موارد مستند نقض فاحش حقوق بشر و آزاديهاي اساسي توسط " حكومت جمهوري اسلامي" در ايران

بيننده گرامي اين بخش در حال باز گذاري ميباشد

براي بازديد از نمايشگاه عكس و فيلم بر روي لوگو زير كليك فرمائيد

۰۵ تير ۱۳۸۵                        به دنبال اخراج 240 نفراز پرسنل شركت صورت گرفت

اعتراض‌هاي گسترده در صدرا
بيش از يكصد نفر از كارگران و مهندسان شركت كشتي‌سازي صدرا در اعتراض به آنچه اخراج ناعادلانه خود توسط مسوولان اين شركت ناميدند، مقابل استانداري بوشهر تجمع كردند.

 به گزارش خبر نگار سينا از بوشهر اين افراد درحالي كه پلاكاردهايي دردست داشتند اعلام كردند: مسوولان شركت كشتي سازي صدرا روز چهارشنبه هفته گذشته در اقدامي غير منتظره‪ ۱۸۰‬نفر ازنيروهاي خود را در رده‌هاي مختلف اخراج كردند.

آنان خواستار فراهم شدن زمينه بازگشت مجدد برسركارهاي خود توسط مسوولان استانداري و اداره كل كاروامور اجتماعي استان بوشهر شدند.

به گزارش سينا يكي ازكارگران اخراجي در اين رابطه گفت: عمده نيروهاي اخراجي افراد بومي استان بوشهر هستند كه حداقل سه سال سابقه كار دارند.

وي افزود: درحالي كه شركت كشتي‌سازي صدرا اخيرا قراردادچندين پروژه بزرگ از جمله ساخت ‪۱۰‬ فروندكشتي حمل گاز مايع طبيعي را با كشور بلژيك امضا كرده، اما معلوم نيست اخراج نيروها با چه هدفي انجام مي‌شود.

وي يادآورشد: اكثر نيروهاي اخراجي متاهل هستند كه ‌براي گذران امور زندگي خود وام هاي متعددي گرفته‌اند و با تصميم اخير براي چگونگي تامين وجه پرداخت اقساط و هزينه معيشت خود نگران‌اند.

وي تصريح كرد: نيروهاي اخراجي "قرارداد موقت" بوده و بالاترين حقوق آنان براي نيروهاي فني در رده كارگري دوميليون و‪ ۹۰۰‬ هزار ريال است.

يكي ديگر از كارگران اخراجي كه خواست نامش فاش نشود گفت: هرگونه اعتراضي در خصوص ضايع شدن حق كارگران باعث واكنش مسوولان اين شركت و اخراج كارگران مي‌شود.

يكي از مهندسان اخراجي با بيان اينكه ‪ ۳/۵‬سال است كه با مدرك  مهندسي كشتي‌سازي در صدرا مشغول به فعاليت است است اظهار داشت: اخراج نيروها از شركت صدرا به دنبال  اين طرح كه حقوق كارگران موقت بايد ‪ ۱۵‬درصد بيشتر از حقوق كارگران ثابت باشد، آغاز شد.

وي يادآورشد: اخراج نيروها در شركت كشتي‌سازي صدرا در حالي انجام مي‌شود كه اخيرا سه مهندس جديد در رشته كشتي‌سازي در اين شركت استخدام شده‌اند.

از طرف ديگر يكي از كارگران شركت سكوسازي صدرا نيز گفت: روز شنبه ‪۶۰‬ نفر از نيروهاي اين شركت اخراج شده‌اند.

وي مدعي شد: هم‌اينك تمام نيروهاي قسمت سكوسازي در حمايت از همكاران اخراجي خود دست از كار كشيده‌اند و در محل شركت تجمع اعتراض آميز كرده‌اند.

مديركل كار و اموراجتماعي استان بوشهر نيز در اين‌باره گفت: در چهار روز اخير شركت صدرا ‪ ۲۴۰‬نفر را در قسمت سكوسازي و كشتي‌سازي اخراج كرده است.

غلامحسين كرمي افزود: چند ماه پيش نامه‌اي از سوي اين اداره كل به شركت‌هاي فعال دراستان بوشهر ارسال شد كه در صورت برنامه‌اي براي اخراج كارگران خود موضوع را دو ماه قبل به اين اداره اطلاع دهند.

وي اظهارداشت: شركت صدرا نه تنها اين موضوع را عملي نكرد بلكه در اقدامي دست به اخراج شماري از نيرو هاي خود زد كه اين موضوع باعث نگراني جامعه كارگري استان بوشهر شده است.

كرمي يادآورشد: براي بررسي موضوع گروهي از مسوولان حوزه اشتغال و بازرسي اداره كل كارواموراجتماعي مذاكره خود را با مسوولان شركت صدرا آغازكرده‌اند كه تاكنون پاسخ مشخصي براي علت اخراج و احتمال بازگشت آنها دريافت نشده است.

تجمع كارگران اخراجي شركت صدراي بوشهر با درخواست مسوولان استانداري بوشهر، نمايندگاني از سوي اين كارگران براي مذاكره با مسوولان اين استان تعيين شدند و تجمع پايان يافت

 

قضات و وکلا از تحقیقات جهانی و به روز حقوقی اطلاعی ندارند / دروس حقوق با حجم و تنوع موضوعات اجتماعی هماهنگ نیست

پنج شنبه 19 ژانويه 2006


 

در سايت ببينيد : منبع: خبرگزاری مهر

عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی گفت: مسئولین اجرایی در امور حقوقی بدون اطلاع از وضعیت تحقیقات جهانی و به روز تنها به امور جاری می پردازند. این در حالی است که پژوهش و ارتباط با پژوهشگر قبل از هر تصمیم گیری برای انجام امور اجرایی ضروری است.
دکتر "جعفر کوشا" در گفتگو با خبرنگار دانشگاهی "مهر" افزود: به لحاظ توسعه و تنوع گرایش ها و مباحث حقوقی، مواد درسی و منابع این رشته باید با این پیچیدگی ها و تنوعات سنخیت داشته باشد. یکی از چالش های رشته حقوق در دانشگاه ها نامتناسب بودن دروس با حجم و تنوع موضوعات اجتماعی است.

وی اظهار داشت: در جهت کاربردی کردن دانش حقوق باید در مقطع کارشناسی دانشجو را با گرایش های جدید این رشته مانند حقوق ثبت و تجارت بین الملل آشنا کرد.

این استاد دانشگاه شهید بهشتی در خصوص وضعیت پژوهش در رشته حقوق اضافه کرد: به دلیل پژوهشی عمل نکردن سازمان ها و ارگان های مختلف حقوقی و قضایی، پژوهش های حقوقی پس از اجرا، جایگاهی دراین مراکز و مجامع نداشته و همین امر محققان این رشته را در انجام تحقیق دلسرد می کند.

"کوشا" با اشاره به عصر اطلاعات و لزوم تحقیقات جدید در کشور اظهار داشت: بسیاری از اساتید و دانشجویان همچنان به تحقیقات کلاسیک و سنتی در حقوق اکتفا می کنند این در حالی است که موضوعات حقوقی نیازمند تحقیقات به روز و جهانی است.

وی با بیان این که منابع درسی در رشته حقوق بسیار ضعیف است افزود: دانشجویان حقوق به منابع غنی و قوی دسترسی ندارند.

استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی یادآور شد: دادگستری آزمایشگاه دانشکده های حقوق است و دانشجوی حقوقی که با دادگاه آشنا نباشد مانند دانشجوی پزشکی است که سالن تشریح یا بیمارستان را ندیده است.

وی با بیان این که بسیاری از دادگاه ها به بهانه محرمانه بودن، پرونده ها را به خارج از مجموعه قضایی ارجاع می دهند، تصریح کرد: بهتر است برای آشنایی دانشجویان با روند حقوقی خارج از دانشگاه و ارتباط هر چه بیشتر مراجع قضایی با دانشگاه و مراکز علمی، پرونده های حقوقی مراجع قضایی در کلاس های دانشگاهی مورد بررسی قرار گیرد و قضات نیز از اطلاعات علمی اساتید رشته حقوق استفاده کنند.

دکتر "کوشا" در ادامه اظهار داشت: آمار پرونده های دستگاه های قضایی باید به صورتی شفاف و واقعی در اختیار مراکز علمی قرار گیرد.

وی در خصوص پذیرش دانشجوی رشته حقوق در کشور اضافه کرد: به لحاظ اهمیت رشته حقوق باید ورودی و خروجی آن در کشور کنترل شود. در حال حاضر با ایجاد دانشکده های متعدد حقوق در هر منطقه و پذیرش مازاد بر نیاز دانشجو در این رشته، کیفیت آموزش و پژوهش حقوق کاهش یافته است.

 

عتراض جمعي از بسيجيان نسبت به وضعيت استخدامي خود
عده‌اي از نيروهاي بسيجي خراسان جنوبي با تجمع در جلوي ساختمان مجلس شوراي اسلامي نسبت به وضعيت استخدامي خود اعتراض كردند.
به گزارش خبرنگار پارلماني خانه ملت، يكي از معترضين در اين رابطه گفت: ما تعداد 2500 نفر بسيجي هستيم كه مدت 5 سال با وعده استخدام رسمي در جنوب خراسان مشغول به كار شديم. آنها در اين چند سال بدون دادن هيچ مزايا و امكاناتي از ما كار كشيدند. حتي ما را با هزينه خودمان به مناطق صفر مرزي فرستادند. مناطقي كه نيرو‌هاي انتظامي حاضر به رفتن به آنجا را نشدند.
وي افزود: آنها با تهديد قراردادي با ما بستند كه نه حق بيمه داشت و نه وضعيت استخدام را روشن مي‌كرد و نه حقوق كافي (80 هزار تومان) داشت و ما فقط 48 ساعت مهلت داشتيم كه آن را امضا كنيم. بعد از مدتي نيز به نيروي انتظامي منتقل شديم و حالا نيز با استعفاي قاليباف ما را اخراج كردند.
وي در مورد وضعيت بسيجيان گفت: ما شب‌ها و روزها بدون آذوقه (كنسرو و لوبيا) در كوه‌ها به سر مي‌برديم تا از مرزها دفاع كرده و مانع ورود اشرار و قاچاقچيان افغاني مي‌شديم اما اكنون جواب ما را اينگونه مي‌دهند. آيا اين حق
ماست؟ حال بايد كجا مشغول به كار شويم؟ جواب خانواده‌هايمان را چه كسي مي‌دهد؟
همچنين فرد ديگري اظهار داشت: حال كه امنيت در مرزهاي شرقي كشور برقرار شده است ديگر كسي جواب ما را نمي‌دهد. ما چندين بار به فرمانداري و استانداري استان خراسان رفتيم اما كسي پاسخگو نبود. حتي نامه‌اي از مجلس به ناحيه خراسان ارسال شد اما آنها گفتند اين نامه ارزشي ندارد.
افراد متعرض در اين تحصن گفتند ما آنقدر اينجا مي‌مانيم تا قاليباف جواب ما را بدهد اين شخص نه انصاف دارد نه عدالت لذا صلاحيت كانديداتوري رياست جمهوري ندارد
 

شکايت بي حاصل از قضات


 
 
محمد سيٿ زاده
 

۲۳ شهریور ۱۳۸۴

 

جمال کريمي راد سخنگوي قوه قضاييه [وزير ٿعلي دادگستري؛ که نمي دانم جمع دو پست از قواي مجريه و قضاييه چگونه قابل جمع اند] چندي پيش گٿته است : " ۹۲% شکايات از قضات منجر به قرار منع پيگرد شده ، يک درصد از شکايات بدون امضاء و يا بي پايه واساس شناخته شده و ۲ درصد شکايتها به موقوٿي تعقيب و در مجموع ۴ تا ۵/۴ درصد شکايات منجر به صدور کيٿرخواست منتهي شده است."

اظهارات سخنگوي قوه قضاييه از ابعاد مختلٿ در خور دقت و امعان نظر و تحقيق و بررسي است .

۱- آن ۲% شکاياتي که منجر به صدور قرار موقوٿي تعقيب شده اگر صدور قرار بلحاظ شمول مرور زمان بوده ، نحوه رسيدگي و تطويل دادرسي شايسته تقدير و قدرداني نبوده، بلکه اين قضات بايد مورد پرسش و تعقيب قرار گيرند .

۲- آن قسمت از ۹۲% پرونده هاي منع پيگردي با۴ تا ۵/۴ درصد پرونده هاي کيٿرخواستي، دو طرٿ معادله ايست که امکان تحقيق و بررسي را ٿراهم مي کند؛ چه، اولا در بين دستگاههاي حکومتي و ادارات تابع قوه قضاييه هميشه دادگستري موجب بالاترين سطح نارضايتي مردم بوده و اين امر گهگاهي بصورت رسمي يا نيمه رسمي اعلام شده است. ثانيا تحقيق از مراجعين دادگستري ميزان نارضايتي مردم از قوه قضاييه را به خوبي نشان مي دهد. ثالثا بيش از ۱۵ سال است که دادسراي انتظامي قضات و دادگاه انتظامي قضات ، با حجم وسيعي از شکايات مردم از قضات، روبرو بوده است. در زمان رياست حجه الاسلام آل اسحاق بر دادسراي انتظامي قضات، دادياران دادسراي انتظامي علي المقدور نسبت به رسيدگي به پرونده ها دقت لازم را معمول داشته و تعدادي از قضات متخلٿ و جسور از طرٿ اين دادسرا تحت تعقيب و کيٿرخواست قرار گرٿتند ، اما بعد از انتقال ايشان به ديوانعالي کشور و انتقال و استعٿاي بعضي از قضات شجاع و شهير، اين دادسرا نتوانست آن طور که شايسته است و شؤونات اين شغل ايجاب مي کرد در مقابل قضات متخلٿ ايستادگي کند. و در نتیجه آن کيٿرخواست ها ظاهرا به بوته اجمال سپرده شده و ديگر تعقيب نشد. تا جائي که در مسئله وبلاگ نويس ها، جناب کريمي راد ٿرمودند که قضات مرتکب تخلٿ و قصور شده بودند. البته مقصود از قصور و تخلٿ از یک سو آن شکنجه هاي معروٿ و سلولهاي انٿرادي بود که به سوئيت تعبير شده بود و از سوی دیگر ساختن پرونده ها غيرمرتبط با اتهامات وارده و ورود به احوال شخصي متهمين عليرغم ممنوعيت قانوني بود. این موارد از طرٿ سخنگوي قوه قضاييه به تخلٿ و قصور تعبير شد و شنيده نشد دادستان محترم دادسراي انتظامي وقت ، کيٿرخواستي عليه اين قضات متخلٿ صادر کرده باشد. رابعا از آنهمه بحراني که به قول جناب خاتمي هر 9 روز براي دولت قبلي به وجود آمد که اين بحرانها عموما از طرٿ قوه قضاييه ساخته و پرداخته مي شد، هیچ قاضی متخلٿی تحت تعقیب دادسرای انتظامی قضات قرار گرٿت؟ در این دوره قضات رسيدگي کننده به پرونده هاي کنٿرانس برلين ، نوارسازان ، موج دستگيري وکلای شاخص ، رسيدگي به پرونده هاي قتل هاي زنجيره اي ، رسيدگي به پرونده قاتلين قتل هاي زنجيره اي ، توقيٿ غيرقانوني بيش از صد روزنامه ، رسيدگي به پرونده مهاجمين به کوي دانشگاه ، احضار و تعقيب نمايندگان مجلس ششم در راستاي ايٿاي وظايٿ نمايندگي عليرغم ممنوعيت تعقيب، استناد بقانون منسوخه اقدامات تاميني و تربيتي که مخصوص مجرمان خطرناک و قوادها و باندهاي ٿحشاء بود نه اهل علم و ادب و ٿرهنگ و دهها پرونده جرايم سياسي و مطبوعاتي و عادي که صدها بار حقوق اساسي مردم از طرٿ قضات نقض و پايمال شد، که همین اقدامات ناچار منجر به بخشنامه پانزده ماده اي رياست قوه قضاييه و ماده واحده قانون احترام به حقوق شهروندي شد. در تمام این موارد کدام يک از قضات متخلٿ تحت تعقيب دادسراي انتظامي قضات قرار گرٿت تا بتوان آينده اي روشني بر اين دستگاه نظارتي مهم وحياتي تصوير کرد ؟ براي اين که از مسايل و مصايب روزمره مردم سخن گٿته باشم ناچار به ذکر مثالهايي هستم که داديار محترم دادسراي تحت رياست شما قرار منع پيگرد چند قاضي متخلٿ را صادر کرد .

ٿردي دو دستگاه آپارتمان خود را به خريداري ٿروخته بعد از يک سال ٿروشنده ، همان دو دستگاه آپارتمان را به شخص ثالثي مي ٿروشد، آيا بر طبق قانون انتقال مال غير مصوب ۱۳۰۸ اين ٿعل مجرمانه ، ٿروش مال غير نيست ؟ آيا اين عمل متقلبانه ٿروشنده که خود را مالک معرٿي و به خريدار دوم ٿروخته از مصاديق بارز ٿروش مال غير و يا کلاهبرداري نيست ؟ اما بازپرس و دادستان و رئيس دادگاه و رئيس دادگستري شهريار به صراحت ميگويند ما اين عمل را جرم نمي دانيم، و اگر اين ٿروش بموجب سند رسمي انجام پذيرٿته بود آنرا ٿروش مال غير مي گرٿتيم ؟! من به آنها مي گويم برابر ماده ۱۱۷ قانون ثبت اين ٿعل اگر به موجب سند رسمي باشد، معامله معارض بوده ومجازات شديدتري دارد . ظاهرا از اين ماده اطلاعي ندارند. به دادسراي انتظامي قضات شکايت مي شود ، پرونده به داديار( ع ) ارجاع مي گردد. يکي از دادياران شريٿ آن دادسرا به نگارنده مي گويد با ارجاع پرونده به اين داديار ٿاتحه پرونده ات را بخوان عرق سرد بر پيشاني ام مي نشيند . جناب آقاي کريمي راد! اين همه از جمله مواردي است که در زمان رياست حضرتعالي بر دادسراي انتظامي قضات قرار منع پيگرد چهار قاضي متخلٿ صادر گرديد .

جناب کريمي راد ! خدا را در نظر بگيريد و پرونده مجتبي سميع نژاد را مطالبه و مورد مطالعه قرار دهيد، اگر از اعمال خلاٿ قاضي مقدس و بازپرس مجتمع ارشاد و مامورين انتظامي بغض گلويتان را نگرٿت و از اينهمه ظلم و ستمي که بر يک وبلاگ نويس دانشجو شده متاثر نشديد تمام ادعاهاي خود را پس ميگيرم . دادسراي انتظامي قضات کجا پرونده مجتبی سميع نژاد را مطالبه و مورد رسيدگي قرار داد ؟

شما و قوه قضاييه تصميم گرٿتيد جهت کمک به وضع معيشتي قضات بر مبناي پرونده هاي مختومه در دادسراي انتظامي قضات به دادياران اضاٿه کار پرداخت کنید . آيا رسيدگي هاي شتابزده نود و دو درصدي ٿوق به لحاظ اين عمل غير کارشناسانه نبوده که بعضي از قضات از جمله داديار( ع ) از اين عمل سوء استٿاده ، و با سرعتي حيرت انگيز پرونده ها را با قرار منع پيگرد مختومه کرده و شما آمار آنرا ارائه ميدهيد !!!

جناب کريمي راد! جنابعالي بخوبي مي دانيد ، آماري که اعلام کردید، نشان تعادل و عدالت و رسيدگي منصٿانه و عادلانه در دادگستري نيست اگر به دادسراي انتظامي قضات شکايت ببريم يا پرونده ها نزد شما خواهد ماند و يا قرار منع پيگرد قضات متخلٿ صادر خواهد شد !

قوه قضاييه مستقل احتياج به دستگاههاي نظارتي مستقل و قوي دارد . بهوش باشيم و دستگاههاي نظارتي قوه قضاييه را قوي و کارآمد سازيم

 

در چارچوب لايحه مديريت خدمات كشوري اعلام شد
 
جزئيات تعيين حقوق و مزاياي كارمندان دولت
 
 
گروه اقتصادي:مبناي تعيين حقوق و مزاياي كاركنان دولت در لايحه مديريت خدمات كشوري تغيير مي كند.
به گزارش روابط عمومي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، نظام پرداخت كارمندان دولت مبتني بر روش امتيازي و براساس ارزشيابي عوامل شغل و شاغل خواهد بود. براساس لايحه مديريت خدمات كشوري، امتياز حاصل از نتايج ارزشيابي اين عوامل در ضريب ريالي مربوط ضرب شده و مبناي تعيين حقوق و مزاياي كارمندان قرار مي گيرد.
در صورت تصويب اين لايحه در مجلس شوراي اسلامي، ضريب ريالي مذكور هر سال با توجه به شاخص هزينه زندگي و ميزان تورم و منابع مالي دولت با پيشنهاد سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، به تصويب هيأت  وزيران خواهد رسيد.
براساس اين لايحه، روش امتيازي مشتمل بر عوامل شغل نظير اهميت و پيچيدگي وظايف و مسئوليت ها، سطح تخصص و مهارت هاي مورد نياز و شرايط رقابتي بازار، حداقل ۲۵۰۰ و حداكثر ۷۵۰۰ امتياز و عوامل مربوط به «شاغل» نظير تحصيلات، معلومات، دوره هاي آموزشي، سنوات خدمت، مهارت و تجربه، حداكثر ۶۰۰۰ امتياز تعيين شده است. به موجب لايحه خدمات كشوري، تعيين امتياز عوامل مربوط به شغل توسط شوراي امور اداري و استخدامي كشور انجام پذيرفته و به دستگاه هاي اجرايي ابلاغ مي شود. ارزيابي عوامل مربوط به شاغل هم براساس ضوابط شوراي مذكور و توسط دستگاه هاي اجرايي انجام مي پذيرد.
مرخصي سالانه ۲۶ روز
همچنين در اين لايحه براي كارمندان دستگاه هاي اجرايي، سالي ۲۶ روز «مرخصي كاري» (بدون احتساب تعطيلات بين مرخصي) با استفاده از حقوق و مزاياي مربوط پيش بيني شده است و حداكثر نيمي از مرخصي كارمندان در سال قابل ذخيره شدن است.
در لايحه مديريت خدمات كشوري، حداكثر ۴ ماه مرخصي استعلاجي براي كارمندان در نظر گرفته شده و در مورد بيماران صعب العلاج با تشخيص وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، محدوديت زماني ۴ ماهه مستثني شده است. در لايحه مذكور همچنين دستگاه هاي اجرايي مجوز دارند كه كارمندان، بازنشستگان و افراد تحت تكفل آنان را علاوه بر استفاده از بيمه پايه درمان، با مشاركت خود آنان تحت پوشش «بيمه هاي تكميلي» قرار دهند.
در لايحه مذكور «ساعات كار» كارمندان دولت ۴۴ ساعت در هفته تعيين شده است كه كارمندان با موافقت دستگاه اجرايي، مي توانند ساعات كار خود را تا يك چهارم ساعات كار روزانه تقليل دهند.
 

 

برخورد نامناسب قضات و کارکنان مهم ترین انتقاد مردمی از رئیس قوه قضائیه است
رئیس مرکز خدمات الکترونیک 129 قوه قضائیه گفت: اغلب شکایت ها و انتقادات مردمی که به صورت سی دی در اختیار رئیس قوه قضائیه قرار می گیرد ، در ارتباط با برخورد نامناسب قضات و کارکنان دستگاه قضائی است.

بهرام بهرامی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر افزود: سئوالات ، انتقادات و شکایات مردمی به صورت یک سی دی هر 10 روز یک بار جهت بررسی و اتخاذ تصمیم در اختیار رئیس قوه قضائیه قرار می گیرد که بررسی ها نشان می دهد از ابتدای فعالیت مرکز 129 تا کنون ، عمده مسائل مطروحه در ارتباط با نحوه برخورد قضات و کارکنان قوه قضائیه با مردم بوده است.

وی همچنین طولانی شدن زمان رسیدگی به پرونده های حقوقی و قضائی را از دیگر انتقادات مردمی به رئیس قوه قضائیه عنوان کرد.

بهرامی تصریح کرد: علاوه بر مطرح شدن شکایت و انتقادات ، مردم از عملکرد برخی از بخش های دستگاه قضائی نیز ابراز رضایت و قدردانی می کنند و خواستار تقدیر از مسئولانی در دستگاه قضائی هستند .

رئیس مرکز خدمات الکترونیک 129 قوه قضائیه به طرح برخی مسائل غیر مرتبط با دستگاه قضائی در مرکز خدمات الکترونیک 129 اشاره کرد و افزود :  مشکلات مالی و بیکاری از جمله تقاضاهای مردم از رئیس قوه قضائیه است که ارتباطی به دستگاه قضائی ندارد.

 

اعتراض كارمندان سازمان بهزيستى به عقد قرارداد پيمانى
 
 
شرق: بيش از ۱۲۰ نفر از كارمندان اداره بهزيستى شميرانات روز يكشنبه از ساعت ۳۰/۷ صبح در مقابل ساختمان مجلس تجمع كرده و خواستار رسيدگى به وضعيت نابسامان شغلى خود شدند.اين جمع معترض شامل روانشناسان، مددكاران، پزشكان عمومى و پرستاران بوده كه مدارك تحصيلى كارشناسى، كارشناسى ارشد و دكترا دارند.اعتراض اين جمع معترض كه البته تعداد واقعى آنان _ گروهى كه در ميان معترضين حضور نداشته اما از همين شرايط نابسامان شغلى رنج مى برند- بيش از ۶۰۰ نفر است متوجه شرايط شغلى ناشى از قرارداد منعقد شده با ايشان است.در حالى كه اين افراد بيش از ۱۰ سال طبق قرارداد منعقده با اداره بهزيستى شميرانات مشغول به كار بوده اند از هرگونه مزاياى شغلى محروم بوده و طى ۱۰ سال گذشته هيچ گونه اضافه كارى، بيمه، بن، اضافه حقوق و پاداش براى آنان منظور نشده است. به گفته نمايندگان اين جمع معترض، سازمان بيمه خدمات درمانى و سازمان تامين اجتماعى هم طى سال هاى گذشته حاضر به بيمه كردن اين افراد نبوده اند زيرا همواره از نتيجه همكارى با سازمان بهزيستى كشور ابراز نارضايتى كرده اند. حداكثر ميزان دريافتى اين جمع معترض ۱۰۰ هزار تومان است و درواقع ميزان حقوق پرداختى به اين گروه بر مبناى ساعتى ۸۰۰ تومان تعيين شده است. آنان مى گويند كه برخلاف روال معمول عقد قرارداد كه شش ماه يك بار تمديد مى شود، سازمان بهزيستى قرارداد اين گروه را هر چهار ماه يك بار تمديد كرده و تمديد هر نوبت از قرارداد منوط به اخذ امضاى طرف قرارداد مبنى بر تسويه حساب يك ساله سازمان با وى بوده ضمن آنكه هيچ يك از افراد اين گروه حق فسخ قرارداد را ندارند زيرا با فسخ قرارداد متضرر مى شوند و مدارك تحصيلى آنان كه به عنوان گرو، در وثيقه اداره متبوع بايگانى شده ضبط خواهد شد. در حالى كه ميزان ساعت كار در قرارداد منعقده ۱۲۰ ساعت قيد شده، اين افراد در طول ماه بدون بهره مندى از مرخصى يا تعطيلى رسمى ۲۱۰ ساعت كار مى كنند و اين درحالى است كه هيچ گونه اضافه كار براى آنان منظور نشده اما كسركار در پرداخت پايان ماه محاسبه مى شود. شنيده مى شود كه مسئولان سازمان بهزيستى كشور قصد لغو و فسخ تدريجى قرارداد اين جمع ۶۰۰ نفره را دارند تا با حضور دولت جديد و بركنار شدن احتمالى مديران فعلى سازمان بهزيستى كشور هيچ مدركى از اين تخلف گسترده باقى نمانده و جاى شكايتى براى هيچ يك از اين افراد محفوظ نباشد.گفتنى است كه تجمع اين گروه ۱۲۰ نفره كه روز يكشنبه تا ساعت ۱۷ در مقابل مجلس شوراى اسلامى به طول كشيد، پس از صدور مجوز حضور اين افراد در مجلس و استمداد از نمايندگان مجلس به پايان رسيد و «عليرضا محجوب» نماينده مجلس و دبيركل خانه كارگر در گفت وگو با معترضان قول رسيدگى جدى به مشكل آنان و رفع تخلفات ناظر بر اين قرارداد را داد.
 

 

عتراض به قضات استان خوزستان

بسیار دیده شده که قضات استان خوزستان راحت و بیخیال از حقوق شاکی یا متشاکی پرونده گذشته وبراحتی آنرا کم و زیاد میکنند.
در بسیاری از این شعبات حتی  شاکی بودن نیز جرم  تلقی شده و مورد بی توجهی قاضی مربوطه میگردد.و دادگاههای استان هم که دیگر سنگ تمام گذاشته اند.....واین قصه سر دراز دارد

 

 

ده پرسش روز
 
زن متأهل شاغل
 
 
سن: ۳۲سال 
شغل و درآمد: كارمند - ۱۲۰هزار تومان.
۱-آيا درست است كه زنان شاغل، درآمد خود را از درآمد همسرشان تفكيك كنند؟
توافقي است. در بسياري موارد مرد خود پيشنهاد پس انداز كامل حقوق همسرش را مي دهد. ولي اگر حقوق مرد جوابگوي هزينه ها نباشد، درآمد زن به كمك اقتصاد خانواده مي آيد.
۲-چقدر از هزينه هاي خانواده توسط شما پرداخت مي شود؟
نيمي از آن را خرج خانه و مابقي را پس انداز مي كنم.
۳-چقدر از درآمد خود را خرج خودتان مي كنيد؟
مبلغ ناچيزي حدود ۱۰هزارتومان در ماه را خرج شخصي خود مي كنم.
۴-هزينه رفت و آمد شما به محل كار چقدر مي شود؟
با سرويس اداره رفت و آمد مي كنم و هزينه اي ندارم.
۵-گران ترين هديه اي كه براي همسرتان خريده ايد چيست؟
كت و شلوار به مبلغ يكصد هزار تومان.
۶-گران ترين هديه اي كه او براي شما خريده ، چيست؟
يك گردنبند طلا  به ارزش سيصدهزار تومان.
۷-اگر درآمدتان دو برابر شود چه مي كنيد؟
به وضع خورد و خوراك و پوشاك خانواده بيشتر مي رسم.
۸-اگر ده برابر شود چه مي كنيد؟
پس انداز مي كنم بلكه بتوانم قطعه زميني بخرم.
۹-فكر مي كنيد هزينه مربوط به فرزندان بيشتر باشد يا هزينه برگزاري ميهماني و خريدن هدايا براي نزديكان؟
اين روزها با توجه به شرايط مالي نامناسب، از ميهماني هاي سنگين و همين طور هداياي آنچناني خبري نيست. اما هزينه فرزندان به خصوص محصل ها خيلي بالا ست.
۱۰-اگر همسرتان بگويد كار نكن چه واكنشي نشان خواهيد داد؟
خودم ترجيح مي دهم كار نكنم و به امورات بچه ها و مدرسه آنها بيشتر رسيدگي كنم. اما چه كنم كه هزينه ها كمر شكن است و همين درآمد كم، بهرحال قدري مشكل گشاست.
 

 

 

قضات آشنا به جرایم رایانه‌‏ای در سطح كشور وجود ندارد

هنوز مركزی برای آموزش قضات و آشنایی آنها با جرایم رایانه‌‏ای در كشور ایجاد نشده است.


 

سید محمد صادق آل محمد ، وكیل دادگستری ، درگفت و گو با خبرنگار ایلنا ، با اشاره به مطلب فوق , اظهار داشت: قضات موجود اطلاعات كلی و حقوقی داشته و هیچ‌‏كدام متخصص در حوزه خاصی مانند جرایم رایانه‌‏ای نیستند.
آل محمد ، با اشاره به فقدان مراكز تربیت قضات در رشته‌‏های خاص , افزود: هنوز قانونی به عنوان جرایم رایانه‌‏ای به تضمین و تصویب نرسیده كه قضات را ملزم به رعایت آن كند.
وی ، با اشاره به این كه تطبیق هر چه سریع‌‏تر قوانین با جرایمی مانند جرایم رایانه‌‏ای ضروری است, گفت: در حال حاضر دادگستری مكلف به رسیدگی به هر نوع جرمی از جمله جرایم رایانه‌‏ای و اینترنتی بوده و براساس كلیات حقوق كیفری, علی‌‏رغم خلاء قانونی, حكم صادر كرده است.
آل محمد ، خاطر نشان كرد: ضمانت اجرایی این قانون باید از طریق كارشناسی و مطالعه تطبیقی با سایر كشورها به صورت مدون و روشن و توسط قوه مقننه تصویب شده و قانون مصوب در اختیار دستگاه‌‏های قضایی قرار گیرد.

 

 

 

آقای جمال کریمی راد سخنگوی قوه قضاییه ( وزیر فعلی دادگستری که نمیدانم جمع دو پست از قوای مجریه و قضاییه چگونه قابل جمع اند ) گفته اند ( 92% شکایات از قضات منجر به قرار منع پیگرد شده ، یک درصد از شکایات بدون امضاء و یا بی پایه واساس شناخته شده و 2 درصد شکایتها به موقوفی تعقیب و در مجموع 4 تا 5/4 درصد شکایات منجر به صدور کیفرخواست منتهی شده است )

اظهارات سخنگوی قوه قضاییه از ابعاد مختلف در خور دقت و امعان نظر و تحقیق و بررسی میباشد .

1-   آن 2% شکایاتی که منجر به صدور قرار موقوفی تعقیب شده اگر صدور قرار بلحاظ شمول مرور زمان بوده ، نحوه رسیدگی و تطویل دادرسی شایسته تقدیر و قدردانی نبوده بلکه این قضات باید مورد پرسش و تعقیب قرار گیرند .

2-   آن قسمت از 92% پرونده های منع پیگردی با 4 تا 5/4 پرونده های کیفرخواستی دو طرف معادله ایست که امکان تحقیق و بررسی را فراهم مینماید ، چه اولا در بین دستگاههای حکومتی و ادارات تابع قوه قضاییه ، همیشه دادگستری موجب بالاترین سطح نارضایتی مردم بوده و این امر گهگاهی بصورت رسمی یا نیمه رسمی اعلام گردیده است ثانیا تحقیق از مراجعین دادگستری میزان نارضایتی مردم از قوه قضاییه را بخوبی نشان میدهد ثالثا بیش از 15 سال است که دادسرای انتظامی قضات و دادگاه انتظامی قضات ، با حجم وسیعی از شکایات مردم از قضات ، روبرو بوده که در زمان ریاست حجه الاسلام آل اسحاق بر دادسرای انتظامی قضات  ، دادیاران دادسرای انتظامی علی المقدور نسبت به رسیدگی به پرونده ها دقت لازم را معمول داشته و تعدادی از قضات متخلف و جسور از طرف این دادسرا تحت تعقیب و کیفرخواست قرار گرفتند ، اما بعد از انتقال ایشان به دیوانعالی کشور و انتقال و استعفای بعضی از قضات شجاع و شهیر، این دادسرا نتوانست آن طور که شایسته و شؤونات این شغل ایجاب مینمود در مقابل قضات متخلف ایستادگی کند ،  آن کیفرخواست ها ظاهرا به بوته اجمال سپرده شده و دیگر تعقیب نگردید ، تا جائیکه در مسئله وبلاگ نویسها جناب کریمی راد فرمودند که قضات مرتکب تخلف و قصور شده بودند و البته مقصود از قصور و تخلف آن شکنجه های معروف و سلولهای انفرادی که به سوئیت تعبیر گردید و ساختن پرونده ها غیرمرتبط با اتهامات وارده و ورود به احوال شخصی متهمین علیرغم ممنوعیت قانونی بوده که از طرف سخنگوی قوه قضاییه به تخلف و قصور تعبیر گردید و شنیده نشد دادستان محترم دادسرای انتظامی وقت ، کیفرخواستی علیه این قضات متخلف صادر کرده باشند. رابعا از آنهمه بحرانی که بقول جناب خاتمی هر 9 روز برای دولت قبلی ساخته شد و این بحرانها عموما از طرف قوه قضاییه ساخته و پرداخته میگردید ،  و قضات رسیدگی کننده به پرونده های کنفرانس برلین ، نوارسازان ، موج دستگیری وکلاء شاخص ، رسیدگی به پرونده های  قتل های زنجیره ای ، رسیدگی به پرونده قاتلین قتلهای زنجیره ای ، توقیف غیرقانونی بیش از صد روزنامه ، رسیدگی به پرونده مهاجمین بکوی دانشگاه ، احضار و تعقیب نمایندگان مجلس ششم  در راستای ایفای وظایف نمایندگی علیرغم ممنوعیت تعقیب و استناد بقانون منسوخه اقدامات تامینی و تربیتی که مخصوص مجرمان خطرناک و قوادها و باندهای فحشاء بود نه اهل علم و ادب و فرهنگ و دهها پرونده جرایم سیاسی و مطبوعاتی و عادی که صدها بار حقوق اساسی مردم از طرف قضات نقض و پایمال شده که ناچار منجر به بخشنامه پانزده ماده ای ریاست قوه قضاییه و ماده واحده قانون احترام به حقوق شهروندی گردید ، کدام یک از قضات متخلف تحت تعقیب دادسرای انتظامی قضات قرار گرفت تا بتوان آینده ای روشنی بر این دستگاه نظارتی مهم وحیاتی تصویر نمود ؟ برای اینکه از مسایل و مصایب روزمره مردم سخن گفته باشم ناچار به ذکر مثالهایی هستم که دادیار محترم دادسرای تحت ریاست شما قرار منع پیگرد چند قاضی متخلف را صادر نمود . فردی دو دستگاه آپارتمان خود را به خریداری فروخته بعد از یکسال فروشنده ، همان دو دستگاه آپارتمان را به ثالثی میفروشد آیا بر طبق قانون انتقال مال غیر مصوب 1308 این فعل مجرمانه ، فروش مال غیر نیست ؟ آیا این عمل متقلبانه فروشنده که خود را مالک معرفی و به خریدار دوم فروخته از مصادیق بارز فروش مال غیر و یا کلاهبرداری نیست ؟ اما بازپرس و دادستان و رئیس دادگاه و رئیس دادگستری شهریار به صراحت میگویند ما این عمل  را جرم نمیدانیم اگر این فروش بموجب سند رسمی انجام پذیرفته بود آنرا فروش مال غیر میگرفتیم ؟! به آنها میگویم برابر ماده 117 قانون ثبت این فعل اگر بموجب سند رسمی باشد معامله معارض بوده ومجازات شدیدتری دارد . ظاهرا از این ماده اطلاعی ندارند به دادسرای انتظامی قضات شکایت میشود ، پرونده به دادیار ( ع ) ارجاع میگردد یکی از دادیاران شریف آن دادسرا به نگارنده میگوید با ارجاع پرونده به این دادیار فاتحه پرونده ات را بخوان ! میگویم چرا دلیلش را میگوید ! عرق سرد بر پیشانیم می نشیند . جناب آقای کریمی راد این همه از جمله مواردیست که در زمان ریاست حضرتعالی بر دادسرای انتظامی قضات قرار منع پیگرد چهار قاضی متخلف صادر گردید .

      جناب کریمی راد ! خدا را در نظر بگیرید و پرونده مجتبی سمیع نژاد را مطالبه و مورد مطالعه قرار دهید اگر از اعمال خلاف قاضی مقدس و بازپرس مجتمع ارشاد و مامورین انتظامی بغض گلویتان را نگرفت ! و از اینهمه ظلم و ستمی که بر یک وبلاگ نویس دانشجو  شده متاثر نشدید ! تمام ادعاهای خود را پس میگیرم ! دادسرای انتظامی قضات کجا پرونده سمیع نژاد را مطالبه و مورد رسیدگی قرار داد ؟

شما و قوه قضاییه تصمیم گرفتید جهت کمک به وضع معیشتی قضات بر مبنای پرونده های مختومه در دادسرای انتظامی قضات به دادیاران اضافه کار پرداخت نمایند . آیا رسیدگیهای شتابزده نود و دو درصدی فوق بلحاظ این عمل غیر کارشناسانه نبوده که بعضی از قضات از جمله دادیار ( ع ) از این عمل سوء استفاده ، و با سرعتی حیرت انگیز پرونده ها را با قرار منع پیگرد مختومه کرده و شما آمار آنرا ارائه میدهید !!!

جناب کریمی راد جنابعالی بخوبی میدانید ، آماری که اعلام نمودید نشان تعادل و عدالت و رسیدگی منصفانه و عادلانه در دادگستری نیست ! پس چه ضرورتی دارد در حالیکه مردم از اعمال قوه قضاییه بفغان آمده اند ، آمار فوق را به مردم بیچاره و بجان آمده نشان دهیم ! آیا ترور سه قاضی نمیتواند توسط مردمی انجام پذیرفته باشد که بزعم آنها از طرف دستگاه قضایی ظلم وستمی دیده اند . خدا میداند اظهارات شما درباره همکار محترم عبدالفتاح سلطانی صحیح نبوده و با اظهارات بازپرس محترم این پرونده که در حضور 7 نفر وکیل ایشان اظهار داشت بشدت متغایر است و نیز سالهاست آقای ماشاء الله شمس الواعظین در اجرای حکمی خلاف قانون زندان و آزاد شده اما وثیقه ملکی وی و نیز وثیقه ملکی آقای رجبعلی مزروعی که قرار قبول وثیقه آن صادر هم نگردیده بود آزاد نمیگردد مراجعات به قضات مسؤول پرونده تابحال ثمری نداشته و این توقیف غیرقانونی ملک هنوز ادامه دارد . جناب کریمی راد ! اگر به دادسرای انتظامی قضات شکایت بریم یا پرونده ها نزد شما خواهد ماند و یا قرار منع پیگرد قضات متخلف صادر خواهد شد ! راستی به کجا شکایت کنیم ؟!!

قوه قضاییه مستقل احتیاج به دستگاههای نظارتی مستقل و قوی دارد . بهوش باشیم و دستگاههای نظارتی قوه قضاییه را قوی و کارآمد سازیم .

 

 

نامه طبرزدی به هاشمی شاهرودی: قاضی به نام تعزيرحکم شکنجه صادر می کند!

 

جمعه ٢٨ مرداد ١٣٨۴ – ١۹ اوت ٢٠٠۵
رياست قوه قضائيه جمهوری اسلامی –آيت الله سيد محمود هاشمی شاهرودی

با سلام
نامه ام را با گزيده هايی از« گزارش نقض حقوق شهروندی يه رئيس قوه قضائيه از سوی رئيس کل دادگستری تهران » که بخش هائی از اين گزارش در روزنامه دولتی ايران (يکشنبه – دوم مردادماه -۱۳۸۴) درج گرديد شروع ميکنم؛ با ذکر اين موارد از گزارش:
«استفاده از چشم بند ،ضرب و شتم متهمان ،تعيين تکليف نشدن متهمان و طولانی شدن مدت تحقيقات …بلا تکليف بودن ۱۴۰۰ زندانی در يکی از زندان ها …در گزارش تهيه شده از سوی هيات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی ،گزارش بازرسی از بازداشتگاه آگاهی تهران ،بازداشتگاه سازمان حفاظت واطلاعات ارتش بازداشتگاه اماکن،بازداشتگاه حفاظت و اطلاعات وزارت دفاع موسوم به ۶۴ بازداشتگاه حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی، زندان رجائی شهر،بازداشتگاه حفاظت و اطلاعات سپاه ،بازداشتگاه اطلاعات سپاه، بند ۲۰۹وزارت اطلاعات زندان اوين ،بازداشتگاه آگاهی در شهرری ،ستاد مبارزه با مواد مخدر ري…از دادگاه انقلاب اسلامی تهران و دادسرای ناحيه ۷انقلاب ذکر شده است.که در آن از وجود بارز نقض حقوق شهروندی خبر داده شده است که هيات مذکور افراد متخلف را شناسائی و با برخی از آنها برخورد کرده است…در صحبت های فرمانده نيروی انتظامی تلويحا اقرار به ضرب و شتم شده که…در کدام آئين آمده است که يک زن را اين قدر مورد ضرب و شتم قرار دهند…ما به قاضی خودمان اشکال داريم ،متاسفانه قاضی در اختيار نيروی انتظامی است،قاضی ما نبايد ابزاروزارت يا حفاظت قرار گيرد به طوری که اين هيات به بازداشتگاه اطلاعات سپاه مراجعه کرده اما اين بازداشتگاه از راه دادن آنها خود داری کرده است.و مطرح شده که حتی اگر مقام بالاتر از شما هم بيايد او را راه نمی دهيم…مسئولان اين بازداشتگاه خود را ورای هر قانون می دانند…در بازداشتگاه های حفاظت و اطلاعات تعارض در مديريت وجود دارد و هر چه کارشناسان خودشان ميگويند، عمل می کنند…تبعيض آشکار در داخل زندان نيز از جمله موارد تخلف ذکر شده است … اين گزارش به شمار خودکشی زنان زندانی در زندان رجائی شهر اشاره کرده… ماموران سپاه و ارتش نبايد زندانبان باشند… در جريان بازديد هيات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی متهمانی وجود داشته اند که طی ۸ يا ۹ ماه در فضای کمتر از يک متر بازداشت شده بودند… عليرغم تمام تاکيدات قانونی بر ممنوعيت شکنجه ،گزارش تهيه شده از سوی هيات وجود شکنجه و انفرادی را در بازداشتگاه پذيرفته و… همچنين در اين گزارش عنوان شده که هيات نظارت بر حفظ حقوق شهروندی خواستار آن شده است که مواردی از احتمال تعرض به دختران و زنان بازداشت شده وزندانی مورد بررسی قرار گيرد…در بخش های پايانی گزارش آورده شده که در حال حاضر سياست نيروی انتظامی مقابله با دستگاه قضائی است…»
جملات بالا نه از طرف آمريکا و نه از سوی اسرائيل و نه از جانب ما گفته شده تا مسئولين جمهوری اسلامی فرياد برآورند که اينها تبليغات دشمن برای تضعيف اسلام و روحانيت است.!اينها قطره ای از دريای نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی است که توسط مسئولين قوه قضائيه ی همين جمهوری اسلامی تهيه وبه صورت گزينشی در اختيار رسانه ها قرار داده شده است.
گاهی حقايق به اندازه ای روشن وگزنده است که انسان از سخن گفتن درباره آنها باز می ماند.گويا اين حقايق تلخ ،همچون پتک بر سر ما فرود آمده و ما را در يک شوک عميق فرو می برد .از کجا بگوييم و درباره ی کداميک زبان به سخن بگشاييم ؟به راستی در مقابل اين وقايع تلخ و عريان چه بايد کرد ؟بيان اين وقايع تکان دهنده اگر چه بسيار دير و درعين حال ناقص، مويد افشا گری های ما در طول چند سال گذشته است.من به عنوان فردی که از سال۱۳۷۳ با زندان،بازداشتگاه و دستگاه قضايی جمهوری اسلامی سرو کار داشته ام ،گزارش مذکور را با همه وجود لمس می کنم .هر بار که دستگير و به يکی از اين مراکز منتقل شدم ،پس ازآازادی فرياد برآوردم، اما گوش شنوايی نبود .۱۰۰روز را در شکنجه گاه توحيد گذراندم ،جمعا ۲۱۰ روز را در انفرادی هاي۲۰۹ وزارت اطلات سپری کردم ،۲۷۰روز را در همين سلول های يک متری باز داشت گاه عشرت اباد سپاه گذراندم ،حدود ۲۰ روز در بازداشتگاه حفاظت واطلاعات وزارت دفاع (زندان۶۴ ) بوده ام ،۲۱۰ روز را در بازداشتگاه اطلاعات سپاه (يعنی همين جايی که مسئولين قو ه ی قضاييه را به درون ان راه نداده اند ،واقع در زندان اوين ) در سلول انفرادی به سير و سلوک پرداخته ام ! ۳ روز در بازداشت گاه نيروی انتظامی بوده ام .انفرادی ،چشم بند ،باز جويی های قرون وسطايی همراه با تفتيش عقايد و شکنجه های روحی از وجوه مشترک همه اين بازداشتگاها بود با لاخره در سال ۱۳۸۲ پس از يک دوره اعتصاب غذا ،من را به بند عمومی منتقل نمودند .در همه اين مدت از سال ۱۳۷۸بلا تکليف بوده ام .ولی پرسش من از حضرت آقای شاهرودی اين است که چرا پس از ۶سال رياست بر قوه قضائيه اقدام به چنين کاری نموده اند؟ آيا در تمام اين مدت فرياد شکنجه شده گان و مظلومان به گوش او نرسيد؟۶ سال زمان نياز داشت تا اين فرياد ها را بشنود ؟فراموش نمی کنم که خبر رياست آقای شاهرودی بر قوه قضائيه را از طريق بازجوهايم در شکنجه گاه توحيد،در تابستان ۱۳۷۸ شنيدم.در اين دوره ۶ساله چه چيزهائی که در بازداشتگاه های جمهوری اسلامی نديدم!اينک که اين گزارش را در زندان اوين می خوانم ،بياد همه شکنجه ها و شکنجه ديده گان در سالهای گذشته افتاده ام.در اين مدت هرگاه فرياد برآورديم سرکوب شديم.جواب اعتراض را با زندان وانفرادی و شکنجه دادند.بدليل اينکه در سال ۱۳۸۰ نامه ای تحت عنوان «علی شکنجه گاه نداشت »منتشر کردم ،۹ ماه در انفرادی افتادم.اين گزارش قوه قضائيه من را بياد سخنان شيخ محمد يزدی رئيس سابق قوه قضائيه انداخت که همواره ادعا ميکرد «دستگاه قضائی جمهوری اسلامی بی نظير است» در اين گزارش آمده است که قاضی نبايد در اختيار نيروی انتظامی يا وزارت اطلاعات يا حفاظت واطلاعات باشد.اين همان چيزی است که درطول ساليان گذشته با چشم خود ديدم واعتراض برآوردم، اما کو گوش شنوا ؟! من به همين دليل حاضر نشدم دادگاه های انقلا ب را به رسميت بشناسم و به همين دليل در محاکم انها شرکت نکردم.
پرسش من از حضرت آقای شاهرودی اين است که چرا به وضعيت دادگاه انقلاب نپرداخته اند.!آيا ترديد دارند که عامل اصلی همه اين مظالم قوه قضائيه ،از جمله دادگاه انقلاب است؟زيرا اين قاضی است که بنام «تعزير» حکم شکنجه صادر ميکند. اين قاضی است که با يک ورق پاره به دستگاه امنيتی – انتظامی و نظامی اين مجوز را ميدهد که به حريم خصوصی شهروندان تجاوز کنند. اين قاضی است که به هر کس و ناکس اين اجازه را ميدهد که بمنازل و محل کار شهر و ندان يورش مسلحانه برده و اموال آنها را به غارت برده يا در بين اعضای خانواده ايجاد رعب و وحشت نمايند.اين قاضی است که به دستگاه امنيتی مجوز نگهداری شهروند بی چاره برای مدتهای طولانی در سلول های يک متری را می دهد .عامل اصلی همه اين مظالم فردی جزشخص قاضی نيست .اينها چيزها يی است که برای خود من و دوستانم اتفاق افتاده است .نه افسانه است ونه گزافيه .نيروهای امنيتی –نظامی در اين چند سال گذشته با حکم قضاتی چون حقانی ،حداد ومقدسی ،هر آنچه خواستند با من خانواده ام ،دوستانم و اموالم کرده ومی کنند. اموالم را به غارت برده و هنوز برنگردانده اند .در بين اعضای خانواده به کرات و شب نيمه شب رعب و وحشت ايجاد کرده وفرزندانم را با چشمان بسته در انفرادی انداختند، خودم را برای مدت های طولانی در سلول انفرادی و زير شديدترين شکنجه های روحی نگه داشتند و پس از ان جمعا ۲۴ سال حبس و محروميت اجتماعی برايم صادر کردند که البته مقرر کرده بودند که ۱۴ سال حبس را در زندان برازجان سپری کنم. در دادگاه تجديد نظر ،لطف کرده،تبعيد را حذف و۱۴ سال را به ۱۲ سال تقليل داده وتاريخ آزادی ام را ۱/۴/۱۳۹۴ تعيين کرده اند .يعنی ۲ سال سلول انفرادی را نيز به حساب نياوردند،در حاليکه خودشان گفته بودند ،رهبر گفته است هر يک روز انفرادی معادل ۱۰ شب زندان عادی است!
اين حکم به صورت غيابی ودرشعبه ي۲۶ دادگاه انقلاب و بر اساس همان بازجويی هايی که در سلول انفرادی گرفته شده يا گزارش هايی که وزارت اطلا عات وسپاه تهيه نموده اند،صادر شده است .متن احکام و گردشکار دادگاه بدوی و تجديد نظر پيوست اين نامه است تاخود به خوبی دريابيد که جنايت قضات دادگاه انقلاب از جنايت باز جوها و زندانبان هاو شکنجه گاها کمتر نيست .به راستی من چه کرده ام که مستوجب اين همه شکنجه وعذاب باشم ؟ادم کشته ام ؟از ديوار مردم بالا رفته ام ؟ اسناد و مدارک سری مملکت را در اختيار بيگانه قرار داده ام!؟ جرم من اين است که همين چيزهائی که در گزارش آقای عليزاده آمده است را افشا کرده ام.جرم من اين است که شکنجه ، انفرادی ، بازجوئی غيرقانونی ،دادگاه غيرعلنی و نا عادلانه را تقبيح کرده ام من بيش از ۵/۱۷ماه صرفا به اين دليل در سلولهای انفرادی سپاه در زندان عشرت آباد و ۵۰۰اوين (يعنی همانجائی که نمايندگان شما را راه نداده اند) با پاسدار بازجوها دست و پنجه نرم ميکردم که آنها مدعی بودند که ضابط قوه قضائيه اند و من در جواب ميگفتم که آنان نظامی اند و حق دخالت در اين مسائل را ندارند.و البته مقاومت کرده و به آنها بازجوئی پس ندادم.
پرسش من اين است که چرا دير؟! چرا از قضات دادگاه انقلاب نگفته ايد ؟ نکند دستگاه مديريت قوه قضائيه از دادگاه انقلاب ترس دارند؟
جرم من اين بوده است که جنايات بازجوها، زندانبان ها ،قضات و همه کسانی که حقوق مردم را زيرپا گذاشته اند را بر ملا کرده ام.جرم من اين است که گفته ام بنام دين ظلم نکنند . دين را از حکومت جدا کنند،تا مردم به حقوق خود برسند .دين را از حکومت جدا کنند تا بنام دين به زنان و دختران زندانی تجاوز نکنند. دين را از حکومت جدا کنند تا بنام دين شکنجه و سرکوب نکنند. آيا اينها جرم است؟
من خطاب به رهبر جمهوری اسلامی گفته و ميگويم، يا ايشان از اين همه مظالم در دستگاه امنيتی – نظامی ، انتظامی و قضائی آگاه نيستند يا آگاه هستند.اگردر اين ۱۵-۱۶سالی که درموضع رهبری بوده اند ازاين شکنجه ها، مظالم ،تجاوزها و جنايات اطلاع نداشته اند ، پس صلاحيت رهبری مطابق همين قانون اساسی را نخواهند داشت. چون تدبير ،آگاهی و مديريت ، از شرايط اوليه رهبری است .چنانچه از اين شکنجه ها آگاهی داشته اما سکوت کرده اند در آن صورت نيز فاقد عدالت خواهند بود.
آيا بيان اين مسائل جرم است؟اگر رهبر مطابق با قانون اساسی به وظايف خود عمل می کرد يا صلاحيت رهبری را ميداشت ،نمی بايست بنام دين و انقلاب ، آنهمه ظلم و جنايت در دستگاه امنيتی – قضائی به وجود می آمد.من از شما آقای شاهرودی به دليل اين که قطره ای از مظالم را افشا کرديد ،سپاسگذارم . براستی بيان اين وقايع تلخ در شرايطی که برخی سران حکومت مدعی اند حکومت «علي» را برپا داشته اند ، نيازمند شجاعت است. کسانيکه بر سر امريکا بدليل شکنجه در زندان «گوانتانامو » و «ابو غريب» فرياد برمی آورند اما حاضر به پذيرش شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی نيستند،مسئول اين جرايمند.
در گزارش آمده است که ماموران سپاه خود را مافوق قانون دانسته و يا اينکه نيروی انتظامی قصد مقابله با قوه ی قضائيه را دارد. جالب اين است که هرسه اين نهادها زير نظر رهبری است. شايد برخی بر اين گمان باشند که نيروی نظامي- انتظامی بر خلاف نظر رهبر اقدام به قانون شکنی می کنند ، من چنين باوری ندارم . آيت الله خامنه ای چندسالی است که امور کشور را در اختيار نظاميان قرار داده است . او دست نظاميان را باز گذاشته تا بازداشتگاه فرا قانونی تشکيل بدهند،به سرکوب جوانان ودانشجويان بپردازند،در انتخابات دخالت کنند ومطبوعات را سرکوب نمايند .مطمئن هستم حتی اگر هاشمی شاهرودی بخواهد اصلاحاتی در حوزه های قضائی – امنيتی بوجود آورند به نحوی که شرايط شکنجه و سرکوب برای هميشه از اين حوزه ها رخت بر بندد ،با مخالفت پنهانی آيت الله خامنه ای از طريق سپاه و نيروی انتظامی، روبرو خواهد شد. برای اينکه اگر شکنجه و سر کوب نباشد ، شرايط «النصر به الرعب » از بين خواهد رفت و در نتيجه مخالفت های مردمی بالا خواهد گرفت! آيا گفتن اين حقايق جرم است؟
من برخود لازم ميدانم از هر فرد ونهاد،در هرسطح وموقعيت که قدمی در جهت دفاع ازحقوق مردم بر می دارد ، قدر دانی کنم . در بازداشتگاه ۶۴ (سال ۱۳۸۰ )به پاسدار بازجوها متذکر می شدم که حتی اگر همين جمهوری اسلامی با رهبری آقايان خامنه ای ،خاتمی، هاشمی شاهرودی، کروبی ، و رفسنجانی به اعاده حقوق مردم بپردازد ، من از آنها حمايت خواهم کرد. زيرا برای من اهميت ندارد، شکل حکومت جمهوری اسلامی يا جمهوری دمکراتيک و يا مشروطه پادشاهی باشد. آنچه برای ما اهميت دارد اين است که حقوق اساسی ملت ، مثل حق آزادی ، انتخاب ، مشارکت، رفاه ، امنيت و عدالت موردتوجه قرار بگيرد.اگر قوه ی قضائيه و قضات مستقل بوده و احدی بر آنها نفوذ نداشته باشد ، اگر کسی به دليل اظهار بيان ، عقيده ،تشکيل اجتماعات، تشکيل حزب و راه اندازی مطبوعات تحت تعقيب قرار نگيرد، اگر دين و عقيده آزاد باشد ، اگر حجاب و نحوه پوشش آزاد باشد ، اگر در حوزه خصوصی شهروندان دخالت صورت نگيرد، اگر شکنجه سانسور و استراق سمع ،ممنوع باشد،اگر رانت خواری ،دزدی، فساد مالی و اداری، تبعض، فقر ، بيکاری وگرانی ،مبارزه ای جدی ، قانونمند و سيستماتيک صورت بگيرد،اگر رهبر و نهادهای انتسابی فراقانونی نباشند ،اگر انتخابات استصوابی نباشد ، اگر سپاه و ساير نيرو های نظامي- انتظامی در سياست و امور قضائی دخالت نکنند و اگر در حوزه سياست خارجی صرفا منافع ملی و نه منافع ايدئولوژيک و صنفی و باندی در نظر گرفته شود ،تفاوتی نخواهد داشت که شکل حکومت چه باشد و حکومت گران چه کسانی باشند.ما برای اعاده حقوق اساسی ملت مبارزه ميکنيم .
حضرت شاهرودی !!
جرم من بيان اين گونه مسائل است. اگر شما بيان اين مسائل را جرم ميدانيد و معتقد هستيد که برای بيان صريح و شفاف اين مطالب می بايست ۲۲سال محکوميت گرفت.۲سال درسلول انفرادی افتادودرمدت۱۱سال ( از سال ۱۳۷۳ و با انتشار هفته نامه پيام دانشجو )انواع فشار ها و محرو ميت هارا تحمل کرد، من به داوری شما تن خواهم داد .من دعوت به تظاهرات کرده ام ،اما صراحتا و اکيدا بر رعايت قانون و پرهيز از خشونت پا فشاری نموده ام .من به افشای دزدی ، رانت خواری ، رشوه و اختلاس پرداخته ام ،اما به کسی اهانت نکرده ام .من به تشکيل حزب و گروه مبادرت ورزيده ام اما قصدی بجز خدمت و آکاهی رسانی به ملت و تقويت مبانی واقعی امنيت ، رفاه و آزادی ملی نداشته ام.من خواستار پاسخگوئی رهبر و نهادهای انتسابی و نيز معترض به عملکرد رهبر و ساير نهاد های قدرت به نفع آزادی و دمکراسی بوده ام ،اما به هيچ کس اهانت نکرده ام. من از تغيير حکومت دينی به نفع يک حکومت عرفی و دمکرات حمايت کرده ام ،اما در مبارزه از جاده قانون منحرف نشده ام. من بر عليه سرکوب و شکنجه قيام کرده ام ،اما کلامی به گزاف نگفته ام.من فردی صلح طلب ،عدالت جو و دمکراسی خواه هستم.
من حتی به آقای خاتمی و دستگاه دولت به دليل آنچه در بازداشتگاه های وزارت اطلاعات ميگذرد ، همواره اعتراض داشته وبه اين جهت از موضع گيری جناحی پرهيز نموده ام .به همان اندازه که آيت الله خامنه ای بر دستگاه هابی انتسابی مثل سپاه ، نيروی انتظامی ،شورای نگهبان ، قوه ی قضائيه و صدا و سيما ، اشراف داشته و بايد در مقابل عملکرد آنها پاسخگو باشد، آقای خاتمی نيز بايد به اين پرسش جواب بدهد که چرا وزارت اطلاعات هنوز از چشم بند استفاده می کند يا زندانيان را در سلول انفرادی تحت فشار قرار ميدهد.؟
دستگاه قضائی - امنيتي- نظامی ، جمهوری اسلامی بايد به دليل ارتکاب اقدامات غير قانونی ۱۱ سال گذشته در برخورد با من و خانواده ام پاسخگو بوده و خسارت پرداخت کنند.وبدانند دير يا زودزبان به اعتراض گشوده و حق خود را مطالبه خواهم کرد.
آيت الله خامنه ای نمی تواند همچون حاکم مطلقه و غير پاسخگوباقی بماند . سکوت ايشان در برابر اقدامات سپاه ، نيروی انتظامی و برخی قضات و زندانبانان ، به معنای تائيد شکنجه و سرکوب است .سکوت ايشان در برابر وضعيت زندانيان سياسی ، به معنای تائيد عملکرد دستگاه امنيتی – قضائی در نقض حقوق بشر است.سکوت ايشان در مقابل دخالت سپاه در سياست و به ويژه انتخابات دوره نهم رياست جمهوری به معنای تائيد اين اقدات است.مادام که مجلس خبرگان با حضور نمايندگان واقعی ملت ازسياست مداران مستقل ، دانشگاهيان شجاع ، کارگران ، فرهنگيان، پزشکان و پرستاران ، کشاورزان و توليد کنندگان و متخصصان در همه ی زمينه ها و از همه ی اقوام اعم از زن و مرد و بدور از نظارت استصوابی و به دور از انحصار روحانيون تشکيل نشود ، هيچ نهاد مستقلی نخواهد بود که بر کاررهبر نظارت کند. به همين دليل وضع از اين هم بدتر خواهد شد.
حضرت آقای شاهرودی !!
آيا بيان اين مسائل جرم است ؟ آيا در بيان اين مطالب توهينی به کسی روا داشته ام.تمام کسانی که من را از نزديک می شناسند ، حتی زندان بانان ،به خوبی آگاه هستند که من فردی نيستم که بخواهم به ديگران توهين کنم .من اهل منطق هستم. مبارزاتم نيز قانونی ،مسالمت آميزو خيرخواهانه است.اگر مجلس خبرگان مستقل ، کارآمد ، متشکل از نمايندگان همه لايه های اجتماعی ، صنوف و اقوام باشد ، قانون شکنی از بين خواهد رفت. مجلس خبرگان فعلی صنفی است. صرفا دربر گيرنده روحانيون است.حتی يک زن در آن حضور ندارد و به اين لحاظ قانون«آپارتايد جنسيتي»بر آن حاکم است.از بين روحانيون نيز تنها کسانی حق شرکت در اين مجلس را دارند که شورای نگهبان منصوب رهبری تائيد کند. اين مسائل موجب ميشود که خبرگان رهبری از استقلال و صلاحيت کافی برخوردار نباشد . به همين ميزان ، نظارت بر رهبر و نهادی منصوب از سوی رهبر،تضعيف خواهد شد.
خبرگانی که خود را مطيع رهبر بداند ،خبرگان نيست.اين مسائل يعنی پيروی خبرگان از رهبر، مطابق با قوانين مدنی و حقوقی مردود است.يک امر رفاقتی ، صنفی گرايی و پدر سالارانه است.شما که خود اهل علم و حقوق هستيد ،مطابق با حقوق شهروندی و قوانين اجتماعی ،نهاد مسئولی همچون خبرگان رهبری نبايد پيرو رهبر باشد.بلکه رهبر بايد خود را پاسخگو در مقابل آن نهاد بداند.به همين دليل است که نهادهای منصوب از سوی رهبری، مثل سپاه ، نيروی انتظامی و بخشی از قوه ی قضائيه و يا شورای نگهبان ، خود رامافوق قانون می دانند آيا بيان اين مسائل جرم است؟
جمهوری اسلامی به دليل همين قانون شکنی ها ضعيف شد.انقلاب به دليل همين مظالم و مفاسد و شکنجه ها به شکست انجاميد.بنابراين بايد پذيرفت که قانون شکنی، عدم پاسگوئی و خود را برتر از قانون به حساب آوردن ، ريشه همه مفاسد اقتصادی و سياسی است.
حضرت آقای شاهرودي!!
آيا به باور شما منشا مفاسد بزرگ مالی ،حقوقی، اقتصادی، امنيتی و نظامی از ناحيه شهروندانی چون من و امثال من است يا نهادها و افراد قدرت مند با اراده ای فرا قانون؟ آيا شهرام جزايری ها، رفيق دوست ها ، سعيد امای ها و ساير مفاسدين و ظالمين را شهروندان بی پناه پرورش داده اند ، يا حکام قدرتمند؟من به ۲۲ سال زندان و محروميت اجتماعی محکوم شده ،بيش از ۲ سال است از رفتن به مرخصی نيز محروم گرديده ام، ااموالم را دادگاه انقلاب به غارت برده است و امنيت خانوادگی ام سلب شده است، چون حرف زده ام . يعنی همين مظالم را افشا کرده ام. در واقع در اين حکومت که حکومت عدل الهی اش می ناميد !؟جای ظالم و مظلوم عوض شده است.برخی نهادهای قدرتمند حکومت ،شکنجه ، قتل ، تجاوز ، دزدی و سرکوب رانهادينه کرده اند،قوه ی قضائيه تحت رياست شما اما ، افشاگر اين مظالم را محکوم ميکند؟!آيا اين عادلانه است ؟ بنابر اين بپذيريد که ما به اصلاحات شما باور نداشته باشيم.تاوقتی اراده فرا قانون حاکم باشد وضع همين خواهد بود.البته بدين وسيله از اقدامات مثبت شما قدر دانی می کنيم.

ايران – تهران- زندان اوين- بند ۳۵۰
زندانی حشمت الله طبرزدي
دبير کل جبهه دمکراتيک ايران
۲/ مردادماه / ۱۳۸۴
 

شنيده شده؛ گروهي از كارگران موقت يكي از كارخانجات در شهرصنعتي البرز به دليل اعتراض به اخراج دسته‌جمعي، يكي از مديران اين شركت را به شدت ضرب و شتم نموده به نحوي كه وي در حال حاضر در بيمارستان به سر مي‌برد.