد مصاديق فقر را در نظر مى گيرند، در حالى كه عده اى ديگر ابتدا زندگى فقرا را بررسى كرده، دست به مقايسه بين زندگى مردم و اختلافات طبقاتى زده و در نهايت به مفهومى نسبى از فقر مى رسند؛ اما به نظر مى رسد روش اول علمى تر است زيرا از ابتدا يك وضعيت مطلوب ترسيم شده همچنين وضعيت معمول و وضعيت بحرانى نيز براساس آن سنجيده مى شود سپس با مراجعه به مصاديق فقر يا غنا وضعيت موجود توسط شاخصه ها و تعاريف از پيش تعيين شده سنجيده مى شود. در اين روش خطا كمتر به چشم مى آيد زيرا نسبيت و مقايسه در تحقيق به جاى قواعد و چارچوب هاى از پيش تعيين شده نمى نشيند و اين همان موضوعى است كه تحت عنوان فقر اعداد و ارقام و فقر پژوهشى از آن ياد مى شود كه اميد است در دولت آينده در اولين گام تعريف فقر و روش هاى پژوهشى براى دست يابى به اين تعريف تغيير كند. چنانچه از همان ابتدا نيز دكتر احمدى نژاد تأكيد كردند تا واژه مستضعف يك بار ديگر در فرهنگ ما زنده شود و به جاى قشر آسيب پذير بنشيند. كاظم محمودى كارشناس مسايل اجتماعى در اين زمينه مى گويد:
«اين يك واقعيت تلخ است كه فقر در جامعه ما بيداد مى كند اما بيش از فقر حواشى اين پديده است كه انسان را آزار مى دهد، مثلاً مقايسه سطح زندگى فقيران و اغنيا و يا تعاريفى كه از فقر وجود دارد، پژوهش هاى ما نشان مى دهد هر كس كه در ماه ۵۰ هزار تومان درآمد داشته باشد فقير نيست البته رقم دقيق پايين تر از ۵۰ هزار تومان است و اين كه يك خانواده ۵ نفره اگر ماهيانه ۲۵۰ هزار تومان كسب درآمد كنند ديگر وضعيت بدى ندارند و فقير نيستند. حال من از شما مى پرسم كه يك خانواده ۵ نفره كه يك دانشجو، دو دانش آموز و يك سرباز وظيفه دارد، چگونه مى تواند با ماهى ۲۵۰ هزار تومان زندگى بگذراند. بنابراين تعريف هاى ما غلط است ما بايد از سوى ديگر قضيه به اين پديده نگاه كنيم.
در تعاريف جهانى آمده است كه شخص بايد هر ۶ ماه بتواند يك دست كت و شلوار براى خودش بخرد، مسافرت آخر هفته داشته باشد، روزى يك ليتر شير بخورد، اجاره بهاى مسكن بپردازد... و مقدارى هم پس انداز داشته باشد، اين يك وضعيت عادى است. اگر فرد به آن وضعيت رسيد كه هيچ اگر نرسيد فقير است و بايد تحت حمايت دولت و «NGO»ها قرار گيرد.
وى در مورد جابه جايى دو مفهوم مستضعف و آسيب پذير مى گويد:
«ما در فرهنگ ايرانى- اسلامى خود واژه هاى بسيار مناسبى براى توصيف پديده ها داريم، واژه هايى كه بار معنايى بالايى دارند و به راحتى نمى شود آن ها را كنار گذاشت.
همانطور كه رييس جمهور منتخب هم اشاره فرمودند در اصطلاح «آسيب پذير» بار معنايى منفى وجود دارد. يعنى اين كه اين قشر خود آسيب  را پذيرفته اند و يا به دليل فقر مستعد پذيرش آسيب هاى بعدى هستند كه در هر دو صورت محوريت با خود انسان هاست، انسان هاى فقير و نه فقر در حالى كه فقر و غنا خصيصه هاى عرضى هستند نه ذاتى مثل اين كه بگوييم انسان سفيد يا سياه كه رنگ سفيد و سياه چيزى بر ماهيت انسانى افراد زياد نمى كند و يا بالعكس كم نمى نمايد.
ما در فرهنگ خود واژه  مستضعف را داريم، يعنى ضعيف نگه داشته شده يعنى كسى كه جامعه در حق او ظلم كرده و او را فقير نگه داشته است. در عين حال كه نوعى آبرودارى و حفظ آبروى انسان ها در اين واژه وجود دارد. حتى اگر يادتان باشد يك زمانى در كشور ما اين واژه بار معنايى بسيار مثبتى داشت و افراد با افتخار مى گفتند كه جزو طبقه مستضعف هستند يعنى از نظر مالى فقيرند ولى اولاً دليل اين فقر ناتوانى هاى ذاتى آن ها نيست و دوم اين كه جامعه بايد تلاش كند موانع رشد اقتصادى آن ها را از سر راه بردارد.»
در يك جمع بندى كلى مى توان گفت ابتدا با تغيير واژه ها و سپس با تغيير تعاريف فقر مى توانيم بسترى آماده براى برداشتن گام هاى بلند در جهت فقرزدايى فراهم كنيم.
توصيف وضعيت موجود
چندى پيش مدير كل دفتر فقرزدايى وزارت رفاه و تأمين اجتماعى ويژگى هاى خانواده هاى فقير و ريشه هاى فقر را در كشور تشريح كرد. در اين اظهار نظر آمده است:
«افرادى كه سرپرست خانوار آن ها بى سواد هستند ۳ برابر افرادى كه سرپرست خانوار با سواد دارند در معرض قرار گرفتن زير خط فقر هستند.»
فقر در خانواده هاى روستايى كه افراد وارد تحصيلات عاليه مى شوند نسبت به قبل از آن ۲۵ درصد كاهش مى يابد كه اين وضعيت در سياستگذارى ها بسيار مفيد و كمك كننده است.»
در اين اظهارنظر آمده است فقر با سن افراد نيز همچون تحصيلات آن ها ارتباط مستقيم دارد:
«در روستاها خانواده هايى كه سرپرست سالمند دارند فقيرترند كه اين نشانگر عدم وجود پوشش هاى بيمه اى در اين مناطق است. چون افراد به قدرت كاركردشان متكى هستند و به محض اين كه توانايى هاى خود را از دست مى دهند دچار فقر مى شوند و اگر زمين و دارايى هم نداشته باشند اين مسأله تشديد خواهد شد.»
متوسط سن افراد روستايى ۵۸ سال و در شهرها ۴۸ سال است كه ۵۳ درصد فقراى روستاها و ۵۱ درصد فقراى شهرها سرپرست زن دارند. نجات امينى همچنين فقر را در سه حوزه مخاطرات، قابليت ها و فرصت ها و اقتصاد بررسى مى كند:
«اگر در سه حوزه قابليت ها و فرصت ها، مخاطرات و اقتصاد به درستى مديريت نشود فقر را در جامعه ترويج داده ايم.
موضوعى كه در جامعه ما درخصوص فقر ثابت شده است اين است كه بعضى از اين حوزه ها فقر را در جامعه پايدار مى كند؛ به طور مثال فردى كه بى سواد است اگر در رفع بى سوادى او تلاش نشود قطعاً او خانواده اى فقير تشكيل خواهد داد چون در ارتقاى اجتماعى خود كمترين امكان را در اختيار خواهيم داشت و فقر به شكل موروثى ادامه پيدا خواهد كرد.» وى در ادامه عنوان مى كند:
ضعف نظام بيمه اى و حمايتى هم مى تواند فقر را تشديد كند، يعنى اگر نظام بيمه اى نتواند به فرد مريض به خوبى فرصت دهد فرد را به فقر نزديك خواهد كرد، به طورى كه ثابت شده است در سال حدود ۳-۴ درصد جمعيت كشور دچار فقر مى شوند كه اگر اين نظام را اصلاح نكنيم و ناكارآمدى آن را از بين نبريم منجر به تشديد فقر خواهد شد.»
در نهايت اجازه دهيد شهروندان هم مجالى براى توصيف وضعيت موجود از نظر فقر پيدا كنند. على رضا مقدم شهروند تهرانى چنين توصيفى ارايه مى دهد: «بسيارى از ماها با سيلى روى خودمان را سرخ مى كنيم. بدبختى بزرگ اين است كه چندان فاصله اى هم بين كسى كه كار مى كند و كسى كه كار ندارد نيست. آقاى احمدى نژاد خوب حرفى زدند كه در كشور ما هزينه كاركردن بيشتر از كار نكردن است.
واقعاً كار كردن هم درد سر دارد و هر چه قدر مى دوى باز هم نمى رسى نه به بالادستى ها و نه به زندگى خودت. بنده شغلى دارم و متوسط درآمدم در ماه ۴۰۰ هزار تومان است اما واقعاً گاهى آخرماه دستى پول مى گيرم چون زندگى كه فقط خوردن و زنده ماندن نيست. خداى ناكرده يك بيمارى كافى است تا تمام حساب و كتاب هاى آدم را زير و رو كند.»
محمود گودرزى ديگر شهروند تهرانى نيز چهره فقر را اين گونه مى بيند: «گاهى از اين كه نمى توانم به راحتى دست به جيبم ببرم و مثلاً براى خانه گوشت قرمز بخرم، از خودم خجالت مى كشم. ماه گذشته با قصاب سركوچه دعوايمان شد كه چرا نايلون مشكى به مغازه اش نمى آورد چون واقعاً خجالت مى كشم يك كيلو گوشت را به خانه ببرم و سر مسير نمايش بدهم، قصاب هم مى گويد بهداشت قدغن كرده و اجازه استفاده از نايلون مشكى نمى دهد. من آدمى را در همين كوچه خودمان مى شناسم كه سال به سال بوى غذا از خانه شان بلند نمى شود البته اين ها آدم هايى هستند كه مسكن دارند، وسايل منزل دارند و آدم هاى آبرودارى هستند واى به حال آن هايى كه از همين چيزها هم محرومند. شما خبرنگاريد و حتماً ديده ايد كه خانواده هايى با لوازم كامل منزل كنار خيابان زندگى كرده اند، از اين وحشتناك تر نمى شود كه يك خانواده وسايل خانه را، تلويزيون و يخچال را زير پل بچيند يعنى اين كه آن ها هميشه فقير نبوده اند و حالا جريانات اجتماعى عنان زندگى را از دستشان خارج كرده» وى در مورد خودش مى گويد:
«وضع درآمد من طورى نيست كه بگويم خوب است نه، همه به اندازه خود حفره هاى بزرگى در زندگى شان دارند اما خدا را شكر دستمان به دهانمان مى رسد، مى توانيم ماهى يك كيلو گوشت براى زن و بچه بخريم ولى به خدا قسم از همين هم ناراحتم كاش اين قدر هم توانايى نداشتم تا شرمنده نمى شدم. بدبختانه شكاف آنقدر زياد شده كه آن هايى هم كه دارند و دستشان به دهانشان مى رسد نمى توانند به راحتى بخورند، آن ها هم مجبور به تظاهر هستند كه نداريم و ما هم مثل شما بدبختيم.»
 

هيچگاه به ريشه آسيبهاي اجتماعي نپرداخته‌ايم

خبرگزاري فارس: آسيبهاي اجتماعي ريشه در فقر، بيكاري، متناسب نبودن درآمد مردم با هزينه‌ها و تورم، نبود امنيت شغلي و بي توجهي مسئولان به برنامه‌ريزي همه جانبه براي كنترل آسيبهاي اجتماعي دارد و متاسفانه برنامه‌ريزان كشور به جاي نگاه ريشه‌اي به اين مسئله دائما به پاك كردن صورت مسئله مي‌پردازند.

 

مصطفي اقليما، رئيس انجمن عملي مددكاري اجتماعي با اعلام اين مطالب در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس، گفت: در زمان حاضر براي كنترل آسيبهاي اجتماعي سازمان بهزيستي به عنوان مهترين ارگان مسئول در كشور فعال است، وزارت رفاه هم چند سالي است در اين زمينه وارد شده اما مسئله اين است كه آسيبهاي اجتماعي زائيده بيكاري انبوه جوانان، اخراج گسترده پرسنل سازمانهاي ديگر، متناسب نبودن حقوق شاغلان با هزينه‌هاي آنها و اجراي غلط قوانين اقتصادي است.
وي ادامه داد: وقتي حداقل حقوق كاركنان دولت 150 هزار تومان است و بر اساس خط فقر واقعي همه كاركنان دولت زير خط فقر زندگي مي‌كنند بايد انتظار روز افزون طلاق، اعتياد، دختران فراري و زنان خياباني را هم داشته باشيم.
وي گفت: آسيبهاي اجتماعي ريشه در تناسب نداشتن درآمد مردم با هزينه‌هاي آ‌نها دارد به عنوان مثال اگر بنزين را كه ارزانترين كالا در كشور است مقياس قرار دهيم، قيمت بنزين طي 30 سال گذشته از 5 ريال به 800 ريال رسيده است يعني 160برابر شده است در حالي كه درآمد يك كارمند طي اين مدت از 4 هزار تومان به 150 هزار تومان رسيده است يعني حدود 35 برابر شده است بنابراين افزايش درآمد مردم در اين مدت هيچ تناسبي با افزايش هزينه‌ها نداشته است و ريشه افزايش آسيبهاي اجتماعي نيز همين جاست.
وي افزود: بيشتر آسيبهاي اجتماعي طي سالهاي متمادي به وجود آمده تا به اين وضع رسيده‌اند بنابراين براي كنترل و از بين بردن آنها نيز به زماني معادل همين مدت نياز داريم، اعتياد كه حداقل به شيوه جديد آن 50 سال سابقه دارد براي رفع آن نيز بايد برنامه 50 ساله داشته باشيم.
اقليما گفت: در مورد بيكاري نيز گفته مي‌شود حدود 7 ميليون بيكار داريم و هر سال نيز حدود 700 نفر به جمعيت بيكاران اضافه مي شود، قطعا دولت نمي‌تواند، اين ميزان شغل را در كوتاه مدت ايجاد كند بنابراين بايد به گونه‌اي برنامه‌ريزي شود كه حداقل به ميزان بيكاران جديد شغل ايجاد شود تا حداقل در وضع موجود بمانيم و تلاش كنيم درصدي از بيكاران قبلي را به چرخه اشتغال وارد كنيم.
رئيس انجمن علمي مددكاري اجتماعي افزود: در كنار اين مسائل كه همگي براي پيشگيري از بروز آسيبهاي اجتماعي است بايد براي كنترل آسيبهايي كه به وجود مي آيند نيز برنامه ريزي داشته باشيم و بودجه كافي بر آن در نظر بگيريم، در حالي كه بودجه ها با ميزان آسيبهاي اجتماعي متناسب نيست به عنوان مثال هر سال براي ساماندهي حدود 5 هزار دختر خياباني به بهزيستي اعتبار داده مي شود ولي در عمل اين سازمان با حدود 25 هزار دختر فراري مواجه مي شود و مسلم است كه بهزيستي نمي‌تواند به طور كامل به كنترل اين پديده بپردازد.
اين كارشناس مسائل اجتماعي اضافه كرد:‌ در مورد ازدواج و طلاق نيز مدتي است تبليغات زيادي براي ازدواج با استفاده از وامهاي يك ميليون توماني مي‌شود در حالي كه در همه جاي دنيا زماني فردي ازدواج مي‌ كند كه بتواند با توجه به داشتن شغل پايدار مخارج خودش و يك نفر ديگر را بپردازد و هيچ جاي دنيا كسي با وام دو ميليون توماني ازدواج نمي‌كند چنين پديده‌اي فقط آمار طلاق و آسيبهاي اجتماعي ناشي از آن را در جامعه افزايش مي‌دهد