موارد مستند نقض فاحش حقوق بشر و آزاديهاي اساسي توسط " حكومت جمهوري اسلامي" در ايران

بيننده گرامي اين بخش در حال باز گذاري ميباشد

براي بازديد از نمايشگاه عكس و فيلم بر روي لوگو زير كليك فرمائيد

به گزارش سايت خبری خانه ی هنرمندان ايران، در كنار برنامه های سرگرم كننده اين مراسم،«قاسم حسني»، يكی از اعضای هيات مديره انجمن حمايت از كودكان كار، در مراسم اين روز، سخن گفت و بيانيه كودكان كار قرائت شد.
« قاسم حسني» كه خود از كودكان كار است، سخنانش رابه دو بخش تقسيم كرد. در بخش اول، به كودكانی كه مجبورند برای تامين معاششان كار كنند گفت:« من مانند شما، از ده سالگی كار كرده ام و می دانم اولين سوالی كه به ذهن شما می رسد اين است كه مقصر كی است كه ما مجبور به كار می شويم. آيا خانواده مقصر است؟
او گفت:« نه مطمئنا خانواده هايتان مقصر نيستند. خود شما شاهد هستيد كه خانواده هايتان چقدر سعی می كنند با درآمد اندكی كه جمع خانواده دارد مخارج را تامين كنند كه بتوان راحت زندگی كرد. پس مقصر كيست؟
مقصر مجموعه ای از شرايط است كه همه شما و همه بچه های كار دنيا را وادار به كار كرده.»
او ادامه داد:« شما می دانيد كه بچه های زيادی در دنيا مجبور به كارند. در روزنامه ها اين آمار را 250 ميليون نفر اعلام كرده اند البته قطعا بيش از اين است چرا كه آنها بچه هايی را كه به صورت فصلی كار می كنند و يا در مزرعه و كارگاه پدرشان مشغول به كارند را حساب نمی كنند اما خبر خوش اين است كه گروه های زيادی در تمام دنيا دارند تلاش می كنند كه دنيا را به نحوی تغيير دهند كه هيچ بچه ای مجبور نباشد كار كند.»
حسنی در ادامه خطاب به كودكان كار گفت:« خيلی شما ها دوست داريد وقتی بزرگ می شويد مددكار اجتماعی شويد يا انجمن حمايت از كودكان كار بزنيد و گروه پنج نفره ای در حال حاضر از ميان شما شكل گرفته كه می خواهند مبارزه با كار كودك كنند، بيانيه امروز را هم آنها نوشته اند و اين همان اتفاق مباركی است كه بايد بيفتد يعنی اينكه ما به اين نتيجه رسيديم كه پا به پای ديگر آدم های خوب دنيا تلاش بكنيم كه دنيايی بسازيم كه هيچ كودكی در آن ناچار به كار نباشد.»


بخش دوم صحبت حسنی به بزرگتر های حاضر در مراسم اختصاص داشت.
او گفت:« غريب صد واندی سال است كه جنبش جهانی حمايت از كودكان كار شكل گرفت. راهپيمايی بزرگ خانم مری جونز، كارگر مبارز امريكايي، در سال 1903،اتفاق افتاد. او گروهی از كودكان كار را با شعار جلوی كار كودكان را بگيريد، از فيلادلفيا، شهر به شهر گرداند. امروز 102 سال از آن زمان می گذرد. بعد از آن پيمان ها و توصيه نامه های متعددی در عرصه جهانی به تصويب رسيده و سازمان ها و گروه های مردمی و دولتی شكل گرفته و دستاوردهای زايادی داشته است.»
او ادامه داد:« در سال 1973، مقاوله نامه تعيين حداقل سن كار را به تصويب رسيد كه حدود 32 سال از از آن می گذرد و دولت ها را مكلف كرده كه حداقل سن كار را تعيين كنند. در ايران حداقل سن كار كودك را 15 سال تعيين كرده و برای كارگر نوجوان بين 15 تا 18 شرايط ويژه ای را قايل شده است.
مقاوله نامه 182 كه سال 1999 به تصويب سازمان جهانی كار رسيده و همه كشورهای جهان آن را پذيرفته اند و بر اساس آن تمامی كشور های عضو مكلفند، با همكاری سازمان های مستقل كارگری و كارفرمايي، در كوتاه ترين زمان ممكن بدترين اشكال كار كودك را شناسايی و برنامه های عملی خود را سريعا اعلام كنند.
و دستاورد بزرگ ديگر، پيمان نامه جهانی حقوق كودك است كه در سال 1989 به تصويب رسيده است.»
حسنی گفت:«اگر چه اين دستاورد ها غنيمت هستند و انسان های زيادی برای دستيابی به آنها جانفشانی كرده اند اما همچنان می بينيم كه روزانه شاهد تباه شدن كودكان در مزارع، منازل، كارگاه ها، خيابان و ديگر مراكز كار هستيم.»
او ادامه داد:« پس برای اينكه كودكان كار نكنند چه بايد كرد؟
كار كودك از روی دهن كجی به هنجار های اجتماعی و از روی تفريح نيست. اين كار ريشه در نياز خانواده دارد. پس اگر می خواهيم جلوی كار كودك را بگيريم لازم است در عرصه های مختلف وارد عمل بشويم.»
او عرصه های مختلف فعاليت را چنين برشمرد:«اول تغيير نگرش در مورد كار كودك است. اينكه می بينيم با مينی بوس كودكان كار را از خيابان ها جمع می كنند و يك هفته نگهداری می كنند و بعد آزاد می كنند نه تنها مشكلی حل نمی شود بلكه مشكل ديگری هم به مشكلاتشان اضافه می شود.
دوم اينكه جامعه موظف است از كودكان كار حمايت كند و گام بعدی جايگزين كردن نگاه حمايتی است. اگر نمی توانيم از فردا مانع كار كودكان بشويم، پس حداقل اين است كه در مناطق مختلف ايستگاه های حمايتی با مددكار برای كودكان كار قرار دهيم و برنامه حمايتی عاجل است كه در جهت آسيب زدايی و كاهش آسيب ها اعمال می شود.
گام بنيادين كه می تواند منجر به محو كار كودك بشود آن موضوعی است كه حقوق كودك از حقوق بزركتر ها جدا نيست. ما در خانواده های بسياری شاهديم كه پدر زحمتكش است و در آمد اندكی دارد، به دليل عدم توانمندی مادر خانواده و فقدان پو شش اجتماعي، چاره ای ندارد جز اينكه كودكانش را راهی بازار های كار كند. پس شايد فراگير كردن بيمه های عمومی و بازگرداندن حقوق از دست رفته، صنفی زنان و مردان كارگر به آنها است. چرا كه اگر ما از پدران و مادران حمايت بكنيم، چتر حمايتی بسيار گسترده و محكم برای كودكانمان فراهم خواهيم كرد. و نكته مهم تر اينكه بايد بيمه خود كودكان را جدی بگيريم. ما كشوری هستيم كه بخش عمده در از درآمدمان را از صادرات نفت به دست می آوريم كه يك ثروت ملی است پس اگر بگوييم تمام افراد زير 18 سال، بدون در نظر گرفتن خواستگاه طبقاتی شان بايد بيمه داشته باشند خواسته زيادی نيست. از نفت، سنگ و منابع ملی مان سهم كودك خراسان، كردستان و زاهدان چيست؟
بحث بعد بحث بهداشت عمومی و فراگير است. ميدانيم كه بهداشت و درمان، كالای لوكس نيست. يك نياز اجباری است.
مساله بعد، آموزش است كه از سال 1195 شروع شده و يك برنامه بيست ساله است كه تا 1915 تمامی كشور ها مكلفند اهداف از پيش تعين شده ای را در زمينه آموزش برای همه به ويژه اقشار محروم و كودكان دور از آموزش فراهم كنند. ايران هم سال قبل اين برنامه را تدوين كرد و تا 2015، ده سال فرصت دارد كه آن را اجرا كند اما موضوعی كه بايد به دقت رعايت شود لغو تمامی پيش شرط ها از آموزش است. اگر آموزش رايگان، اجباری و حق تمامی كودكان است، پيش شرط های بازدارنده ای نظير شناسنامه زبان نژاد مليت و مذهب بايد حذف شود.
متاسفانه از سال 1369، حدود پانزده سال است كه كودكان مهاجر افغان، از آموزش محروم اند.
هر كودكي، به صرف كودك بودن ، و بی هيچ قيد و شرطی حتی اگر يك روز در ايران زندگی می كند، بايد درس بخواند.و كودكان پناهنده نبايد از اين قاعده مستثنا شوند.»

در بخش ديگری از اين مراسم كودكان كار ايراني، بيانيه خود خواندند.
اين بيانيه را گروه پنج نفره ای از همين كودكان، كه تصميم دارند با كار كودك مبارزه كنند تدوين كرده و با اميد روزی كه هيچ كودكی در دنيا كار نكند
گفته اند:
● ما حق داريم از عدالت اجتماعی بر خوردار باشيم.
● ما حق داريم از عشق و محبت بزرگترها برخودار باشيم.
● كودكان بهره بردن از امكانات آموزشي، تفريحی و اجتماعی را دارند.
● ما حق داريم با دنيای جديد آشنا شويم و به راحتی نظرات و عقايد خود را بيان كنيم.
● همه ما دوست داريم د ردنيايی سرشار از صلح و دوستی زندگی كنيم.
● ما دوست نداريم تحت فشار كارهای سخت قرار بگيريم.
● ما كودكان كار كردن در اين سن را دوست نداريم.
● دنيای كودكی مان را به ما باز گردانيد
● ما دوست داريم مثل بچه های عادی درس بخوانيم تا در آينده به بالاترين درجات تحصيل دست يابيم.
● تمام كودكان كار در دنيا احتياج به حمايت همه انسان ها دارند.
● ما حق داشتن زندگی خوب اجتماعی را داريم.
● چه كسی پاسخگوی آرزو های از دست رفته ما كودكان هستند.
● روح ما سرشار از رنج ها و سختی ها است چرا بايد جای بازی كردن در جمع ● كودكان، مشغول كار كردن در جمع بزرگان باشيم.
● دنيای شاد كودكی ما در لا به لای رنج و سختی كار كردن نابود شده است.
به اميد روزی كه هيچ كودكی در دنيا كار نكند.

 

یکشنبه 21 خرداد 1385

نشست مطبوعاتي گزارش انجمن درباره وضعيت زندان‌هاي كشور و جوانان زير 18 سال در زندانها در سال 84

رييس، نايب رييس و سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان در يك نشست مطبوعاتي به ارايه گزارش سالانه انجمن دفاع از حقوق زندانيان درباره وضعيت زندان‌هاي كشور در سال 84 پرداختند.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عمادالدين باقي، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ابتداي اين نشست با بيان اينكه گزارش ارايه شده درباره وضعيت زندان‌ها نه تنها اولين كار انجمن بلكه اولين تجربه در ايران است اظهار داشت: اولين بار است كه يك نهاد غير دولتي در مورد زندان‌ها نظارت و ديدباني انجام مي‌دهد. يكي از ضمانت‌هاي اجرايي رعايت حقوق بشر در همه جاي دنيا ديدباني و انتشار گزارش است كه در جاي جاي دنيا موثر واقع شده است.

رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: اقدامات مختلفي از سوي نهاد‌هاي داخلي و خارجي در اين رابطه صورت گرفته است ولي شكل و محتوايي متفاوت از اقدام انجمن بوده است. در اين گزارش اصل را بر مستند بودن قرار داده‌ايم كه بر اساس آن در همه جا محكمه پسند باشد و از گزارش‌هايي استفاده شده كه مي‌توان به آنان اتكا كرد.

باقي، با تاكيد بر اينكه اولين كار انجمن ديده‌باني در سراسر كشور است، ادامه داد: گزارش‌هاي ديگري نيز در رابطه با وضعيت زندان‌ها و حقوق زندانيان مورد بررسي قرار گرفته كه در مواردي به آنها توجه و در مواردي از آنها استفاده نشده است. گزارش مورد نظر از ارديبهشت 84 تا ارديبهشت 85 تهيه شده است و مواردي چون روزنامه‌ي ايران، رويداد‌ها در آذربايجان و موضوع بازداشت جهانبگلو در آن ارايه نشده است.

وي، با اشاره به مشكلاتي در تهيه اين گزارش اظهار داشت: اميدواريم از اين به بعد زندانيان، خانواده زندانيان، وكلا و حتي پزشكان در زندان در صورت آگاهي از اقدامات نهاد‌هايي چون انجمن و آشنايي با نظارت آنها انگيزه پيدا كرده و اطلاعات و گزارش‌هاي خود را در اختيار ما براي انعكاس قرار دهند. اين گفته بدين معنا نيست كه ما در تهيه گزارش از هر منبعي استفاده مي‌كنيم زيرا كه يك نهاد مدني براي حفظ خود بايد اعتبار خود را حفظ كند و ما در استفاده از گزارش‌هاي معتبر، دقت كافي را مبذول داشته‌ايم.

باقي، خاطر نشان كرد: درخواست ما اين است كه خانواده‌ي زندانيان، وكلا و پزشكان در ارايه گفته‌هاي خود اصل دقت، امانت و سنديت و صحت را كه مد نظر ماست، رعايت كنند و موارد نقض حقوق زندانيان كاهش يابد و در اين مورد مي‌توان ادعا كرد كه اگر وظيفه ديده‌باني و نظارت به خوبي انجام شود، موارد نقض حقوق بشر كاهش پيدا مي‌كند.

رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان با بيان اينكه اگر اجازه بدهند نظارت باشد و نهاد‌هاي غير دولتي از زندان‌ها بازديد كنند، جلوي بسياري از شبهات گرفته مي‌شود، خاطر نشان كرد: اين امر باعث مي‌شود كه افكار عمومي چه در داخل و چه در خارج از كشور به گزارش‌هاي دستگاه قضايي اعتماد كنند و حكومت نيز در رابطه با رفتار خود راهي جز اين ندارد كه نهاد‌هاي غيردولتي وظيفه نظارتي خود را انجام دهند.

باقي با اشاره به اينكه تاخير در انتشار گزارش از اهميت و ارزش آن نمي‌كاهد، بيان كرد: كميته رفاهي، بهداشتي انجمن دفاع از حقوق زندانيان در جمع آوري اين گزارش زحمات زيادي را متحمل شده و گزارش مقدماتي را تهيه كرد. گزارش ارايه شده در دو زبان فارسي و انگليسي منتشر شده و اميدواريم در سال‌هاي آينده به دو زبان عربي و فرانسه نيز منتشر شود.

فريده غيرت، نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ادامه با بيان اينكه از بدو تاسيس اين انجمن تلاش ما در جهت اعتماد سازي در جامعه بوده است، گفت: در اين مورد دو ديدگاه بسيار مهم است؛ نخست در مقابل دولت كه گفته مي‌شود ما در تعامل با شما هستيم و مي‌خواهيم وظيفه يك NGO را انجام دهيم زيرا جامعه ما با انجمن‌ها بيگانه هستند و تصور مي‌شود اگر تشكل غير دولتي ايجاد مي‌شود براي خرده‌گيري از نظام است كه هدف ما به هيچ وجه اين نيست.

وي خاطر نشان كرد: ديدگاه ديگر اعتمادسازي در برابر مردم است. تلاش ما اين بوده كه اين ايده را در ميان افكار عمومي جا بياندازيم كه نه دولتي هستيم و نه معارض مردم، بلكه مي‌خواهيم نقش يك انجمن را ايفا كنيم.

غيرت با اشاره به برگزاري سمينار‌هاي مختلف و نتايج مثبت آن از سوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان بيان كرد:‌ گزارش سالانه انجمن درباره وضعيت زندان‌هاي كشور در سال 84 مستند است و دقت در مورد منبع مورد استفاده و صحت و سقم گزارش‌هاي مختلف ارايه شده صورت گرفته است.

نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، مواردي را كه در گزارش از وضعيت زندان‌هاي كشور در سال 84 ارايه شده را چنين عنوان كرد: نخست وضعيت بازداشت‌هاست. در اين مدت مواردي از بازداشت‌هاي بدون احضار مشاهده شده است، از جمله احسان كمالي كه بدون رعايت ضوابط قانوني بازداشت شد. طولاني بودن دوران بازداشت در زندان‌ها مورد ديگري است كه در اين گزارش ارايه شده است و نگهداري عبدالفتاح سلطاني به مدت هفت ماه به صورت انفرادي، نمونه‌ي بارز اين امر است.

غيرت ادامه داد: عدم حضور وكيل، بند ديگر در گزارش ارايه شده است زيرا حضور وكيل در مراحل اوليه پس از دستگيري تا تحقيقات مقدماتي بسيار موثر است كه تبصره موجود در ماده 128 قانون آيين دادرسي كيفري مجموعا مورد اعتراض قرار گرفت. رفتار با زندانيان مورد ديگر ارائه شده در گزارش است زيرا برخي از زندانيان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و در بازجويي از چشم بند و رو به ديوار بودن استفاده مي‌شود. بيان اين موارد به اين علت است كه زنداني چه سياسي و چه غير سياسي حقوقش براي ما مهم است.

وي افزود: عدم تفكيك زندان‌ها از نظر نوع جرايم نيز در اين رابطه بسيار مهم است و به طور مثال گزارش شده زندان‌ها در مشهد مطابق با استاندارد‌هاي جهان است اما نگهداري زندانيان در آنجا منطبق با زندان‌هاي جهان نيست كه اين امر عواقبي به همراه دارد.

نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان با تاكيد بر اينكه دسترسي ما به زندان زنان بسيار مشكل است خاطر نشان كرد: اينجانب چندين بار از زندان اوين بازديد داشته‌ام اما هنگامي كه به بخش زنان زندان رسيديم با مشكلات بسياري مواجه شديم. وي گفت كه تاكنون به انجمن اجازه‌اي براي بازديد از بخش زنان زندان‌ها داده نشده است.

در اين هنگام، صالح نيك‌بخت سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: بر اساس محدوديت‌هايي كه در آيين نامه‌ي زندان‌هاست، بازديد از زندان زنان داراي شرايطي است، در حالي كه انجمن نبايد شامل اين موارد شود.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ادامه‌ي نشست خبري اين انجمن كه در روز شنبه 20 خرداد برگزار شد، با بيان انتقاداتي از عدم رعايت بهداشت در برخي از زندان‌ها و ابراز اين نظر كه حداقل امكانات در زندان‌هايي چون بندر عباس و ميناب وجود ندارد؛ ادامه داد: در مورد مساله غذا نيز تفاوت‌هايي وجود دارد. امكان دسترسي زندانيان به مواد مخدر و استفاده آنان زياد است و اين موارد راحت وارد زندان مي‌شود.

وي، با اشاره به افرادي كه زندانيان سياسي مي‌خواند، افزود: متاسفانه در مواردي مشاهده شده كه با اين افراد رفتار مناسبي نمي‌شود.

به گزارش ايسنا عمادالدين باقي، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ادامه گفت: يك سوم پرونده‌هاي انجمن كه حدود 140 پرونده است داراي موضوعي سياسي و دو سوم نيز شامل ديگر موارد مي‌شود.

وي با اشاره به كساني كه زندانيان سياسي مي‌خواند، گفت:‌ اين افراد دو گروه هستند. نخست آنان كه با اقدامات مسلحانه مرتبط ومتهم به بمب گذاري و ترور هستند و ديگر كساني كه به ادعاي باقي زندانيان سياسي عقيدتي هستند كه اقدامات خشونت آميز نكرده‌اند.

وي با بيان اين كه تعداد زندانيان دسته‌ي اول در كل كشور از 200 تا 250 نفر تجاوز نمي‌كند، مجموع زندانيان گروه ديگر در كل كشور را تقريبا 40 نفر دانست كه حدود يك چهارم آنها در مرخصي‌هاي طولاني مدت به سر مي‌برند.

وي، در ادامه، با اشاره به ميزان وثيقه اظهار داشت:‌ در قانون، وثيقه مطرح شده و زنداني وثيقه را در مقابل بازداشت ارايه مي‌دهد؛ در مواردي مشاهده شده كه وثيقه املاك در چنين مواردي بلاتكليف مانده است؛ همچنين عدم تناسب وثيقه با نوع اتهام نيز از موارد بسيار مهم در گزارش ارايه شده انجمن است.

به گزارش ايسنا در ادامه‌ي اين نشست خبري، سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان اظهار داشت: در مواردي وثيقه‌هاي ملكي براي مرخصي ارايه شده كه پس از پايان مرخصي گزارشاتي مبني بر بازگردانده نشدن آن ها وجود دارد.

باقي با بيان اين كه افرادي هستند كه در وقايع 18 تير دستگير شده‌اند و در آن موقع دانشجو نبودند، ادعا كرد كه در اين مورد اختلافاتي در دستگاه قضايي وجود داشت و افزود: يكي از مشكلات اين است كه در مواردي رسانه‌ها و مردم در انتظار مي‌مانند و پاسخ شفافي در مورد موضوع مورد نظر ارايه نمي‌شود.

رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: يكي از اشكالات اين است كه عده‌اي از افراد در خارج از زندان به سر مي‌برند ولي هزينه زنداني بودن آنان پرداخت مي‌شود.

عماد‌الدين باقي در پاسخ به سوالي درباره‌ي ارزيابي انجمن درباره‌ي استاندارد بودن زندان‌ها گفت:‌ در بعضي از زندان‌ها اقدامات استاندارد‌سازي موفقيت‌آميز بوده مانند زندان كرمان. زندان اوين نيز در دو سه سال اخير به سمت استاندارد‌سازي حركت كرده است ولي در شهر‌هاي كوچك و برخي استان‌ها زندان‌هايي وجود دارد كه با استاندارد‌هاي جهاني فاصله دارد و از لحاظ امكانات درماني و بهداشتي داراي عقب‌ماندگي است.

فريده غيرت، نايب رييس انجمن در مورد تعامل با قوه قضاييه اظهار داشت: دستگاه قضايي متوجه شده كه ما مي‌خواهيم چه نقشي را بر عهده داشته باشيم. يكي از اقدامات ما تهيه نامه و بيانيه‌ها در مورد زندانيان است كه تاكنون در مورد 34 زنداني بيانيه صادر كرده‌ايم.

وي گفت: بيانيه‌اي كه در مورد عبدالفتاح سلطاني از سوي انجمن به رييس قوه قضاييه ارايه شد تنها نامه‌اي است كه از سوي رياست قوه دستور تعقيب و اجرا داده شد و اين براي ما مهم است.

عماد‌الدين باقي در اين مورد افزود:‌ بخشي از دستگاه قضايي براي ارايه فعاليت خوب به نهاد كمك مي‌كنند و بخشي نيز ميانه‌ي خوبي با انجمن ندارند. رييس قوه قضاييه درباره چهار نامه‌ي انجمن دستور پيگيري داد ولي پس از آن افراد و مسوولان ديگر مساله را پيگيري نكردند.

صالح نيك‌بخت، سخنگوي انجمن نيز افزود: به اعتقاد ما رياست قوه قضاييه اهتمام زيادي در راس دستگاه قضايي به اين گونه مسايل دارند و اميدواريم اين امر به بدنه قوه نيز جريان يابد.

وي اظهار داشت: اكنون قانون آزادي مشروع و حقوق شهروندي وجود دارد كه بنا به دستور رياست قوه قضاييه به تصويب رسيده است، ‌در آيين‌نامه مربوطه و هيات‌هايي كه در سطح همه استان‌ها در اجراي بند 4 و 5 آيين نامه وجود دارد قرار شده هياتي براي نظارت بر اجراي آن قانون تشكيل شود. اين هيات مكلف شده يك سلسله پرسشنامه در سطح استان‌ها تنظيم كند و در نهاد‌هاي داخل قوه قضاييه از جمله دادگاه‌ها، دادسرا و زندان‌ها عملي و اجرا شود.

سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: نخست بحث عدم بازجويي به شكل دست و يا پا بسته است كه اين موضوع در بعضي از زندان‌ها اجرا مي‌شود. دوم بحث بازداشت موقت طولاني است؛ ‌اين موضوع متاسفانه با برداشت‌هاي متفاوت و سليقه‌يي قضات تحقيق به صورت وسيعي در آمده است. در حالي كه قانون گذار در اين مورد حد و مرز مشخصي را پيش بيني كرده است.

نيك‌بخت در مورد تبصره ذيل ماده 128 قانون آيين دادسري كيفري ايران گفت: در مورد اين ماده كميسيون حقوق بشر اسلامي، كانون وكلاي دادگستري مركز و دانشگاه‌ها، سمينار‌هايي را تشكيل داده‌اند و مساله‌ي مداخله وكيل در دادسرا‌ها از ابتدا و به رسميت شناختن حق دفاع وكيل از بدو دستگيري تا پايان محاكمه مطرح شده است.

وي افزود: بر اساس قوانين وكيل نمي‌تواند در تحقيقات شركت كند و تنها به او اجازه داده شده كه در كنار متهم باشد.

سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: يكي از مشكلات زندانيان نگهداري و تبعيد آنان در نقاط دور از خانواده آنان است.

وي، با بيان اينكه انجمن دفاع از حقوق زندانيان انجمني غير سياسي و غير انتفاعي است، گفت: آن‌طور كه بايد و شايد تعامل مناسبي با انجمن نمي‌شود در حالي كه انجمن خواهان تعامل مثبت چه در جرايم سياسي و چه در جرايم عادي است و ما هرگز از اتهام زندانيان دفاع نمي‌كنيم.

يك‌بخت گفت: از وكلاي دادگستري و همكاران وكيل در استان‌ها تقاضا مي‌كنيم با توجه به آنكه هيچ گونه كار سياسي انجام نمي‌دهيم ما را در رسيدن به اهداف كمك كنند زيرا امكانات ما براي رفتن به نقاط دور بسيار محدود است.
وي با تشكر از كليه مقامات قضايي كشور گفت: تقاضا مي‌كنيم كه مقامات قضايي، ما را در جهت حمايت از زندانيان و حقوق آنها كمك كنند و به درخواست‌هاي ما توجه كنند. در سال گذشته به شهادت امور موجود بيش از صد مورد خدمات حقوقي به عنوان وكالت به افراد مختلف چه سياسي و چه غير سياسي از لحاظ انتخاب وكيل يا معرفي مشاوره براي آنها و راهنمايي آنها معرفي كرده‌ايم.

نيك‌بخت در پاسخ به سوالي درباره اقدامات انجمن دفاع از حقوق زندانيان در مورد رامين جهانبگلو گفت: از همان ابتداي دستگيري انجمن در پي فعاليت‌ها و اقداماتي براي وي بوده است و از سوي انجمن نامه‌اي تهيه شده كه تقديم وزارت اطلاعات خواهد شد و ما بدون مداخله در امر اتهام فقط در جهت حفظ حقوق زنداني از هر صنفي كه باشد اقدامات خود را انجام خواهيم داد.

نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان با بيان اينكه در جامعه ما زندان و زنداني فراموش شده هستند، افزود: در دستگاه قضايي نيز افرادي كه داراي تفكرات نو انديش هستند تصميم گرفته‌اند كه تغييراتي در نگرش و بعد از آن در عمل در اين مورد قائل شوند كه ما متوجه شديم كه دستگاه قضايي در اين مورد دچار تحول شده است.

وي در ادامه گفت: در مواردي مشاهده شده كه اگر اطفال مرتكب جرمي شوند، آنها را نگهداري مي‌كنند تا به سن 18 سال برسند و حكم را نسبت به آنان اجرا كنند.

نيك‌بخت در اين رابطه افزود: يكي از مواردي كه انجمن قصد دارد بيشتر از گذشته در مورد آن اقدام كند وضعيت زنداني افراد كمتر از 18 سال است؛ در اين راستا براي كمك به دستگاه قضايي و جلوگيري از اينكه هر از چند گاه يك بار مساله زنداني شدن و به طبع آن بازداشت و اعدام افراد كمتر از 18 سال مطرح شود، قصد داريم هماهنگي‌هاي بيشتري شود و در مواردي نيز كه امكان دارد رضايت شاكيان جلب شود و حتي در مواردي كه جزو موارد تاميني است اين اقدام به زندان‌هاي مناسب سپرده شود تا حوادثي كه پيش از اين اتفاق مي‌افتاد تكرار نشود.

 

 

دكتر  عليرضا مرندي متخصص اطفال و وزير بهداري سال هاي اول انقلاب و اولين وزير بهداشت و درمان و آموزش پزشكي به شاخص عدالت در سلامت اشاره مي كند و مي گويد: پس از سال 2000 ميلادي شاخص هاي عدالت در سلامت، سلامت روان و مسائل

 اجتماعي مرتبط با سلامت نيز وارد ارزيابي ها شد.
    به اعتقاد وي اين مسا له نشان داد كه وضع عمومي مردم از نظر سلامت و سهمي كه هزينه هاي درمان براي آنها دارد بسيار بد است و به سلامت مردم به اندازه كافي حرمت نمي گذاريم و همكاري هاي بين بخشي براي حفظ سلامت مردم درحد بسيار پاييني است.(2)
     علاوه بر اين اگرچه به مدد واكسيناسيون هاي متعدد و بهبود وضعيت آب آشاميدني بيماري هاي واگير در كشور ما كنترل شده اما هنوز كاملاً حل نشده است ضمن اينكه متا سفانه روز به روز بر حجم بيماري هاي غيرواگير و مزمن كه حاصل زندگي شهري است، افزوده شده است.
    در هرحال امروزه برنامه دولت نهم و وزارت بهداشت طبق گفتهِ مسئولان آن براساس محور سلامت پايه گذاري شده و اين درحالي است كه ساير سازمان ها نيز برنامه هاي خود را درجهت سلامت تقويت مي كنند با اين حال ارتقاي سلامت به عنوان يك فرآيند توانمندسازي مردم به منظور افزايش كنترل و ارتقاي سلامت خويش با همراهي مردم به صورت فردي يا جمعي امكانپذير است.
     بر اين اساس تعيين سياست هاي بهداشت عمومي به منظور تامين عدالت در دسترسي به خدمات سلامتي و سرمايه گذاري براي سلامت و توسعه اجتماعي و ارتقاي سلامت با مشاركت جامعه و همكاري تمامي بخش هاي توسعه همراه با بازنگري كلي در نظام خدمات بهداشتي و درماني براساس معيارهاي ارتقاي سلامت امري ضروري و اجتناب ناپذير است.
     * منبع(1 ) و(2): خبرگزاري فارس

پنج دندان پوسيده
در دهان هردانش آموزايراني

 

 

دوشنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۴ -

Mon, Apr 11, 2005

گزارش
 

۳۱۰۰

sLogo.gif

 

 

206643.jpg

 

فاطمه اميرى
به گفته رئيس اداره سلامت دهان و دندان وزارت بهداشت هردانش آموز ۱۲ ساله ايرانى ۵ دندان پوسيده دارد.
اين خبر البته يك افشاگرى سياسى نيست كه طرفداران زيادى داشته باشد و هياهوى فراوانى درمحافل رسمى و ميان مردم بيافريند. اما خبرى است كه مى تواند چندحوزه فرهنگ، اجتماع و بهداشت وسلامت مردم را همزمان به زيرسؤال ببرد و به اندازه يك خبرسياسى داغ موردتوجه قرارگيرد.
با اين حال شايد طبق عادت مرسوم ايرانى كسى از بابت شنيدن اين خبر تعجبى نكند. در جامعه اى كه مردم آن به طور متوسط هر سه سال يكبار به دندانپزشكى مراجعه مى كنند. ۹۰درصد طرزصحيح مسواك زدن را بلدنيستند و كمتر از پنج درصد آنها به طور مرتب دندانهايشان را مسواك مى زنند و الگوى تغذيه نيز به گونه اى است كه بيشترين آسيب را به بهداشت دهان و دندان واردمى كند. بديهى است كه ديگر كسى در اين فكر نباشد كه پوسيدگى دندان دانش آموزان دراين سطح گسترده به معنى جامعه اى با اعضاى بيماردر آينده اى نه چندان دور است.
چرا كه به گفته دكتر اميرعباس امينى، دندانپزشك، بيماريها و عفونت دهان و دندان ازجمله عوامل مهم در ايجاد بيماريهاى دريچه اى قلب، ناراحتى هاى گوارشى و روماتيسم قلبى به شمار مى روند.
ازطرفى پوسيدگى دندان اگر به موقع تشخيص داده نشده و درمان نشود، مشكلات روحى و روانى متعددى نيز براى كودكان و نوجوانان مبتلا ايجادمى كند. به عنوان مثال دانش آموزى كه بخاطر پوسيدگى دندان و عفونت شديد آن مبتلا به بوى بد دهان مى شود، چگونه مى تواند در ارتباط با دوستان و همكلاسى هايش دچار مشكل نشود؟!
بيشتر مردم به دليل بالابودن هزينه دندانپزشكى فقط براى كارهايى نظير كشيدن دندان و پركردن ساده به دندانپزشكى مراجعه مى كنند و همين مسأله موجب تشديد بيماريهاى دهان و دندان آنها مى شود، اين موضوع مهم و قابل تأملى است كه حركتهاى مسؤولانه ترى را ازطرف مديران بهداشت جامعه مى طلبد، اما واقعيت ديگرى هم هست كه به ما مى گويد مردم نيز به حفظ بهداشت دهان و دندان خود و پيشگيرى از بيمارى هاى مربوط به آن بى اعتنا هستند و مهمترين عامل كه از سوى كارشناسان دراين باره مطرح مى شود، چگونگى تغذيه و مصرف موادغذايى توسط خانواده هاى ايرانى است.
مريم نوروزى يك بهداشت كار دهان و دندان مى گويد: درواقع بايد ديد چه نوع موادغذايى بيشترين ميزان مصرف را در الگوى تغذيه اى خانواده ها و بويژه كودكان دارند و اين مواد، صرفنظر از ارزش غذايى در سلامتى يا ايجاد بيماريهاى دهان و دندان چه سهمى را به عهده مى گيرند؟
به عنوان مثال نوع موادقندى مصرف شده و ميزان مصرف آن بيشترين ارتباط را با پوسيدگى دارد و مصرف زياد قند چسبنده پوسيدگى دندان را افزايش مى دهد و ما به جاى آن كه سبدغذايى فرزندانمان را پر از انواع ميوه و سبزيجات و موادغذايى مفيد كنيم، به آنها براى خريدن تنقلاتى مثل چيپس و پفك پول توجيبى مى دهيم يا خريدن نوشابه هاى مختلف، انواع آب نباتها، آدامس و شكلات و به طوركلى موادقندى چسبنده در فهرست خريد اغلب خانواده هاى ايرانى است.
اين شيوه مصرف موادغذايى نه فقط آمار پوسيدگى دندان بويژه دركودكان را بالا مى برد بلكه درمورد افراد بزرگسال نيز مصرف كم ميوه و سبزى عامل ۳۱ درصد بيماريهاى قلبى، ۱۱ درصد سكته ها و بطوركلى مرگ ۲‎/۷ ميليون نفر در سال است.
عادت هاى غذايى تعيين كننده چگونگى انتخاب و مصرف موادغذايى هستند و اگر به عنوان مثال سرانه مصرف شير در ايران نصف ميانگين جهانى است، دقيقاً به دليل عادات غذايى مردم است و ميانگين مصرف شير در دنيا براى هر نفر سالانه ۱۵۰ ليتر است.
در حالى كه اين ميزان در كشور ما بين ۷۵ تا ۸۰ليتر است.
افزايش بهره هوشى، رشد جسمى، جلوگيرى از بيماريهاى عفونى و پوسيدگى دندان.
به گفته يك متخصص تغذيه از تأثيرات مثبت استفاده از شير است: اما در مقابل گفته مى شود كه ايران چهارمين كشور مصرف كننده نوشابه هاى گازدار در جهان است.

در پايان ۱۴سالگى تقريباً در اكثر افراد هر ۲۸ دندان دائمى درمى آيد و چهاردندان ديگر كه دندان عقل نام دارند در ۲۰ سالگى به جمع دندانها اضافه مى شوند.
اما بى توجهى به وضعيت بهداشت و سلامت دندانها سالها قبل از رشد دندانهاى دائمى شروع شده و تا سنين بزرگسالى ادامه پيدامى كند.
مريم نوروزى بهداشت كار دهان و دندان مى گويد: همين بى توجهى به حفظ بهداشت و سلامت دهان و دندان سبب مى شود تقريباً بيشتر مردم از سن ۳۰سالگى به بعد با مشكل پوسيدگى دندان خود كنار مى آيند و به جاى برطرف كردن ريشه اى مشكل با خوردن قرص هاى مسكن سعى مى كنند به طور موقتى ازدردناشى از پوسيدگى رهايى پيداكنند.
يا اگر دهانشان بومى دهد به جاى درمان، دستشان را جلوى دهانشان مى گيرند تا بوى بد دهان ديگران را آزار ندهد و مواردى از اين قبيل. جدا از گرانى درمان و بالابودن هزينه هاى دندانپزشكى از نوعى بى تفاوتى هم نشأت مى گيرد.»
گفته مى شود بعد از رويش نخستين دندان كودك، وظيفه پدر و مادر در رابطه با حفظ سلامت دهان و دندان او شروع مى شود. به گونه اى كه والدين بايد بعداز هربار تغذيه كودك ، با استفاده از پنبه نم دار سطوح دندان را پاك كنند و در ماههاى بعد هم با مسواك هاى نرم و مخصوص كودك ، اقدام به تميزكردن تمام سطوح دندانها كرده و بعداز هربار شيرخوردن با دادن مقدارى آب به كودك از غلظت شيرباقى مانده در دهان كم كنند. به عقيده مريم نوروزى ، بهداشت كار دهان و دندان چه اشكالى دارد كه از سنين كودكى براى فرزندانمان مسواك تهيه كنيم و اجازه بدهيم كودك از همان سنين پايين بامسواك و كاربرد آن آشنا شده و به اهميت آن پى ببرد. حالا ممكن است در آغاز با مسواكش بازى كند يا خوب از عهده مسواك زدن برنيايد اما اين كار اگر با نظارت پدر و مادر و تشويق آنها همراه باشد، اثر خود را مى گذارد.»
بيماريهاى دهان و دندان در بين كودكان شايع تر از ديگر گروهها است. اما به عقيده دكتر اميرعباس امينى دندانپزشك والدين نبايد به جاى اقدام به درمان صحيح و اصولى اين گونه بيماريها وبه دليل بالابودن هزينه هاى درمان ، اقدام به كشيدن زودهنگام دندان فرزندشان كنند.
آموزش بهداشت دهان و دندان به دانش آموزان و كنترل وضعيت سلامتى دهان و دندان آنها درمدارس از جمله اقداماتى است كه مى تواند از افزايش درصدمبتلايان به بيماريهاى دهان و دندان درميان دانش آموزان جلوگيرى كند. اين آموزشها فراتر از كلاسهاى درس و توصيه هاى معلمان بايد توسط مربيان بهداشت در مدارس كه نيروهاى متخصص دراين زمينه هستند، انجام شود. به اعتقاد معاون پيشگيرى دفتر بهداشت و تغذيه وزارت آموزش و پرورش كودكان نياز دارند درباره مهارتهاى سالم زيستن، بهتر زيستن، مصون ماندن از بيماريها، پيشگيرى از رفتارهاى پرخطر، آسيب هاى اجتماعى ، سلامت بلوغ، محيط زيست، ايمنى سلامت تغذيه اى ، بهداشت مواد غذايى و ... آموزش ببينند. آموزشى كه نه فقط براى يادگرفتن بلكه براى عمل كردن باشد. محبوبه حيدرى در ادامه مى گويد: مربى بهداشت مى تواند امكان و فرصت آموزش هاى بهداشتى را براى كودكان فراهم سازد.
اما آيا وزارت آموزش و پرورش توان به كارگيرى مربيان بهداشت درمدارس را به نسبت تعداد دانش آموزان دارد؟! بتازگى مديركل بهداشت و تغذيه وزارت آموزش و پرورش اعلام كرده است كمبود مربى بهداشت درمدارس با بازنشسته شدن پنج هزار مربى طى سالهاى آينده، وضعيت بهداشتى مدارس را به مخاطره خواهد انداخت. در حالى كه در استان ايلام به ازاى هر ۲۰۰هزار دانش آموز و در كهگيلويه و بويراحمد به ازاى هر ۲۵۰هزار دانش آموز يك مربى بهداشت مدارس وجود دارد؛ شاخص مربى بهداشت مدارس دنيا يك كارشناس به ازاى ۷۵۰ دانش آموز است.
بنابراين هنوز تاوقتى كه بتوان با قطعيت در باره تأثير برنامه هاى آموزشى مدارس در آگاهى دادن به دانش آموزان در جهت پيشگيرى از بيماريهاى دهان و دندان و حفظ بهداشت و سلامتى آنها سخن گفت زمان زيادى مانده است. اما وزارت بهداشت نيز اعلام كرده دراين كار به يارى آموزش و پرورش خواهد آمد. به گونه اى كه دكتر حميد صمدزاده، رئيس اداره سلامت دهان و دندان اين وزارتخانه مى گويد: «حدود ۶ميليون دهان شويه در كل كشور بين دانش آموزان دوره ابتدايى توزيع خواهد شد و از اقلامى نظير پوستر و وسايل آموزشى براى آشناكردن دانش آموزان با بهداشت دهان ودندان استفاده خواهد شد.» براى جبران كمبود تعدادمربيان بهداشت، وزارت بهداشت پيشنهاد به كارگيرى بهداشتكاران دهان و دندان در مدارس براى آموزش نحوه صحيح مسواك زدن، استفاده درست از نخ دندان و دهان شويه را به آموزش و پرورش داده است تا از اين طريق آگاهى دانش آموزان در اين زمينه افزايش يابد. دكتر صمدزاده در باره به كارگيرى بهداشتكاران دهان و دندان در مدارس مى گويد: «هنوز طرح ارائه شده به آموزش و پرورش در اين زمينه تصويب نشده است. تصويب و اجراى اين طرح بايد توسط وزارت آموزش و پرورش صورت بگيرد.» اما آيا وزير آموزش و پرورش كه سال ۸۳ براى او سال نفس گيرى بود ، درميان دغدغه هاى ناشى از طرح مكرر موضوع استيضاح ، مرگ جعفر علاقه مندان ، آتش سوزى مدرسه سفيلان ، اعتراض هاى بى پايان معلمان ،مصوبه هاى مجلس در مورد استخدام حق التدريسى ها ، ممنوعيت اخذ وجه و ... فرصتى خواهد داشت تا از معاونان و كارگزاران دفترش در باره طرح استفاده از بهداشتكاران دهان و دندان و سرانجام آن سؤال كند؟!
 

 

 

قاليبافان بوكاني : كارفرماها در حق كارگران اجحاف مي‌كنند

بوكان ، مهاباد ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۲/۲۴‬

داخلي. اجتماعي. قالي بافي. قانون كار
كارگران برخي از كارگاههاي قالي بافي بوكان مي‌گويند: كارفرماها با سوء- استفاده از فقر اقتصادي خانواده‌ها و ناآگاهي كارگران، در حق آنها اجحاف مي‌كنند.

بي‌توجهي به قانون كار، شرايط نامساعد و غير استاندارد كارگاهها، دستمزدهاي ناچيز، رعايت نكردن سقف قانوني ساعات كار روزانه، بهره‌مند نشدن از بيمه‌هاي تامين اجتماعي، تعطيلي روز جمعه، تعطيلات رسمي، مرخصي‌هاي سالانه، حق مسكن، عائله‌مندي، بن‌هاي كارگري و ديگر مزايا، از جمله مواردي است كه به گفته كارگران در كارگاههاي قالي بافي رعايت نمي‌شود.

يكي از كارگران كارگاه قالي بافي ميدان دواب بوكان مي‌گويد: كارگاه ما فاقد نور كافي، تهويه و وسايل بهداشتي مورد نياز كارگران است.

وي كه بخاطر ترس از اخراج شدن حاضر به اعلام اسم و مشخصات خود نشد، به خبرنگار ايرنا گفت: اكثر بافندگان اين كارگاه را كودكان تشكيل مي‌دهند و در مقابل ‪ ۱۰‬تا ‪ ۱۲‬ساعت كار روزانه، كمتر از ‪ ۳۰‬هزار ريال دستمزد مي- گيرند.

وي اضافه كرد: نياز شديد مالي بافندگان، آنان را مجبور كرده است تا هر شرايطي را كه كارفرما تعيين مي‌كند، بپذيرند و گرنه با اخراج روبه رو مي- شوند.

وي كه ‪ ۱۴‬سال سن دارد مي‌گويد: در مدت دو سالي كه در اين كارگاه كار مي‌كنم از مرخصي سالانه و حتي تعطيلي روز جمعه هم استفاده نكرده‌ام.

كارگر ديگري كه او نيز حاضر به اعلام نام و مشخصات خود نشد، گفت: ‪ ۱۵‬ماه است در اين كارگاه كار مي‌كنم ولي تاكنون بيمه نشده‌ام.

وي افزود: كارگران هر روز از ساعت هفت صبح تا هفت شب كار مي‌كنند، ولي از اضافه كاري خبري نيست.

وي نيز تصريح كرد: تاكنون از مرخصي سالانه، تعطيلي روز جمعه و ديگر تعطيلات رسمي استفاده نكرده و تنها روزي دستمزد مي‌گيرد كه كار كرده است.

به گفته وي، اگر كسي نسبت به حقوق و مزاياي قانوني خود با كارفرما بحث كند، فورا اخراج مي‌شود، و با توجه به وضع بد اقتصادي برخي از خانواده‌ها كارفرما مي‌تواند بلافاصله افراد ديگري را جايگزين نمايد.

مسوول بازرسي كار، اداره كار و امور اجتماعي بوكان با تاييد اظهارات كارگران گفت: وضع اكثر كارگاههاي قالي بافي بوكان مشابه هم است.

جعفر احمدزاده افزود: در حالي كه قالي بافي از جمله مشاغل سخت و زيان آور محسوب مي‌شود، كارگران اين كارگاهها از ابتدايي‌ترين حقوق و مزاياي كارگري برخوردار نيستند.

به گفته وي، شرايط بد اقتصادي برخي از خانواده‌ها موجب شده صاحبان دار قالي، بدون زحمت تعداد زيادي كودك و نوجوان را با دستمزدهاي ناچيز بكار بگمارند.

احمدزاده افزود: به رغم ممنوعيت استفاده از كودكان زير ‪ ۱۵‬سال در كارهاي سخت و زيان آور، كارفرماها ترجيح مي‌دهند بيشتر از كودكان، بخصوص دختر بچه‌ها در كارگاهها استفاده كنند، زير اين افراد ضمن آنكه به حقوق قانوني خود آگاهي ندارند، كمتر اعتراض مي‌كنند.

وي، ميانگين سني كارگران قالي بافي بوكان را كمتر از ‪ ۱۴‬سال اعلام كرد و گفت: در بررسي‌هايي كه اخيرا انجام گرفته در تعدادي از كارگاهها كودكان زيادي زير ‪ ۱۰‬سال سن مشغول به‌كار بودند.

به گفته احمدزاده، اكثر كارگاهها غير استاندار، بدون نور كافي، تهويه و فاقد شرايط بهداشتي مورد نياز كارگران هستند و وسايل و تجهيزات ايمني ضروري نيز براي آنها پيش بيني نشده است.

وي افزود: براي نمونه يكي از كارگاههاي قالي بافي اين شهرستان براي دامداري ساخته شده است كه امروز به عنوان كارگاه قالي بافي از آن استفاده مي‌شود.

احمدزاده با عنوان اينكه قوانين مربوط به حقوق و دستمزد، مرخصي، ايام تعطيل، بن‌هاي كارگري، حق مسكن به هيچ وجه در اين كارگاهها رعايت نمي‌شود، گفت: هر بافنده قالي در ازاي شش ساعت كار روزانه بايد حداقل ‪ ۶۰‬هزار ريال دستمزد بگيرد، در حاليكه متوسط دستمزد در كارگاههاي بوكان ‪ ۳۰‬هزار ريال در مقابل حداقل ‪ ۱۲‬ساعت كار روزانه است.

وي با عنوان اينكه، بيشتر از شش ساعت كار در روز موجب به مخاطره افتادن سلامت جسماني و حتي روحي و رواني كودكان مي‌شود، اظهار داشت : اين موارد به صراحت و به تكرار زياد به كارفرماها ابلاغ شده، ولي امروزه كمتر كارفرمايي حاضر به رعايت موارد ياد شده است.

يك روانشناس كودكان مي‌گويد: شرايط سخت كار براي كودكاني كه بايد دوران كودكي را به تحصيل، بازي، تفريح و ورزش بگذرانند، در آينده معضل بزرگي براي جامعه خواهد شد.

ليلا مستاني گفت: بي‌سوادي، ضعف جسماني، پيري زودرس، بيماري، فقر مالي و فرهنگي عوارض حتمي و گريز ناپذير كودكاني است كه طلايي‌ترين دوران زندگي خود را براي درآمدي ناچيز در كارگاههاي قالي بافي مي‌گذرانند.

وي معتقد است: در مقابل اندك درآمد و اشتغالي كه برخي از خانواده‌ها و مسوولين را دلخوش مي‌كند، دولت با معضلات بزرگي روبه رو خواهد شد كه با اعتبارات كلان هم جبران نمي‌شود.

كارشناس كار اداره كار و امور اجتماعي بوكان گفت: به غير از كارگاههاي مجاز، صدها كارگاه غيرمجاز نيز در روستاها وجود دارد كه شرايط اين كارگاهها به مراتب بدتر از كارگاههاي مجاز است.

احمدزاده افزود: در كارگاههاي روستايي كودكان بسيار كم سن سال بكار گرفته مي‌شوند و دستمزدي كه به آنان پرداخت مي‌شود به مراتب كمتر از كارگاههاي مجاز است.

وي يادآور شد: وجود اين كارگاهها باعث شده تا خانواده‌هاي كم درآمد و ناآگاه به جاي آنكه فرزندان خود را به مدرسه بفرستند، براي اندك درآمدي آنان را در اختيار كارگاههاي قالي بافي بگذارند.

وي نسبت به روند رو به رشد كارگاههاي غير مجاز در روستاها ابراز نگراني كرد و گفت: در حالي كه دولت هزينه‌هاي زيادي را براي ريشه كني بيسوادي در ميان افراد ميان سال صرف مي‌كند، ما در آينده شاهد بيسوادي جوانان خواهيم بود.

احمدزاده با عنوان اينكه اخطارهاي زيادي به كارگاهها براي رعايت موازين قانوني داده شده افزود: بي‌توجهي خانوادها نسبت به شرايط سخت كار كودكان خود و ناآگاهي آنها از پيامدهاي اين نوع فعاليت‌ها موجب شده تا برخوردهاي قانوني نتيجه چشمگيري نداشته باشد.

براساس آمارهاي موجود در زمان حاضر نزديك به دو هزار و ‪ ۵۰۰‬كارگاه قالي بافي در شهرستان بوكان وجود دارد كه هشت هزار نفر در آنها به بافندگي مشغول هستند.

بطور متوسط سالانه ‪ ۴۰‬هزار متر مربع قالي با رج شمار بالاي ‪ ۴۰‬در بوكان توليد مي‌شود كه ‪ ۹۰‬درصد آنها به خارج صادر مي‌شود.

ارزش قالي‌هاي توليدي بوكان ‪ ۴۰‬ميليارد ريال در سال تخمين زده مي‌شود كه درصد ناچيزي از آن عايد بافندگان مي‌شود.

::. احساس کسي بودن و براي ديگري بودن:کودکان کار در دروازه غار تهران

 

Child_Labour.jpg گفت وگوی شهروند با قاسم حسني عضو هيئت مديره و يکي از بنيانگذاران انجمن حمايت از کودکان کار
ساعت تازه نزديک به پنج غروب است اما پنجم زمستان است و روزها کوتاه. هواي منجمد دروازه غار تهران تاريک شده است. معلمها و مددکارها و همينطور بچه ها از فاجعه، از مرگ هزاران هزار بچه و بزرگ صحبت ميکنند. بزرگترها عزم جزم کرده اند و تا ساعاتي ديگر چند نفر را راهي خواهند کرد.محمد که با دستان کوچک 9 ساله اش تمام روز در کنار خيابان کفش هاي بزرگ را واکس زده بود تازه از راه رسيده بود.

بساط واکس را کنار ميز ونيمکت کلاس گذاشته و داشت به حرفها گوش ميداد. گرچه امروز جمعه است ولي اين "کلاس" زياد هم جمعه و شنبه نمي شناسد و درش هميشه به روي "شاگردانش" باز است. البته کلاس با شاگردانش جور است. شاگردها گرچه در سن شاگرد مدرسه هستند اما روزها مثل آدم بزرگ ها کار ميکنند و بعضي وقتها به "کلاس" مي آيند.  محمد دستهاي کوچک، زبر و سرما زده خودش را به هم مي مالد. چند دقيقه اي به حرفها گوش ميدهد. به سمت خانم مدير مي آيد و مي پرسد:
- خانم بناساز کي راه مي افتيد؟
- چطور مگه؟ فکر ميکنم آخر شب يا فردا کله سحر.
محمد يک بار ديگر دستان کوچکش را به هم مي مالد. بساط کفاشي را برميدارد و بي جلب توجهي مرکز انجمن را ترک ميکند.
در انجمن همه مشغول هستند. بار و بنديل مي بندند و به تيمي که تا چند ساعت ديگر راهي سرزمين هزاران کودک و پير و جوان در خاک خفته است، کمک ميکنند. مواد غذايي و ضروري جمع آوري شده را بسته بندي مي کنند. برخي دنبال جمع آوري پول هستند تا چيزهاي ديگري که مورد نياز هستند تهيه شود.
چند ساعت گذشته و تعداد آدمها در انجمن کمتر شده است. محمد در را باز مي کند و وارد ميشود. يک لايه نازک برف سر و دوش و کيف وسائل کفاشي او را سفيد کرده است. اگر اين قدر کوچولو و چابک نبود فکر ميکردي پيرمردي از کار روزانه به خانه برگشته است. کيفش را روي زمين ميگذارد. دستانش را به هم ميسايد. يک جفت کفش کودکانه از کيف خود خارج ميکند و رو به خانم وطني ميگويد: "اين را براي يکي از بچه هاي بم گرفتم."
***
"اين آن چيزي است که ما به کودکان ميدهيم. احساس کسي بودن و براي ديگري بودن. انسان خوشبخت تنها در جامعه خوشبخت ممکن است و جامعه اي که افراد در آن به خود و فقط به خود مي انديشند نميتواند خوشبخت باشد. در چنين جامعه اي خوشبختي انسان مفهومي بي مفهوم است."
آقاي قاسم حسني يکي از مديران "انجمن حمايت از کودکان کار" است که اين توضيحات را ميدهد. او ادامه ميدهد: " در روزي که زلزله بم اتفاق افتاد ما تصميم گرفتيم با يک تيم به آنجا برويم. همه در تکاپو بوديم. ميخواستيم در حد توان تيم را با دست پر روانه کنيم. آن روز تقريبا 600 هزار تومان پول جمع آوري کرديم. درست شصت و يک هزارو هفت صد و بيست تومان را بچه هاي کار داده بودند. اسم انجمن خود گويا است. بسياري از کودکان با سن کم خود روزها مشغول به کار هستند. آن روز بچه ها از درآمد روزانه خود مبلغ شصت و يک هزارو هفت صد و بيست تومان را هديه کردند. اين رقم در ذهن همه ما براي هميشه حک شده است. علاوه بر اين کاري را که محمد کرد هرگز فراموش نميکنيم."
"انجمن حمايت از کودکان کار" در سال 1379 از دل "انجمن دفاع از حقوق کودک" متولد شد. و در سال 1981 به عنوان يک موسسه مردمي و غير انتفاعي به ثبت رسيد. محل استقرار خود را در دروازه غار تهران انتخاب کرد.
"ميخواستيم به محل کار بچه ها نزديک باشيم. بچه هاي کوچکي که براي امرار معاش خود يا خانواده هاشان کار ميکنند يک واقعيت هستند. يک واقعيت تلخ و زشت. حالا بايد چکار کرد؟ صبر کرد تا کار کودک ممنوع شود و از بين برود؟ اميدواريم و براي اين تلاش ميکنيم. اما تا آن وقت چه کنيم؟ دست روي دست بگذاريم؟"
ساعت نزديک 12 شب تهران است. قاسم حسني ساعتي پيش، پس از يک روز طولاني از انجمن به خانه آمده است و اين توضيحات را در مواجهه با سئوالات من، ارايه داده و در ادامه ميگويد: "سالهاست که ما در رابطه با کودکان کار ميکنيم اما در سال 1379 تصميم گرفتيم تمام توان خود را صرف اين موجودات کوچک، دوست داشتني و بي آلايش و بيگناهي کنيم که "بخت" با آنها يار نبوده و در فقر، اعتياد و فحشا به دنيا آمده اند. تازه اگر اصلا خانواده اي در کار باشد."
انجمن در حال حاضر نزديک به 400 کودک را پوشش ميدهد. دو ساختمان در همسايگي هم در يکي از فقيرترين محلات تهران خريده است. در حين تلاشهاي عملي و براي ارايه سرويس هايي در جهت ارتقاء مادي و معنوي کودکان، انجمن درزمينه کارهاي با تاثير درازمدت نيز بي عمل نيست. تلاش براي تحقق قانون محدوديت کار کودکان و محو نهايي آن روي پرچم انجمن نقش بسته است.
باوجودي که تنها سه ــ چهار سال از عمرانجمن ميگذرد، توانسته است دو ساختمان بخرد. برايم جالب است بدانم بودجه اين خريدها از کجا آمده است. آقاي حسني ميگويد: "براي ما نيز جالب بود. وقتي شروع کرديم يکي از دوستان صدهزارتومان به ما غرض داد. پس از مدتي که کار اجتماعي کرديم ارتباطات وسيع تر شدند. ابتدا ما به دنبال ساختماني بوديم که بتوانيم با 5-6 ميليون تومان آن را رهن کنيم. اين ساختمان را پيدا کرديم تنها چيزي بود که هم موقعيت آن مناسب بود و هم اندازه و وضعيت آن طوري بود که ميتوانستيم از پس مخارج آن بر بيائيم. اما صاحب آن گفت که اجاره نميدهد و ميفروشد. ما اين مطلب را با دوستان در ميان گذاشتيم. بسياري قول همکاري دادند. ما 42 ميليون تومان چک کشيديم و در طي يک ماه بايد مبلغ را پرداخت ميکرديم. بعضي از قولها به عمل نپيوست در نتيجه کار ما به دادگاه کشيد و 7 ميليون تومان جريمه پرداختيم و مجبور شديم از دوست و آشنا و غريبه پول قرض کنيم اما کمک ها آن چنان بود که در همان سال اول نه تنها تمام بدهي ها را پرداختيم بلکه وجه مناسبي براي خريدن ساختمان دوم جمع آوري شد."
در حال حاضر انجمن نزديک به 570 متر مربع مساحت در اختيار دارد. آقاي حسني ميگويد بجز حدود 15 – 16 متر که براي دفتر و آبدارخانه استفاده ميشود بقيه ساختمان به کلاسها و محلات مورد استفاده کودکان تعلق دارد. اين به آن مفهوم است که سهم قسمت اداري در اين فضا قابل اغماض است.
از حقوق و درآمد کارکنان ميپرسم. پاسخ اين است که آنها که اين جا شروع به کار ميکنند ميدانند که نبايد انتظار درآمد معمولي داشته باشند. مثلا کتابدار ماهانه 115 هزار تومان در آمد دارد و مدير عامل با 258 هزارتومان حقوق ماهانه درآمدي در مرز رسمي فقر دارد. اصولا 7 نفر و در حال حاضر 6 نفر به عنوان کارمندان ثابت در انجمن به رتق و فتق امور 400 کودک مشغول هستند. البته معلمان نيز به صورت حق التدريسي پرداخت ميشوند.
اما کلاسها چگونه هستند؟
"هر ترم ثبت نام ميکنيم و سپس ميبينيم که در هر سطحي چند کلاس لازم داريم. مثلا الان 18 کلاس داريم که از چند کلاس اول تا پنجم ترکيب ميشوند. اما 18 معلم نداريم و مثلا تمام کلاس هاي پنجم را يک معلم درس ميدهد."
وزارت آموزش و پروش مدارک اين مدرسه را به رسميت نميشناسد؟
" آموزش و پرورش ايران مدارک ما را به رسميت نميشناسد اما ما تعداد زيادي کودک افغان داريم. شايد بدانيد که درصد بزرگي از کودکان کار افغان هستند. در عين حال کودکان بسياري نيز که والدين افغان آنها مجوز اقامت ندارند از تحصيلات ابتدايي محروم هستند. اين واقعا باعث شرم ماست. به هر حال ما با سفارت افغانستان تماس گرفتيم. آنها کلاسهاي ما و کودکان افغاني را که در اينجا درس ميخوانند، بررسي کردند. مدارکشان در افغانستان مورد تائيد خواهد بود."
"انجمن" عمده تلاشهاي خود را در عرصه آموزش کودکان متمرکر کرده است. اما مسؤلان انجمن "آموزش" را به روشي متفاوت تعريف ميکنند. " براي ما مهمترين بخش کار آموزشي اين است که کودکان ما به دليل شرايط خود شرمزده نباشند. به آنها نشان ميدهيم که اين تقصير آنها نيست اگر در چنين وضعيتي قرار دارند. در عين حال حس همدردي و همياري را در آنها زنده ميکنيم. ما وقتي اعتماد به نفس کودکان خود را مشاهده ميکنيم برايمان لذت بخش و مايه غرور است. چرا که بسياري از اين کودکان در ابتداي کار که به ما ميپيوندند غالبا از وضعيت خود شرمگين هستند و بعضا احساس گناه ميکنند."
اين عضو هيت مديره و بنيانگذار انجمن در ادامه ميگويد: "براي ما موسيقي و نقاشي از همان جايگاهي برخوردار هستند که دروسي همچون حساب و ديکته و علوم. "
"البته امور بهداشتي و روانکاوي و ... نيز در برنامه هاي ما هستند اما در اين زمينه ها ما مجبور هستيم به نيروهاي داوطلب تکيه کنيم که طبيعتا با مشکلات و کم و کاست هاي ويژه خود همراه است. تصور کنيد يک پزشک ميآيد يکي دو ماه با ما کار ميکند و ميرود. ما که نميتوانيم او را مجبور به ماندن کنيم. يا يک دانشجو تعطيلات خود را در اختيار ما ميگذارد و آن ديگري در تعطيلات به شهر خود ميرود و ... "
چه تعداد نيروي داوطلب با انجمن همکاري ميکنند؟
" تقريبا 300 نفر در اطراف انجمن حضور دارند. تقريبا 30 تا 40 نفر به طور مستمر وقت ميگذارند."
شيوه برخورد اداره بهزيستي که از سوي دولت عملا مسئوليت کودکان کار را به عهده دارد اين چنين است که هر از گاه سر کوچه اي ميني بوسي متعلق به بهزيستي توقف ميکند و به جمع آوري کودکان ميپردازد. اين مساله باعث گريز خانواده ها و کودکان از سيستم "حمايتي" دولتي است.
آقاي حسني درباره رابطه خانواده ها با انجمن ميگويد: "بچه هاي ما از آزادي کامل براي رفت و آمد برخوردار هستند. ما آنها را به هيچ عملي وادار نميکنيم. آنها تشويق ميشوند و به مرور با انجمن رابطه برقرار ميکنند. براي والدين نيز به همين ترتيب است. بعضي از آنها به انجمن رفت و آمد ميکنند و گاه در کنار کودکان خود سر کلاسها مينشينند."
آيا تجربه منفي هم وجود دارد؟
"در تمام اين مدت تنها يک مورد را شاهد بودم که مادري به انجمن آمد و با برخوردي تند و زننده فرزند خود را برد."
خانم زهرا بناساز مدير عامل انجمن در همين رابطه ميگويد: "اين مادر امروز دوباره به انجمن آمد. خودش فرزندش را آورده بود. از برخورد خود شرمنده بود و ميگفت فکر ميکرده که اين مرکز به بهزيستي تعلق دارد."
قاسم حسني در رابطه با ارگانها ي دولتي و شهرداري چنين توضيح ميدهد:" برخي با اين رابطه ها مشکل دارند ولي واقعيت اين است که ما کاهايي را انجام ميدهيم که اگر يک دولت ايده ال وجود ميداشت همه اينها وظائف آن دولت ميبود. حال چرا نبايد با ارگانهاي دولتي تماس داشت مشکلات را با آنها در ميان گذاشت حمايت گرفت و احيانا تجربيات خود را در اختيار آنها گذاشت؟"
"ما در روزهاي اخير با مسئولان عاليرتبه وزارت تازه تاسيس رفاه ملاقاتي داشتيم. با آنها درباره همين موضوع جمع آوري کردن کودکان با ميني بوس صحبت کرديم. توضيح داديم که اين شيوه در عمل نشان داده است که تاثير مثبتی بر جاي نميگذارد. برداشت ما اين بود که آنها با علاقه به حرفها ي ما گوش ميدادند. حال تا چه حد به آن عمل کنند، خدا ميداند.
ارتباط انجمن با ايرانيان خارج چگونه است؟
"ما در جنوب کاليفرنيا، در سوئد و کانادا دوستان ايراني داريم که در ارتباط با انجمن در تلاش هستند. در ضمن خيلي مايل هستيم با سازمانهاي فعال در جنوب آسيا پيوند ايجاد کنيم. ميدانيد که در اين بخش کار کودکان خيلي گسترده است و ما ميتوانيم از تجربيات آنها استفاده کنيم."
درباره آرزوهاي انجمن ميگويد :" اميدواريم يک روز بتوانيم فضايي بزرگتر داشته باشيم تا بچه هاي کار هم دقايقي در روز را کودکي کنند و بازي کنند و ترس نداشته باشند که مزاحم همکلاسانشان هستند."
ميپرسم اگر 10 هزار دلار داشته باشيد با آن چه ميکنيد؟
"اول از همه خيالمان راحت خواهد بود که دست کم حقوق ده ماه آينده معلمان مان را داريم"
***
در روز 23 سپتامبر کنسرت "حافظ و ساقي" در تورنتو برگزار ميشود. عوايد حاصل از فروش بليت هاي اين کنسرت به انجمن حمايت از کودکان کار اهدا خواهد شد. اين کنسرت شامل هنرنمايي استادان رقص و موسيقي ايراني و غير ايراني در تورنتو است. علاوه بر اين اگر تمام بليتهاي آن به فروش برسد حقوق معلمان کودکان کار در دروازه غار تهران براي 10 ماه آينده تضمين خواهد شد.

شهروند - شماره ۱۰۱۸ ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۵ - جمعه ۲۵ شهريور ۱۳۸۴
خسرو شميرانی
shemiranie@yahoo.com

 

مطالب مرتبط

 

تبريز- خبرگزاري كار ايران
آئين‌‏نامه اجرايي مربوط به مقاوله نامه 182 سازمان بين‌‏المللي كار با محوريت موضوع به كارگيري بدترين اشكال كار كودك به وزارت كار و امور اجتماعي و ادارات كل تابعه آن در سراسر كشور ابلاغ شد.
به گزارش خبرنگار سرويس كارگري ايلنا، مهندس " ابراهيمي" مديركل بازرسي كار وزارت كار و امور اجتماعي، با اعلام اين خبر در تبريز افزود: ايران در سال 1380 با پذيرش مفاد مقاوله نامه 182 سازمان بين‌‏المللي كار به جمع كشورهاي متعهد به اين مقاوله نامه پيوست كه آئين‌‏نامه اجرايي آن در خردادماه سال جاري به تصويب رسيد و جهت اجرا به وزارت كار و امور اجتماعي ابلاغ شد.
وي در ادامه گفت: براساس اين آيين‌‏نامه، به كارگيري نوجوانان زير 18 سال در 36 نوع فعاليت كاري از جمله كار در معادن، كار در ارتفاعات بيش از 5 متر و مشاغل سخت و زيان آوري از اين دست ممنوع است.
وي تصريح كرد: كارفرماياني كه از وجود نوجوانان در اين مشاغل در كارگاه‌‏ها استفاده كنند به تناسب موضوع متخلف شناخته شده و علاوه بر معرفي جهت لغو پروانه فعاليت به مراجع ذي ربط، به مجازات هاي مقرر در ماده 72 اين آئين نامه نيز پس از اثبات جرم محكوم خواهند شد.

مهندس ابراهيمي هم چنين به تصريح و استثناي اين آئين‌‏نامه در خصوص نوجواناني كه جهت كمك به والدين در كارگاه‌‏هاي سنتي و خانوادگي در حد توان خود مشغول به كار هستند اشاره كرد و گفت: براساس اين آئين‌‏نامه، تنها نوجوانان زير 18 سالي كه شرايط فوق را دارند، در حد توان و نيروي خود در مشاغلي نظير كارهاي جنگلي از جمله حمل و نقل اشجار، قالي بافي مجاز به كارند و تحت پوشش مفاد اين آئين‌‏نامه قرار نخواهد گرفت.

 

مسؤول امنيت‌جان كارگران كيست؟ / به بهانه‌ي مرگ 11 كارگر معدن «باب نيزو»

همچنين گزارشي از كار اجباري كودكان

محمد صفوي
در حالي‌كه كه كارگران شريف و زحمت‌كش "ايران خودرو" سالگرد همكار خود پيمان رضي‌لو، كارگر خط مونتاژ پژو را كه سال 1382 در اثر فشارهاي ناشي از كار جان خود را در محل كار از دست داد گرامي مي‌دارند، خبر فاجعه‌ي دردناك مرگ 11 كارگر در معدن "باب نيزو" بار ديگر خانواده‌ي بزرگ طبقه‌ي كارگر را داغدار كرد و بازماندگان و خانواده‌هاي قربانيان اين حادثه‌ي دلخراش را به اندوهي بزرگ و بي پايان دچار ساخت.
حادثه‌ي ناگوار معدن "باب نيزو" بار ديگر نشان داد به ندرت مرجعي پيدا مي‌شود كه صيانت و حفاظت از جان كارگران و زحمت‌كشان ايران در دستور كارش باشد ولي در عوض حفاظت از جان و مال صاحبان سرمايه و دفاع از كلان‌دلال‌ها و آقازاده‌ها و مديران بي‌لياقتي كه هم صنعت و منابع ملي و هم كارگران را به نيستي و نابودي كشانده‌اند، براي برخي جزو اصول اساسي است. حذف گام‌به‌گام و پوشش‌هاي حمايتي قانون كار و سرانجام بحث حذف كامل قانون كار و طرح مجدد "باب اجاره" دليل ديگري است كه در كليت، جان و كرامت كارگران و زحمت‌كشان ايران كه اكثريت جامعه را تشكيل مي‌دهد، گويا ارزش چنداني ندارد. به همين خاطر است كه هرروزه شاهد بي‌حقوقي بيش‌تر طبقه‌ي كارگر هستيم و هر روز كه مي‌گذرد آمار حوادث شغلي در محيط‌هاي كاري و قرباني شدن كارگران به‌خاطر حوادث مرگبار و بيماري‌هاي كشنده‌ي ناشي از كارهاي سخت و زيان‌آور در حال افزايش است. بنا به گزارش مسووِلان خانه‌ي كارگر، در سال 1377 ده هزار كارگر بر اثر خطرات ناشي از كار در كارگاه‌ها و مراكز صنعتي جان خود را از دست دادند. (روزنامه‌ي نشاط 29 فروردين 1378) به‌همين ترتيب در طي سال 1380 ميزان مرگ كارگران به خاطر غيرايمني و غيربهداشتي بودن محيط كار به 12 هزار نفر مي‌رسد. (روزنامه‌ي كار و كارگر اريبهشت 81.) با وجود رشد ارقام و آمار قرباني شدن كارگران‌، چاره‌انديشي مؤثري از جانب مسؤولان براي كاهش حوادث شغلي ديده نمي‌شود و در عوض كارگران شاكي و معترض به شرايط غيرانساني كار، مورد تعرض و ضرب‌وشتم قرار مي‌گيرند. به همين ترتيب است كه روند قرباني شدن بيش‌تر كارگران ادامه پيدا مي‌كند. در گزارشي كه اخيراً انتشار يافته است مي‌خوانيم: "طي سال‌هاي 1382 تا 1384 در مجموع، آمار حوادث ناشي از كار 13 درصد افزايش داشته است.( "ايسنا 9 شهريور 84) و در گزارشي ديگر مي‌خوانيم : "در سال 1383‌، 16 هزار و 792 حادثه‌ي ناشي از كار در محيط‌هاي كارگاهي براي بيمه شدگان تأمين اجتماعي رخ داده است كه 52 مورد مربوط به حوادث سوختگي و 79 مورد ناشي از انفجار و آتش‌سوزي بوده است. ("ايسنا 18 شهريور 1384.) بايد توجه داشت كه اين آمار دولتي مربوط به حوادثي است كه در محيط‌هاي كاري كه هنوز زير پوشش بيمه‌ي تأمين اجتماعي قرار دارند، روي داده است. اين آمار شامل يازده هزار نفر كارگري كه از شمول قانون كار خارج و به اعماق پرتاب شده‌اند، نمي‌شود. اين آمار، قرباني شدن كارگراني را كه دچار بيماري‌هاي ناشي از مشاغل سخت و زيان‌آور شده‌اند و تدريجاً به هلاكت مي‌رسند، منعكس نمي‌كند. اين آمار ميزان هزاران كارگري را كه به‌خاطر استرس ناشي از كار‌هاي سخت و ناامن در بندر عسلويه و شركت‌هاي پروژه‌اي بندر ماهشهر اقدام به خودكشي كرده يا به مواد مخدر پناه برده‌اند، نشان نمي‌دهد. اين آمار به‌هيچ‌وجه ميزان بيماري‌هاي مهلكي را كه زنان و كودكان كارگر در كارگاه‌هاي جهنمي قالي‌بافي و گليم‌بافي و كوره‌پزخانه‌هاي آلوده و آدم سوز‌، دچارش مي‌شوند، منعكس نمي‌كند. به همين روال است كه هنوز مدت زيادي از كشته شدن چهار كارگر در معدن و تونل‌هاي مرگ زغال سنگ "هجدتك راور" نگذشته است كه خبر مرگ 11 كارگر در معدن "باب نيزو" جامعه‌ي كارگري را تكان مي‌دهد. برخي مسؤولان براي حفظ آبرو و يا براي سرپوش گذاشتن بر واقعيات هولناك، تنها بخش كوچكي از مجموعه عواملي را كه در اين حادثه‌ي هولناك شريك و سهيم هستند، بازگو مي‌كنند. حسن صادقي از مسؤولان رده بالاي خانه‌ي كارگر در تهران مي‌گويد: "مقصر اصلي اين حادثه (انفجار در معدن باب نيزو) سازمان مديريت است (خبرگزاري كار 23/شهريور/84.) از طرفي نماينده‌ي يك تشكل دولتي در كرمان مي‌گويد كه "پيمانكار خصوصي مقصر اصلي انفجار در معدن "باب نيزو" است( ."23 شهريور 84 ايلنا) واقعيت اين است در شرايطي كه حق داشتن تشكل مستقل كارگري، برخلاف قوانين بين‌المللي كار و برخلاف تمام موازين حقوق‌بشري از كارگران سلب شده است و فعالان مستقل كارگري و سنديكايي مورد ضرب| ‌وشتم قرار مي‌گيرند و در شرايطي كه اجازه‌ي مشاركت دموكراتيك از طريق تشكل‌هاي مستقل كارگري براي پيش‌برد بهبود شرايط كار، به طبقه‌ي كارگر داده نمي‌شود و نيز در حالي‌كه به‌جاي صيانت از كارگران، به‌صورت يك جانبه از صاحبان سرمايه و كار و از تشكل‌هاي كارفرمايي پشتيباني مي‌شود، در برابر، هر روزه تشكل‌هاي پيمانكاري و غيره اعلام موجوديت مي‌كنند. بنابراين در چنين وضعيتي هر پيمانكار و صاحب‌كاري قادر خواهد بودم به حقوق كارگران تجاوز كند. مديران و صاحبان شركت‌هاي خصوصي نظير صاحبان معدن "باب نيزو" يا مديران يك شركت خصوصي ديگر كه در رابطه با مرگ يكي از كارگران جوان آن شركت در موقع حفر كانال با خونسردي گفته است: "اتفاق است و اتفاق پيش مي‌آيد و نمي‌شود جلوي آن را گرفت.( "ايلنا 26 فروردين 84)، همگي از ديگر مقصران اين وقايع هولناك هستند. خانه‌ي‌كارگر نيز، بنا به اظهار دبير اجرايي خانه‌ي كارگر كرمان، قبل از مرگ 11 كارگر، مي‌دانسته است كه هر روز يك كارگر جان خود را براثر حادثه‌ي شغلي در معدن "باب نيزو" از دست مي‌دهد (ايلنا 23 شهريور84.)
براي جلوگيري از چنين حوادث مرگباري و براي كاهش حوادث شغلي و همچنين براي بهبود شرايط كار و زندگي كارگران مانند بسياري از كشورهاي ديگر، تنها تشكل‌هاي مستقل كارگري مي‌توانند از حق و حقوق انساني كارگران دفاع كنند و نبايد كه اين امكان از آنان دريغ شود.
 

 

شماره‌105 ، دوشنبه‌16ارديبهشت‌ 1381‏‎ دوم‌‏‎ سال‌‏‎

Front Page

كودك‌‏‎ ترد‏‎ شانه‌هاي‌‏‎
كودكان‌‏‎ كار‏‎ همايش‌‏‎ از‏‎ گزارشي‌‏‎
صالحي‌‏‎ فهيمه‌‏‎
را‏‎ درس‌‏‎ و‏‎ مدرسه‌‏‎ سالگي‌‏‎ دوازده‌‏‎ سن‌‏‎ در‏‎ رضايت‌‏‎ با‏‎ كودكي‌‏‎ هيچ‌‏‎
دليل‌‏‎ به‌‏‎ كار‏‎ كودكان‌‏‎ بلكه‌‏‎ نمي‌شود‏‎ كار‏‎ راهي‌‏‎ و‏‎ نمي‌كند‏‎ رها‏‎
را‏‎ خانواده‌‏‎ و‏‎ خود‏‎ كارشان‌‏‎ با‏‎ كه‌‏‎ مجبورند‏‎ خانواده‌‏‎ فقر‏‎
كنند‏‎ اداره‌‏‎
همكاري‌‏‎ با‏‎ گذشته‌‏‎ هفته‌‏‎ يكشنبه‌‏‎ كودك‌‏‎ كار‏‎ آسيبشناسي‌‏‎ همايش‌‏‎
حقوق‌‏‎ از‏‎ حمايت‌‏‎ انجمن‌‏‎ و‏‎ كارگران‌‏‎ خانه‌‏‎ كار ، ‏‎ عالي‌‏‎ موسسه‌‏‎
.شد‏‎ برگزار‏‎ كار‏‎ كودكان‌‏‎ از‏‎ تن‌‏‎ چند‏‎ حضور‏‎ همچنين‌‏‎ و‏‎ كودكان‌‏‎
پشت‌‏‎ از‏‎ سختي‌‏‎ به‌‏‎ كه‌‏‎ حالي‌‏‎ در‏‎ همايش‌‏‎ اين‌‏‎ در‏‎ ساله‌‏‎ اشكان‌ 8‏‎
حاضران‌‏‎ براي‌‏‎ زندگيش‌‏‎ و‏‎ خودش‌‏‎ از‏‎ مي‌شد‏‎ ديده‌‏‎ ميهمانان‌‏‎ ميز‏‎
.گفت‌‏‎ سخن‌‏‎
كار‏‎ شب‏‎ تا 8‏‎ صبح‌‏‎ ساعت‌ 7‏‎ از‏‎ كارگاه‌‏‎ يك‌‏‎ در‏‎ اينكه‌‏‎ از‏‎
طور‏‎ همين‌‏‎ و‏‎ دارد‏‎ درآمد‏‎ تومان‌‏‎ هزار‏‎ دو‏‎ هفته‌اي‌‏‎ و‏‎ مي‌كند‏‎
.گفت‌‏‎ سخن‌‏‎ صاحبكارش‌‏‎ بد‏‎ رفتار‏‎ از‏‎
مي‌خواهد‏‎ قند‏‎ چايي‌‏‎ خوردن‌‏‎ براي‌‏‎ وقت‌‏‎ هر‏‎ مي‌گفت‌‏‎ اشكان‌‏‎
مهمان‌‏‎ ديگر‏‎ سميه‌‏‎.هستي‌‏‎ آدم‌‏‎ هم‌‏‎ تو‏‎ مگر‏‎ مي‌گويد‏‎ صاحبكارش‌‏‎
تحصيل‌‏‎ به‌‏‎ علاقه‌اش‌‏‎ و‏‎ پدرش‌‏‎ بيكاري‌‏‎ و‏‎ اعتياد‏‎ از‏‎ نيز‏‎ همايش‌‏‎
تا‏‎ صبح‌‏‎ سر‏‎ از‏‎ كردن‌‏‎ كار‏‎ و‏‎ جوراببافي‌‏‎ كارگاه‌‏‎ از‏‎ و‏‎ گفت‌‏‎ سخن‌‏‎
كار‏‎ بچه‌هاي‌‏‎.‎كرد‏‎ تعريف‌‏‎ ماه‌‏‎ در‏‎ تومان‌‏‎ هزار‏‎ ده‌‏‎ حقوق‌‏‎ و‏‎ شب‏‎
.نمي‌بينيم‌‏‎ ما‏‎ را‏‎ آنها‏‎ از‏‎ بسياري‌‏‎ كه‌‏‎ هستند‏‎ واقعيتي‌‏‎
در‏‎ اما‏‎ كارند‏‎ كودكان‌‏‎ نماد‏‎ پررنگ‌ترين‌‏‎ خياباني‌‏‎ كودكان‌‏‎
است‌‏‎ بچه‌هايي‌‏‎ از‏‎ كوره‌پزخانه‌هاپر‏‎ و‏‎ زيرزميني‌‏‎ كارگاه‌هاي‌‏‎
در‏‎.‎بيايند‏‎ چشم‌‏‎ به‌‏‎ آنكه‌‏‎ بدون‌‏‎ مي‌كنند‏‎ كار‏‎ سكوت‌‏‎ در‏‎ كه‌‏‎
بر‏‎ و‏‎ مي‌كشند‏‎ نفس‌‏‎ آنها‏‎ كه‌‏‎ دنيايي‌‏‎ در‏‎ بچه‌ها‏‎ همين‌‏‎ كنار‏‎
و‏‎ است‌‏‎ كودك‌‏‎ كار‏‎ از‏‎ حديث‌‏‎ و‏‎ پرحرف‌‏‎ مي‌گذارند‏‎ پا‏‎ كه‌‏‎ زميني‌‏‎
جلوگيري‌‏‎ كودكان‌‏‎ استثمار‏‎ از‏‎ مي‌كوشند‏‎ كه‌‏‎ سال‌هاست‌‏‎ بسياري‌‏‎
مي‌كنند‏‎ كار‏‎ همچنان‌‏‎ كه‌‏‎ هستند‏‎ كودكان‌‏‎ اين‌‏‎ عمل‌‏‎ در‏‎ اما‏‎ كنند‏‎
بزرگ‌‏‎ و‏‎ مي‌زنند‏‎ گره‌‏‎ كار‏‎ خستگي‌‏‎ با‏‎ را‏‎ كودكيشان‌‏‎ روزهاي‌‏‎ و‏‎
.مي‌شوند‏‎
هشت‌‏‎ كوره‌پزخانه‌ها‏‎ در‏‎ كه‌‏‎ سن‌‏‎ سال‌‏‎ هشت‌‏‎ با‏‎ كودكاني‌‏‎ چهره‌‏‎
كار‏‎ منظور‏‎ به‌‏‎ كه‌‏‎ كودكاني‌‏‎ مي‌كنند ، ‏‎ كار‏‎ را‏‎ روز‏‎ از‏‎ ساعت‌‏‎
خانواده‌هاي‌‏‎ كه‌‏‎ پسربچه‌هايي‌‏‎ چهره‌‏‎ مي‌شوند ، ‏‎ فروخته‌‏‎ اجباري‌‏‎
كمرشكن‌‏‎ كارهاي‌‏‎ انجام‌‏‎ براي‌‏‎ را‏‎ آنها‏‎ نااميدانه‌‏‎ فقيرشان‌‏‎
طولاني‌‏‎ ساعات‌‏‎ كه‌‏‎ بچه‌هايي‌‏‎ دختر‏‎ مي‌كنند ، ‏‎ كار‏‎ روانه‌‏‎
مورد‏‎ كه‌‏‎ آنها‏‎ و‏‎ مي‌دهند‏‎ انجام‌‏‎ را‏‎ پرزحمتي‌‏‎ كارهاي‌‏‎
از‏‎ اسف‌باري‌‏‎ تصوير‏‎ مي‌گيرند‏‎ قرار‏‎ جنسي‌‏‎ سوءاستفاده‌هاي‌‏‎
.است‌‏‎ كار‏‎ كودكان‌‏‎
به‌‏‎ دستيابي‌‏‎ در‏‎ ضروري‌‏‎ عناصر‏‎ از‏‎ يكي‌‏‎ كودكان‌‏‎ از‏‎ حمايت‌‏‎
.است‌‏‎ جهاني‌‏‎ صلح‌‏‎ و‏‎ اجتماعي‌‏‎ عدالت‌‏‎
بشر ، ‏‎ توانايي‌‏‎ اساس‌‏‎ بر‏‎ سرمايه‌گذاري‌‏‎ با‏‎ مغاير‏‎ كودك‌‏‎ كار‏‎
كاهش‌‏‎ با‏‎ مغاير‏‎ و‏‎ مناسب‏‎ و‏‎ آبرومندانه‌‏‎ كار‏‎ تامين‌‏‎ برخلاف‌‏‎
حتي‌‏‎ و‏‎ تحصيلات‌‏‎ آنها ، ‏‎ سلامتي‌‏‎ كودكان‌ ، ‏‎ كار‏‎.‎مي‌باشد‏‎ فقر‏‎
.مي‌گيرد‏‎ آنها‏‎ از‏‎ را‏‎ زندگيشان‌‏‎
همان‌‏‎ و‏‎ دارد‏‎ دنيا‏‎ همه‌‏‎ اندازه‌‏‎ به‌‏‎ وسعتي‌‏‎ كودكان‌‏‎ كار‏‎ معضل‌‏‎
از‏‎ است‌‏‎ كرده‌‏‎ برآورد‏‎ ILo كار‏‎ بين‌المللي‌‏‎ سازمان‌‏‎ كه‌‏‎ طور‏‎
سال‌‏‎ الي‌ 14‏‎ بين‌ 5‏‎ آنها‏‎ سن‌‏‎ كه‌‏‎ كارگر‏‎ كودك‌‏‎ ميليون‌‏‎ ميان‌ 250‏‎
فعاليت‌‏‎ وقت‌‏‎ تمام‌‏‎ صورت‌‏‎ به‌‏‎ نفر‏‎ ميليون‌‏‎ تقربيا 120‏‎ است‌‏‎
كودك‌‏‎ كار‏‎ حذف‌‏‎ بين‌المللي‌‏‎ برنامه‌‏‎ ترتيب‏‎ اين‌‏‎ به‌‏‎.‎مي‌كنند‏‎
فراتر‏‎ كودكان‌‏‎ كار‏‎ به‌‏‎ دادن‌‏‎ پايان‌‏‎ منظور‏‎ به‌‏‎ تلاش‌‏‎ از‏‎ (PEC)‎
.مي‌رود‏‎
گزينه‌هاي‌‏‎ ساختن‌‏‎ فراهم‌‏‎ طريق‌‏‎ از‏‎ دارد‏‎ سعي‌‏‎ برنامه‌‏‎ اين‌‏‎
كار‏‎ به‌‏‎ دستيابي‌‏‎ و‏‎ كودكان‌‏‎ براي‌‏‎ مناسب‏‎ و‏‎ كافي‌‏‎ تحصيلي‌‏‎
براي‌‏‎ خاطر‏‎ اطمينان‌‏‎ و‏‎ كافي‌‏‎ درآمد‏‎ آبرومندانه‌‏‎
.بپردازد‏‎ توسعه‌‏‎ ايجاد‏‎ به‌‏‎ خانواده‌هايشان‌‏‎
جهان‌‏‎ كشورهاي‌‏‎ از‏‎ بسياري‌‏‎ همانند‏‎ نيز‏‎ ما‏‎ كشور‏‎ متاسفانه‌‏‎
در‏‎ كه‌‏‎ كودكاني‌‏‎ خياباني‌ ، ‏‎ كودكان‌‏‎ حضور‏‎ از‏‎ سوم‌‏‎
زندگي‌‏‎ از‏‎ زيادي‌‏‎ ساعات‌‏‎ شيشه‌گري‌ها‏‎ و‏‎ كوره‌پزخانه‌ها‏‎
.نيست‌‏‎ مستثني‌‏‎ مي‌گذرانند‏‎ شرايط‏‎ بدترين‌‏‎ در‏‎ را‏‎ خود‏‎ كودكانه‌‏‎
به‌‏‎ كودك‌‏‎ كار‏‎ آسيبشناسي‌‏‎ همايش‌‏‎ نخستين‌‏‎ راستا‏‎ همين‌‏‎ در‏‎
.پرداخت‌‏‎ كار‏‎ كودكان‌‏‎ وضعيت‌‏‎ بررسي‌‏‎
كودكان‌‏‎ حقوق‌‏‎ از‏‎ حمايت‌‏‎ انجمن‌‏‎ عضو‏‎ و‏‎ حقوق‌دان‌‏‎ عبادي‌‏‎ شيرين‌‏‎
به‌‏‎ ممنوعيت‌‏‎ و‏‎ كار‏‎ قانون‌‏‎ به‌‏‎ اشاره‌‏‎ با‏‎ همايش‌‏‎ اين‌‏‎ در‏‎
كار‏‎ كودكان‌‏‎ گرايش‌‏‎ همچنين‌‏‎ و‏‎ سال‌‏‎ زير 15‏‎ كارگران‌‏‎ كارگيري‌‏‎
:گفت‌‏‎ خانواده‌ها‏‎ فقر‏‎ دليل‌‏‎ به‌‏‎
را‏‎ درس‌‏‎ و‏‎ مدرسه‌‏‎ سالگي‌‏‎ دوازده‌‏‎ سن‌‏‎ در‏‎ رضايت‌‏‎ با‏‎ كودكي‌‏‎ هيچ‌‏‎
دليل‌‏‎ به‌‏‎ كار‏‎ كودكان‌‏‎ بلكه‌‏‎ نمي‌شود‏‎ كار‏‎ راهي‌‏‎ و‏‎ نمي‌كند‏‎ رها‏‎
را‏‎ خانواده‌‏‎ و‏‎ خود‏‎ كارشان‌‏‎ با‏‎ كه‌‏‎ مجبورند‏‎ خانواده‌‏‎ فقر‏‎
بگوييم‌‏‎ كار‏‎ كودكان‌‏‎ به‌‏‎ نمي‌توانيم‌‏‎ نيز‏‎ ما‏‎ و‏‎ كنند‏‎ اداره‌‏‎
.شوند‏‎ كار‏‎ وارد‏‎ قانوني‌‏‎ سن‌‏‎ با‏‎ بعدا‏‎ تا‏‎ بمانند‏‎ گرسنه‌‏‎
نيست‌‏‎ هم‌‏‎ تازه‌اي‌‏‎ مسئله‌‏‎ و‏‎ دارد‏‎ وجود‏‎ دست‌‏‎ اين‌‏‎ از‏‎ مشكلاتي‌‏‎
كرد؟‏‎ بايد‏‎ چه‌‏‎ كه‌‏‎ است‌‏‎ اين‌‏‎ مهم‌‏‎ اما‏‎
پيش‌بيني‌‏‎ زماني‌‏‎ مقطع‌‏‎ اين‌‏‎ در‏‎ كه‌‏‎ راه‌حلي‌‏‎ داد‏‎ ادامه‌‏‎ وي‌‏‎
تحصيل‌‏‎ شرط‏‎ به‌‏‎ بي‌بضاعت‌‏‎ كودكان‌‏‎ براي‌‏‎ كه‌‏‎ است‌‏‎ اين‌‏‎ مي‌شود‏‎
در‏‎ كه‌‏‎ باشد‏‎ كساني‌‏‎ با‏‎ نيز‏‎ اولويت‌‏‎ و‏‎ بدهيم‌‏‎ قرار‏‎ مستمري‌‏‎
كار‏‎ كودكان‌‏‎ درصد‏‎ مي‌كنند950‏‎ كار‏‎ حرفه‌اي‌‏‎ و‏‎ فني‌‏‎ هنرستان‌‏‎
بياييم‌‏‎ پس‌‏‎ مي‌پرورانند‏‎ سر‏‎ در‏‎ را‏‎ مدرسه‌‏‎ به‌‏‎ برگشتن‌‏‎ روياي‌‏‎
نيابيم‌‏‎ در‏‎ را‏‎ اينها‏‎ اگر‏‎ كه‌‏‎ چرا‏‎ كنيم‌‏‎ حرفه‌آموزي‌‏‎ آنها‏‎ به‌‏‎
هزينه‌‏‎ بايد‏‎ وقت‌‏‎ آن‌‏‎ و‏‎ مي‌شوند‏‎ داده‌‏‎ سوق‌‏‎ بزهكاري‌‏‎ سوي‌‏‎ به‌‏‎
.بپردازيم‌‏‎ آنها‏‎ رفتن‌‏‎ زندان‌‏‎ براي‌‏‎ بيشتري‌‏‎
اگر‏‎:‎گفت‌‏‎ ارتباط‏‎ اين‌‏‎ در‏‎ نيز‏‎ كارگري‌‏‎ امور‏‎ كارشناس‌‏‎ بخشعلي‌‏‎
معاش‌‏‎ دغدغه‌‏‎ كودك‌‏‎ كه‌‏‎ كرد‏‎ حفظ‏‎ را‏‎ خانواده‌‏‎ كانون‌‏‎ نتوان‌‏‎
وگرسنه‌‏‎ خياباني‌‏‎ كودكان‌‏‎ وجود‏‎ از‏‎ نمي‌توان‌‏‎ باشد‏‎ نداشته‌‏‎
.كرد‏‎ جلوگيري‌‏‎
فرصت‌طلبان‌‏‎ تا‏‎ شده‌‏‎ باعث‌‏‎ كودكان‌‏‎ كار‏‎ اينكه‌‏‎ بيان‌‏‎ ضمن‌‏‎ وي‌‏‎
نيز‏‎ بزرگسالان‌‏‎ براي‌‏‎ حتي‌‏‎ كه‌‏‎ سخت‌‏‎ بسيار‏‎ كارهاي‌‏‎ در‏‎ آنها‏‎ از‏‎
:داشت‌‏‎ اظهار‏‎ كنند‏‎ استفاده‌‏‎ نيست‌‏‎ تحمل‌‏‎ قابل‌‏‎
كارگاه‌هاي‌‏‎ و‏‎ آهن‌‏‎ ذوب‏‎ كوره‌پزخانه‌هاي‌‏‎ در‏‎ كودكان‌‏‎ اين‌‏‎
افراد‏‎ توان‌‏‎ از‏‎ كه‌‏‎ مي‌شوند‏‎ داشته‌‏‎ وا‏‎ كارهايي‌‏‎ به‌‏‎ شيشه‌گري‌‏‎
زمينه‌‏‎ اين‌‏‎ در‏‎ هم‌‏‎ كار‏‎ قانون‌‏‎ متاسفانه‌‏‎ و‏‎ است‌‏‎ خارج‌‏‎ نيز‏‎ بزرگ‌‏‎
.نمي‌كند‏‎ اقدام‌‏‎
قانون‌‏‎ مشمول‌‏‎ از‏‎ را‏‎ نفر‏‎ از 5‏‎ كمتر‏‎ كارگاه‌هاي‌‏‎ خروج‌‏‎ وي‌‏‎
نتيجه‌‏‎ در‏‎ و‏‎ كارگاه‌ها‏‎ اين‌‏‎ بر‏‎ نظارت‌‏‎ عدم‌‏‎ عامل‌‏‎ كار‏‎
خروج‌‏‎:‎افزود‏‎ و‏‎ دانست‌‏‎ كارگر‏‎ كودكان‌‏‎ از‏‎ سوءاستفاده‌‏‎
همين‌‏‎ از‏‎ يكي‌‏‎ نيز‏‎ كار‏‎ قانون‌‏‎ شمول‌‏‎ از‏‎ سال‌ 81‏‎ در‏‎ قالي‌بافان‌‏‎
كارگاه‌هاي‌‏‎ در‏‎ كودكان‌‏‎ از‏‎ سوءاستفاده‌‏‎ راه‌‏‎ كه‌‏‎ است‌‏‎ نكات‌‏‎
.كرد‏‎ بازخواهد‏‎ را‏‎ قالي‌بافي‌‏‎
كارگر‏‎ خانه‌‏‎ كل‌‏‎ دبير‏‎ و‏‎ مجلس‌‏‎ اجتماعي‌‏‎ كميسيون‌‏‎ عضو‏‎ محجوب‏‎
اشاره‌‏‎ كودك‌‏‎ كار‏‎ مقاوله‌نامه‌‏‎ به‌‏‎ ايران‌‏‎ الحاق‌‏‎ به‌همايش‌‏‎ نيز‏‎
و‏‎ سخت‌‏‎ كار‏‎ اشكال‌‏‎ كليه‌‏‎ مقاوله‌نامه‌‏‎ اين‌‏‎ طبق‌‏‎:‎گفت‌‏‎ كرد ، ‏‎
اجباري‌‏‎ كار‏‎ كودك‌ ، ‏‎ قاچاق‌‏‎ و‏‎ فروش‌‏‎ مانند‏‎ بردگي‌‏‎ شبيه‌‏‎ كارهايي‌‏‎
به‌‏‎ و‏‎ بردگي‌ ، ‏‎ صرف‌‏‎ و‏‎ قرض‌‏‎ اداي‌‏‎ خاطر‏‎ به‌‏‎ اسارت‌‏‎ بيگاري‌ ، ‏‎ يا‏‎
در‏‎ كودك‌‏‎ استفاده‌‏‎ جهت‌‏‎ در‏‎ تسهيلات‌‏‎ كردن‌‏‎ فراهم‌‏‎ و‏‎ كارگيري‌‏‎
و‏‎ كارگيري‌‏‎ به‌‏‎ مبتذل‌ ، ‏‎ محصولات‌‏‎ توليد‏‎ براي‌‏‎ فحشا‏‎ زمينه‌‏‎
از‏‎ غيرقانوني‌‏‎ استفاده‌هاي‌‏‎ منظور‏‎ به‌‏‎ تسهيلات‌‏‎ نمودن‌‏‎ فراهم‌‏‎
به‌‏‎ كه‌‏‎ كاري‌‏‎ مخدر ، ‏‎ مواد‏‎ قاچاق‌‏‎ و‏‎ توليد‏‎ زمينه‌‏‎ در‏‎ كودكان‌‏‎
كه‌‏‎ دارد‏‎ احتمال‌‏‎ آن‌‏‎ انجام‌‏‎ شرايطي‌‏‎ دليل‌‏‎ به‌‏‎ يا‏‎ طبيعي‌‏‎ صورت‌‏‎
مخاطره‌‏‎ به‌‏‎ را‏‎ كودكان‌‏‎ شرافت‌‏‎ و‏‎ اخلاق‌‏‎ يا‏‎ ايمني‌‏‎ سلامتي‌ ، ‏‎
.است‌‏‎ ممنوع‌‏‎ بياندازد‏‎
عرف‌‏‎ در‏‎ دارند‏‎ سال‌‏‎ از 18‏‎ كمتر‏‎ كه‌‏‎ كساني‌‏‎:افزود‏‎ همچنين‌‏‎ وي‌‏‎
طبق‌‏‎ و‏‎ است‌‏‎ كودك‌‏‎ كار‏‎ مقاوله‌نامه‌‏‎ مشمول‌‏‎ كارشان‌‏‎ بين‌المللي‌‏‎
براي‌‏‎ روش‌هايي‌‏‎ و‏‎ راهكارها‏‎ اتخاذ‏‎ عضو‏‎ كشورهاي‌‏‎ مسئوليت‌‏‎ آن‌‏‎
و‏‎ كنند‏‎ تلاش‌‏‎ كودك‌‏‎ كار‏‎ اشكال‌‏‎ بدترين‌‏‎ فوري‌‏‎ حذف‌‏‎ و‏‎ ممنوعيت‌‏‎
مكلف‌‏‎ را‏‎ كشورها‏‎ مقررات‌‏‎ برابر‏‎ كار‏‎ بين‌المللي‌‏‎ سازمان‌‏‎
.بدهند‏‎ گزارش‌‏‎ دوره‌اي‌‏‎ طور‏‎ به‌‏‎ مي‌داند‏‎
بزرگ‌‏‎ سوي‌‏‎ از‏‎ شده‌‏‎ ارائه‌‏‎ آمار‏‎ طبق‌‏‎ كه‌‏‎ است‌‏‎ حالي‌‏‎ در‏‎ اين‌‏‎
كار‏‎ درصد‏‎ كار 90‏‎ آموزش‌عالي‌‏‎ موسسه‌‏‎ پژوهشي‌‏‎ معاون‌‏‎ نژاد‏‎
شاغل‌‏‎ كودكان‌‏‎ سهم‌‏‎ كه‌‏‎ طوري‌‏‎ به‌‏‎ است‌ ، ‏‎ آسيا‏‎ و‏‎ آفريقا‏‎ در‏‎ كودك‌‏‎
اروپا‏‎ درصد ، ‏‎ آسيا 3/72‏‎ درصد ، ‏‎ آفريقا 3/20‏‎ در‏‎ سال‌‏‎ زير 15‏‎
.مي‌باشد‏‎ درصد‏‎ اقيانوسيه‌ 2/0‏‎ درصد ، ‏‎ ‎‏‏1/0‏‎
بايد‏‎ چيز‏‎ هر‏‎ از‏‎ بيش‌‏‎ كودك‌‏‎ اجباري‌‏‎ كار‏‎ حذف‌‏‎ براي‌‏‎ بنابراين‌‏‎
در‏‎ اعتياد‏‎ و‏‎ بيكاري‌‏‎ فقر ، ‏‎ كاهش‌‏‎ اقتصادي‌ ، ‏‎ توسعه‌‏‎ به‌‏‎
حذف‌‏‎ سمت‌‏‎ به‌‏‎ بتوان‌‏‎ راستا‏‎ همين‌‏‎ در‏‎ تا‏‎ نمود‏‎ توجه‌‏‎ خانواده‌ها‏‎
.برداشت‌‏‎ قدم‌‏‎ كودكان‌‏‎ اجباري‌‏‎ كار‏‎


pyright 1996-2002 HAMSHAHRI, All rights reserved.
HTML Production by Hamshahri Computer Center.

 

 

 
عكس: تارا مختاري/دوربين دات نت

بسياري از ما برداشتي كه در مورد «حقوق كودكان» داريم در مورد مسائلي نظير آزار جنسي يا كودكان كار و كودكان خياباني است كه در ايران از آسيب‌ها و مسائل مهم اجتماعي است. اما نكته‌اي در اينجا باز هم قابل طرح است كه از ديد فعالان حقوق كودكان پنهان مانده، شايد به دليل اين كه اهميت طرح آن به خوبي احساس نشده يا به دليل مشكلات حادتر زياد قابل طرح نبوده است.
مسأله‌ي سوءاستفاده سياسي از كودكان و نوجوانان در ايران به اشكال مختلف تبليغي و سياسي و در بسياري از موارد به چشم مي‌خورد كه ماحصل آن پرورش نسلي سياسي‌ است كه اراده و انديشه‌اي جز بر مبناي شعارهاي روز ندارد. نمونه‌هاي بارز آن را بسياري به چشم ديده و مي‌بينيم. چه آن ايام و مناسبت‌هاي سياسي كه ميليون‌ها دانش‌آموز به انحاي مختلف به خيابان‌ها آورده مي‌شوند و اكنون سال‌هاست اين عمل به نام حضور مردم در صحنه ادامه دارد. گويي «صحنه» لزوماً بايد خيابان‌ها باشد و نمايش همان تظاهرات و ديگر هيچ صحنه‌اي متصور نيست!
راهپيمايي 22 بهمن سال گذشته خبرنگاري به جمع كودكاني آمده بود كه با بزرگ‌ترها به تظاهرات آمده بودند و از آنان مي‌پرسيد: چطور شد به راهپيمايي اومدي؟
- اومدم بگم كه... بگم كه... بگم... ئه... ئه... انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست.
- من اومدم تا مشت محكمي به دهن آمريكا بزنم.
- من اومدم كه مرگ بر آمريكا بگم و مرگ بگم به اسرائيل و مرگ بر آمريكا و اينا.
و والدين يا خود خبرنگار با ايما و اشاره‌ و تلقين‌هايي به كودك بيچاره و تحت فشار دوربين يادآوري مي‌كنند كه چه چيزهايي بايد بگويد و بعد آفرين و احسنتي و به‌جا گذاشتن كودك خوشحال از تشويق و رفته جلوي دوربين. آيا كودكاني در آن سنين واقعاً معناي چيزهايي كه مي‌گويند را مي‌فهمند؟
كودكان معصومند. آنها مثل بزرگ‌ترها نمي‌توانند «خاكستري» را تشخيص دهند. در دنياي آنها نوعي مطلق‌نگري معصومانه وجود دارد كه پديده‌ها يا افراد را يا سياه يا سفيد، يا خوب يا بد مي‌بينند و به همين دليل قصه‌هاي كودكاني موفقند كه اين وجه از دنياي كودكان را بشناسند.
اما در سياست اين سياه و سفيد و تلقين مطلق‌نگري به كودكان مانند قصه نيست. در سياست نيز خوب و بد و ارزش‌هاي زماني بسيار نسبي و ناپايدار هستند. و اين كودك بزرگ مي‌شود و در برخورد با مسائل سياسي دچار تناقض يا افراط و عدم تحليل مناسب مي‌شود. نسل دوم انقلاب به خوبي اين نوع فشارها به ويژه در درس‌هايي نظير پرورشي و مربيان آن را در اوايل انقلاب به خاطر دارند. شعارهايي كه با پيشوند «مرگ بر...» شروع مي‌شوند و سال‌هاست تكرار مي‌شوند و بعد در كوران حوادث و جريان‌هاي سياسي آن‌چه بر جا مي‌ماند تناقض و عدم مسالمت و عدم توان حل مسائل با ديدگاه مثبت است. به طور كلي شايد اين نوع آموزه، قدرت تحليل‌گري و استنباط درست و راه مبارزه درست را از كودك مي‌گيرد.
به شعارها در طول اين سال‌ها دقت كنيد: مرگ بر آمريكا، شوروي، اسرائيل، انگليس، چين، فرانسه، دانمارك... چون دولت‌هاي آنها در مقاطعي دشمن دولت‌هاي ما بودند و هستند و كودك بيچاره كه در دوره جنگ، مرگ بر آمريكا و مرگ بر شوروي مي‌گفت، نمي‌دانست كه مثلاً همين قطر فكستني يا آرژانتين و برزيل عقب‌مانده و بسياري كشورهاي ديگر هم چقدر اسلحه و مهمات و تانك به عراق فروختند تا آنها را بكشد! و بسياري شعارها كه در آن «خون»، «كشتن»، «جنگ» بود و هست و كودكان ما تحت فشار و ندانسته و تنها براي تبليغ سيستم سياسي آن را تكرار مي‌كنند بي اين كه حتي بدانند آمريكا كجاست و انگليس چه شكلي است و بي اين كه بدانند مبارزه چيست و راه مبارزه كدام است.
چهره‌اي كه سياست حكومت ما و رسانه‌هاي ما و «آموزش و پرورش» ما از جهان به كودكان‌مان نشان داده‌اند چهره‌اي خشونت‌بار و هراس‌آور است كه گويي هيچ جاي دنيا جز ايران در امان نيست و همه جا نه سرزمين خدا كه سرزمين شياطين است. هر چقدر هم سياست ما در قبال حكومت برخي كشورها نظير دولت‌هاي جنگ‌طلب آمريكا برحق باشد اما اينجا مساله پرورش نسلي است كه علاوه بر عصبيت بي‌پايه‌ي ملي، تنها با شعار بزرگ مي‌شود و ياد مي‌گيرد كه تنها با شعار پيش برود و نه هيچ حركت علمي و فرهنگي و صنعتي ديگر. مائيم كه مي‌دانيم آمريكا چقد «بد» است و مائيم كه مي‌توانيم سياست روز را حداقل با ديدگاه سني‌مان تعبير كنيم اما كودك بيچاره در اينجا جز «سياهي لشكر سياسي» واقعاً چه نقشي مي‌تواند داشته باشد؟ لطفاً يك‌بار ديگر به اهميت اين موضوع فكر كنيد. اين مشكل بسيار بسيار مهمي است كه پنهان مانده و كمتر به آن توجه مي‌شود چون ما با مساله‌اي مهم به نام پداگوژي و تربيت نسل آينده سر و كار داريم.
يا در مواردي در سفر سران و وزرا به شهرستان‌ها، كودكان سرودخواني را در فرودگاه‌ها و محل استقبال مي‌آورند كه پس از خواندن سرود بخواند: دسته گل محمدي به شهر ما خوش آمدي... و دسته گل محمدي هم در حالي كه نيش‌اش را تا بناگوش باز كرده به اتفاق همراهان ماشالا ماشالايي بگويد و احياناً دستي به سر يكي‌شان بكشد و آنها را ماچ كند. كه چه بشود!؟ يك استفاده تبليغي براي نشان دادن محبوبيت آن چهره‌ي سياسي يا آن مقام جلوي دوربين‌ها و بعد كودك بيچاره مثل يك دستمال كاغذي يك‌بار مصرف رها مي‌شود، با دنيايي از بي‌اعتمادي و دوگانگي فكري كه بعدها در ذهن او پيش مي‌آيد. البته اين مختص ايران هم نيست اما استفاده ابزاري خاص و ايراني‌گونه‌اي دارد. بعد هم همان دسته گل محمدي معلوم نيست فردا مغضوب نشود و ناگهان از آن اسطوره و بت ذهني كه از او ساخته شده يكباره سقوط نكند.
اينها جزئيات و نكات ريزي در زندگي روزمره ماست وگرنه درد كليات بيشتر است. اين «رسوم سياسي» و تشريفات درباري، اين سوءاستفاده و تقلب از معصوميت كودكان هر چند كه برحق باشيم، مطرود است. «مرگ» را از شعار كودكان برداريم. از كودكان و از «مرگ» استفاده سياسي نكنيم.