موارد مستند نقض فاحش حقوق بشر و آزاديهاي اساسي توسط " حكومت جمهوري اسلامي" در ايران

بيننده گرامي اين بخش در حال باز گذاري ميباشد

براي بازديد از نمايشگاه عكس و فيلم بر روي لوگو زير كليك فرمائيد

04/05/85

تجمع معلمان حق التدريسي مقابل مجلس

خبرگزاري فارس:امروز نيز براي چندمين بار معلمان حق التدريسي در اعتراض به عدم استخدام خود در آموزش و پرورش مقابل مجلس تجمع كردند.

 

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس معلمان حق التدريس تجمع كننده كه نمايندگاني از معلمان التدرس از استانهاي همدان، كرمانشاه، مازندران، تهران و... بودند خواستار احقاق حقوق خود و رفع تبعيض در وزارت آموزش و پرورش شدند.
تجمع‌كنندگان كه تعدادشان به 60 نفر مي‌رسيد شعارهايي همچون «اي مجلس پاسخگو، پاسخ كو» «عدالت استخدام، اجرا بايد گردد» سر مي‌دادند.
اين معلمان همچنين به عدم دريافت حقوق خود معترض بوده و اعلام داشتند كه حقوق فروردين ماه خود را هنوز دريافت نكرده‌اند.
برخي از اين معلمان حق التدريسي داراي ليسانس و فوق ليسانس هستند و تاكيد كردند كه با داشتن سه تا پنج سال سابقه كار در وزارت آموزش و پروش استخدام نشده‌اند، اما معلماني با داشتن مدرك ديپلم و سه سال سابقه كار به استخدام در آمده‌اند.
برخي از اين معلمان اعلام كردند كه شش سال سابقه دارند، معلمان تجمع كننده براي دقايقي خيابان مجاهدين اسلام كه مقابل مجلس واقع شده را مسدود كردند اما نيروي انتظامي از آنها خواست تامحل را ترك كنند كه با توضيحات لازم از سوي نيروي انتظامي معلمان محل را ترك كردند.
امروز همچنين كارگران كارخانجات ريسندگي و بافندگي سيمين‌نو اصفهان براي چهارمين روز متوالي مقابل مجلس تجمع كردند.
اين عده از كارگران نيز نسبت به عدم دريافت حقوق خود مقابل مجلس تجمع كرده و خواستار كمك نمايندگان مجلس در اين زمينه شدند.

 

تهران بزرگ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۱/۲۲‬

داخلي. فرهنگي. آموزش وپرورش.

رييس آموزش و پرورش شهر قدس گفت: حقوق معوقه ويارانه مسكن معلمان اين شهر ‪ ۱۵‬ارديبهشت ماه سالجاري پرداخت مي‌شود.

جمعي از معلمان چهارمدرسه كاردانش پسرانه شهرقدس (قلعه‌حسن خان) روز گذشته با حضور در اداره آموزش و پرورش شهر قدس خواستار دريافت مطالبات ساعات تدريس بالاي ‪ ۶۰‬ساعت خود شدند.

"حسين‌علي مقدم" روز سه‌شنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا مركز استان تهران افزود: اين معلمان از مسوولان مربوطه خواستند تا در خصوص پرداخت ويا عدم پرداخت حقوق عقب افتاده وهمچنين يارانه مسكن تصميم جدي اتخاذ نمايند.

سه هزار و ‪ ۲۰۰‬معلم در شهر قدس از شهرستان‌هاي تابعه سازمان آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران مشغول فعاليت هستند.

به‌گفته‌مقدم، اين افراد در ‪ ۷۴‬واحدآموزشي شهر قدس، كار تدريس ‪ ۵۴‬هزار دانش‌آموز اين منطقه را بر عهده دارند.

رييس آموزش وپرورش شهر قدس افزود: حدود ‪ ۱۲‬درصدازاين معلمان، فعاليت آموزشي بيش از ‪ ۶۰‬ساعت در ماه داشته‌اند كه متاسفانه بخاطر كمبوداعتبارات حقوق معوقه آنان پرداخت نشده است.

مقدم اظهارداشت: وزير و رييس آموزش وپرورش شهرستان‌هاي استان تهران و نماينده شهرستان شهريار درمجلس شوراي اسلامي بااطلاع ازاين موضوع، اقدامات لازم را براي پرداخت اين مطالبات انجام دادند.

وي افزود: با تاييد سازمان مديريت وبرنامه‌ريزي، بخشنامه پرداخت حقوق معوقه معلمان شهرقدس (بيش از ‪ ۶۰‬ساعت حق التدريس ماهانه) به‌سازمان آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران ابلاغ شده است.

مسوول روابط عمومي سازمان‌آموزش وپرورش شهرستان‌هاي استان تهران درگفت و گو باخبرنگار ايرنا مركز استان تهران،دليل اعتراض اين معلمان را پرداخت نشدن دو ماه از حقوق شان اعلام كرد.

"مريم حقيقت گو"اظهار داشت:حقوق معلمان به‌دليل كسري اعتبارات سازمان آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران پرداخت نشده است.

وي گفت: اين درحالي است كه‌طبق اعلام سازمان مديريت وبرنامه‌ريزي استان تهران، ميزان هر ساعت حق‌التدريس پرداختي معلمان از يك صدم به يك هشتادم افزايش پيدا كرده است.

وي افزود: زمان اجراي اين افزايش حقوق در سازمان آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران از اول مهرماه سال ‪ ۱۳۸۴‬بوده كه به غير از حقوق بهمن و اسفندماه، بقيه حقوق معلمان پرداخت شده است.

حقيقت گو ادامه داد: طبق بخش‌نامه سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور تمام نيروهاي رسمي آموزش و پرورش درصورت فعاليت حق التدريسي، بيشتراز ‪۶۰‬ ساعت حق‌التدريس نمي‌توانند دريافت كنند.

وي بااشاره به اينكه در طول يك ماه ممكن است ساعات حق التدريسي برخي از معلمان بيشتر و يا كمتر از ‪ ۶۰‬ساعت باشد، گفت: اين مساله نيز يكي از دلايل اعتراض برخي از معلمان شهر قدس بوده است.

 

image
 
تهران- خبرگزاري كار ايران
جمعي از معلمان و اعضاي تشكل‌‏هاي صنفي معلمان سراسر كشور، صبح امروز با تجمع در مقابل وزارت آموزش و پرورش، نسبت به دستگيري اعضاي كانون صنفي معلمان اعتراض كردند.
به گزارش خبرنگار سرويس اجتماعي ايلنا, اعضاي تشكل‌‏هاي صنفي معلمان سراسر كشور با حضور در مقابل وزارت آموزش و پرورش با برگزاري تحصني آرام، خواستار رسيدگي به پرونده اعضاي اين كانون كه 22 روز قبل توسط مقامات قضايي دستگير شده‌‏اند، شدند.
براساس اين گزارش، محمد خاكساري، نايب رييس كانون صنفي معلمان، با بيان اين مطلب كه تجمع اعضاي كانون صنفي معلمان هر يكشنبه انجام مي‌‏شود، به خبرنگار ايلنا گفت: رايزني‌‏هاي ما در 10 روز گذشته با مسوولان و مقامات قضايي و امنيتي به هيچ نتيجه مشخصي نرسيده , بنابراين ناچار شده‌‏ايم كه از امروز براي آزادي معلمان دستگير شده، دست به تحصن بزنيم.
وي، با تاكيد بر اين كه براساس دستور مقامات قضايي بازداشت‌‏هاي موقت بايد به حداقل برسد، اظهارداشت: ما خواهان آزادي هر چه سريع‌‏تر معلمان دستگير شده, هستيم و در صورت عدم توجه به خواسته ما، اقدامات گسترده‌‏تري انجام خواهيم داد.
اين گزارش حاكي است، معلمان معترض درحالي كه نوشته‌‏هايي مبني بر آزادي معلمان در دست داشتند، اعلام كردند: در صورت عدم رسيدگي به پرونده معلمان دستگير شده هم‌‏زمان با بازگشايي مدارس در كلاس‌‏هاي درسي حاضر نخواهند شد.
به گفته خاكساري, شاكي پرونده اعضاي كانون صنفي معلمان, وزارت اطلاعات و اتهام آنها اقدام عليه امنيت ملي است.
گفتني است، معلمان متحصن اعلام كردند: تاكنون هيچ ملاقات و يا ارتباطي بين اعضاي دستگير شده كانون و خانواده آنها برقرار نشده و زدن برچسب سياسي به اعضاي كانون صنفي معلمان كه تمام تلاش آنها براي احقاق حقوق صنفي معلمان بوده، پذيرفتني نيست.
معلمان معترض، همچنين اعلام كردند: وزارت آموزش و پرورش براي حل اين مشكل و رسيدگي به پرونده معلمان دستگير شده تلاش مي‌‏كند ؛ اما هنوز به هيچ نتيجه مشخصي نرسيده است.
همچنين، به دنبال اين دستگيري‌‏ها معارفي، مسوول كميته بازنشستگان كانون صنفي معلمان، نيز به دادگاه انقلاب احضار شده و صبح فردا بايد در دادگاه حاضر شود.

سازمان معلمان ايران خواستار آزادي اعضاي كانون صنفي معلمان شد


ايلنا: سازمان معلمان ايران طي نامه‌‏هايي به رييس جمهور و رييس قوه قضاييه خواستار آزادي اعضاي كانون صنفي معلمان شد.
به گزارش خبرنگار سرويس اجتماعي ايلنا, در نامه خطاب به رييس جمهور آمده است: مطابق اصل يكصد و سيزدهم قانون اساسي مسووليت اجراي قانون اساسي با شماست و برمبناي سوگندي كه برابر اصل يكصد و بيستم قانون اساسي خورده‌‏ايد, موظفيد كه از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است, حمايت كنيد.
اين نامه مي‌‏افزايد: بيست روز از بازداشت آقايان بهشتي و ذاتي از همكاران و فعالان صنفي، مدني مي‌‏گذرد و موجي از نگراني فرهنگيان سراسر كشور را دربرگرفته است, از شما به عنوان رياست جمهوري اسلامي ايران با توجه به نتايج و پيامدهاي مخرب اين دستگيري ها درخواست داريم, تمام مساعي خود را در اين زمينه به كار ببنديد.
همچنين, در نامه خطاب به رييس قوه قضاييه نيز آمده است: همان‌‏گونه كه آگاهيد، دو تن از همكاران فرهنگي و از فعالان صنفي، مدني (آقايان بهشتي و ذاتي)، بيست روز است به اتهامات مبهم نامعلوم بازداشت شده اند.
با توجه به عدم اطلاع رساني شفاف و اقناع كننده، نسبت به پيامدهاي بلند مدت اين اعمال هشدار داده و تاسف شديد خود را نسبت به اين گونه برخوردها ابراز مي‌‏داريم.
بدين وسيله تقاضا داريم, ضمن بذل توجه و در نظر گرفتن مطالب مطروحه در بخش‌‏نامه حقوق شهروندي دستور فرماييد, هر چه سريع‌‏تر نسبت به بررسي عادلانه اتهاماتي انتسابي در دادگاه صالحه اقدام شايسته مبذول شود.

 

گزارشى از اعتراضات اخير معلمان
تنظيم از: شهلا دانشفر
 

از روز شنبه ٢٧ ديماه بسيارى از معلمان تهران و شهرهاى ديگر ايران بنا به اولتيماتومى قبلى دست به اعتصاب زدند و اعلام کردند که اين اعتصاب تا سه روز ادامه خواهد يافت. در اين سه روز کلاسهاى درس در بسيارى از مدارس تعطيل شد و دانش آموزان از اين اعتصاب به شکلهاى مختلف حمايت کردند. بنا به گزارشها معلمان از جمله خواهان رفع تبعيض، ايجاد تسهيلات براى تامين مسکن و بيمه هاى درمانى و افزايش حقوق هاى خود هستند. معلمان براى رسيدن به خواسهاى خود بارها دست به اعتصاب و راهپيمايى و تجمع زده اند. مسئولين وزارت آموزش و پرورش جمهورى اسلامى هربار وعده عملى کردن خواستهاى معلمان را داده، اما عملا قدمى در اين جهت برنداشته اند. معلمان خواهان رسيدگى فورى به خواستهاى خود هستند. با سپرى شدن سه روز اعتصاب معلمان در روزهاى ٢٧ و ٢٨ و ٢٩ ديماه و با توجه به اينکه تاکنون به خواستهاى آنان پاسخى داده نشده، اين اعتراضات ادامه دارد و هنوز بسيارى از مدارس در اعتصاب بسر ميبرند. معلمان اعلام کرده اند که روز ٢٥ بهمن ماه به مدت يکهفته دست به اعتصابى بزرگ و سراسرى و تحصن در مدارس خواهند زد. گزارش اعتراضات اخير معلمان بشرح زير بود:

تهران: طى سه روز ٢٧، ٢٨، و ٢٩ ديماه در تهران در اکثر مدارس مناطق مختلف از جمله نواحى ٢، ١٠، ١٧، ١١، ٤ معلمان در اعتصاب بودند. در بسيارى از اين مدارس دانش آموزان در پياده روها در بيرون دبيرستان جمع شده بودند و از اعتراض معلمان خود حمايت ميکردند. اعتصاب معلمان در تهران فضاى شهر را تغيير داده بود.

اصفهان: در روزهاى ٢٧ تا ٢٩ ديماه در اصفهان بنا به گزارش خبرگزاريهاى ايران بيش از ٢٦٠ مدرسه تعطيل شدند. در اين شهر دانش آموزان در مدارس بسيارى با دست زدن و شعار معلم معلم حمايتت ميکنيم از مطالبات و اعتراض معلمان پشتيبانى کردند. نيروهاى امنيتى موسوم به ١١٠ براى جلوگيرى از گسترش اعتراض معلمان به خيابانها و پيوستن مردم به آن، وسيعا در خيابانها و ميدانهاى شهر مستقر شده بودند. مردم درحمايت از اعتصاب معلمان چراغهاى ماشينهاى خود را روشن کرده و بوق ميزدند. بر ديوارهاى مدارس شعارهاى آزادى، برابرى نوشته شده بود. طى اين اعتراضات يکى از معلمان دستگير گرديد که هنوز گزارشى از آزاد شدن او دريافت نشده است.

يزد: در روزهاى تعيين شده ٢٧ تا ٢٩ ديماه در يزد نيز معلمان در دهها مدرسه دست به اعتصاب زدند. در ادامه اين اعتصابات و در اعتراض به دستگيرى يکى از معلمان اعتصابى روز ٣٠ ديماه بيش از ٣٠٠٠ نفر از معلمان در مقابل اداره آموزش و پرورش اين شهر تجمع کرده و خواهان آزادى فورى همکار خود شدند و بر خواستهاى خود تاکيد کردند. با ادامه اين اعتراضات معلم زندانى پس از دو ساعت که در بازداشت بود، آزاد گرديد و به ميان همکاران خود بازگشت. پس از اين اعتراضات پليس جمهورى اسلامى شبانه به خانه تعدادى از معلمان رفته و ٧ نفر از آنان را بازداشت کرد. معلمان يزد با مطلع شدن از دستگيرى همکاران خود روز ٧ بهمن ماه براى آزادى کردن آنان دوباره در مقابل اداره آموزش و پرورش شهر يزد تجمع کردند و خواهان آزادى فورى همکاران خود شدند. معلمان شعار ميدادند: تنها راه رهايى، اعتصاب نهايى! معلم شده خسته تبعيض ديگه بسه! با ادامه اعتراضات قبل از ظهر اين روز ٤ نفر از معلمان زندانى آزاد گرديدند. معلمان براى آزاد شدن ٣ معلم ديگر که هنوز در بازداشت بودند، تا ساعت ٧ بعد از ظهر به تجمع اعتراضى خود ادامه دادند و اولتيماتوم دادند که اگر معلمان دستگير شده آزاد نشوند به مبارزاتشان شدت بيشترى خواهند داد. سرانجام فرماندار و استاندار يزد در محل تجمع معلمان حاضر شدند و ناگزير سه معلم بازداشتى ديگر را نيز آزاد کردند. پس از اين حرکت اعتراضى معلمان اعلام داشتند که در صورتيکه به خواستهايشان پاسخى داده نشود روز سه شنبه ١٥ بهمن ماه دوباره به اعتصاب و تحصن در مدارس دست خواهند زد. اعتراضات معلمان در يزد تا هم اکنون انعکاس وسيعى در ميان مردم شهر داشته است.

مياندوآب: در مياندوآب معلمان مدارس را تعطيل کردند و با در دست داشتن فيشهاى حقوقى خود و استناد به حقوقها و دريافتى هاى بسيار پايين معلمان خواهان رفع تبعيض عليه معلمان شدند. فضاى اين شهر به حال ملتهبى در آمده بود. معلمان بر ادامه اعتراضات خود تاکيد داشتند.

شيراز: در ادامه مبارزات معلمان و اولتيماتوم سراسرى آنها براى اعتصاب و پيگيرى خواستهايشان معلمان در شيراز در روزهاى ٤ تا ٦ بهمن ماه در ١٨٨ مدرسه (٥٥ واحد آموزشى شيفت صبح و ١٣٣ واحد آموزشى شيفت بعد از ظهر) دست به اعتصاب زدند. معلمان با صدور اطاعيه اى از دانش آموزان خواستند که در حمايت از آنان به مدرسه نروند. دانش آموزان به اين فراخوان پاسخ مثبت داده و اعتصاب معلمان با حمايت دانش آموزان و خانواده هايشان روبرو شد. معلمان در شيراز اعلام داشتند که اگر به خواستهاى آنان پاسخى داده نشود در اسفند ماه نيز دست به اعتصابات وسيعى خواهند زد.

بنا به گزارشات طى روزهاى ٢٧، ٢٨ و ٢٩ ديماه در بسيارى ديگر از شهرهاى ايران نيز کلاسها تعطيل شد و معلمان بر ادامه حرکات اعتراضى خود و پيگيرى خواستهايشان تاکيد کردند.

اليگودرز لرستان: روز ٧ بهمن ماه معلمان در بسيارى از مدارس در اليگودرز دست به اعتصاب زدند و بر روى خواستهايشان پافشارى کردند. معلمان اعلام داشتند که براى پيگيرى خواستهايشان در روزهاى آتى همانند سال گذشته تجمعى در مقابل فرماندارى اين شهر برگزارخواهند داشت. در دبيرستان امام حسن در شهر اليگودرز با دخالت نيروى انتظامى معلمان به کلاس درس رفتند اما از تدريس خوددارى کردند. در اين مدرسه دانش آموزان به حمايت از معلمان خود برخاسته و دست به اعتراض زدند. اين خبر انعکاس وسيعى در سطح شهر داشت. با بر پا شدن ازدحام در مقابل مدرسه نيروهاى انتظامى از ورود خبرنگاران جلوگيرى کردند. در حال حاضر در اين شهر برخى مدارس تعطيل و تعدادى به حالت نيمه تعطيل در آمده است. دامنه اين اعتراضات هر روز گسترش بيشترى مى يابد و معلمان خود را براى برگزارى اعتراضى سراسرى آماده ميکنند. اعتراض معلمان در اين شهر با استقبال مردم روبرو شد.

معلمان اکنون حدود چهار سال است که خواستهاى خود را مطرح ميکنند اما مقامات جمهورى اسلامى پاسخى به آنها نداده اند. معلمان از اينکه مدام وعده و وعيد شنيده اند اما عملا هيچ گامى در جهت پاسخگويى به خواستهاى آنان برداشته نشده است معترضند و بر گسترش اعتراض و شدت دادن به اعتصاب و اعتراضاتشان تاکيد دارند. خواستهاى معلمان در واقع خواست ميليونها کارگر و مردمى است که از فقر و خفقان و تبعيض و عدم تامينات اجتماعى به تنگ آمده اند. با حمايت از خواستهاى معلمان بايد جمهورى اسلامى را زير فشار قرار داد. با گسترش اعتراض متحدانه همه بخش هاى جامعه، اين حکومت راهى جز گردن گذاشتن به خواستهاى معلمان و ساير اقشار مردم ندارد

 

پيمان نودينيان"،از فعالان فرهنگي – مدني ، سنندج است كه برابر حكم صادره از سوي دادگاه انقلاب اين شهر در ساعات پاياني شب 30خرداد 85 ، در منزلش بازداشت شده است.
گفته مي شود ، بازداشت اين فعال فرهنگي – مدني ، در پيوند با تجمع اعتراض آميز سال گذشته فرهنگيان اين استان در سنندج مي باشد. اين تجمع در اعتراض به نقض حقوق معلمان ،‌ سيستم آموزشي و مشكلات صنفي برگزار شده بود.

11 اردیبهشت 1385

" به نام ایران ، گاهواره ی خرد گرایی نخستین مهد حقوق بشر"

(چرا باید کارگران ایرانی به گناه دادخواهی و فریادی سزاوار برای زنده ماندن ، و حقوق ابتدایی و صنفی تشکل و سندیکای مستقل و درخواست امنیت شغلی که شایسته ی کارگر ایرانی درسده ی بیست ویکم می باشد اینچنین بی مهابا و گستاخانه سرکوب وبازداشت شوند؟)

درود بر رهروان کا وه آهنگر کارگرشریف و سربلندی که پرچم و درفش کاویان را برعلیه بیدادگری ها ونامردمی های ضحاک وضحاکیان زمان برافراشت . درودبر کارگران و دانشجویان و کوشندگان سیاسی و آزادیخواهانی که روزجهانی کارگر را درایران به روز پرشکوه و بی هراس اعتراضات کارگری دگرگون ساختند.

رژیم اسلامی با تمام تمهیدات وترفندها یی که برای هدایت تظاهرات کارگری به سوی سفارت امریکا وبهره برداری تبلیغاتی با مرکزیت شعارانرژی هسته ای حق مسلم ماست ، طراحی نموده بود در تار و پود تله ا ی که برای انحراف مبارزات راستین گسترده بود خود به سختی گرفتارآ مد، هرچند پژواک روز جهانی کارگردر ایران در رسانه های گوناگون تفسیرها و تصاویر متفاوتی را درپی داشت. نمونه ی نخست صدای امریکا : دربرنامه ی خبرها ونظرها تصاویر تظاهرات حکومتی به نمایش گذاشته شد که درگزارشی افرادی منتسب به کارگربا تاکید برخواست ملی دانش انرژی هسته ای همراهی خود را با بلندپروازی های اتمی رژیم اعلام نمودند.

اما آیا این گزارش دربردارنده ی آن روی سکه ی دروغ که راستی نام دارد نیزمی با شد؟ خیر و تصاویر کارگرانی با پلاکاردهایی که برآن نوشته شده بود: (بابا آب نداد ، بابا کیف وکفش نداد) در این گزارش پخش شده ا ز صدای امریکاهیچگونه انعکاسی نیافت .

ازسوی دیگر سایتهای مبارزخبری عکسهای مستند و زنده ای را ازتظاهرات اعتراضی کارگران درروزجهانی کارگر منتشرساختند که بازگوکننده ی رنجها ودردهای همراه با خشم وخروش انسانها یی است که می خواهند از حقوق بایسته شان برخوردا رگردند. واین عکسها همبستگی ، تشکل ، ارا ده وهدفمندی آگاهانه ی کارگران را به همراهی وپشتیبانی گروه کثیری از دانشجویان وفعالین سیا سی ومدنی نمایان می سازد.

امروز در سراسر جهان روز جهانی کارگر با آرامش ومسالمت آمیز برگزار گردید اما در ایران ما همچنان به روال سالیان گذشته این روزبا تنگ اندیشی وخودکامگی بیمارگونه ی حکومت اسلامی با سرکوب بی آزرم نیروهای حکومتی به خشونت گرایید ونزدیک به چهل تن بازداشت شدند.

در چندین نقطه از تهران و کردستان سنندج و سقز و برخی دیگر از شهرهای ایران نیزدر این روز تظاهرات روزجهانی کارگر برگزار شد. تهران دربرابرسازمان تامین اجتماعی ، در برابر اداره مرکزی اتوبوسرانی ، و تالار فجر. تظاهرات درخیابان طالقانی که بنا بود با سازماندهی حکومتی به گونه ای فرما یشی برگزارشود با غریو فریادهای فلسطینو رها کن فکری به حال ما کن شکل اعتراضی و خشمگینانه به خود گرفت . کارگران مانع از سخنرانی علیرضا محجوب سخنران تشکیلات حکومتی خانه کارگرشدند و با هوکشیدن او را ازمیدان بدر کردند.

کارگران اخراج شده ی شرکت وا حد نیزهمراه با همه ی شرکت کنندگان با فریاد هایشان بارها خواستارآزادی منصور اسانلو و بازگشت مجددشان به کار وتشکیل سندیکا ی مستقل شدند. شعارهای مطرح شده ی امروز افقهای روشنی را در برابر دیدگان ما می گشاید. سندیکای مستقل حق مسلم ماست ، دانشجو کارگر پیوندتان مبارک ، اعتصاب حق مسلم ماست – منصور اسانلو آزاد باید گردد – وزیر بی لیاقت استعفا استعفا- تشکل تشکل – مسئولان بی ایمان، چه شد خون شهیدان – بابا آب نداد ، بابا کیف وکفش نداد . هریک از این شعارها هوشمندانه وبا شناخت و آگاهی کارگران ازحقوق مدنی و انسانی شان طرح شده است.

امروزکارگران و آزادیخواهان در ایران نشان دادند خون تازه و جوشانی درشریانهای مبارزات اجتماعی وسیا سی جاری شده است. امروز کارگر و دانشجو و مبارز یکصدا شدند و فردا روز دیگری است و هر روزمی تواند روزی درخشان باشد و رستاخیزی از خیزش وآگاهی. به همین دلیل هرگونه گردهمایی در روز معلم لغو می شود. روز معلم که حکومت اسلامی از وحشت و بیم مرگبار همبستگی و یکپارچگی آموزگاران و کارگران و مبارزان آزادیخواه این روز را به بهانه ی پوشالی سالمرگ مرتضی مطهری به روز دیگری موکول کرده و از صدور مجوزبرای برگزاری گردهمایی آموزگاران به مناسبت روز معلم خودداری نموده است.

نهادهای فعال حقوق بشر، کارگری ، آزادیخواهی وکوشندگان مدنی واجتماعی در درون ایران همگی خواستارآزادی یکایک بازداشت شدگان روزجهانی کارگر درتهران وکردستان می باشند ، همچنین خواستار آزادی منصور اسانلو کارگرآزا ده ای هستیم که به ا تهام دفاع ازحقوق انسانی خویش و پشتیبانی برحق از حقوق پایمال گشته ی همکارانش از دی ماه گذشته درزندان به سر می برد. نهادهای مدافع حقوق بشر درایران خواستار توقف همیشگی اعدامهای خودسرانه ولغو اعدام ولی الله فیض مهدوی که زمان اعدام او را 26 اردی بهشت تعیین نموده اند می باشند. محاکمه ی ولی الله فیض مهدوی در دادگاه انقلاب ، پشت درهای بسته ، بدون حضور وکیل مدا فع انجام یافته است وچنین دادگاهی از جایگاه حقوقی شایسته ای درآیین دادرسی برخوردار نبوده وهمچنان دادگاه انقلاب در پیوند با حکومت بوده وازاستقلال قوه قضاییه در ایران هیچ خبری نیست.

نامهای گروهی ازبازداشت شدگان کارگری در تهران : حسن دهقان - محمود هژبری – غلامرضا غلامحسینی – ابراهیم مددی نایب رییس سندیکای شرکت وا حد – فاضلی – غلامرضا میرزایی – عباس نژند کودکی – کیوان رفیعی فعال سیا سی وپنج دا نشجویعقوب سلیمی که تاکنون چندین باربازداشت شده است – وکوهیارگودرزی دانشجووافراددیگری که هنوز نامهایشان مشخص نشده است.

درکردستان سه عضو کمیته برگزاری مراسم روز کارگر به نامهای شیخ امانی که از فعالین کارگری کوشا ومورد احترام کارگران کرد است و محمد جاوید وزائد جاوید بازداشت شدند ودیگر فعالین کارگری نیز مورد تهدید شدید نیروهای امنیتی قرار گرفتند.

برهان غسالی و سامان رسول پور نیز ازاعضای سازمان حقوق بشر کردستان هستند که به اتهام دفاع از حقوق ا نسانها درزندان به سر می برند. سامان رسول پوربه دلیل اعتصاب غذای متوالی در اعتراض به حکم ناعادلانه ی تبعید به اردبیل ودو سال زندان دروضعیت نگران کننده ای است.همه به کارزار جهانی آزادی زندانیان سیا سی ، وتوقف اعدام در ایران بپیوندیم.

چه سخنی می توان با زمامداران وکارگزاران حکومتی داشت که کارگران ، پرستاران ، آموزگاران ، دانشجویان ، پیروان ادیان دیگر، خبرنگاران ، نویسندگان ، اندیشمندان ، کوشندگان مدنی ، وبلاگ نویسها ، روستاییان ، بلوچها وکردها واهوازی ها ودیگرتیره های ایرانی ودیگر بخشها وطیفهای جامعه ی ایران را به سبب طرح اسا سی ترین خواستها ومطالباتشان با دهها اتومبیل وگارد ونیروهای ضد شورش به دشمن خویانه ترین شیوه هاسرکوب وروانه ی زندا نها می سازد. سخن روشن وآشکاروبی پرده را با حکومتگران بیگانه با دردهای ملت ایران ، امروز کارگران ایرانی با شهامت ودلاورانه به همراهی نیروهای پشتیبان دانشجویان ومبارزین گمنام وسربازان آزادی برروی دایره ریختند .

بی گمان فردا روز دیگری است . دیگر همه ی ایرانیان به نیکی دریافته انداین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود. بی تردید روزی نه چندان دور فرا خواهد رسید که نهرهاوجویبارها ی آرام و روان به رودها ،و رودها به رودخانه ها ورودخانه ها به آ بشار های خروشانی از جنس ا مواج کوبنده وتوفنده می پیوند ند که تجسم وتبلوراراده ی بیدارشدگان خواهد بود وبه یقین امواج اراده ی ملی صخره های ستبر وسنگین بیدادگری ودروغ واستبداد را درهم خواهد شکست.

ضمن گرامیداشت روز آموزگار 12 ا ردی بهشت ، وشادباش این روزبه آ موزگاران ایران پیشنهاد می کنیم درصورت عدم برپایی همایش آ موزگاران ولغومجوزا زسوی حکومت ، روز25اردی بهشت راکه روزگرامیداشت بزرگ آموزگارایران زمین فردوسی انوشه روان است به روزی پرشکوه برای بیان خواستها وهمبستگی با کارگران وآزادیخواهان واعتراض به حکم اعدام ولی الله فیض مهدوی وتوقف اعدام های خود سرانه وناعادلانه تبدیل نماییم.

 

تظاهرات روز معلم: مصاحبه با عضو شورای مرکزی کانون صنفی معلمان در باره تغیر لایحه هماهنگ سازی
روز سه شنبه به مناسبت روز معلم تظاهراتی در میدان فلسطین تهران برپا شد که بدون درگیری با نیروی انتظامی خاتمه یافت. در این تظاهرات معلمان از جمله شعار دادند که «معیشت و منزلت حق مسلم ماست.» محمدعلی شیرازی، عضو شورای مرکزی کانون صنفی معلمان ایران، در مصاحبه با رادیوفردا می گوید شورای صنفی از طریق تماس با مقامات دولت و مجلس خواسته های معلمان را پیگیری می کند. وی اظهار امیدواری می کند که لایحه هماهنگ سازی دستمزدهای که پاسخی به خواسته های معلمان و پرستاران است با تغییراتی که آن را به گفته وی عادلانه تر می سازد در سال جاری در مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد و از سال 1386 به مورد اجرا در بیاید.
امير مصدق کاتوزيان [ audio ] (rm) صدا | (wma) صدا [ 4:22 mins ]

 

روز سه‌شنبه از یازده صبح در میدان فلسطین تهران شاهد گردهمائی معلمانی بود که به مناسبت روز معلم تظاهراتی برای درخواست احقاق حقوق خود برپا کرده بودند. از جمله شعارهای آنها، یکی این بود که «معیشت، منزلت، حق مسلم ماست» و دیگر اینکه «وعده وعید نمی‌خواهیم. عمل به وعده می‌خواهیم.» این گردهمائی بدون حادثه یا درگیری در ساعت 13:30 بعد از ظهر پایان یافت. محمدعلی شیرازی، عضو شورای مرکزی کانون صنفی معلمان ایران، در مصاحبه با رادیوفردا در باره کیفیت فعالیت‌های کانون‌‌های صنفی و گردهمائی‌های معلمان در سال‌های گذشته توضیح می‌دهد.

امیرمصدق کاتوزیان (رادیوفردا): از سال 1381 به بعد در شش نوبت معلمان به دعوت نهادهای متعدد صنفی در برابر مجلس گردهمائی‌های اعتراضی داشتند و بعضی از آنها چند روز طول کشید و در برخی موارد نیروی انتظامی به این گردهمائی‌ها برخورد جدی کردند. تاثیر این برخوردها بر کیفیت سازماندهی معلمان چه بوده؟

محمدعلی شیرازی: بله، کانون‌های صنفی فرهنگیان که صرفا مسائل صنفی و معیشتی و اجتماعی معلمان را پیگیری می‌کنند، در خواسته‌های به حق خود مصر بودند، با توجه به یک سری پرونده‌سازی‌هائی که برای آنها انجام گرفت و بازداشت‌هائی که صورت گرفت، این عزیزان از حق خود دست نکشیدند و پایدار بودند و هستند و ما معتقد هستیم دین ما اجازه می‌دهد که چیزی که حق بنده است بیان کنند و پیگیری کنند و آن را بخواهند. بنابراین ما در چارچوب کانون‌های صنفی فرهنگیان به همین اسم فعالیت می‌کنیم و شورای هماهنگی داریم که هر سال دوبار، ششماه یکبار، جلسات کشوری خواهیم داشت و داریم و تصمیماتی گرفته می‌شود و پیگیری می‌شود و تماس‌های مکرری با مسئولین ذیربط مثل آموزش و پرورش و مثل مجلس و سازمان مدیریت انجام می‌گیرد و در خواست‌های ملاقات با مقامات رده بالاتر مثل ریاست جمهوری اسلامی پیگیری می‌شود که سعی می‌کنیم ملاقات‌هائی داشته باشیم و خواسته‌های خود را از مراجع قانونی پیگیر باشیم که انشاءالله بتوانیم به آنها دسترسی پیدا کنیم.

ا.م.ک.: بر روی کار آمدن دولت جدید اصولگرا با توجه به اینکه شعارهای محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی مبنی بر بهبود وضعیت معشیت شهروندان بوده، چه تاثیر ملموسی بر حقوق و مزایای معلمان داشته است.

محمد علی شیرازی: تنها چیزی که ما مشاهده کردیم لایحه نظام هماهنگ (دستمزدها) بوده که ما مکررا به سازمان مدیریت و به مجلس شورای اسلامی تذکر دادیم که موجب شده که لایحه نظام هماهنگ که به شکل غیرعادلانه توسط سازمان مدیریت قبلی تنظیم شده بود، آن را کلیاتش را مجلس بپذیرید ولی محتویات آن را حذف کند وروی محتویات آن به شکل مناسب، آنچه که دوستان ما در مجلس عنوان می‌کنند که ما نگاه ویژه به وضعیت معلمان و پرستاران در این لایحه نظام هماهنگ جدید دیدیم و امیدواریم بتوانیم آن را تا اوائل سال 1386 به اجرا بگذاریم یعنی تا اواخر شهریور به مجلس بیاید و تا مهرماه یا آبان تصویب بشود و با توجه به اینکه بودجه آن و اعتبارات آن دیده نشده به احتمال قوی بتوانند آن را در سال 1386 اجرا کنند. یعنی چیز ملموس دیگری ما در این وضعیت مشاهده نکردیم که خیلی چشمگیر باشد، به خصوص در بودجه 1385 که ما گزارش دقیقی از نهاد مجلس گرفتیم متاسفانه چیزی دیده نشده. مثلا 798 هزار میلیارد تومان بودجه سال 1385، معادل 140 هزار میلیارد تومان آن اختصاص پیدا کرده به شرکت‌های دولتی و حدود 60 و خورده‌ای هزار میلیارد آن به بقیه دستگاه‌ها که باید اعتبارات آنها تامین بشود که از این مبلغ فقط شش هزار و 100 میلیارد تومان آن به آموزش و پرورش اختصاص داده شده و ما آنجور که باید و شاید حرکت چشمگیری را که بتواند خواسته‌های معلمان را پوشش بدهد متاسفانه مشاهده نکردیم.

 

جمعي از معلمان سراسر كشور بار ديگر در اعتراض به محقق نشدن مطالبات صنفي خود تحصن كرده و اعلام كردند كه از روز ۲۷ تا ۲۹ دي ماه به رغم حضور در مدرسه، از رفتن به كلاس هاي درس خودداري خواهند كرد.

در حالي كه طي آخرين تحصن معلمان در ۱۷ آبان ماه سال جاري در مقابل سازمان مديريت و برنامه ريزي وعده هايي در باب تحقق خواسته هاي صنفي از سوي مسئولان سازمان به معلمان داده شده و به خصوص در همان زمان مسئولان سازمان، اعتراض معلمان را در باب تبعيض در پرداخت كاركنان دولت با وعده تدوين نظام ويژه پرداخت حقوق كاركنان آموزشي تا ۱۵ آبان ماه و ارائه آن به هيأت دولت وادار به سكوت كردند. اما با نامه معترضه ۱۹۵ نماينده مجلس طي هفته گذشته اين واقعيت فاش شد كه سازمان هنوز به مهمترين قول خود عمل نكرده و اين نظام ويژه هنوز به هيأت دولت ارائه نشده است. تصميم به تحصن سه روزه معلمان در نشست ۲۰ آذر ماه تشكل هاي صنفي معلمان كشور در تهران اتخاذ شد.

به گفته محمود بهشتي لنگرودي دبيركل كانون صنفي معلمان ايران در اين نشست قطعنامه اي در سه بند صادر شد كه بند اول آن معطوف به اخذ مجوز تجمع يا راهپيمايي از استانداري تهران و وزارت كشور بوده و در بند دوم تصريح شده كه در صورت صادر نشدن چنين مجوزي و مخالفت با تجمع يا راهپيمايي معلمان، همكاران فرهنگي از پذيرفتن امور اجرايي انتخابات خودداري كنند و بند سوم قطعنامه در حالي كه احتمال صادر نشدن مجوز براي هرگونه حركت معترضه را تشديد مي كرد، فرهنگيان سراسر كشور را دعوت به تحصن در مدارس كرده و مقرر شد كه طي روزهاي ۲۷ تا ۲۹ دي ماه در اعتراض به محقق نشدن خواسته هاي صنفي، كار تدريس در مدارس سطح كشور متوقف شده، ضمن آنكه معلمان در مدارس هم حضور داشته باشند. اين قطعنامه توسط ۱۶ تشكل صنفي عضو شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان امضا شد و روز گذشته معلمان مدارس كشور در اعتراض آرام، اما گسترده براي سومين بار در سال جاري، خواستار تحقق وعده هايي شدند كه از چند سال گذشته ناديده گرفته شده است.

اما نخستين روز از تحصن فرهنگيان در حالي گذشت كه وزير آموزش و پرورش و رؤساي سازمان هاي آموزش و پرورش كشور به منظور حضور در گرد همايي رؤساي سازمان هاي آموزش و پرورش كشور به شهر زلزله زده بم عزيمت كرده اند. از سوي ديگر، شهاب الدين غندالي، معاون پشتيباني وزير آموزش و پرورش با هدف كاستن از شدت انعكاس خبر تحصن معلمان در پاسخي شتاب زده به ايسنا گفت: پس از پيگيري هاي مجلس شوراي اسلامي براي پرداخت مطالبات معوقه فرهنگيان، مصوبه اي به دولت ابلاغ شد كه براساس آن طي ماه هاي اخير، تمام فرم هاي پيوست، نرخ مبالغ و مطالبات فرهنگيان توسط سازمان هاي آموزش و پرورش سراسر كشور به صورت مستقل در اختيار سازمان مديريت و برنامه ريزي استان ها قرار گرفته است. وي كليه مطالبات معوقه فرهنگيان را حدود ۴ هزار ميليارد ريال اعلام كرد و گفت: اين مبلغ در صورت عملكرد به موقع سازمان مديريت و برنامه ريزي، هفته آينده به حساب آموزش و پرورش واريز و طبق وعده قبلي تا پايان دي ماه به فرهنگيان پرداخت مي شود و در غير اين صورت پرداخت اين مطالبات چند ماه ديگر به طول مي انجامد.

لازم به ذكر است كه در صورت عملكرد به موقع سازمان، مطالبات معلمان تا پايان سال ۸۱ تسويه شده و اين پرداخت طلب هاي سال ۸۲ فرهنگيان را شامل نمي شود. به گفته بهشتي، براساس مصوبه مجلس، از آنجا كه قرار بود اين مطالبات از منبع ذخيره ارزي دولت تأمين شود، اكنون منابع ارزي آماده شده و مراحل تبديل دلار به ريال را از سرمي گذراند. وي در پاسخ به اين سئوال «شرق» كه ممكن است تحصن سه روزه معلمان خللي در آخرين مرحله پرداخت معوقه هاي فرهنگيان ايجاد كند، گفت: «بعيد مي دانم. زيرا پرداخت معوقه ها از سوي دولت، سازمان مديريت و برنامه ريزي و وزارت آموزش و پرورش هماهنگ شده ضمن آنكه اين معوقه ها، ديون پرداخت نشده اي است كه در نتيجه نمي تواند منتي بر سر معلمان باشد. به همين دليل بعيد مي دانم كه تحت تأثير حركت معترضه معلمان قرار گرفته و به تأخير بيفتد. در اين صورت عوارض نامطلوبي براي مجموعه دولت خواهد داشت.»

وي معتقد است: «اين حركت هاي معترضه مي تواند فضاي جامعه و نگاه مسئولان را نسبت به واقعيت هاي موجود در جامعه فرهنگي روشن كند و از اين جهت مي توانيم اين حركت هاي معترضه را مثبت تلقي كنيم.»

اما همزماني تحصن از پيش طراحي شده معلمان سراسر شهر در مدارس با تحصن غيرقابل پيش بيني نمايندگان رد صلاحيت شده در مجلس شوراي اسلامي مي تواند يك ويژگي مثبت مضاف هم داشته باشد و اينكه دولت براي كاستن از تنش موجود در سطح جامعه و اذهان عمومي به خصوص كه هر بار از بابت تحصن و اعتراض معلمان اين نگراني وجود داشته كه اعتراض علني آنان به عاملي براي خدشه دار كردن امنيت ملي كشور تعبير شده است، سريعاً اقدام كند. بهشتي مي گويد: «تحصن نمايندگان مجلس هم جهت احقاق حقوقي براي كل جامعه است و ما به هيچ وجه نمي خواهيم حركت معترضه ما در تقابل با حركت به سمت احقاق مطالبات جامعه تلقي شود.

تحصن معلمان هم يك حركت اصلاح طلبانه است و در حالي كه بخشي از مطالبات فرهنگيان حقوقي بوده بخشي عمده اي از اين مطالبات با خواست ساير اقشار جامعه گره خورده است و اين حركت براي معلمان، تمرين دموكراسي است.

فرهنگيان ضمن آنكه خود را همراه و همپاي ساير اقشار جامعه در دستيابي به مطالبات اجتماعي مي دانند، تمايلي ندارند كه براي دستيابي به مطالبات صنفي، اعتراضات اصلاح طلبانه اقشار ديگر را تحت تأثير قرارداده يا از آنها متأثر شوند.»
اعتصاب معلمان در اعتراض به پائين بودن حقوق در ايران

09/03/2004
 
 

 

در ايران، اعتصاب معلمان بر دهها مدرسه در تهران و ديگر مناطق کشور تاثير گذاشته است. معلمان و اعضای پارلمان می گويند اعتصاب روز شنبه آغاز شد و از طريق نقل دهان به دهان گسترش يافته است.

به گفته آنها معلمان در اعتراض به پائين بودن حقوق دست به اعتصاب زده اند. در مورد تعداد معلمان يا شمار مدارسی که اعتصاب بر آنها اثر گذاشته، رسما گزارشی منتشر نشده است.

اما خبرگزاری فرانسه به نقل از يک سخنگوی جامعه معلمان می گويد بيش از ٢٠٠ هزار نفر به اعتصاب پيوسته اند و گزارش خبرگزاری رويتر حاکی است که ده ها مدرسه تعطيل شده اند.

 

 

اعتراضات معلمان ادامه دارد
بیش از دو هفته است که مبارزات معلمان در اعتراض به عدم برخورداری از حق استخدام و پائین بودن دریافتی هایشان ادامه دارد. بر اساس آخرین اخبار رسیده روز چهارشنبه ٢٥ آبان ماه دهها نفر از معلمان در برابر مجلس اسلامی تجمع اعتراضی بر پا داشتند. معلمان معترض خواهان استخدام در آموزش و پرورش و لغو آزمون استخدام معلمان در روز چهارم آذر ماه می باشند.معترضین که اکثرشان معلمین زن بودند می گویند که بعد از چها تا پنج سال سابقه کار در تدریس و آموزش و پرورش دیگر نیازی به شرکت شان در این آزمونها نیست.معلمین معتقدند که برگزاری این آزمون و کسب نمره قبولی جهت استخدامشان در آموزش و پرورش نوعی تبعیض می باشد. روز اول آذر نيز جمعي از معلمان حق التدريس استان قزيون در مقابل مجلس اسلامي تجمع كردند.. تجمع كنندگان كه حدود پنجاه نفر و اكثرا معلمان زن آموزش و پرورش هستند، همچون سال‌هاى گذشته از اول مهر امسال با ابلاغ رسمى از وزارت آموزش و پرورش در سر كلاس‌هاى درس حاضر شدند اما اكنون اين وزارتخانه كلاس‌هاى درس آنها را حذف كرده است و آنها از محل كار خود اخراج شدند.
اين عده از معلمان هم‌چنين نسبت به گرفتن تعهدنامه از معلمان مبنى بر عدم اعتراض در صورت اخراج از آموزش و پرورش اعتراض داشتند.
در ١٥ آبان نيز معلمان حق التدريس از شهرهاي رباط كريم، كرمانشاه و تهران در مقابل مجلس تجمع داشتند. مجلس اسلامي به محل تجمع دايمي معلمان حق التدريس تبديل شده است. بنا به گزارشات حدود ٨٠ هزار معلمان بصورت حق التدريس كار ميكنند. اين معلمان با همان ساعات كاري و فشار كار معلمان سالهاست كه به كار اشتغال دارند، اما خطر اخراج هر روزه آنها را تهديد ميكند و با حداقل حقوق و بدون هيج حق و حقوقي به كار اشتغال دارند. معلمان حق التدريسي خواهان استخدام رسمي خود به كار هستند.

معلمان‌ در جاده‌ دموكراسي‌ كنشها و واكنشهاي‌ يك‌ اعتراض‌

 ما حتي‌ با نخستين‌ ابزارهاي‌ جامعه‌ مدني‌ كه‌ همان‌ گروه‌هاي‌ واسط‌ دولت‌ و مردم‌ يعني‌ نهادهاي‌ صنفي‌ هستند و با كاركرد اين‌ ابزارها هنوز آشنا نيستيم‌. به‌ هر روي‌ راهبندان‌ جاده‌ دموكراسي‌ به‌ سود هيچكس‌ نخواهد بود. اميد داريم‌ كه‌ معلمان‌ نيز كه‌ با انساني‌ترين‌ نيات‌ قدم‌ در جاده‌ دموكراسي‌ گذارده‌اند با انساني‌ترين‌ پاسخ‌ها روبرو شوند.

 

 

 گروه‌ ويژه‌،: روزنامه اعتماد

 حميدرضا خالدي‌

 هرچند هنوز هم‌ كم‌ نيستند دبيراني‌ كه‌ معتقدند بايد اين‌ حركت‌ ادامه‌ مي‌يافت‌ يا حتي‌ دسته‌يي‌ ديگر كه‌ اعلام‌ كرده‌ بودند همچنان‌ به‌ اعتراض‌ خود ادامه‌ خواهند داد. اعتراض‌ معلمان‌ ايراني‌، گرچه‌ وجهه‌يي‌ كاملاص صنفي‌ داشت‌، اما شرايط‌ و موقعيت‌ حساس‌ ايران‌ در جهان‌، در حالي‌ كه‌ دنيا از يك‌ سو همچنان‌ در انتظار شنيدن‌ پاسخ‌ نهايي‌ مجامع‌ ذيربط‌ بين‌المللي‌ در خصوص‌ وضعيت‌ هسته‌يي‌ ايران‌ است‌ و از سويي‌ ديگر فشارهاي‌ برخي‌ كشورها و مجامع‌ به‌ بهانه‌ نقص‌ حقوق‌ بشر در ايران‌، باعث‌ شده‌ بود تا گستره‌ وسيع‌ اعتراضها را دوباره‌ در راس‌ تيترهاي‌ خبري‌ رسانه‌ها و خبرگزاري‌هاي‌ جهان‌ قرار دهد و اين‌ امر موجب‌ شد تا يك‌ حركت‌ صنفي‌، چهره‌يي‌ سياسي‌ نيز به‌ خود بگيرد. شايد به‌ همين‌ دليل‌ هم‌ بود كه‌ معلمان‌ ترجيح‌ دادند پس‌ از يك‌ هفته‌، به‌ اين‌ حركت‌ صنفي‌ خاتمه‌ دهند و تنها به‌ وعده‌ و وعيدهايي‌ كه‌ از سوي‌ مسوولان‌ وزارتخانه‌ها، مديران‌ آموزش‌ و پرورش‌ و نمايندگان‌ مجلس‌ داده‌ مي‌شد، دلخوش‌ كنند! هرچند بسياري‌ از معلمان‌ و مسوولان‌ معتقدند در صورت‌ تحقق‌ نيافتن‌ اين‌ وعده‌ و وعيدها، اعتراضها همچنان‌ ادامه‌ خواهد داشت‌!

 

آتش‌ زير خاكستر

 

بدون‌ شك‌ تحصن‌ و اعتراض‌ جمعي‌ از دبيران‌ حق‌التدريسي‌ تهراني‌ و شهرستاني‌ در مقابل‌ مجلس‌ در سال‌ گذشته‌ را بايد نقطه‌ شروع‌ حركتي‌ دانست‌ كه‌ حدود يك‌ سال‌ بعد،به‌ اعتراض‌ معلمان‌ يزدي‌ و بعد در آخرين‌ ماه‌ سال‌ گذشته‌ به‌ اعتراض‌ دسته‌جمعي‌ دبيران‌ نقاط‌ مختلف‌ كشور منتهي‌ شد. هرچند خواستهاي‌ اين‌ دو جريان‌ اعتراض‌آميز، كاملاص با يكديگر متفاوت‌ بودأ معلمان‌ معترض‌ در مقابل‌ مجلس‌، در سال‌ گذشته‌ خواهان‌ دريافت‌ مطالبات‌ معوقه‌ يا رسمي‌شدن‌ خود بودند و معلمان‌ معترض‌ امسال‌،خواهان‌ برقراري‌ نظام‌ هماهنگ‌ «حقوقي‌» در بين‌ كاركنان‌ دولت‌. شايد به‌ همين‌ دليل‌ بود كه‌ بسياري‌ از مسوولان‌ و وزرايي‌ كه‌ در طول‌ هفته‌هاي‌ گذشته‌، جلوي‌ دوربين‌هاي‌ سيما قرار گرفتند، همچنان‌ دليل‌ تحصن‌ و اعتصاب‌ معلمان‌ كشور را مطالبه‌ حقوق‌ معوقه‌ ايشان‌ عنوان‌ مي‌كردند!!

هرچند اخبار منتشرشده‌ از سوي‌ اين‌ رسانه‌ و مصاحبه‌ها و گزارشهاي‌ پخش‌ شده‌ از آن‌ آنچنان‌ محتاطانه‌ و عجولانه‌ بود كه‌ نه‌ تنها منعكس‌ كننده‌ وسعت‌ اين‌ موج‌ نبود، بلكه‌ تلاش‌ مي‌كرد تا اين‌ تحصنها را به‌ نوعي‌ ادامه‌ همان‌ اعتصابهايي‌ بداند كه‌ در سال‌ گذشته‌ براي‌ پرداخت‌ حقوق‌ معوقه‌ دبيران‌ انجام‌ گرفته‌ بود.

اعتصابي‌ كه‌ از روز 16 اسفندماه‌ سال‌ 82 از سوي‌ تعدادي‌ از مدارس‌ آغاز شد در كمتر از 48 ساعت‌ چنان‌ گسترده‌ شد كه‌ تمامي‌ مسوولان‌ و مديران‌ كشور را به‌ تكاپو وادار كرد. معلمان‌ اين‌بار به‌ شيوه‌يي‌ ابتكاري‌ روي‌ آوردند. در اين‌ دوره‌ از اعتصابها، هيچ‌ مدرسه‌يي‌ تعطيل‌ نشد، بلكه‌ معلمان‌ و دانش‌آموزان‌ مانند هر روز در مدارس‌ و سر كلاسهاي‌ درس‌ حاضر مي‌شدند، با يك‌ تفاوت‌! در طول‌ مدت‌ يك‌ هفته‌يي‌ اعتصاب‌، دبيران‌ يا در دفتر مدارس‌ مي‌ماندند و دانش‌آموزان‌ در حياط‌ مدارس‌ وقت‌ مي‌گذراندند )و پس‌ از يك‌ ساعت‌ تعطيل‌ مي‌شدند و به‌ خانه‌هاي‌ خود باز مي‌گشتند( يا سر كلاسها حاضر مي‌شدند اما هيچ‌ درسي‌ داده‌ نمي‌شد!

نخستين‌ جرقه‌ اعتصاب‌ معلمان‌ در سال‌ جديد، در 13 ارديبهشت‌ ماه‌ و پس‌ از آن‌، 13 مهرماه‌ زده‌ شد. زماني‌ كه‌ تعدادي‌ از دبيران‌ و نمايندگان‌ كانون‌ صنفي‌ معلمان‌ ايران‌، با تجمع‌ در مقابل‌ آموزش‌ و پرورش‌ و مجلس‌ ضمن‌ درخواست‌ افزايش‌ حقوق‌ و مزايا، خواهان‌ اجراي‌ قانوني‌، نظام‌ هماهنگ‌ حقوق‌ كاركنان‌ دولت‌ كه‌ 65 سال‌ پيش‌ در مجلس‌ به‌ تصويب‌ رسيده‌ بود، شدند. بنابر آمار منتشر شده‌ در دومين‌ تحصن‌، بيش‌ از دو هزار فرهنگي‌ شركت‌ داشته‌اند. اما اين‌ غائله‌ تنها محدود به‌ مركز نمي‌شد. معلمان‌ در شهرهاي‌ ديگر نيز در تاييد حركت‌ همكاران‌ خود در پايتخت‌، اقدام‌ به‌ برپايي‌ تحصنها و اعتصابهايي‌ كردند كه‌ از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ به‌ اعتراض‌ دبيران‌ در همدان‌، اصفهان‌، يزد، اردبيل‌، كرمانشاه‌ و بسياري‌ ديگر از شهرها اشاره‌ كرد. اين‌ اعتراضها كه‌ به‌ لحاظ‌ پوشش‌ خبري‌ مسكوت‌ مانده‌ بود، چندان‌ هم‌ آرام‌ نبود.

به‌ دنبال‌ گسترش‌ اين‌ اعتراضها، خاتمي‌، به‌ عنوان‌ رييس‌ هيات‌ دولت‌ و فردي‌ كه‌ خود را همواره‌ حامي‌ فرهنگيان‌، دانش‌آموزان‌ و دانشجويان‌ معرفي‌ كرده‌ بود، در اطلاعيه‌يي‌ قول‌ داد تا 15 آبان‌ماه‌، خواستهاي‌ متحصنان‌ برآورده‌ شود. بدين‌ ترتيب‌ اعتراضها، حداقل‌ براي‌ مدتي‌ كوتاه‌ قطع‌ شد. اما گويا دولت‌ نيز با ساكت‌ شدن‌ سروصداي‌ اعتراضها، قول‌ و وعده‌ خود را فراموش‌ كرد. چرا كه‌ تا پايان‌ مهلت‌ اعلام‌ شده‌، هيچ‌ اقدامي‌ جهت‌ تحقق‌ اين‌ وعده‌ها صورت‌ نگرفت‌. نمايندگان‌ دبيران‌ زماني‌ كه‌ وضعيت‌ را اينچنين‌ ديدند، دو روز پس‌ از اتمام‌ ضرب‌الاجل‌ معين‌ شده‌، در روز 17 آبان‌ماه‌، دست‌ به‌ تحصني‌ ديگر زدند و اين‌ بار در مقابل‌ سازمان‌ برنامه‌ و بودجه‌. در اين‌ روز «صديقي‌» نماينده‌ تشكلهاي‌ صنفي‌ سازمان‌ برنامه‌ و بودجه‌ با نشان‌ دادن‌ طرحي‌ كه‌ در دست‌ داشت‌،توانست‌ بار ديگر معلمان‌ نه‌ چندان‌ خونسرد را آرام‌ كند. طرحي‌ كه‌ در دست‌ وي‌ بود، در حقيقت‌ لايحه‌يي‌ بود كه‌ هر دو خواسته‌ دبيران‌ در آن‌ لحاظ‌ شده‌ بود. در آن‌ روز صديقي‌ به‌ متحصنان‌ قول‌ داد در كمتر از يك‌ ماه‌ ديگر اين‌ لايحه‌ براي‌ تصويب‌ به‌ هيات‌ دولت‌ فرستاده‌ خواهد شد. وعده‌يي‌ كه‌ بازهم‌ محقق‌ نشد.

علي‌ اصغر ذاتي‌، سخنگوي‌ كانون‌ صنفي‌ معلمان‌ ايران‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌گويد: «اعضاي‌ كانون‌، در نشستي‌ كه‌ در 20 آذرماه‌ داشتند، پس‌ از آنكه‌ پي‌ بردند طرح‌ تدويني‌ آقاي‌ صديقي‌ هنوز به‌ هيات‌ دولت‌ نرسيده‌ است‌، تصميم‌ گرفتند براي‌ آخرين‌ بار و براي‌ اتمام‌ حجت‌ فرصتي‌ ديگر به‌ خاتمي‌ و وزرايش‌ بدهند، فرصتي‌ يك‌ ماهه‌

اما اين‌ فرجه‌ نيز از سوي‌ مسوولان‌ و هيات‌ دولت‌ جدي‌ گرفته‌ نشد و همين‌ بهانه‌يي‌ شد براي‌ شكل‌گيري‌ اعتصابي‌ ديگر و اين‌ بار اعتصابي‌ به‌ وسعت‌ اكثر شهرهاي‌ كشور، به‌ دنبال‌ اطلاعيه‌يي‌ كه‌ از سوي‌ كانون‌ صنفي‌ معلمان‌ ايران‌ صادر شد. در اين‌ اطلاعيه‌ از دبيران‌ خواسته‌ شده‌ بود تا از تاريخ‌ 27 تا 29 دي‌ماه‌ از حاضر شدن‌ بر سر كلاسها خودداري‌ كنند. اطلاعيه‌يي‌ كه‌ با استقبال‌ غيرمنتظره‌يي‌ از سوي‌ دبيران‌ نقاط‌ مختلف‌ كشور مواجه‌ شد. هرچند اين‌ اعتصاب‌ نيز چندان‌ آرام‌ برگزار نشد!

ولي‌ در مجموع‌ اين‌ اعتصاب‌ سه‌ روزه‌ در دي‌ ماه‌ نيز تاثيري‌ در ماهيت‌ ماجرا نداشت‌.

به‌ همين‌ دليل‌ نمايندگان‌ دبيران‌ به‌ فكر چاره‌ و راهي‌ ديگر افتادند. ذاتي‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌ گويد: ديديم‌ ، تحصنهاي‌ ما با وجود همه‌ فشارها و سكوت‌ خبري‌ نتيجه‌يي‌ ندارد. اين‌ بود كه‌ تصميم‌ گرفتيم‌ كاري‌ كنيم‌ تا بيشتر نمود داشته‌ باشد تا شايد فريادمان‌ به‌ جايي‌ برسد!. پس‌ در جلسه‌ كانون‌ در 28 بهمن‌ در يزد، تصميم‌ گرفتيم‌ در اقدامي‌ ديگر، در نيمه‌ دوم‌ اسفندماه‌ ، به‌ مدت‌ يك‌ هفته‌ اعتصاب‌ خود راتكرار كنيم‌،

اين‌ تصميم‌ كه‌ از طريق‌ نمايندگان‌ كانون‌، به‌ مناطق‌ مختلف‌ آموزش‌ و پرورش‌ ابلاغ‌ شده‌ بود به‌ مدت‌ يك‌ هفته‌ نقل‌ محافل‌ خبري‌ شد.

گستردگي‌ و وسعت‌ اعتصاب‌ دبيران‌ سرتاسر كشور بويژه‌ تهران‌، به‌ گونه‌يي‌ بود كه‌ محتاط‌ ترين‌ و در عين‌ حال‌ بزرگترين‌ رسانه‌ كشور را نيز ناچار به‌ واكنش‌ كرد. و شايد با اين‌ استدلال‌ كه‌ : اگر ما نگوييم‌ خارجيها و دشمنان‌ خواهند گفت‌! آنگونه‌ كه‌ خود مي‌خواهند!

اينبار برخلاف‌ دفعات‌ قبل‌ از همان‌ نخستين‌ روزهاي‌ برگزاري‌ اعتصاب‌، اخبار مربوط‌ به‌ اين‌ حركت‌ روز به‌ روز از طريق‌ مطبوعات‌ در اختيار مردم‌ قرار مي‌ گرفت‌ . در اين‌ ميان‌ دانش‌ آموزان‌ نيز بيكار ننشستند. هر چند هدف‌ اين‌ حركتهاي‌ دانش‌ آموزان‌ چندان‌ واضح‌ و روشن‌ نبود. حمايت‌ از دبيران‌ خود؟ يا به‌ اعتقاد بسياري‌ رفتاري‌ ناشي‌ از شيطنتهاي‌ جواني‌ و هيجانهاي‌ محدود و سركوب‌ شده‌ ؟!

در اين‌ ميان‌ حرفها و درددلهاي‌ معلمان‌ نيز بارها از طريق‌ گزارشهاي‌ مختلف‌ به‌ ميان‌ محافل‌ و جامعه‌ راه‌ پيدا كرد. )ر ع‌( دبير فيزيك‌ يكي‌ از دبيرستانهاي‌ جنوب‌ تهران‌ در خصوص‌ خواستها و مطالبات‌ خود و همكارانش‌ مي‌ گويد: مهمترين‌ حرف‌ و صحبت‌ ما برسرمساله‌ هم‌ ترازي‌ حقوق‌ و مزاياي‌ ماست‌ يعني‌ اجراي‌ همان‌ طرح‌ نظام‌ هماهنگ‌ حقوق‌. الان‌ دبيري‌ با مدرك‌ فوق‌ ليسانس‌ در آموزش‌ و پرورش‌ حقوقي‌ معادل‌ 160 تا 170 هزار تومان‌ دريافت‌ مي‌ كند در صورتيكه‌ كارمندان‌ ساير ادارات‌ و نهادها، با همين‌ مدرك‌ 300 هزار تومان‌ وحتي‌ بيشتر دريافتي‌ دارند.

وي‌ ادامه‌ مي‌ دهد: اين‌ مساله‌ تنها يكي‌ از مشكلات‌ ما بود ، مشكلات‌ قشر ما فراوان‌ است‌ به‌ عنوان‌ مثال‌ در زمان‌ جنگ‌، به‌ خاطر شرايط‌ خاص‌ آن‌ دوران‌ دو ساعت‌ به‌ موظفي‌ ساعت‌ كار دبيران‌ اضافه‌ و قرار شد به‌ زودي‌ حقوق‌ و مزاياي‌ مربوط‌ به‌ آن‌ محاسبه‌ و پرداخت‌ شود. امروز سالهاست‌ كه‌ جنگ‌ تمام‌ شده‌ است‌ ولي‌ نه‌ تنها همچنان‌ قانون‌ دو ساعت‌ اضافه‌ كاري‌ اجباري‌ دبيران‌ به‌ قوت‌ خود باقي‌ است‌ بلكه‌ هنوز كه‌ هنوز است‌ حق‌ الزحمه‌ اين‌ دو ساعتهاي‌ اضافي‌ در طول‌ تمام‌ اين‌ سالها پرداخت‌ نشده‌ است‌! با يك‌ حساب‌ سرانگشتي‌ به‌ رقمي‌ نجومي‌ خواهيد رسيد كه‌ در نوع‌ خود در مورد بدهي‌ دولت‌ به‌ فرهنگيان‌ بي‌ سابقه‌ است‌.

اما در ميان‌ اين‌ هياهو و اعتصابها ، نظرهاي‌ مخالفي‌ هم‌ وجود دارد، دسته‌يي‌ كه‌ خواستهاي‌ دبيران‌ را چندان‌ هم‌ معقول‌ و منطقي‌ نمي‌ دانند . استدلال‌ اين‌ گروه‌ آن‌ است‌ كه‌ حقوق‌ دبيران‌ با توجه‌ به‌ آنكه‌ تنها 24 ساعت‌ در هفته‌ موظف‌ به‌ خدمت‌ هستند در مقايسه‌ با ساير كارمندان‌ ) با موظفي‌ 8 ساعت‌ كار در روز ( چندان‌ هم‌ غير عادلانه‌ نيست‌ بويژه‌ آنكه‌ اكثر دبيران‌ تقريبا نيمي‌ از هفته‌ را بيكارند و مي‌ توانند به‌ كار ديگري‌ مثل‌ تدريس‌ خصوصي‌ بپردازند ولي‌ اين‌ دبير فيزيك‌ در پاسخ‌ اين‌ گروه‌ مي‌ گويد: يك‌ دبير آبرومند چه‌ شغل‌ ديگري‌ را مي‌ تواند پيشه‌ كند؟ رانندگي‌؟ نگهباني‌؟ فروشندگي‌؟...!؟ ضمن‌ آنكه‌ تمام‌ درسها كه‌ احتياجي‌ به‌ تدريس‌ خصوصي‌ ندارند مثل‌ تاريخ‌، ورزش‌، جغرافيا و معارف‌ و... تدريس‌ خصوصي‌ در اين‌ دروس‌ بي‌معناست‌ پس‌ همانطور كه‌ مي‌ بينيد تنها راه‌ درآمد بسياري‌ از معلمها، همان‌ حقوق‌ و اضافه‌ كاري‌ است‌ كه‌ از آموزش‌ و پرورش‌ مي‌ گيرند.

وي‌ در خصوص‌ نقش‌ كانون‌ صنفي‌ معلمان‌ ايران‌ در ساماندهي‌ اين‌ اعتصابها و احقاق‌ حق‌ معلمان‌ كشور مي‌ گويد: ما و همكارانمان‌ ، زياد با فعاليتها و ماهيت‌ اين‌ كانون‌ آشنا نيستيم‌ اگر هم‌ اعتصاب‌ كرديم‌ در حمايت‌ از ساير همكارانمان‌ و احقاق‌ حقوق‌ خودمان‌ بوده‌ است‌ . البته‌ كانون‌ هم‌ بيانيه‌ هايي‌ را صادر كرد كه‌ باعث‌ اتحاد بيشتر اين‌ حركت‌ شد، اما در مجموع‌ اين‌ كانون‌ چندان‌ كه‌ بايد و شايد در بين‌ جامعه‌ فرهنگيان‌ شناخته‌ شده‌ نيست‌ وي‌ مكثي‌ مي‌ كند لبخند معنا داري‌ مي‌ زند و مي‌گويد: «اي‌ آقا تو اين‌ دوره‌ و زمانه‌ هر كسي‌ را كه‌ مي‌ بيني‌ سنگ‌ خودش‌ را به‌ سينه‌ مي‌ زند!؟»

اما داوود بابايي‌ دبير مدرسه‌ يي‌ ديگر در تهران‌ معتقد است‌ كه‌ برگزاري‌ اين‌ تحصن‌ به‌ شكلي‌ كه‌ انجام‌ شد حركتي‌ بود عجولانه‌ و شتابزده‌ وي‌ ادامه‌ مي‌دهد: همانطور كه‌ مي‌ دانيد روزهاي‌ پاياني‌ سال‌ مدارس‌ هميشه‌ به‌ اصطلاح‌ تق‌ و لق‌ هستند چه‌ بسا بسياري‌ از دانش‌ آموزان‌ در روزهاي‌ آخر سركلاسها نمي‌ روند و معلمها نيز به‌ همين‌ شكل‌أ بنابراين‌ در چنين‌ شرايطي‌ اعتصاب‌ دبيران‌ چندان‌ كه‌ بايد و شايد نمودي‌ نخواهد داشت‌ كمااينكه‌ بعد از يك‌ هفته‌ ديديم‌ كه‌ معلمها عملا مجبور شدند به‌ اعتراض‌ خود خاتمه‌ دهند چرا كه‌ در روزهاي‌ پاياني‌ سال‌ قرارداشتيم‌ و از يك‌ سو تعطيلي‌ مدارس‌ مساله‌ مهمي‌ تلقي‌ نمي‌ شد و از جانب‌ ديگر ، مردم‌ آنقدر درگير امور مربوطه‌ به‌ سال‌ نو بودند كه‌ عملاص اعتراض‌ معلمها جلوه‌يي‌ نداشت‌!

وي‌ در ادامه‌ با انتقاد از واكنش‌ آموزش‌ و پرورش‌ در مقابل‌ اين‌ اعتراضها مي‌گويد: آقاي‌ حاجي‌ به‌ جاي‌ حمايت‌ از همكاران‌ خود، پس‌ از سكوتي‌ طولاني‌، با اظهاراتي‌ كوتاه‌ از طريق‌ صداوسيما، بالاخره‌ با صدور دستورالعملي‌ ده‌ماده‌يي‌ به‌ روساي‌ آموزش‌ و پرورش‌ مناطق‌ تهران‌ و شهرهاي‌ مختلف‌، موضع‌ نهايي‌ خود را رسماص اعلام‌ كردند. تا آنجايي‌ كه‌ بنده‌ از محتوي‌ اين‌ ابلاغيه‌ آگاهم‌، گويا ايشان‌ پس‌ از تكرار وعده‌هاي‌ هميشگي‌، اعتراض‌ معلمها را محكوم‌ كرده‌ و دستور داده‌اند فعالان‌ اين‌ حركت‌ به‌ بخشهاي‌ بازرسي‌ و حراست‌ وزارتخانه‌ معرفي‌ شوند تا طبق‌ ضوابط‌ قانوني‌ با آنان‌ برخورد شود. همچنين‌ در بين‌ معلمها شايع‌ شده‌ كه‌ وزير در اين‌ ابلاغيه‌، دستور داده‌ تا به‌ تعداد روزهاي‌ غيبت‌ معلمان‌ معترض‌ از سر كلاسها، از حقوق‌ آنها كسر شود، ضمن‌ آنكه‌ گويا تهديد كرده‌ بودند كه‌ در صورت‌ ادامه‌ اين‌ اعتراضها از شنبه‌ آخرين‌ هفته‌ سال‌ 82 با تمام‌ آنها برخوردهايي‌ شديدتر و جدي‌تر صورت‌ خواهد گرفت‌! كه‌ اميدواريم‌ همه‌ اينها واقعاص شايعه‌ باشد اما حرف‌ من‌ اين‌ است‌ كه‌ آقاي‌ حاجي‌ عضو كانون‌ شوراي‌ عالي‌ آموزش‌ و پرورش‌ است‌. اين‌ شورا 15 عضو دارد كه‌ بسياري‌ از وزرا و مسوولان‌ جزو آن‌ هستند. اگر آقاي‌ حاجي‌ مي‌توانست‌ اعضاي‌ اين‌ شورا را در مورد حمايت‌ از حقوق‌ معلمان‌ مجاب‌ كند، مسلماص امروز كار به‌ اينجا نمي‌رسيد! پس‌ ايشان‌ يا «نتوانستند»، يا به‌ اندازه‌ كافي‌ سعي‌ «نكردند». در هر دو صورت‌ اين‌ عملكرد جاي‌ سوال‌ دارد!

بابايي‌ در عين‌ حال‌ معتقد است‌ كه‌ عملكرد كانون‌ صنفي‌ معلمان‌ نيز خالي‌ از اشكال‌ نبوده‌ است‌: انتقادهاي‌ زيادي‌ به‌ عملكرد اعضاي‌ اين‌ كانون‌ وارد است‌. من‌ فكر مي‌كنم‌ متاسفانه‌ عملكرد اعضاي‌ اين‌ كانون‌، تاكنون‌ بيشتر جنبه‌ شخصي‌ و شخصيت‌طلبي‌ داشته‌ است‌. به‌ همين‌ دليل‌ هم‌ هست‌ كه‌ در بيشتر مواقع‌، با كوچكترين‌ فشار و تهديدي‌، اعضاي‌ اين‌ كانون‌، عقب‌نشيني‌ كرده‌اند. از سوي‌ ديگر حركتهاي‌ انجام‌ شده‌، چندان‌ هوشمندانه‌ و متفكرانه‌ نبوده‌ است‌. مثلاص تحصن‌ اعضاي‌ كانون‌ صنفي‌ در مقابل‌ مجلس‌. از ابتدا هم‌ مي‌شد پيش‌بيني‌ كرد كه‌ اين‌ تحصنها نتيجه‌يي‌ را در بر نخواهد داشت‌! مجلس‌ ما مجلسي‌ است‌ غرق‌ در مسائل‌ سياسي‌. اين‌ تحصن‌ بايد در مقابل‌ خود وزارتخانه‌ انجام‌ مي‌شد يا در دفتر رياست‌ جمهوري‌. وقتي‌ متوليان‌ امور آموزشي‌ و فرهنگي‌ كشور، به‌ فكر رفع‌ مشكلات‌ ما نيستند، از مجلس‌ و مردان‌ سياسي‌ كشور چه‌ انتظاري‌ مي‌توان‌ داشت‌؟ البته‌ تحصن‌ و اعتراض‌ خوب‌ است‌، ولي‌ در صورتي‌ كه‌ فراگير باشد و هدفمند. واقعيت‌ اين‌ است‌ اگر آخرين‌ اعتراض‌ معلمها، اين‌ چنين‌ گسترده‌ شد، فقط‌ به‌ دليل‌ حمايت‌ همكاران‌ از يكديگر بود و نه‌ عملكرد كانون‌ صنفي‌ معلمان‌ يا نهادهاي‌ ديگر، يعني‌ يك‌ حركت‌ خودجوش‌،اما آشفته‌ و بي‌هدف‌! اين‌ حركتها راه‌ به‌ جايي‌ نخواهد برد.

اين‌ دبير باسابقه‌ آموزش‌ و پرورش‌ در پايان‌ مي‌افزايد: متاسفانه‌ عملكرد مسوولان‌ مربوطه‌ در طول‌ سالهاي‌ گذشته‌ به‌ گونه‌يي‌ بوده‌ است‌ كه‌ امروز، دبيران‌ ما، شوق‌ و اشتياق‌ خود را براي‌ تدريس‌ و خدمت‌ از دست‌ داده‌اند، بازده‌ كار روز به‌ روز كمتر مي‌شود. البته‌ مديران‌ مناطق‌ نيز بر اين‌ مسائل‌ واقفند، ولي‌ به‌ جاي‌ آنكه‌ با اتحاد با ساير مناطق‌ درصدد پيدا كردن‌ راه‌حلي‌ براي‌ اين‌ مساله‌ باشند، براي‌ آنكه‌ از اتهام‌ سياسي‌ كاري‌ در امان‌ و دور باشند سعي‌ مي‌كنند مشكلاتشان‌ را در همان‌ مدارس‌ و در همان‌ مناطق‌ خود به‌ نوعي‌ فيصله‌ دهند. به‌ همين‌ دليل‌ هم‌ هست‌ كه‌ اين‌ حركتها تاكنون‌ فرجامي‌ را به‌ دنبال‌ نداشته‌ است‌.

جاي‌ خالي‌ معلمان‌ زن‌نكته‌ قابل‌ تامل‌ در اين‌ اعتراض‌ گسترده‌، حضور كمرنگ‌ دبيران‌ زن‌ در حمايت‌ از همكاران‌ مرد خود بود، بويژه‌ در روزهاي‌ نخست‌. هرچند پس‌ از چند روز، با گسترش‌ ابعاد اين‌ اعتراض‌ و كشيده‌ شدن‌ دامنه‌ آن‌ به‌ رسانه‌ها، بر تعداد دبيران‌ معترض‌ زن‌ نيز افزوده‌ شد. خانم‌ «ن‌» دفتردار يكي‌ از دبيرستانهاي‌ منطقه‌ يك‌ تهران‌ كه‌ حاضر به‌ شركت‌ در اين‌ اعتراض‌ صنفي‌ نشده‌ بودند در پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال‌ كه‌ چرا شما به‌ جمع‌ معترضان‌ نپيوستيد، با لحني‌ تند مي‌گويد: ما معتقديم‌ اين‌ حركت‌ كاملاص غيرقانوني‌ و خلاف‌ شئون‌ فرهنگي‌ و آموزشي‌ است‌. اگر ما اعتصاب‌ كنيم‌ پس‌ تكليف‌ اين‌ بچه‌ها چه‌ مي‌شود؟ بروند داخل‌ حياط‌ مدرسه‌ يا داخل‌ خيابان‌ها...! يكي‌ از معلمها كه‌ شاهد اين‌ گفت‌ و گو است‌، در حالي‌ كه‌ سعي‌ مي‌كند همكار خود را آرام‌ كند مي‌گويد: من‌ فقط‌ سه‌ سال‌ سابقه‌ كار دارم‌. اگر بخواهند اخراجم‌ كنند چه‌ كسي‌ حمايتم‌ مي‌كند. يك‌ دست‌ كه‌ صدا ندارد.

خانم‌ معلم‌ ميانسال‌ ديگري‌ از آن‌ سوي‌ دفتر كلام‌ همكارش‌ را قطع‌ مي‌كند و مي‌گويد:اگر همكاران‌ مرد ما كارشان‌ را از دست‌ بدهند، مي‌توانند بروند سراغ‌ كار ديگري‌! اما تكليف‌ ما زنها چيست‌؟ ديگر چه‌ كار مي‌توانيم‌ بكنيم‌؟! استكان‌ چاي‌ خود را سر مي‌كشد و ادامه‌ مي‌دهد، همكاران‌ ما در مدرسه‌ نيمه‌ خصوصي‌ «...» در همين‌ منطقه‌ اعتصاب‌ كرده‌اند. چرا؟ چون‌ وضع‌ مالي‌شان‌ خوب‌ است‌. چون‌ خصوصي‌ هستند، با حقوقهاي‌ بالا، مديرشان‌ هم‌ قول‌ داده‌ صدايشان‌ را به‌ مسوولان‌ برساند. كيفش‌ را برمي‌دارد و همانطور كه‌ از كنارم‌ رد مي‌شود تا از دفتر خارج‌ شود، مكثي‌ مي‌كند و آرام‌ در حالي‌ كه‌ مواظب‌ است‌ تا كسي‌ صدايش‌ را نشنود مي‌گويد: در اينجا كسي‌ جرات‌ اعتراض‌ و اعتصاب‌ ندارد. چون‌ مدير و معاون‌ مدرسه‌، اولين‌ كساني‌ هستند كه‌ اخبار را گزارش‌ مي‌دهند. من‌ 18 سال‌ سابقه‌ كار دارم‌ دوست‌ ندارم‌ بي‌دليل‌ همه‌ چيز را از دست‌ بدهم‌!

اعتراض‌ معلمان‌ به‌ حقوق‌ صنفي‌شان‌ اگرچه‌ ممكن‌ است‌ با نگاهي‌ سياسي‌ تحليل‌ شود، اما بايد آن‌ را با وجود همه‌ اين‌ تحليلها يك‌ حركت‌ صنفي‌ در جاده‌ دموكراسي‌ تعبير كرد.

آيا اين‌ حركت‌ صنفي‌ كه‌ نتيجه‌ تجمع‌ يك‌ گروه‌ هم‌ صنف‌ براي‌ احقاق‌ حقوق‌ مدني‌شان‌ است‌، نيل‌ به‌ همان‌ جامعه‌ مدني‌ معهود نيست‌؟

واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ ما حتي‌ با نخستين‌ ابزارهاي‌ جامعه‌ مدني‌ كه‌ همان‌ گروه‌هاي‌ واسط‌ دولت‌ و مردم‌ يعني‌ نهادهاي‌ صنفي‌ هستند و با كاركرد اين‌ ابزارها هنوز آشنا نيستيم‌. به‌ هر روي‌ راهبندان‌ جاده‌ دموكراسي‌ به‌ سود هيچكس‌ نخواهد بود. اميد داريم‌ كه‌ معلمان‌ نيز كه‌ با انساني‌ترين‌ نيات‌ قدم‌ در جاده‌ دموكراسي‌ گذارده‌اند با انساني‌ترين‌ پاسخ‌ها روبرو شوند

 

اعتراض معلمان کرمانشاه
 

بنا به خبرى که به حزب ارسال شده است، امروز ٢ أذرماه، از ساعت ٩ صبح و بمدت چند ساعت بيش از ٣٠٠ تن از معلمين کرمانشاه، با اجتماع در مقابل استاندارى دست به اعتراض زدند. بنا به خبر، به اجتماع اعتراضى معلمان هر دم افزوده مى شد و مردم و سرنشينان اتومبيل هايى که از محل عبور مى کردند، حمايت و پشتيبانى خود را از اعتراض معلمان اعلام مى کردند. خبر حاکى است که نيروهاى امنيتى و حراست جمهورى اسلامى، در هراس از پيوستن شمار بيشترى از مردم به اين اعتراض، استاندارى را به محاصره خود در آورده بودند و با بکارگيرى زور و تهديد از ملحق شدن مردم به اجتماع معلمان جلوگيرى مى کردند. اين اعتراض تا ساعت ١ بعدازظهر ادامه يافت. بنا به خبر، اعتراض معلمان عمدتا به دزدى هاى کلان عوامل حکومتى در تعاونيهاى مسکن فرهنگيان بود.

برخوردارى از مسکن مناسب در کنار افزايش فورى دستمزدها از جمله خواستهاى مهم معلمان کشور است که تا کنون و عليرغم اعتراضات مکرر معلمان، از سوى دولت بى جواب مانده است. حزب ضمن حمايت از اعتراض معلمان کرمانشاه، همه معلمان کشور را به مبارزه اى متحد و سراسرى براى تحقق خواستهاى به حق خود فراميخواند. تنها اختصاص مبلغ کمى از دزديها و بودجه هاى هنگفتى که صرف سپاه و ارتش و نيروى حزب الله و تروريست در اقصى نقاط دنيا مى شود، مى تواند مشکلات اقتصادى و معيشتى معلمان را حل کند. مانع اصلى در اين راه جمهورى اسلامى است که بدون قواى سرکوبگر خود يک روز هم دوام نخواهد آورد. اين مانع را بايد با قدرت مردمى که از دست اين رژيم به ستوه آمده اند از ميان برداشت.

 

جمعي از معلمان در بعضي از شهرستانها به دليل برآورده نشدن خواسته ها و مطالبات صنفي آنها، خواستار رسيدگي به مشکلات خود شدند.
تعدادى از معلمان در اصفهان ، اردبيل، گناوه و تهران صبح روز شنبه با تجمع در ادارات آموزش و پرورش و مدارس ، نسبت به مشکلات صنفي خود اعتراض کردند.
اين معلمان با تاکيد بر پيگيرى خواسته هاى به حق فرهنگيان از طريق مجارى قانوني اظهار اميدوارى کردند با محقق شدن خواسته ها و رفع تبعيض ميان
فرهنگيان و ساير اقشار اين امر موجب تقويت بنيان آموزش و پرورش کشور شود.
برخي آنان در گفت وگو با خبرنگار ايرنا اظهار داشتند : با وجود وعده هاى قبلي دولت مبني بر پرداخت معوقه هاى فرهنگيان که در رسانه ها هم انعکاس
يافت ، تاکنون اين امر عملي نشده است.
فرهنگيان معترض گفتند: تجمع آنها صنفي است و پس از دريافت پاسخ قانع کننده اى از سوى مسوولان به اعتراض خود پايان خواهند داد.

راديو فردا:

كانون صنفي معلمان ايران طي بيانيه اي اعلام كرد به دليل پاسخ نگرفتن از مسئولان به خواسته هاي معلمان آنها از امروز به مدت يك هفته دست به تحصن خواهند زد. قرار است معلمان با بست نشستن در دفاتر مدارس و حاضر نشدن در سر كلاسها اعتراض خود را بيان كنند. در پاسخ به پرسش هاي راديوفردا، يكي از ملعمان منطقه چهار تهران در باره تحصن معلمان توضيح مي دهد.
يك معلم منطقه آموزشي چهار تهران: تحصن را كانون صنفي معلمان طي بيانيه اي اعلام كرده است كه به علت اينكه مقامات مسئول به خواسته هاي برحق معلمان جواب ندادند و در بودجه 83 هيچ حقوقي را در ارتباط با نظام هماهنگ پرداخت ها براي معلمان در نظر نگرفته اند، كانون صنفي بعد از آنكه يك تجمع داشتند و در ارتباط با نمايندگان مجلس و همچنين سازمان مديريت و برنامه ريزي به هيچ نتيجه اي نرسيدند، تصميم گرفتند تحصني را از طرف معلم ها اعلام كنند كه مدت آن يك هفته است. اين يك هفته تحصن اگر كلا شكل بگيرد از نظر درسي براي دانش آموزان مشكل ايجاد كند يا در مدارسي كه فرض كنيد ابتدائي تحصن شكل بگيرد و دانش آموزان كلاسهاي ابتدائي بيرون از كلاس بمانند، نتيجه خيلي نامطلوب خواهد بود. ولي آقايان مسئولان من نمي دانم چرا توجه نمي كنند به خواسته هاي معلم ها كه خواسته هاي برحقي هم هست. خواسته هاي چندان بزرگي هم نيست. متاسفانه همين عدم توجه ها و اين تبعيض هائي كه براي معلم ها روا مي دارند سبب مي شود كه برخلاف ميل معلم ها اين وضعيت ها پيش بيايد كه دود اين كارها به چشم همه مردم كشور مي رود. افت آموزشي پيش مي آورد. ناهنجاري هاي ديگري پيش مي آورد كه متاسفانه ما مسئوليت را به عهده آقايان و مقامات مسئول مي گذاريم كه هيچ توجهي به خواسته هاي ما نمي كنند.

فرين عاصمي (راديوفردا): اين تحصن كجا برگزار مي شود؟

معلم منطقه آموزشي چهار تهران: در دفاتر مدارس انجام مي گيرد. معلم ها در دفاتر مدارس احتمالا مي نشينند و از رفتن سركلاس خود داري مي كنند. البته اطلاعرساني به آن شكل كامل نيست كه بگوئيم در تمام كشور و در تمام مدارس. اطلاعرساني به شكل كلي صورت نگرفته و يك مقدار ضعيف است ولي به هر ترتيب، بيانيه در بعضي از مدارس منتشر شده ولي در بعضي از مدارس هم هنوز نرسيده و احتمالا روزهاي ديگر خواهد رسيد.

ف.ع.: اين اعتراض به حقوق عقب افتاده است؟

معلم منطقه آموزشي چهار تهران: نخير، حقوق عقب افتاده كه چيزهائي بود كه قبلا بايد مي دادند. آنها را مي گوئيم مطالبات قبلي. بايد مي دادند ندادند. در حقيقت ديوني بودكه بايد به معلم ها پرداخت مي شد كه آنهم قول داده بودند كه تا ديماه داده بشود به طور كامل ندادنداينها را. منتهي يك قسمتش را دادند. ولي به طور كامل داده نشده. آنها مطالبات قبلي بوده. ما خواستمان اين است كه حقوق ما با ساير كارمندان دولت برابر بشود. نظام هماهنگ پرداخت ها اجرا بشود كه دستور رئيس جمهوري اسلامي هم بود و از سازمان مديريت و برنامه ريزي خواسته بودكه طرحش را به مجلس بياوردو در مجلس هم در حقيقت در بودجه 1383 اعمال بشود كه متاسفانه اين كار انجام نشد و سبب شد كه اين اعتراض ها، برخلاف خواسته هاي معلم ها به نظرمن، شكل بگيرد.

ف.ع.: واكنش مسئولان چه بوده؟

معلم منطقه آموزشي چهار تهران: حدود يك ماه پيش، يعني 27 و 29 ماه قبل، يك سه روزي همچه تحصني اعلام شد. حالا اين تحصن به شكل ناقصي شكل گرفت اكثرا در مدارس پسرانه و در دبيرستانها بود، نه در مقاطع ديگر. ولي مسئولين اصلا توجهي نكردند ودر حقيقت به روي خود هم نياوردند و درحقيقت يك نوع سانسور خبري هم شد اين موضوع. البته همزمان بود با تحصن نمايندگان مجلس كه تحت الشعاع آن هم بود در حقيقت. ولي هيچ توجهي نكردند كه سبب شد كه الان كانون صنفي اين تحصن را اعلام بكند. البته كانون صنفي يكي از تشكل هاي فرهنگي است كه در بيشتر شهرها هم شعبه دارد.

كانون صنفی معلمان تحصنی را اعلام کرده که از فردا (شنبه) شروع می شود و قرار است يک هفته ادامه داشته باشد
• خواست فرهنگيان اين است که حقوق آن ها با ساير كارمندان دولت برابر شود و نظام هماهنگ پرداختها اجرا گردد
• يک فرهنگی تهرانی: آقايان مسئولين من نمی دانم چرا توجه به خواسته های معلمان که خواست های برحقی هم هست، نمی کنند


جمعه ١۵ اسفند ١٣٨٢ – ۵ مارس ٢٠٠۴

كانون صنفی معلمان طی بيانيه ای اعلام كرده است به دليل پاسخ ندادن مسئولان به خواسته های معلمان، آنان از فردا به مدت يك هفته دست به تحصن خواهند زد. قرار است معلمان با نشستن در دفاتر مدارس و حاضر نشدن در سر كلاسها اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند.
يکی از معلمان منطقه چهار تهران در گفتگويی با راديو فردا در مورد تحصن فرهنگيان گفت: اين تحصن را كانون صنفی معلمان در بيانيه ای اعلام كرده كه به علت اينكه مقامات مسئول به خواسته های بر حق معلمان جواب ندادند و در بودجه 83 هيچ حقوقی را در ارتباط با نظام هماهنگ پرداختی معلمان در نظر نگرفتند، كانونهای صنفی بعد از اينكه يك تجمع جزئی، در ارتباط با نمايندگان مجلس و همچنين سازمان مديريت برنامه ريزی به هيچ برنامه ريزی نرسيدند، تصميم گرفتند كه در حقيقت يك تحصنی را از طرف معلمان اعلام كردند كه اين تحصن از فردا شروع می شود و مدتش يك هفته است. صرفنظر از شكل و شيوه اين تحصن كه يك هفته است، ممكن است اين يك هفته اگر كلا بگيرد از نظر دانش آموزان واقعا مفيد نباشد و از نظر درسی برای دانش آموزان مشكل ايجاد كند يا در مدارس ابتدايی اين تحصن شكل بگيرد و دانش آموزان بيرون از كلاسها بمانند، نتيجه خيلی نامطلوب است، ولی آقايان مسئولين من نمی دانم چرا توجه نمی كنند به خواسته های معلمان، يك خواسته های برحقی هم هست، خواسته های خيلی بزرگی هم نيست. متاسفانه همين عدم توجه ها، اين تبعيضهايی كه برای معلمان روا می دارند، سبب می شود كه برخلاف ميل معلمان اين وضعيتها پيش بيايد كه دود اين كارها به چشم همه مردم كشور می رود. افت آموزشی پيش می آورد، ناهنجاريهای ديگری پيش می آورد كه متاسفانه ما مسئوليت را برعهده آقايان مقامات مسئول می گذاريم كه هيچ توجه به خواسته های ما نمی كنند.
اين معلم تهرانی در مورد چگونگی برگزاری اين تحصن گفت: تحصن در دفاتر مدارس انجام می شود. معلمان در دفاتر مدارس می نشينند و از رفتن به سر كلاس خودداری می كنند. البته اطلاع رسانی به آن شكل كامل نيست كه بگوييم در تمام كشور و در تمام مدارس باشد. اطلاع رسانی به آن شكل كلی صورت نگرفته. يك مقداری ضعيف است، ولی به هر حال بيانيه در برخی مدارس منتشر شده، ولی در بعضی مدارس هم هنوز نرسيده.
وی در مورد اهداف اين تحصن افزود: حقوق عقب افتاده چيزهايی هستند كه بايد قبلا می دادند. آنها را می گوييم مطالبات قبلی. بايد می دادند، ندادند. در حقيقت ديونی بود كه بايد به معلمان پرداخت می شد كه آن هم قول داده بودند تا ديماه داده شود، به طور كامل ندادند اينها را. منتها يك قسمتيش را دادند، ولی به طور كامل داده نشده. آنها مطالبات قبلی بوده، ما خواستمان اين است كه حقوق ما با ساير كارمندان دولت برابر شود، نظام هماهنگ پرداختها اجرا شود كه دستور رئيس جمهور هم بود، از سازمان مديريت و برنامه ريزی خواسته بود كه طرحش را به مجلس بياورد، در مجلس هم در حقيقت در بودجه 83 اعمال شود كه متاسفانه اين كار انجام نشد و سبب شد كه اين اعتراضها بر خلاف خواسته های معلمان شكل بگيرد.
وی در مورد واکنش مسئولان حکومت به خواست های معلمين تهرانی گفت: حدود يك ماه پيش سه روز همچين تحصنی اعلام شد. اين تحصن به شكل ناقصی شكل گرفت، اكثرا در مدارس پسرانه و دبيرستانها بود، نه در مقاطع ديگر. ولی مسئولين اصلا هيچ توجهی نكردند و به رويشان هم نياوردند. در حقيقت يك نوع سانسور خبری هم شد. البته همزمان بود با تحصن نمايندگان مجلس كه تحت الشعاع هم بود. ولی هيچ توجهی نكردند كه سبب شد الان كانون صنفی اين تحصن را اعلام كند. البته كانون صنفی يكی از تشكلهای فرهنگی است كه در بيشتر شهرها هم شعبه دارد.
 

اعتصاب معلمان شيراز ١٨٨ مدرسه را به تعطيل کشاند

معلمان شيراز از روز ٤ بهمن ماه تا امروز ششم بهمن ماه دست به اعتصاب زدند و اين اعتصاب باعث شد که اغلب مدارس شيراز تعطيل گردد. بنا به گزارش "بازتاب" بر اثر اين اعتصاب ١٨٨ مدرسه در شيراز تعطيل شد. معلمان طى اطلاعيه هايى از دانش آموزان خواسته بودند که آنها نيز از اعتصاب و خواستهاى معلمان پشتيبانى کنند و در روزهاى اعتصاب به مدرسه نروند. دانش آموزان شيراز وسيعا از اعتصاب معلمان حمايت کردند و بنا به اين گزارش در اثر تظاهرات و اعتراضات دانش آموزان در برخى موارد شيشه هاى کلاسها شکسته شد. معلمان اعلام کرده اند که اگر خواستهاى آنها علمى نشود در اسفند ماه مجددا دست به تجمع و اعتصاب خواهند زد. ياد آورى کنيم که معلمان سراسر ايران در روزهاى ٢٧ تا ٢٩ ديماه نيز به مدت سه روز دست به اعتصاب زدند و در اثر اين اعتصاب صدها مدرسه در شهرهاى مختلف از جمله تهران و اصفهان و يزد و مياندوآب و شهرهاى ديگر تعطيل شد.

معلمان در دوسه سال اخير بارها وبارها دست به اعتصاب و تجمع و اعتراض به وضعيت بد حقوقى خود و شرايط نا مناسب کار زده اند و خواهان افزايش حقوق ها، رفع تبعيض، بيمه درمانى، تسهيلات مسکن و خواستهاى ديگر هستند و نسبت به فضاى خفقان و تفتيش و کنترل دولتى در مدارس اعتراض دارند. دست اندرکاران جمهورى اسلامى با وعده و وعيد بهمراه تهديد و ارعاب، تاکنون هيچکدام از خواستهاى معلمان را عملى نکرده اند. خواستهاى معلمان خواستهاى همه مردم ايران است و بايد با حمايت فعالانه از مبارزات معلمان به هر شکل ممکن جنبش اعتراضى معلمان عليه مقامات جمهورى اسلامى را تقويت کنيم.

 

تعطيل كلاس های ‌درس در اعتراض به تعويق پرداخت مطالبات توسط معلمان

ايسنا: شماري از معلمان در برخي شهرهاي كشور و تهران امروز از حضور در كلاسهاي درس خودداري كردند.
علي‌اصغر ذاتي، عضو هيات مديره تشكل صنفي فرهنگيان در گفت‌و‌گو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاري دانشجويان ايران اجراي طرح نظام پرداخت هماهنگ را مصوبه مجلس شوراي اسلامي در برنامه سوم توسعه كشور خواند و از عدم اجراي آن در مورد حقوق معلمان انتقاد كرد و گفت: متاسفانه طي سالهاي گذشته سازمانها و وزارتخانه‌هاي مختلف دولتي اين قانون را رعايت كردند؛ اما در آموزش و پرورش اين طرح عملي نشد؛ در حاليكه ‌٨٠ درصد معلمان از نظر معيشتي زير خط فقر هستند.
وي افزود: اگر بودجه و منابع دولت با كمبود مواجه است چرا طرح نظام پرداخت هماهنگ در مورد ساير كارمندان دولت اجرا مي‌شود.
به اعتقاد وي، زدن برچسب سياسي به اعتراض معلمان به تعويق در پرداخت مطالباتشان مشكلي را حل نخواهد كرد؛ چراكه آنها تنها خواستار تحقق خواسته‌هاي صنفي خود هستند.
هاشمي، رييس سازمان معلمان ايران نيز در اين زمينه به خبرنگار ايسنا گفت: كميته پيگيري مطالبات فرهنگيان پس از اعتراضات آنان، به دستور رييس‌جمهوري تشكيل و پس از مدتها مقرر شد در زمينه رفع تبعيض از حقوق معلمان، لايحه‌اي از سوي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي ارائه شود كه متاسفانه اين كار هنوز صورت نگرفته است.
رييس سازمان معلمان ايران همچنين افزود: بر اساس طرح رتبه‌بندي نيز بايد معلماني كه داراي تاليفات يا امتيازات ويژه هستند علاوه بر حقوق، تشويقي دريافت كنند كه متاسفانه به دليل كسري اعتبارات آموزش و پرورش، تنها ‌٥٠ ميليارد تومان از ‌٢٠٠ ميليارد تومان مقرر شده، اختصاص يافت كه بر اساس آن و محاسبات انجام شده، به هر فرهنگي ‌٤ هزار تومان تعلق مي‌گيرد.
وي با اعتقاد به اين كه مقام مسؤول مشخصي پاسخگوي مشكلات فرهنگيان نيست، افزود: آموزش و پرورش به دليل كمبود اعتبارات، سازمان مديريت را مقصر مي‌داند؛ در حاليكه اين سازمان نيز ساير مسؤولان را به دليل عدم پيگيري درخواست رييس‌جمهوري مبني بر اختصاص ‌٥/١ ميليارد دلار از صندوق ذخيره ارزي به دولت جهت جبران كسري اعتبارات دستگاهها مقصر مي‌داند.
وي با تاكيد بر اين كه معلمان خواستار تعطيلي كلاسهاي درس نيستند، تصريح كرد: مسؤولان بايد مطالبات معلمان را محقق كنند.
مزيناني، مدير روابط عمومي سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران ضمن تاييد خبر تعطيلي تعدادي از مدارس در اسلامشهر به خبرنگار ايسنا گفت: تعدادي از معلمان مدارس اسلامشهر امروز در اعتراض به پرداخت و تحقق مطالبات خود، با خودداري از حضور در كلاس درس، در دفتر مدارس حاضر شدند.
گزارش خبرنگار ايسنا از استان ايلام نيز حاكيست برخي از معلمان آبدانان در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات خود امروز در كلاس درس حضور نيافتند.
به گزارش ايسنا، عدم پرداخت پاداش پايان سال و حق‌الزحمه اضافه كاريهاي يك سال جاري دست به تحصن زدند.
گفتني است تحصن معلمان در كشور از روز شنبه آغاز شده و همچنان ادامه دارد.

يک عضو کانون صنفي معلمان ايران خبردستگيرى و بازداشت شدن "محمود بهشتي لنگرودى" دبيرکل کانون صنفي معلمان و "علي‌اصغر ذاتي" سخنگوى اين کانون را تاييد کرد.
وى که خواست نامش فاش نشود روزيکشنبه درگفت و گو باخبرنگار گروه فرهنگي ايرنا، گفت: بهشتي و ذاتي عصر ديروز (شنبه) دستگير و بازداشت شدند.
اين عضو کانون صنفي معلمان ، از ارايه هرگونه اطلاعات بيشترى در اين مورد خوددارى کرد. گفته ميشود محمود بهشتي لنگرودى و علياصغر ذاتي درمنزل مسکوني خود دستگير و سپس بازداشت شدند. تلاش خبرنگار گروه فرهنگي ايرنا براى تماس تلفني و کسب اطلاعات بيشتر با منزل محمود بهشتي لنگرودى و تعدادى ازاعضاى کانون صنفي معلمان نتيجه اى در بر نداشته است .
آخرين اقدام کانون صنفي معلمان صدور بيانيه اى در ۱۳ تيرماه جارى راجع به مخالفت با اجراى طرح ارتقاى شغلي معلمان بوده است .
"بهشتي" دراظهاراتي درمورد دلايل مخالفت با طرح ارتقاى شغلي معلمان گفته بود که اين طرح شامل همه کارکنان آموزش و پرورش ازجمله دفترداران و عوامل اجرايي مدارس نميشود و ما خواستار اصلاح اين طرح هستيم .
بهشتي۲۳ ارديبهشت ماه سال جارى از احضار خود به هيئت بدوى رسيدگي به تخلفات ادارى و پاسخگويي به پرسش هاى اين هيئت خبر داده بود. در اين احضاريه ، ورود غيرقانوني به مدارس ، ترک خدمت در ساعات ادارى و شرکت در تحصن و تجمع همراه با تحريک معلمان به عنوان "تخلفات ادارى" وى قيد شده است .
بهشتي پس از دريافت اين احضاريه گفت : اين اقدام در راستاى ارعاب و تهديد اعضاى هيئت مديره کانون معلمان و ساير فرهنگيان صورت گرفته و هيچ تاثيرى در روند پيگيرى مطالبات فرهنگيان نخواهد داشت .
مسوولان وبرخياعضاى کانون صنفي معلمان همواره دراظهارات خود با خبرنگاران از تهديد به دستگيرى اعضاى اين تشکل خبر ميدادند.
کانون صنفي معلمان ايران به همراه ۱۷ تشکل صنفي معلمان اواخر سال گذشته در اعتراض به آنچه عمل نکردن مسوولان به وعده هاى خود، اجراى نظام هماهنگ حقوق ، اجراى طرح ارتقاى شغلي و رفع تبعيض خواندند دست به اعتصاب در مدارس زده بودند.
نمايندگان کانون هاى صنفي فرهنگيان مناطق ۱۹ گانه تهران نيز ۱۲ خرداد سالجارى براى اجراى هرچه سريعتر طرح ارتقاى شغلي معلمان و رفع تبعيض دست به اعتراض در مقابل سازمان مديريت و برنامه ريزى کشور زدند.
معلمان عضو کانون صنفي۲۶ خرداد نيز در اعتراض به آنچه تحقق نيافتن خواسته هاى خود بيان کردند در مقابل مجلس شوراى اسلامي تجمع کرده بودند.
آخرين اقدام اعضاى هيات مديره کانون صنفي معلمان نيز به تجمع روز دهم تيرماه سال جارى در مقابل وزارت آموزش و پرورش بر ميگردد که تجمع کنندگان خواستار ملاقات با وزيرآموزش و پرورش شدند ولي اين ملاقات انجام نشد.

اجتماع بزرگ معلمان در مقابل مجلس اسلامي

امروز صبح سه شنبه 2 بهمن بيش از 15000 نفر از معلمان مدارس نوزده گانه آموزش و پرورش تهران كه بخش وسيعي از اقشار مختلف اجتماعي از جمله معلمان بازنشسته، دانش آموزان و خانواده هاي آنان در ميان آنان ديده ميشدند، در مقابل مجلس اسلامي تجمع اعتراضي برگزار كردند. جمعيت تظاهركننده كه هر لحظه بر تعداد آنان اضافه ميشد با سر دادن شعارهاي مطالباتي خواهان برآورده شدن خواستهاي خود و ديدار با رئيس مجلس شدند. به جاي رئيس مجلس دو تن از نمايندگان دوم خردادي در بيرون محوطه مجلس حاضر شده و سخناني در باب خواستهاي معلمان ايراد كردند.

لازم به يادآوري است در بسياري از مدارس تهران امروز كه معلمان و دانش آموزان قصد رفتن به تظاهرات را داشتند، شايعه كرده بودند كه تظاهرات امروز به علت عدم دريافت اجازه از وزارت كشور برگزار نميگردد و تنها معلمان بازنشسته در مقابل مجلس حاضر خواهند شد. شايعه كردن چنين خبر بي پايه اي موجب شد هزاران تن از معلمان از رفتن به تظاهرات باز بمانند.

كانون زندانيان سياسي ايران (در تبعيد) يك بار ديگر از مبارزات و خواسته هاي برحق معلمان كه بخش وسيعي از اقشار زحمتكش و محروم جامعه هستند حمايت كرده و از ساير زحمتكشان بويژه كارگران ميخواهد به صف اعتراضي معلمان بيپوندند و با همه گير كردن اعتراضات عليه جمهوري اسلامي، تا سرنگوني اين رژيم جنايت پيشه و كسب قدرت سياسي به مبارزات خود ادامه دهند.

 

 
 

بهارستان معلمان

شيرزاد عبداللهى:در نگاه تاريخى به پويش اجتماعى معلمان، حادثه ۱۲ ارديبهشت ماه سال ۱۳۴۰ و قتل دكتر ابوالحسن خانعلى دبير فلسفه دبيرستان جامى تهران، از اهميت ويژه اى برخوردار است. رهبرى و سازماندهى اعتصاب معلمان تهران را باشگاه مهرگان به رياست محمد درخشش برعهده داشت كه از ياران نزديك دكتر على امينى بود. اجتماع بزرگ معلمان در ميدان بهارستان، حمله پليس، قتل دكتر خانعلى، زخمى شدن تعدادى از معلمان، تشييع جنازه باشكوه پيكر خانعلى افكار عمومى را به شدت تحت تاثير قرار داد. اعتصاب معلمان ۱۱ روز به طول انجاميد. يازده روزى كه ايران را تكان داد و آثار مهم سياسى بر جاى گذاشت، از جمله پيامدهاى آن سقوط كابينه شريف امامى، روى كارآمدن على امينى به عنوان نخست وزير با شعار «اصلاحات از بالا»، انتخاب محمد درخشش به عنوان وزير فرهنگ و انحلال مجلسين شوراى ملى و سنا بود. حادثه ميدان بهارستان نه به صورت انتزاعى، بلكه در چارچوب فضاى سياسى و اجتماعى آن زمان قابل درك و سرشار از عبرت ها و نكات آموزنده است.

معلمان تصور مى كردند كه حركت آنها كاملاً صنفى و براى اعتراض به «لايحه اشل حقوقى معلمان» است. محمد درخشش هم بر صنفى بودن اعتراض معلمان تاكيد مى كرد. اما واقعيت اين بود كه حركت معلمان به عنوان بخشى از برنامه هاى جناح امينى به عنوان مهره مورد اعتماد دموكرات ها براى انجام «اصلاحات از بالا» طراحى شده بود و به نتيجه دلخواه آنها رسيد. بعد از روى كار آمدن دولت امينى، مسئله معلمان به محاق رفت و لايحه «اشل حقوقى معلمان» با انحلال مجلس به دست فراموشى سپرده شد.

•لايحه حقوق معلمان

شريف امامى هنگام معرفى كابينه خود در اسفند ماه ضمن برشمردن برنامه هاى دولت از افزايش حقوق كارمندان خصوصاً معلمان خبر داده و گفته بود «راجع به معلمين بايستى به اطلاع آقايان برسانم كه با تبعيض فاحشى كه نسبت به حقوق آنها در گذشته شده بود، لازم بود كه توجهى به وضع حقوق آنها بشود و بالاخص آنهايى كه حقوق هاى پايين مى گرفتند و حقوق بسيار كمى داشتند، اين كار شده است.» در جلسه يكشنبه دهم ارديبهشت ماه جهان شاه صالح وزير فرهنگ لايحه «اشل حقوقى جديد فرهنگيان» را تقديم مجلس كرد. به موجب اين لايحه كه مفصل و داراى جدول حقوقى بود، حداكثر حقوق آموزگاران ۱۰۶۰۰ ريال و حقوق دبيران ۱۴۵۰۰ ريال پيش بينى شده بود. انتشار خبر اين لايحه با واكنش اعتراضى فرهنگيان روبه رو شد. فرهنگيان معتقد بودند كه افزايش حقوق پيشنهادى دولت براى تامين نيازمندى آنها كافى نيست.

وكلايى كه روز سه شنبه ۱۲ ارديبهشت ماه وارد مجلس مى شدند، معلمانى را مى ديدند كه در ميدان بهارستان اجتماع كرده بودند. اما ميدان آرام بود. رفته رفته درگيرى معلمان با نيروهاى انتظامى آغاز شد. درگيرى در بيرون مجلس بالا گرفته بود، صداى شعارهاى معلمين در داخل مجلس هم شنيده مى شد. نيروى انتظامى براى مقابله با معلمان، ابتدا از اتومبيل آب پاش استفاده كرد كه موثر واقع نشد. نطق ها و شعارهاى تند معلمان بر تشنج اوضاع افزود.

سرانجام نيروى انتظامى به معلمان حمله كرد و دست به تيراندازى زد. دكتر ابوالحسن خانعلى دبير دبيرستان جامى با تير مستقيم سرگرد شهرستانى رئيس كلانترى بهارستان به قتل رسيد و عده اى زخمى شدند. دكتر خانعلى را به بيمارستان بازرگان منتقل كردند، اما معالجات موثر واقع نشد و درگذشت. روز چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۴۰، جنازه دكتر خانعلى از مسجد اسكندرى بردوش معلمان تشييع شد. مسير طولانى تشييع جنازه از سه راه طرشت تا خيابان شاه (جمهورى) و نادرى و اسلامبول تا ميدان بهارستان باعث شد كه عده زيادى از مردم به معلمان پيوستند. شعارها تند و آتشين بود. مشايعين خواستار مجازات قاتل دكتر خانعلى و عاملان ضرب و جرح معلمان شدند. با توجه به فضاى باز سياسى گزارش اين حوادث در مطبوعات منعكس شد. مردم به هيجان آمدند. عدم حضور معلمان در كلاس هاى درس و بلاتكليفى شاگردان مدارس نيز بر تشنج اوضاع مى افزود.

•مجلس توفانى بعد از اعتصاب


در جلسه روز پنج شنبه ۱۴ ارديبهشت، فضاى مجلس به طور كامل تحت تاثير حوادث روز ۱۲ ارديبهشت بود. نمايندگان سخنان شديداللحنى عليه دولت ايراد كردند. سردار فاخر رئيس مجلس در ابتداى جلسه ضمن اظهار تاسف از حوادث روز ۱۲ ارديبهشت گفت: «...اگر آقايان معلمين نمايندگانى دارند، به مجلس تشريف بياورند و صحبت كنند... اين لايحه اى كه به مجلس تقديم شده است، كميسيون و مجلس حق دارد، لايحه را هر طور كه بخواهد و مصلحت مى داند، جرح و تعديل كند.» پس از آن دكتر جفرودى نماينده رشت در نطق قبل از دستور خود گفت: «... قاطبه معلمان بر اثر ترقى فاحش قيمت ها، مزاياى افزايش حقوق معلم را از دست دادند. متالم و متاثر به انجام دادن وظيفه خطير معلمى ادامه دادند.

براى آنكه خود و فرزندانشان از گرسنگى نميرند، ساعات فراغت و مطالعه خود را به ثمن بخس فروختند و از بام تا شام در مدارس مختلف و محافل متعدد به درس دادن پرداختند، هر چقدر بيشتر كوشيدند و از آسايش خود و خوراك فرزندان خويش كاستند كمتر موفق به تهيه مسكن و پوشاك گرديدند...». سپس اللهيا رصالح نماينده كاشان و عضو جبهه ملى در نطق قبل از دستور خود گفت: «اعتراض شديد خود را نسبت به دولت كه به پليس اجازه داده است، بدون هيچ گونه علت در كمال وحشى گرى و شقاوت به سوى جمعيت معلمين تيراندازى كند و باعث كشته شدن يك نفر مرد شريف و خدمتگزار وطن به نام دكتر خانعلى دبير دبيرستان جامى و زخمى شدن چند نفر ديگر از فرهنگيان گرديده، ابراز مى نمايم.» و در ادامه ضمن تاكيد بر اهميت شغل معلمى گفت: «... كار معلمان كارى است كه به آزادى روح و حوصله بسيار و بنيه قوى نيازمند است و براى حصول اين لوازم، وضع معلم بايد از نظر مادى و معنوى تامين و از رفاه نسبى برخوردار باشد وگرنه امر آموزش و پرورش كه اساسى ترين مسئله براى تكامل ملت است به كلى مختل و بى سروسامان خواهد گشت...»

•دفاع دولت از لايحه بودجه


بعد از سخنان نمايندگان، شريف امامى نخست وزير، پشت تريبون قرار گرفت و از حوادث روز سه شنبه ۱۲ ارديبهشت اظهار تاسف كرد و در پاسخ نمايندگان گفت كه دولت دستور تيراندازى نداده بلكه به پليس دستور داده بود كه حتى المقدور آرامش و نرمش را حفظ كنند و به هيچ وجه مزاحم جمعيت نشوند. در مورد مشكلات معلمان گفت كه دولت در لايحه اى كه به مجلس تقديم كرده اين موضوع را مورد توجه قرار داده است.در پايان همين جلسه يكى از نمايندگان به نام بهبهانى ورقه استيضاح نخست وزير را تقديم رئيس مجلس كرد. شريف امامى با عصبانيت مجلس را ترك كرد. به محل كارش رفت، كاغذها و اوراق خود را جمع كرده و به منزل رفت و همان روز يعنى ۱۵ ارديبهشت ماه سال ۴۰، دولت مستعجل او به پايان رسيد و استعفانامه خود را به دربار فرستاد.

•سوژه هاى سياسى اعتصاب معلمان

شاه با استعفاى شريف امامى موافقت كرد. صبح روز جمعه ۱۶ ارديبهشت ماه وزير دربار از دكتر امينى دعوت مى كند كه به دربار بيايد. پس از ملاقات و مذاكره دكتر امينى با شاه در همان روز نخست وزيرى امينى اعلام مى شود. با اصرار امينى روز ۱۹ ارديبهشت فرمان انحلال مجلس شوراى ملى و مجلس سنا توسط شاه صادر شد و همان روز وزراى كابينه خود را به شاه معرفى كرد. محمد درخشش، رئيس باشگاه مهرگان كه بعد از حوادث ۱۲ ارديبهشت بازداشت شده بود، از زندان آزاد و چند روز بعد از سوى امينى به عنوان وزير فرهنگ منصوب شد. دكتر امينى در طول مدت نخست وزيرى خود قهرمان حرف زدن شد. اولين سخنرانى طولانى او در باشگاه مهرگان در نوزدهم ارديبهشت ماه براى شكستن اعتصاب معلمان بود. روزنامه ها شرح مبسوطى از سخنرانى او را چاپ كردند و نوشتند «با وجود نطق مبسوط امينى و وعده هايى كه به معلمان داد، معلمين حاضر به شكستن اعتصاب نشدند... ولى با انتصاب درخشش به وزارت فرهنگ اين اعتصاب شكسته شد.» در جلسه روز نوزدهم ارديبهشت در باشگاه مهرگان، معلمان تصميم گرفتند به اعتصاب خود پايان دهند. سرانجام معلمان پس از ۱۱ روز اعتصاب روز سه شنبه ۲۳ ارديبهشت ماه به مدارس بازگشتند و در تمام مدارس معلم و شاگرد در آغوش هم اشك شوق ريختند و به احترام دكتر خانعلى در تمام مدارس يك دقيقه سكوت اعلام شد.

به اين ترتيب بحث بودجه و افزايش حقوق معلمان در مجلس ناتمام ماند. بودجه كشور توسط وزير دارايى دولت جديد مورد مطالعه قرار گرفت و چون مجلسين منحل شده بودند، طبق قانون هيات دولت، بايد هر ماه يك دوازدهم بودجه را براساس بودجه سال قبل تصويب كند.ديگرى از تاريخ كشور ما ورق خورد.

•استفاده از معلمان

در تحليل حركت اعتراض معلمان و تظاهرات آنها در ميدان بهارستان كه منجر به شهادت دكتر ابوالحسن خانعلى شد بايد به اين نكته توجه داشت كه هر چند شركت معلمان در اين تظاهرات صادقانه و براى تحقق مطالبات صنفى فرهنگيان بود، اما رهبرى و سازماندهى آشكار و پنهان اين حادثه در دست عناصر سياسى بود كه در پى رسيدن به اهداف خود بودند و بعد از رسيدن به مقصود، مطالبات معلمان به فراموشى سپرده شد. اعتراضات معلمان به وسيله باشگاه مهرگان به رياست محمد درخشش رهبرى مى شد. محمد درخشش نماينده مجلس دوره هيجدهم بود و در شرايط خفقان و كشتار بعد از كودتاى ۲۸ مرداد سال ۳۲ (اسفند ۳۲) به مجلس راه يافت. او از دوستان دكتر على امينى بود و امينى عضو كابينه سپهبد زاهدى و نماينده ايران در مذاكرات نفت بعد از كودتا و عاقد قرارداد معروف «امينى _ بيج» بود. بديهى است كه دغدغه چنين كسانى مطالبات معيشتى معلمان نبود.

با روى كار آمدن كندى در آمريكا و اعلام سياست هاى او در مورد كشور هاى جهان سوم، شاه به رغم ميل خود مجبور شد كه برنامه «اصلاحات از بالا» را بپذيرد. فضاى باز سياسى كه از زمستان ۳۹ آغاز شد، امينى را كه از سال ها پيش آرزوى نخست وزيرى را در سرمى پروراند، به تحرك واداشت. لازم بود كه در حوزه اجتماعى ضرب شستى به دربار نشان داده شود. همان زمان در محافل سياسى شايع بود كه واكنش شديد دولت شريف امامى به تجمع معلمان به واسطه واهمه اى بود كه آنها از تحركات پشت پرده امينى داشتند. دولت اين تظاهرات را پوششى براى توطئه مخالفان خود به رهبرى على امينى مى دانست و محمد درخشش را مهره دكتر امينى و عامل فشار آمريكا ارزيابى مى كردند.

درست يك هفته بعد از تظاهرات معلمان در بهارستان دولت شريف امامى سقوط كرد. شاه، على امينى را مامور تشكيل كابينه كرد. محمد درخشش از زندان آزاد و وزير فرهنگ دولت امينى شد. اعتصاب معلمان در ۲۳ ارديبهشت رسماً به پايان رسيد و معلمان به مدارس بازگشتند. چند روز بعد مجلس شوراى ملى و مجلس سنا منحل شدند. حقوق معلمان نه در حدى كه در مذاكرات مجلس مطرح شد، ترميم شد. در دوره امينى و در بهمن ماه سال ۴۰ به دنبال تظاهرات دانش آموزان دولت دستور تيراندازى به دانش آموزان را داد و يك دانش آموز به نام مهدى كلهر كشته شد. تظاهرات دانشجويان به پشتيبانى از دانش آموزان آغاز شد. چتربازان ارتش به دانشگاه تهران حمله كردند. حدود دويست نفر مجروح و مصدوم شدند. به تاسيسات دانشگاه و وسايل آزمايشگاهى خسارات شديد وارد شد. سران جبهه ملى بعد از حوادث دانشگاه دستگير شدند. امينى درگير بحران هاى سياسى نتوانست اصلاحات مورد نظر خود را كه مهمترين آن اصلاحات ارضى بود انجام دهد. ادامه اين وضع آمريكايى ها را نااميد كرد و در بهار ۴۱ در مسافرت شاه به آمريكا تصميم گرفتند كه «اصلاحات از بالا» به رهبرى شاه صورت گيرد و دوره فضاى باز سياسى بدون اينكه دستاورد ملموسى براى مردم داشته باشد به پايان رسيد.

•درخشش و باشگاه مهرگان

درخشش كه بود؟ «محمد درخشش فرزند يدالله در سال ۱۲۹۴ شمسى در شهر تهران متولد شد. دوره ابتدايى را در دبستان هاى آن روز تهران طى كرد و سپس وارد دبيرستان علميه گرديد. پس از گرفتن ديپلم در دانشسراى عالى به تحصيل در رشته تاريخ و جغرافى پرداخت و پس از اخذ ليسانس در وزارت فرهنگ استخدام و در دبيرستان ها به تدريس مشغول شد.

محمد درخشش، جامعه فارغ التحصيلان دانشسراى عالى را تشكيل داد و در سال هاى بعد از كودتاى ۲۸ مرداد با همكارى ديگر دبيران همفكر خود باشگاه مهرگان را تاسيس كرد و شروع به فعاليت صنفى و سياسى كرد و از شخصيت هاى آن دوره براى سخنرانى در باشگاه مهرگان دعوت مى كرد.» نقل از «كتاب وزراى معارف ايران» اما در كتاب خاطرات احمد احمد، درخشش اين گونه معرفى شده است: «محمد درخشش در سال ۱۲۹۴ در تهران و در خانواده اى تهيدست متولد شد.

وى تحصيلات عالى را در دانشسرا ى عالى طى كرده و ليسانسيه تاريخ و جغرافيا است. او سال ها دبير دبيرستان هاى پايتخت بود. قبل از وزارت، سمت هايى از قبيل رياست اداره اعزام محصل و بازرسى عالى وزارت فرهنگ را داشت. همچنين موسس باشگاه معلمين (باشگاه مهرگان) بود. وى يكى از عصبانى ترين وزراى فرهنگ ايران است.» محمد درخشش در دوره هيجدهم مجلس شوراى ملى (اسفند ماه سال ۳۲) به عنوان نماينده از حوزه انتخابيه تهران به مجلس راه يافت.

•اعتصاب معلمان از نگاه يك فعال سياسى

احمد احمد در كتاب خاطرات خود، كه در سال ۱۳۸۱ توسط دفتر ادبيات انقلاب اسلامى حوزه هنرى منتشر شده است، در صفحه ۳۸ كتاب تحت عنوان «اعتصاب معلمين و قتل دكتر ابوالحسن خانعلى» مى نويسد: «در ارديبهشت ماه ۱۳۴۰ يك اعتراض فرهنگى در سطح جامعه به رهبرى محمد درخشش صورت گرفت. در ادامه اين اعتراض، معلمين به دليل كمى حقوق و شرايط بد اقتصادى در ميدان بهارستان اجتماع كرده و دست به اعتصاب زدند. روند اعتصاب و تظاهرات رو به تندى گذاشت. در نتيجه بين معلم ها و نيرو هاى نظامى درگيرى پيش آمد. بر اثر تيراندازى مامورين نظامى يكى از معلم هاى متدين دبيرستان جامى به نام دكتر ابوالحسن خانعلى به قتل رسيد و دو معلم ديگر نيز زخمى شدند. بسيارى از اعتصابيون زير دست و پا زخمى شدند.

اين فاجعه موجب استيضاح شريف امامى _ رئيس دولت وقت _ در مجلس شد و در پى آن وى استعفا داد. حقوق معلمين نيز افزايش يافت و محمد درخشش _ رهبر اعتصابيون _ به عنوان وزير فرهنگ منصوب شد ... او [دكتر خانعلى] معلمى دلسوز، متدين و با اخلاق بود كه از معلمين هم سطح، سواد بيشترى داشت.»

 

 
 
زنگ مدارس با پيام هاى پشتيبانى رهبران انقلاب به صدا درآمد
 
نخستين سال تحصيلى پس از انقلاب ۵۷
 
سهيل آصفى
 
يك هزار و سيصد و پنجاه و هشت خورشيدى! بلند گفتند كه زمستان گذشته است و روز، روز دگر شده است. ماه مهر، ماه مدرسه، ماه مهربان، ماه آموختن رسم و راه نيكروزى، بهروزى، بازگشايى مدارس و دانشگاه پس از سه ماه تعطيلات. ماه هايى پس از پيروزى بهمن ۵۷ و آن هنگامه شور كه شوق آموختن تا به عرش دامن مى گسترد. مهر ماه يكمين بهار پس از سقوط نظام سلطنتى، حال و هوايى ديگرگون از ساليان مابعد خود داشته است. شور، شعور و پيكار جان هاى جوان ديار ما را ولوله اى در روح و روان انداخته. همه چيز ديگرگون شده است.كمبودها، اما، همچنان دست و بال ها را بسته نگه داشته. در آغازين روزهاى بازگشايى مدارس انقلاب. آنگونه كه در قلمى هاى آن روزگار پيرامون مشكلات آمده است، كمبود فضاهاى آموزشى، ثبت نام چند نوبته بودن مدارس، توزيع ناصحيح مدارس، كمبود معلم، محتواى كتاب هاى درسى، دورى راه، جا نداشتن بعضى مدارس، اشكال تراشى هاى مدارس خصوصى و... از عمده ترين گرفتارى هاى فعالان عرصه فرهنگ و آموزش، در رسانه هاى مكتوب ثبت شده است. گفته ا ند كه همه اين معضلات چون هميشه در مناطق جنوبى شهر بيشتر رخ مى نماياند شاگردان، ناگزير بايد در سه نوبت به مدرسه بروند. در مناطق محروم شهر، اكثر ساختمان هاى مدارس دولتى، استيجارى بوده و طبق اطلاعات در دست بيش از ربع قرن پيش، به دليل كثرت دانش آموز در مناطق جنوب شهر، ازدحام زيادى در مدارس اين نواحى به وجود آمده است. كلاس ها تنگ و تاريك و امكانات ابتدايى آموختن در ايران پس از بهمن ،۵۷ بسيار محدود است. اما هيچ يك از اين فاكت ها، دليل بر آن نمى شده كه در پرت افتاده ترين نقاط اين ديار، نوجويان عزم آموختن نكرده و فضاى پس از پيروزى ۵۷ را حرارت صد چندان نكنند. گفته مى شود طبق استانداردهاى جهانى در عرصه آموزش، براى هر دانش آموز ۷ متر فضاى آموزشى در نظر گرفته شده است و در ايران سال ،۵۸ اين فضا براى هر دانش آموز چيزى نزديك به ۳ متر بوده است. اما ثبت نام در مدارس چگونه بوده؟ براى واگويى مستند اين پرش، همراه خبرنگار كيهان آن روزگار مى رويم و حضوراً چرخى مى زنيم در مدارس سال ۵۸. گفته اند در واپسين روزهاى شهريور ،۵۸ بسيارى از مدارس كار ثبت نام دانش آموزان را پايان برده بودند و دانش آموزان جديدى را پذيرا نمى شدند، در مدرسه راهنمايى «برهان مجدد» در شهباز جنوبى، آنجا كه بسيارى از هنرمندان، سياستمداران و مشاهير امروز، روزگارى منزل داشته اند، مدير مدرسه به خبرنگار كيهان مى گويد «مدرسه ما در ۳ شيفت، دانش آموز پذيرفته است و گروه هاى مختلف دانش آموزان از ساعت ۷ صبح تا ۵/۹ شب به مدرسه مى آيند.» اين مدير مدرسه كه در كنار بچه هاى اعماق، مشغول به كار بوده به مشكلات و كمبودهاى فراوان اشاره مى كند و از نه هزار دانش آ موز سال پنجم دبستانى مى گويد كه در امتحانات نهايى قبول شده و بايد براى ثبت نام در دوره راهنمايى جايى پيدا كنند و سردرگمند. به گفته اين مدير، مدرسه اى كه او در آن مشغول بوده، تنها گنجايش ۱۰۰ دانش آموز سال اول راهنمايى را داشته است.
در واپسين روزهاى شهريور ،۵۸ رسماً اعلام مى شود از اين پس تمامى مدارس به شكل دولتى اداره خواهند شد و اثرى از پاگيرى و گسترش مدارس خصوصى ديگر وجود نخواهد داشت. در آن دوران، اين طرح «آزمايشى» عنوان شده و گفته مى شود براى يك سال در بوته محك و تجربه قرار خواهد گرفت و گزارش شد اعلام رسمى دولتى شدن مدارس از سوى وزارت آموزش و پرورش، با استقبال گسترده اى از سوى توده مردم مواجه شده است. تب خريد كتب و نوشت افزار درسى به اوج بوده و كار و كسب كتاب و نوشت افزار فروشان، سكه سكه! حتى گفته مى شود كه اين گونه مراكز در روز آدينه نيز باز بوده و آماده خدمت رسانى. توزيع كتب درسى از ۱۶ شهريور ماه ،۵۸ در كتاب فروشى هاى شهرستان ها و از ۲۶ شهريور در كتاب فروشى هاى تهران، آغاز مى شود. كتاب فروش هاى تهرانى براى جلوگيرى از ازدحام بيش از حد دانش آموزان كتاب ها را رو نكرده و بسيارى را در انبارهاى خود مخفى كردند. به نوشته جرايد، در اولين روز فروش كتاب هاى درسى اين تابلو پشت ويترين بسيارى از كتاب فروشى ها، جلب نظر مى كرده: «كتاب درسى نداريم»! گويا كتاب هاى درسى در اولين سال تحصيلى پس از انقلاب ،۵۷ همگى چاپ سال گذشته يعنى مهر ۵۷ بوده اند. با اين همه از وضع توزيع و انتشار كتب درسى رضايت چندانى وجود نداشته است. يكى از كتاب فروشى ها در اين رابطه به جرايد مى گويد: «اكثر كتاب هاى ارائه شده به كتاب فروشى ها ناقص است و دانش آموزى كه مى خواهد سرى كامل كتاب هايش را خريدارى كند بايد به چند كتاب فروشى سر بزند.» به گفته اين كتاب فروش «برخى از صفحات اين كتاب ها سفيد بوده و اغلب با فرم هاى وارونه چاپ شده و اكثراً نيز جلدهاى پاره داشته اند...»
كتب درسى سال ،۵۸ در ۸۷ ميليون جلد با ۵۶۵ عنوان، چاپ و توزيع شد. بر پايه آمار و ارقام منتشره در هزار و هشتصد و دهمين شماره روزنامه كيهان در بخش آموزش ابتدايى ۴۲ ميليون جلد در اختيار دانش آموزان قرار گرفته كه از اين تعداد، ۲۰ ميليون جلد كتاب رياضى و تعليمات دينى و هنر از سال قبل (سال ۵۷) وجود داشته است. متن كتب درسى كه صرفاً علمى بود در سال ،۵۸ هيچ تغييرى نكرده ولى از ۲۲ ميليون جلد كتب باقى مانده دبستانى ۱۰ ميليون جلد دوباره تاليف شد. در دوره راهنمايى نيز ۲۷ ميليون جلد كتاب توزيع و در دوره متوسطه، ۱۵ ميليون جلد منتشر شد. در اولين اقدام پيرو سياست هاى جديد، آن هنگام كه هنوز قانون حجاب اجبارى وضع نشده بود، رنگ زرشكى از روپوش مدارس حذف مى شود. گفته اند كه به رغم برخى تبليغات در خصوص چگونگى انتخاب نوع پوشش براى شاگردان مدرسه اى و كوچولوهاى پرجنب و جوش مغازه هاى روپوش فروشى اوضاع كسادى را مى گذرانده اند. روپوش هاى دخترانه سال ،۵۸ مانند سال هاى پيش از آن به صورت سارافون هاى سرمه اى و قهوه اى و خاكسترى با بلوزهايى به رنگ هاى روشن، زرد، سبز و نارنجى براى استفاده عرضه شده است. با اين همه اغلب مدارس دخترانه رنگ هاى سرد و تيره را مدنظر قرار مى دهند و حتى تعدادى از مدارس براى دختران دانش آموز خود، روپوش و روسرى اسلامى در نظر مى گيرند. اولين لباس اسلامى براى دانش آموزان پس از بهمن ،۵۷ شامل «شلوار و روپوش گشاد و روسرى بزرگ» بود.از ميان معدود اين مدارس مى توان به نام دبيرستان هاى «دوشيزگان» و «نرگس» اشاره كرد. مدارسى كه روپوش و روسرى اسلامى را براى دانش آموزان خود رسماً الزامى اعلام مى كنند. قيمت يك سارافون دانش آموزى، البته از نوع ارزان آن در سال ،۵۸ ۶۰ تومان بوده است و البته اين همه تنها مربوط به دختران دانش آموز نبوده و شامل حال پسران دانش آموز نيز شد. رنگ ها براى روپوش پسران نيز همچنان به تيره ميل كرد. رنگ هاى روپوش هاى پسرانه آبى، سرمه اى و قهوه اى شد. زنگ ها براى نخستين روز تحصيلى پس از انقلاب به صدا در مى آيد. گام ها استوار مى شود. نزديك به ۱۰ ميليون دانش آموز عزم حركت مى كنند و نيز دانشجويان كهن بوم و بر كه ماه هايى پيش آزادى و عدالت را در خيابان ها فرياد مى كردند... بنيان گذار جمهورى اسلامى در نخستين روز سال تحصيلى با ذكر بياناتى صريحاً اعلام مى كنند گروه هايى ممكن است در كار دانشگاه ها و مدارس اخلال كنند. مهدى بازرگان از دانشجويان مى خواهد كه به جديت درس بخوانند. دكتر محمد ملكى، نخستين سرپرست دانشگاه تهران (سرپرست موقت پس از انقلاب) در آن هنگامه، اعلام مى كند بيان عقيده در دانشگاه ها براى همه گروه هاى سياسى آزاد است. سال تحصيلى ،۵۸ آغاز مى شود. پسران راهى مدرسه در كوچه و خيابان، دختران آن سوتر. تصاوير مشهور جرايد در اول مهر ماه ،۵۸ دخترانى را نشان مى دهد كه روپوش بر تن دارند و گره روسرى بزرگشان جثه كوچك آنها را پوشانده است.