موارد مستند نقض فاحش حقوق بشر و آزاديهاي اساسي توسط " حكومت جمهوري اسلامي" در ايران

بيننده گرامي اين بخش در حال باز گذاري ميباشد

براي بازديد از نمايشگاه عكس و فيلم بر روي لوگو زير كليك فرمائيد

یکشنبه 21 خرداد 1385

نشست مطبوعاتي گزارش انجمن درباره وضعيت زندان‌هاي كشور در سال 84

رييس، نايب رييس و سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان در يك نشست مطبوعاتي به ارايه گزارش سالانه انجمن دفاع از حقوق زندانيان درباره وضعيت زندان‌هاي كشور در سال 84 پرداختند.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عمادالدين باقي، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ابتداي اين نشست با بيان اينكه گزارش ارايه شده درباره وضعيت زندان‌ها نه تنها اولين كار انجمن بلكه اولين تجربه در ايران است اظهار داشت: اولين بار است كه يك نهاد غير دولتي در مورد زندان‌ها نظارت و ديدباني انجام مي‌دهد. يكي از ضمانت‌هاي اجرايي رعايت حقوق بشر در همه جاي دنيا ديدباني و انتشار گزارش است كه در جاي جاي دنيا موثر واقع شده است.

رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: اقدامات مختلفي از سوي نهاد‌هاي داخلي و خارجي در اين رابطه صورت گرفته است ولي شكل و محتوايي متفاوت از اقدام انجمن بوده است. در اين گزارش اصل را بر مستند بودن قرار داده‌ايم كه بر اساس آن در همه جا محكمه پسند باشد و از گزارش‌هايي استفاده شده كه مي‌توان به آنان اتكا كرد.

باقي، با تاكيد بر اينكه اولين كار انجمن ديده‌باني در سراسر كشور است، ادامه داد: گزارش‌هاي ديگري نيز در رابطه با وضعيت زندان‌ها و حقوق زندانيان مورد بررسي قرار گرفته كه در مواردي به آنها توجه و در مواردي از آنها استفاده نشده است. گزارش مورد نظر از ارديبهشت 84 تا ارديبهشت 85 تهيه شده است و مواردي چون روزنامه‌ي ايران، رويداد‌ها در آذربايجان و موضوع بازداشت جهانبگلو در آن ارايه نشده است.

وي، با اشاره به مشكلاتي در تهيه اين گزارش اظهار داشت: اميدواريم از اين به بعد زندانيان، خانواده زندانيان، وكلا و حتي پزشكان در زندان در صورت آگاهي از اقدامات نهاد‌هايي چون انجمن و آشنايي با نظارت آنها انگيزه پيدا كرده و اطلاعات و گزارش‌هاي خود را در اختيار ما براي انعكاس قرار دهند. اين گفته بدين معنا نيست كه ما در تهيه گزارش از هر منبعي استفاده مي‌كنيم زيرا كه يك نهاد مدني براي حفظ خود بايد اعتبار خود را حفظ كند و ما در استفاده از گزارش‌هاي معتبر، دقت كافي را مبذول داشته‌ايم.

باقي، خاطر نشان كرد: درخواست ما اين است كه خانواده‌ي زندانيان، وكلا و پزشكان در ارايه گفته‌هاي خود اصل دقت، امانت و سنديت و صحت را كه مد نظر ماست، رعايت كنند و موارد نقض حقوق زندانيان كاهش يابد و در اين مورد مي‌توان ادعا كرد كه اگر وظيفه ديده‌باني و نظارت به خوبي انجام شود، موارد نقض حقوق بشر كاهش پيدا مي‌كند.

رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان با بيان اينكه اگر اجازه بدهند نظارت باشد و نهاد‌هاي غير دولتي از زندان‌ها بازديد كنند، جلوي بسياري از شبهات گرفته مي‌شود، خاطر نشان كرد: اين امر باعث مي‌شود كه افكار عمومي چه در داخل و چه در خارج از كشور به گزارش‌هاي دستگاه قضايي اعتماد كنند و حكومت نيز در رابطه با رفتار خود راهي جز اين ندارد كه نهاد‌هاي غيردولتي وظيفه نظارتي خود را انجام دهند.

باقي با اشاره به اينكه تاخير در انتشار گزارش از اهميت و ارزش آن نمي‌كاهد، بيان كرد: كميته رفاهي، بهداشتي انجمن دفاع از حقوق زندانيان در جمع آوري اين گزارش زحمات زيادي را متحمل شده و گزارش مقدماتي را تهيه كرد. گزارش ارايه شده در دو زبان فارسي و انگليسي منتشر شده و اميدواريم در سال‌هاي آينده به دو زبان عربي و فرانسه نيز منتشر شود.

فريده غيرت، نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ادامه با بيان اينكه از بدو تاسيس اين انجمن تلاش ما در جهت اعتماد سازي در جامعه بوده است، گفت: در اين مورد دو ديدگاه بسيار مهم است؛ نخست در مقابل دولت كه گفته مي‌شود ما در تعامل با شما هستيم و مي‌خواهيم وظيفه يك NGO را انجام دهيم زيرا جامعه ما با انجمن‌ها بيگانه هستند و تصور مي‌شود اگر تشكل غير دولتي ايجاد مي‌شود براي خرده‌گيري از نظام است كه هدف ما به هيچ وجه اين نيست.

وي خاطر نشان كرد: ديدگاه ديگر اعتمادسازي در برابر مردم است. تلاش ما اين بوده كه اين ايده را در ميان افكار عمومي جا بياندازيم كه نه دولتي هستيم و نه معارض مردم، بلكه مي‌خواهيم نقش يك انجمن را ايفا كنيم.

غيرت با اشاره به برگزاري سمينار‌هاي مختلف و نتايج مثبت آن از سوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان بيان كرد:‌ گزارش سالانه انجمن درباره وضعيت زندان‌هاي كشور در سال 84 مستند است و دقت در مورد منبع مورد استفاده و صحت و سقم گزارش‌هاي مختلف ارايه شده صورت گرفته است.

نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، مواردي را كه در گزارش از وضعيت زندان‌هاي كشور در سال 84 ارايه شده را چنين عنوان كرد: نخست وضعيت بازداشت‌هاست. در اين مدت مواردي از بازداشت‌هاي بدون احضار مشاهده شده است، از جمله احسان كمالي كه بدون رعايت ضوابط قانوني بازداشت شد. طولاني بودن دوران بازداشت در زندان‌ها مورد ديگري است كه در اين گزارش ارايه شده است و نگهداري عبدالفتاح سلطاني به مدت هفت ماه به صورت انفرادي، نمونه‌ي بارز اين امر است.

غيرت ادامه داد: عدم حضور وكيل، بند ديگر در گزارش ارايه شده است زيرا حضور وكيل در مراحل اوليه پس از دستگيري تا تحقيقات مقدماتي بسيار موثر است كه تبصره موجود در ماده 128 قانون آيين دادرسي كيفري مجموعا مورد اعتراض قرار گرفت. رفتار با زندانيان مورد ديگر ارائه شده در گزارش است زيرا برخي از زندانيان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و در بازجويي از چشم بند و رو به ديوار بودن استفاده مي‌شود. بيان اين موارد به اين علت است كه زنداني چه سياسي و چه غير سياسي حقوقش براي ما مهم است.

وي افزود: عدم تفكيك زندان‌ها از نظر نوع جرايم نيز در اين رابطه بسيار مهم است و به طور مثال گزارش شده زندان‌ها در مشهد مطابق با استاندارد‌هاي جهان است اما نگهداري زندانيان در آنجا منطبق با زندان‌هاي جهان نيست كه اين امر عواقبي به همراه دارد.

نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان با تاكيد بر اينكه دسترسي ما به زندان زنان بسيار مشكل است خاطر نشان كرد: اينجانب چندين بار از زندان اوين بازديد داشته‌ام اما هنگامي كه به بخش زنان زندان رسيديم با مشكلات بسياري مواجه شديم. وي گفت كه تاكنون به انجمن اجازه‌اي براي بازديد از بخش زنان زندان‌ها داده نشده است.

در اين هنگام، صالح نيك‌بخت سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: بر اساس محدوديت‌هايي كه در آيين نامه‌ي زندان‌هاست، بازديد از زندان زنان داراي شرايطي است، در حالي كه انجمن نبايد شامل اين موارد شود.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ادامه‌ي نشست خبري اين انجمن كه در روز شنبه 20 خرداد برگزار شد، با بيان انتقاداتي از عدم رعايت بهداشت در برخي از زندان‌ها و ابراز اين نظر كه حداقل امكانات در زندان‌هايي چون بندر عباس و ميناب وجود ندارد؛ ادامه داد: در مورد مساله غذا نيز تفاوت‌هايي وجود دارد. امكان دسترسي زندانيان به مواد مخدر و استفاده آنان زياد است و اين موارد راحت وارد زندان مي‌شود.


وي، با اشاره به افرادي كه زندانيان سياسي مي‌خواند، افزود: متاسفانه در مواردي مشاهده شده كه با اين افراد رفتار مناسبي نمي‌شود.


به گزارش ايسنا عمادالدين باقي، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ادامه گفت: يك سوم پرونده‌هاي انجمن كه حدود 140 پرونده است داراي موضوعي سياسي و دو سوم نيز شامل ديگر موارد مي‌شود.


وي با اشاره به كساني كه زندانيان سياسي مي‌خواند، گفت:‌ اين افراد دو گروه هستند. نخست آنان كه با اقدامات مسلحانه مرتبط ومتهم به بمب گذاري و ترور هستند و ديگر كساني كه به ادعاي باقي زندانيان سياسي عقيدتي هستند كه اقدامات خشونت آميز نكرده‌اند.


وي با بيان اين كه تعداد زندانيان دسته‌ي اول در كل كشور از 200 تا 250 نفر تجاوز نمي‌كند، مجموع زندانيان گروه ديگر در كل كشور را تقريبا 40 نفر دانست كه حدود يك چهارم آنها در مرخصي‌هاي طولاني مدت به سر مي‌برند.


وي، در ادامه، با اشاره به ميزان وثيقه اظهار داشت:‌ در قانون، وثيقه مطرح شده و زنداني وثيقه را در مقابل بازداشت ارايه مي‌دهد؛ در مواردي مشاهده شده كه وثيقه املاك در چنين مواردي بلاتكليف مانده است؛ همچنين عدم تناسب وثيقه با نوع اتهام نيز از موارد بسيار مهم در گزارش ارايه شده انجمن است.


به گزارش ايسنا در ادامه‌ي اين نشست خبري، سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان اظهار داشت: در مواردي وثيقه‌هاي ملكي براي مرخصي ارايه شده كه پس از پايان مرخصي گزارشاتي مبني بر بازگردانده نشدن آن ها وجود دارد.


باقي با بيان اين كه افرادي هستند كه در وقايع 18 تير دستگير شده‌اند و در آن موقع دانشجو نبودند، ادعا كرد كه در اين مورد اختلافاتي در دستگاه قضايي وجود داشت و افزود: يكي از مشكلات اين است كه در مواردي رسانه‌ها و مردم در انتظار مي‌مانند و پاسخ شفافي در مورد موضوع مورد نظر ارايه نمي‌شود.


رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: يكي از اشكالات اين است كه عده‌اي از افراد در خارج از زندان به سر مي‌برند ولي هزينه زنداني بودن آنان پرداخت مي‌شود.


عماد‌الدين باقي در پاسخ به سوالي درباره‌ي ارزيابي انجمن درباره‌ي استاندارد بودن زندان‌ها گفت:‌ در بعضي از زندان‌ها اقدامات استاندارد‌سازي موفقيت‌آميز بوده مانند زندان كرمان. زندان اوين نيز در دو سه سال اخير به سمت استاندارد‌سازي حركت كرده است ولي در شهر‌هاي كوچك و برخي استان‌ها زندان‌هايي وجود دارد كه با استاندارد‌هاي جهاني فاصله دارد و از لحاظ امكانات درماني و بهداشتي داراي عقب‌ماندگي است.


فريده غيرت، نايب رييس انجمن در مورد تعامل با قوه قضاييه اظهار داشت: دستگاه قضايي متوجه شده كه ما مي‌خواهيم چه نقشي را بر عهده داشته باشيم. يكي از اقدامات ما تهيه نامه و بيانيه‌ها در مورد زندانيان است كه تاكنون در مورد 34 زنداني بيانيه صادر كرده‌ايم.


وي گفت: بيانيه‌اي كه در مورد عبدالفتاح سلطاني از سوي انجمن به رييس قوه قضاييه ارايه شد تنها نامه‌اي است كه از سوي رياست قوه دستور تعقيب و اجرا داده شد و اين براي ما مهم است.


عماد‌الدين باقي در اين مورد افزود:‌ بخشي از دستگاه قضايي براي ارايه فعاليت خوب به نهاد كمك مي‌كنند و بخشي نيز ميانه‌ي خوبي با انجمن ندارند. رييس قوه قضاييه درباره چهار نامه‌ي انجمن دستور پيگيري داد ولي پس از آن افراد و مسوولان ديگر مساله را پيگيري نكردند.


صالح نيك‌بخت، سخنگوي انجمن نيز افزود: به اعتقاد ما رياست قوه قضاييه اهتمام زيادي در راس دستگاه قضايي به اين گونه مسايل دارند و اميدواريم اين امر به بدنه قوه نيز جريان يابد.


وي اظهار داشت: اكنون قانون آزادي مشروع و حقوق شهروندي وجود دارد كه بنا به دستور رياست قوه قضاييه به تصويب رسيده است، ‌در آيين‌نامه مربوطه و هيات‌هايي كه در سطح همه استان‌ها در اجراي بند 4 و 5 آيين نامه وجود دارد قرار شده هياتي براي نظارت بر اجراي آن قانون تشكيل شود. اين هيات مكلف شده يك سلسله پرسشنامه در سطح استان‌ها تنظيم كند و در نهاد‌هاي داخل قوه قضاييه از جمله دادگاه‌ها، دادسرا و زندان‌ها عملي و اجرا شود.


سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: نخست بحث عدم بازجويي به شكل دست و يا پا بسته است كه اين موضوع در بعضي از زندان‌ها اجرا مي‌شود. دوم بحث بازداشت موقت طولاني است؛ ‌اين موضوع متاسفانه با برداشت‌هاي متفاوت و سليقه‌يي قضات تحقيق به صورت وسيعي در آمده است. در حالي كه قانون گذار در اين مورد حد و مرز مشخصي را پيش بيني كرده است.


نيك‌بخت در مورد تبصره ذيل ماده 128 قانون آيين دادسري كيفري ايران گفت: در مورد اين ماده كميسيون حقوق بشر اسلامي، كانون وكلاي دادگستري مركز و دانشگاه‌ها، سمينار‌هايي را تشكيل داده‌اند و مساله‌ي مداخله وكيل در دادسرا‌ها از ابتدا و به رسميت شناختن حق دفاع وكيل از بدو دستگيري تا پايان محاكمه مطرح شده است.


وي افزود: بر اساس قوانين وكيل نمي‌تواند در تحقيقات شركت كند و تنها به او اجازه داده شده كه در كنار متهم باشد.


سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: يكي از مشكلات زندانيان نگهداري و تبعيد آنان در نقاط دور از خانواده آنان است.


وي، با بيان اينكه انجمن دفاع از حقوق زندانيان انجمني غير سياسي و غير انتفاعي است، گفت: آن‌طور كه بايد و شايد تعامل مناسبي با انجمن نمي‌شود در حالي كه انجمن خواهان تعامل مثبت چه در جرايم سياسي و چه در جرايم عادي است و ما هرگز از اتهام زندانيان دفاع نمي‌كنيم.


نيك‌بخت گفت: از وكلاي دادگستري و همكاران وكيل در استان‌ها تقاضا مي‌كنيم با توجه به آنكه هيچ گونه كار سياسي انجام نمي‌دهيم ما را در رسيدن به اهداف كمك كنند زيرا امكانات ما براي رفتن به نقاط دور بسيار محدود است.


وي با تشكر از كليه مقامات قضايي كشور گفت: تقاضا مي‌كنيم كه مقامات قضايي، ما را در جهت حمايت از زندانيان و حقوق آنها كمك كنند و به درخواست‌هاي ما توجه كنند. در سال گذشته به شهادت امور موجود بيش از صد مورد خدمات حقوقي به عنوان وكالت به افراد مختلف چه سياسي و چه غير سياسي از لحاظ انتخاب وكيل يا معرفي مشاوره براي آنها و راهنمايي آنها معرفي كرده‌ايم.


نيك‌بخت در پاسخ به سوالي درباره اقدامات انجمن دفاع از حقوق زندانيان در مورد رامين جهانبگلو گفت: از همان ابتداي دستگيري انجمن در پي فعاليت‌ها و اقداماتي براي وي بوده است و از سوي انجمن نامه‌اي تهيه شده كه تقديم وزارت اطلاعات خواهد شد و ما بدون مداخله در امر اتهام فقط در جهت حفظ حقوق زنداني از هر صنفي كه باشد اقدامات خود را انجام خواهيم داد.


نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان با بيان اينكه در جامعه ما زندان و زنداني فراموش شده هستند، افزود: در دستگاه قضايي نيز افرادي كه داراي تفكرات نو انديش هستند تصميم گرفته‌اند كه تغييراتي در نگرش و بعد از آن در عمل در اين مورد قائل شوند كه ما متوجه شديم كه دستگاه قضايي در اين مورد دچار تحول شده است.


وي در ادامه گفت: در مواردي مشاهده شده كه اگر اطفال مرتكب جرمي شوند، آنها را نگهداري مي‌كنند تا به سن 18 سال برسند و حكم را نسبت به آنان اجرا كنند.


نيك‌بخت در اين رابطه افزود: يكي از مواردي كه انجمن قصد دارد بيشتر از گذشته در مورد آن اقدام كند وضعيت زنداني افراد كمتر از 18 سال است؛ در اين راستا براي كمك به دستگاه قضايي و جلوگيري از اينكه هر از چند گاه يك بار مساله زنداني شدن و به طبع آن بازداشت و اعدام افراد كمتر از 18 سال مطرح شود، قصد داريم هماهنگي‌هاي بيشتري شود و در مواردي نيز كه امكان دارد رضايت شاكيان جلب شود و حتي در مواردي كه جزو موارد تاميني است اين اقدام به زندان‌هاي مناسب سپرده شود تا حوادثي كه پيش از اين اتفاق مي‌افتاد تكرار نشود.

 

**********************************

 

بارها در تلویزیون دیده ایم که متهمان دستگیر شده از طریق رسانه ملی به مردم معرفی و چهره آنها به نمایش گذاشته میشود . دادستان عمومی تهران با خلق واژگان اراذل و اوباش در ترمینولوژی حقوق ، دستور برخورد شدید با این متهمان را میدهد و یا بدتر از آن متهمان را با غل و زنجیر بر دست و پا و کلاهی بر سر ، در خیابانها به نمایش گذاشته و رهگذران نیز از آزار و اذیت آنها خودداری نکرده و اشیایی را بسوی آنها پرتاب میکنند حال ببینیم پایگاه این اعمال از منظر علم و قانون چیست ؟ بدیگر سخن قضات و نیروهای انتظامی و رسانه ملی این اعمال را با توجیه کدام قانون و منطق علمی انجام میدهند .

الف ) بررسی مواد و اصول قانونی : به استناد اصل 39 قانون اساسی ( هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر ، بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است )

بر طبق ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر ( تمام افراد بشر آزاد و با شأن و حقوق برابر به دنیا می آیند همه از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و باید نسبت به یکدیگر با روحیه برادرانه رفتار کنند ) و به استناد ماده 5 اعلامیه مرقوم ( هیچکس را نباید تحت شکنجه یا رفتار یا کیفر ظالمانه ، غیر انسانی یا تحقیر آمیز قرار داد ) و برابر ماده 10 اعلامیه فوق ( هرکس در تعیین حقوق و تعهدات خویش و هر گونه اتهام جزائی که به او وارد شود با مساوات کامل حق برخورداری از دادرسی منصفانه و علنی را در دادگاه مستقل و بیطرف دارد ) بر طبق ماده 11 اعلامیه مرقوم ( هر کس که متهم به ارتکاب جرمی شود حق دارد که بیگناه فرض شود مگر آنکه طبق قانون در دادگاه علنی که در آن ضمانتهای لازم برای دفاع او در اختیارش باشد ، مجرم شناخته شود )

به استناد ماده 570 قانون مجازات اسلامی ( هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهادها و دستگاههای حکومتی که برخلاف قانون آزدی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی محروم نماید علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم میگردد برابر ماده 578 قانون مارالذکر ( هر یک از مستخدمین و مامورین قضایی یا غیرقضایی دولت برای اینکه متهمی را مجبور به اقرار کند او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم میگردد چنانچه کسی در این خصوص دستور داده باشد فقط دستور دهنده به مجازات حبس مذکور محکوم خواهد شد و اگر متهم بواسطه اذیت و آزار فوت کند مباشر مجازات قاتل و آمر مجازات آمر قتل را خواهد داشت )

بر طبق ماده 579 قانون فوق ( چنانچه هر یک از مامورین دولتی محکومی را سخت تر از مجازاتی که مورد حکم است مجازات کند یا مجازاتی کند که مورد حکم نبوده است به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم میگردد  و چنانچه این عمل به دستور فرد دیگری انجام شود فقط آمر به مجازات مذکور محکوم میشود و چنانچه این عمل موجب قصاص یا دیه باشد به مجازات آن نیز محکوم میگردد و اگر اقدام مزبور متضمن جرم دیگری نیز باشد مجازات همان جرم حسب مورد نسبت به مباشر یا آمر اجراء خواهد شد ) به استناد تبصره یک ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری ( منظور از علنی بودن محاکمه ، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در دادگاه میباشد لکن انتشار آن در رسانه های گروهی قبل از قطعی شدن  حکم ، مجاز نخواهد بود و متخلف از این تبصره به مجازات مفتری  محکوم میشود )

با ذکر مواد و اصول قانونی فوق روشن گردید که اعمال ارتکابی بشرحی که در مقدمه این مقاله بیان گردید غیر قانونی و بعضا جرم نیز میباشد . بد نیست این موضوع نیز مورد بررسی قرار گیرد که آیا قضات حق دارند اعمال فوق را مورد حکم قرار داده و دستور اجرای آن را بدهند ؟ گر چه چنین حقی به قضات داده نشده و بر طبق ماده 2 قانون مجازات اسلامی اصل قانونی  بودن جرم و مجازات به رسمیت شناخته شده و نمیتوان اعمال مردمی را که قانونگزار آنرا جرم نشناخته برای آن مجازات تعیین نکرده مورد مذمت و سرزنش قرار داد و اعمال زاید بر مجازات قانونی خلاف قانون و بعضا جرم میباشد لذا قطعا قضات حق ندارند چنین اعمال خلافی را مورد حکم قرار دهند .

چه آنکه به استناد ماده 12 قانون مجازات اسلامی ( مجازاتهای مقرر در این قانون پنج است : 1-  حدود 2- قصاص 3- دیات 4- تعزیرات 5- مجازاتهای بازدارنده ) ماده 13 ، حد به مجازاتی گفته میشود که نوع و میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده است این مجازاتها در کتاب حدود از ماده 63 قانون مجازات اسلامی لغایت ماده 203 قانون مرقوم به تفصیل تشریح گردیده است .

ماده 14 قصاص : کیفری است که جانی به آن محکوم میشود و باید با جنایت او برابر باشد . موضوع قصاص طی مواد 204 لغایت ماده 293 قانون مجازات اسلامی بیان شده است .

ماده 15 دیه : مالی است که از طرف شارع  برای جنایت تعیین شده است این مجازات از ماده 294 لغایت ماده 497 قانون مجازات اسلامی بیان شده است .

ماده 16 تعزیر : تادیب و عقوبتی است که نوع و مقدار آن در شرع تعیین نشده و به نظر حاکم واگذار شده است از قبیل حبس و جزای نقدی و شلاق که میزان شلاق بایستی از مقدار حد کمتر باشد با این وجود قانونگزار اسلامی جهت جلوگیری از تخطی و تخلف قضات و نیروهای انتظامی تعیین تعزیرات را بعهده حاکم نگذاشته بلکه بطور دقیق برای اعمال مجرمانه متهمان مجازاتهای متفاوتی را در نظر گرفته و طی مواد 498 لغایت 729 قانون مجازات اسلامی مورد تصویب قانونگزار قرار گرفته و قسمتی از آن در مقررات جزایی از قبل از انقلاب وجود داشته است .

ماده 17 مجازاتهای بازدارنده : تادیب یا عقوبتی است که از طرف حکومت بمنظور حفظ نظم و مراعات مصلحت اجتماع در قبال تخلف از مقررات و نظامات حکومتی تعیین میگردد از قبیل حبس ، جزای نقدی ، تعطیلی محل کسب ، لغو پروانه و محرومیت از حقوق اجتماعی و اقامت در نقطه یا نقاط معین و منع از اقامت در نقطه یا نقاط معین و مانند آن ، به موجب این ماده قسمتی از مبحث تعزیرات و قوانین جزائی دیگر که قبل از انقلاب تصویب گردیده ، از جمله مجازات بازدارنده میباشند . به استناد ماده 19 قانون مجازات اسلامی ( دادگاه میتواند کسی را که به علت ارتکاب جرم عمدی به تعزیر یا مجازات بازدارنده محکوم کرده است به عنوان تتمیم حکم تعزیری یا بازدارنده مدتی از حقوق اجتماعی محروم و نیز از اقامت در نقطه یا نقاط معین ممنوع یا به اقامت در محل معین مجبور نماید )

بر طبق ماده 20 قانون مرقوم ( محرومیت از بعض یا همه حقوق اجتماعی و اقامت اجباری در نقطه معین یا ممنوعیت از اقامت در محل معین باید متناسب با جرم و خصوصیات مجرم در مدت معین باشد و در صورتی که محکوم به تبعید یا اقامت اجباری در نقطه ای یا ممنوعیت از اقامت در نقطه معین ، در راستای اجرای حکم ، محل را ترک کند و یا به نقطه ممنوعه بازگردد ، دادگاه میتواند با پیشنهاد دادسرای مجری حکم ، مجازات مذکور را تبدیل به جزای نقدی و یا زندان نماید . )

به استناد ماده 21 قانون مرقوم ( ترتیب اجرای احکام جزایی و کیفیت زندانی به نحوی است که قانون آیین دادرسی کیفری و سایر قوانین و مقررات تعیین مینماید )

هیچیک از قوانین آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی و آئین نامه اجرای احکام کیفری ، اعمال خلاف فوق را بیان و تائید نکرده ، و حتی قضات و مامورین حق ندارند مجازاتی زاید بر مجازات مورد حکم در حق محکوم اعمال  نموده ، والا خود مرتکب جرم شده اند ( مواد 570 -  578 – 579 قانون مجازات اسلامی )

پس معلوم گردید آنچه قضات میتوانند بعنوان تتمیم مجازات در مورد متهمان معمول و مجری دارند ، صرف اقامت اجباری در محل و منع اقامت در محل دیگر و یا محرومیت از حق کسب و پیشه و رانندگی و لغو پروانه کسب و یا گواهینامه و انتقال آن بوده و این اعمال شبیه به اعمال خلاف قانونی را که در مقدمه بیان داشتیم نمیباشد ، اما باید نظری به ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی نیز انداخته و سپس حکم موضوع را بیان داریم .

ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی ( محکومیت قطعی کیفری در جرایم عمدی بشرح ذیل ، محکوم علیه را از حقوق اجتماعی محروم مینماید و پس از انقضای مدت تعیین شده و اجرای حکم رفع اثر میگردد )

1- محکومان به قطع عضو در جرایم مشمول حد ، پنج سال پس از اجرای حکم

2- محکومان به شلاق درجرایم مشمول حد ، یکسال پس از اجرای حکم

3- محکومان به حبس تعزیری بیش از سه سال ، دو سال پس از اجرای حکم

تبصره 1- حقوق اجتماعی عبارتست از حقوقی که قانونگزار برای اتباع کشور جمهوری اسلامی و سایر افراد مقیم در قلمرو حاکمیت آن منظور نموده و سلب آن بموجب قانون یا حکم دادگاه صالح میباشد از قبیل

الف ) حق انتخاب شدن در مجالس شورای اسلامی ، خبرگان و عضویت در شورای نگهبان و انتخاب شدن به ریاست جمهوری .

ب ) عضویت در کلیه انجمنها و شوراها و جمعیتهایی که اعضای آن بموجب قانون انتخاب میشوند .

ج ) عضویت در هیاتهای  منصفه و امناء

د ) اشتغال به مشاغل آموزشی و روزنامه نگاری

ه ) استخدام در وزارتخانه ، سازمانهای دولتی ، شرکتها ، مؤسسات وابسته به دولت ، شهرداری ، مؤسسات مامور به خدمات عمومی ، ادارات مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان و نهادهای انقلابی

و ) وکالت دادگستری و تصدی دفاتر اسناد رسمی و ازدواج وطلاق و دفتریاری

ز ) انتخاب شدن به سمت داوری و کارشناسی در مراحل رسمی

ح ) استفاده از نشان و مدالهای دولتی و عناوین افتخاری

در تبصره های 2 و 3و 4و 5 قانون مرقوم نحوه زوال مجازاتهای تبعی بیان گردیده است .

نتیجه : لذا با بررسی قوانین فوق اطلاق الفاظ اراذل و اوباش به متهمان زندانی و پخش تصاویر متهمان از تلویزیون و گرداندن محکومان جزایی در معابر و شوارع و بدتر از آن با غل و زنجیر و کلاه شیپوری بر سر و هر نوع  تخویف و ترذیل و ترهیب  دیگر از اساس غیر قانونی و مجریان و مرتکبان این اعمال خود قابل تعقیب میباشند ( مواد 570 – 575 – 578 قانون مجازات اسلامی و تبصره 1 ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری و اصل 39 قانون اساسی در خصوص ممنوعیت هر گونه هتک حرمت زندانی ) ، حال که نظر قانونگزار در مورد حرمت قانونی اعمال فوق مشخص گردید باور داریم که با تصویب قانون مجازات عمومی مصوب 52 دوران مجازاتهای ترهیبی و ترذیلی و هر نوع  مجازات مخرب شخصیت منسوخ و عمل به آن غیر قانونی و جامعه را بطرف خشونت سوق خواهد  داد ، حال  باید ببینیم این اعمال با علم جامعه شناسی کیفری مطابقت داشته یا خیر و نیز از لحاظ تجربی مفید فایده بوده و یا به ضرر جامعه خواهد بود .

ب – اعمال ارتکابی از منظر علم : یکی از اهداف جامعه شناسی کیفری دستیابی به علت وقوع جرم بوده و معلوم دارد چه عواملی موثر در وقوع جرم میباشند ، تا پس از شناسایی این عوامل و رفع آن به اصلاح مجرم همت گمارد چه آنکه بقول " سن توماس داکن " باید مجرمان را شفا داد نه توبه و یا بقول بریسودو وارویل مجرم یک بیمار است یا یک نادان و باید او را شفا داد و آموخت و نباید او را خفه کرد . مجازات کردن بزهکار بدون توجه به امکان درمان او ، بمانند عمل کسی است که کودک بیمارش را زنده بگور میکند ، اگر قبول کنیم که مجرم عضو فاسدی نیست که باید قطع کرد و بدور انداخت ، لامحاله باید گفت مجرم یک بیمار بوده ، باید بیماریش را شناخت و با درمان از طریق داروی مناسب که ضرورتا مجازات نیست او را شفا بخشید ، چه آنکه عقل سلیم و منطبق باور نمیکند بیماری آپاندیست با داروی زخم معده درمان گردد . اگر چنین بلاهتی را مرتکب شویم باید با بیمار وداع نمود اجرای مجازات علیه مجرم عدم تناسب میان بیمار و درمان را بیان میکند . کسانیکه بعلت و عدم وقوف از چگونگی درمان جز به مجازات نمی اندیشند ، در حقیقت استفاده از داروی مسمومی نموده که بدرمان آن هیچ امیدی نیست . پرنس میگوید برای دردهای اجتماعی درمانهای اجتماعی لازمست . موریس پاتن میگوید اگر مایلیم جرم از میان برود باید کار دیگری جز مجازات و شکنجه کردن بدکاران را در پیش گیریم . عوامل موثر در جرم عبارتند از 1- فقر 2- جهل و بیسوادی و بیکاری 3- عوامل محیطی  4- عوامل خانوادگی 5- عوامل ژنتیکی 6- عوامل اجتماعی 7- عوامل طبیعی 8- عوامل فرهنگی 9- عوامل مذهبی 10 – عوامل سیاسی 11- عوامل زمانی 12- عوامل فردی از جمله عوامل اصلی و مهم و سایر عوامل مانند قوانین ستمگرانه و تبعیض آمیز ، نحوه رفتار با متهم در بازجویی و تحقیقات ، اجرای مجازات نامتناسب و رفتار نامتناسب افرادی که در زندگی روزمره تحت قدرت بیشتر توانسته اند متهم را مرعوب نمایند .

اجرای مجازات متهم و تخریب شخصیت وی ، انکار ، عوامل موثر در وقوع  جرم و کوبیدن بر طبل جهالتی است که محکوم را مجبور به سقوط در چاه بزهکاریها میسازد .

ژرژ ویدال بوسیله آمار ثابت میکند که آثار جرایم پس از اجرای مجازاتهای سنگین افزایش یافته ، در حالیکه پس از آزادیهای مشروط بطور قابل ملاحظه ای کاهش نشان داده است .

الن کی استاد تعلیم و تربیت در مورد مجازات و شدت عمل میگوید نرمش و ملایمت به مراتب با ارزش تر از خشونت و شدت عمل است . الکساندر واستب  در همین مورد میگوید شکنجه و مجازات ، قدرتهای اخلاقی بزهکاران را تضعیف و نیکی و خوشرفتاری باعث افزایش قدرت خودداری از دست زدن به اعمال ناشایست و مجرمانه میگردد .

فری  میگوید نباید روی عمل کیفری تکیه کرد و به مجازات اندیشید و شکنجه و خشونتهای مختلف را تحمیل کرد بلکه باید غیر عادی  بودن بزهکار را مشخص نمود و بدرجه ناسازگاری او پی برد . چه آنکه باید در صدد درمان او باشیم .

نگارنده در این سطور قصد ندارد عوامل موثر در وقوع جرم را مورد تحلیل دقیق قرار   دهد ، لذا بذکر بعضی نکات ضروری آن بسنده نمود ، حال در صورتیکه عوامل فوق را در وقوع جرم موثر بدانیم ، مجازات مجرم و اعمال شکنجه و خشونت در حق وی صرفنظر از آنکه تجویز داروی غیر موثر بوده با عدالت و انصاف نیز سازگاری ندارد . متاسفانه بقول دورکهایم قوانین جزایی دستور نمیدهد که باید به زندگی و حقوق دیگران احترام گذاشت بلکه فرمان میدهد قاتل باید کشته شود !! این را با شهامت باید اذعان  نماییم که اگر شکنجه ، عقوبت ، شلاق ، قطع دست و پا ، سوزاندن بدن ، داغ کردن و0000 اعمال مستحسن تلقی میگردند چرا این اعمال ممنوع و از مصادیق شکنجه محسوب گردید ؟ پس در قباحت و ناکارآمد بودن آن مجازاتها تردیدی نداریم تا جائیکه قانونگزار اصل برائت ، ممنوعیت شکنجه و آزار زندانی ، ممنوعیت هتک حرمت از او را پذیرفته و تا جایی پیش رفته که ارتکاب این اعمال را از طرف مسؤولین جرم و قابل تعقیب و مجازات شناخته   است .

 از طرفی هر گونه تخریب شخصیت محکوم ، ساختن انبار باروتی است که انفجار آن باعث تباهی افراد بیشماری میگردد . سال پیش طی مقالاتی هشدار دادم و اعدام محمد بیجه را مبارزه با معلول دانسته و نه علت  وقوع جرم ، خاطرمان هست که محمد بیجه از دوران کودکی در فقر و سختی بسر برده و بارها از طرف خانواده و جامعه مورد اذیت و آزار جسمی و روحی قرار گرفته ، به او تجاوز جنسی شده و در فقر و ذلت و بدبختی و استیصال     روزهای سختی را گذرانده بود تا تبدیل به آن شخصیت ضد اجتماعی شده که جامعه بغلط تصور میکرد اعدام او تنها راه صحیح مبارزه با بدکاریها میباشد در همان زمان گفتم هم اکنون در گوشه و کنار همین تهران دهها محمد بیجه مشغول آموزش بدکاریها بوده باید آنها را از ورطه گمراهی و ضلالت نجات داده و درمان نمود . این روزها محمد بیجه دیگر در حال محاکمه میباشد . امروز جرم شناسان دیگر به تنهایی بدنبال درمان بزهکار نبوده بلکه میگویند همیشه پیشگیری بهتر از شفا دادن است یعنی علاوه بر آنکه باید مجرم را مانند یک بیمار درمان نمود مسؤولین حکومتها موظفند با تمسک به راهکارهای علمی از وقوع جرم پیشگیری نمایند. در راستای این منطق علمی و انسانی بند 5 اصل 156 قانون اساسی میگوید ( اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین ) را از وظایف قوه قضاییه شناخته است اما چه میشود کرد که آن قاضی مشهور به استناد این اصل نجات بخش دست به توقیف روزنامه ها زده و صدها نفر را بیکار و در معرض لغرش و ابتلاء بجرم قرار میدهد و حال آنکه اعمال مجازاتهای نامتناسب در شان جامعه متمدن نبوده و اصلاح مجرم را هم در پی نخواهد داشت . اینگونه اعمال غیرقانونی و غیرعملی باد کاشتن در زمین مناسب بوده که قطعا طوفان بدنبال خواهد داشت .

ج – آیا این اعمال موجب افزایش یا کاهش جرایم میگردد : از طریق آزمایشهای کارگاهی و با تکیه به آمار و تحقیق از متهمان در کشورهای غربی معلوم گردیده مجازاتهای سنگین و هر گونه تخریب و تخدیش شخصیت مجرم موجب افزایش وقوع جرم ، و اعمال راهکارهای درمانی و مهر و محبت و بازپروری شخصیت مجرم موجب کاهش وقوع جرم خواهد بود چه آنکه به اثبات رسیده بزهکاری یک خصیصه ذاتی یا ناشی ازیک نهاد ناسازگار نامتعادل و یک موجود پلید و تبهکار و مسموم نبوده و مجرم با اراده آزاد و به دور از عوامل موثر در وقوع جرم به ارتکاب جرم نمی پردازد در جامعه ای سالم و مترقی مبارزه با مجرم بدون در نظر گرفتن عوامل موثر در وقوع  جرم مبارزه با معلول بوده و نه مبارزه با علت لذا در چنین جوامعی سعی میشود حتی المقدور عوامل فوق مرتفع و یا کاهش یافته و از طرفی با انتخاب راهکارهای علمی پیشگیرانه از وقوع جرم جلوگیری گردد .

مارک آنسل میگوید باید اعتراف کرد که اجتماع بطور دلخواه و مستبدانه بدون آنکه حقوق انسانی را رعایت کند از موجود مطرودی بنام بزهکار انتقام میگیرد . اعمال مجازات و تخدیش شخصیت مجرم مبارزه علیه مجرم است و نه جرم .

غربیها بخوبی عوامل موثر در وقوع جرم را بررسی و شناخته و با تصویب قوانین مختلف و مبارزه با علل وقوع جرم و تمسک به اعمال درمانی و پیشگیرانه آمار وقوع جرم را کاهش داده اند آنها بخوبی دریافته اند نمیشود سفره ای رنگین در برابر گرسنه ای گسترد و با تهدید به مجازات از او خواست که از اطعمه و اشربه آن سفره استفاده نکند .

 البته در ادبیات غنی فارسی و روایات مذهبی گاهی از این عوامل صحبت شده است

مانند ،

پیرمردی ز نزع  مینالید                                                        پیرزن صندلش همی مالید

و یا

اگر فقر از دری وارد شود ایمان از در دیگر خارج میشود .

گلی که تربیت از دست باغبان نگرفت                   اگر به چشمه خورشید هم رسد خودروست

سعدی میگوید اغلب تهیدستان دامن عصمت به معصیت  آلایند و گرسنگان نان ربایند .  

چون سگ درنده گوشت یافت نپرسد                                  کین شتر صالحست یا خر دجال

یک زندانی بسیار مشهور بین المللی میگوید جامعه بمن گفته شما یک بدکارید و من از شما متنفرم اجتماع بمن سیلی میزند و من واقعا مرد نیستم اگر بنوبه خود به او ضربه نزنم .

و زندانی دیگر گفته است در فضای زندان هم زندانیها دارای این احساس بودند که از عوامل زندانی شدن آنها انتقام بگیرند و این امر باعث افزایش جرم و خشونت میگردد .

در ایران بطور جدی هنوز باین امر پرداخته نشده و انعکاس و اثر مطلوبی در قوانین نداشته ، اما میتوان گفت مجازاتهای سنگین و غیرعادلانه و تخریب شخصیت مجرم ، زمین مساعدی برای  پرورش بذر خشونت و افزایش آمار اعمال تبهکارانه بدست میدهد فعلا سیاست عملی دادسرای تهران و مامورین انتظامی بشرحی است که در جراید منتشر میگردد این اعمال نه تنها نوید کاهش جرم و اصلاح شخصیت مجرم را نداده بلکه پرورش دهنده هزاران محمد بیجه در زمین مساعد و مستعد و جرم خیز تهران میباشد .

لذا بضرس  قاطع روشن گردید اطلاق الفاظ اراذل و اوباش به متهمان و نمایش آنها در سیما و گرداندن متهمان در خیابان که به قصد خوار و خفیف  کردن متهمان بوده عملی غیر قانونی ، غیر علمی  و از لحاظ عملی موجب افزایش جرم میگردد . امید آنکه قوه قضاییه با تهیه قوانین پیشگیرانه و درمانی و پرورش شخصیت مجرم از تخریب شخصیت آنها جلوگیری نموده و گام جدی و اصولی در جهت از بین بردن عوامل جرم زا برداشته و موجبات کاهش آمار جرم را فراهم نماید ، بکرات گفته ام و باور دارم که اسلام قصد ساختن و اصلاح مجرمین را دارد و نه انتقام از مجرم ، لذا اگر این موضوع  را باور داریم با حذف قوانین جرم زا زمینه تکریم و اصلاح مجرمین ، گام اول را در جهت کاهش خشونت و جرم برداریم .

 

 

 

آقای مجتبی سمیع نژاد دانشجوی وبلاگ نویس در تاریخ 10/8/83 توسط چهارنفر از مامورین دادسرای تهران در خانه بازداشت و کیس کامپیوتر و تعدادی کتاب و نوشته های او توقیف و به زندان تحویل میگردد ، مدت 88 روز در سلول انفرادی توام با بازجویی گذرانده و حسب اظهارات وی در دادگاه کیفری استان تحت شکنجه قرار گرفته و روزهای سختی را گذرانده تا بالاخره در تاریخ 8/11/83 با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد و به او گفته میشود اگر وکالت به خانم عبادی و آقای سیف زاده بدهی دوباره بازداشت خواهی شد ! بعد از آزادی بلافاصله با نامه ای که به کانون مدافعان نوشته بود به دفترم آمد و وکالت داد ، لذا در تاریخ 13/11/83 تلفنی احضار و پس از تفهیم اتهام مجدد به اتهام 1- توهین به امام خمینی و مقام رهبری ماده 514  2- اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق تبلیغ علیه نظام بوسیله شایعه پراکنی و انتشار مطالب خلاف واقع موضوع ماده 500  3- توهین به مقدسات اسلام و اهانت به مقررات نورانی اسلام موضوع ماده 513  4- نشر اکاذیب از طریق تشویش اذهان عمومی  5- برقراری رابطه نامشروع و تشویق به فحشاء و فساد ( عموم اتهامات فوق با عناوین معنون قانونی انطباق ندارد به خصوص آنکه اتهامات جدید بعد از سه ماه از زمان دستگیری تفهیم میشود و این عمده ترین دلیل بر ساختگی اتهامات جدید می باشد) و تشدید قرار به وثیقه 150 میلیون تومانی بازداشت و تاکنون در زندان به سر میبرد . بدنبال رسوایی اعمال خلاف قانون مامورین دادسرای تهران آقای شاهرودی کمیته ای متشکل از سه نفر تعیین و پرونده ها را از دادسرای تهران میگیرند . و سپس تمام وبلاگ نویسها آزاد میشوند . وکالتنامه تنظیمی را به مجتمع ارشاد نزد بازپرس شعبه دوم برده ، ایشان گفت نزد قاضی مقدس ریاست مجتمع بروید ، گفتم به ایشان چه ارتباطی دارد ، شما بازپرس شعبه هستید و قانونا نمیتوانید وکالتنامه را نگیرید ! گفت آقا بحث نکنید ، بروید نزد ایشان ، ناچار نزد ایشان رفتم ، که با چند نفر از اتاقش بیرون آمد ، گفت آقای سیف زاده شما بازداشت هستید ! گفتم چرا گفت زدن کراوات جرم است ! گفتم قانونش را بیاورید ، اگر جرم بود ، آنرا بازخواهم نمود ! رفت توی اتاق و فتوکپی نامه ای را مربوط به آقای خامنه ای آورد و نشانم داد ! گفتم ظاهرا اصل قانونی بودن جرم را قبول ندارید ! اصل قانونی بودن جرم در نظامهای حقوقی بدینجهت پذیرفته شده تا اراده فرد بر جامعه تحمیل نگردد ! اصل 36 قانون اساسی و ماده 2 قانون مجازات اسلامی آنرا به رسمیت شناخته ، شما میتوانید بگویید من قانون را قبول ندارم . گفت شما توقیف هستید و دستور توقیف مرا به افسری داد ، که مدتی در توقیف بوده و آزادم کردند و وکالت روی پرونده به اتفاق همکار محترم جناب آقای فریدون شامی گذاشتیم فشار به موکل جهت عزلم از وکالت فزونی یافت و آقای سمیع نژاد هم مقاومت میکرد با خانواده او صحبت کرده ، آنها زیر بار این فشار نرفته و مجتبی هم از زندان تماس میگرفت و بر ادامه وکالت اصرار و تاکید داشت .

لذا برای فشار و آزار و اذیت بیشتر برای موکل سه پرونده به شرح زیر ساختند :

1-   اتهام ارتداد : پرونده تشکیلی با قرارعدم صلاحیت بنفع دادگاه کیفری استان ارسال و به شعبه 78 دادگاه کیفری استان ارجاع گردید ، ریاست شعبه که روحانی باسواد و روشن ضمیر و انسانی بود ، پرونده را مسترد داشت و نوشت اولا بر طبق اصل قانونی بودن جرم ومجازات جرمی بنام ارتداد نداریم ثانیا اگر در جرمی اعتقاد به تعقیب دارند باید با صدور کیفرخواست  پرونده را به دادگاه صالح بفرستید ( قاضی مقدس و ابواب جمعی او این امور ابتدایی را که دانشجوی سال اول حقوق میداند را هم نمیدانستند و یا میدانند و قبول ندارند که آن بسیار بدتر است ) پرونده به شعبه دوم بازپرسی اعاده گردید . قاضی مقدس دوباره دست به کار شد وبدون احضار موکل و وکلاء در سطری که قبلا تفهیم اتهام به موکل کرده بود اتهام ساب النبی را داخل پرانتزی الحاق و کیفرخواست جدیدی به استناد ماده 513 قانون مجازات اسلامی تقاضای مجازات برای موکل نمود . ( توجه داشته باشیم مجازات ارتداد در مقررات شرعی و ساب النبی در شرع و قانون اگر ثابت شود اعدام  میباشد ) پرونده بکلاسه 83/6 در شعبه 78 تشکیل و وقت رسیدگی برای 31/3/84 ساعت ده صبح تعیین گردید در وقت مقرر در دادگاه حاضر شدیم ، نظر به اینکه در مجازات اعدام باید پنج قاضی حضور داشته باشند ، دادگاه با تاخیر تشکیل شد . هنگام ورود به دادگاه دیدیم علاوه بر نماینده دادستان ، مقدس معاون مرتضوی هم با پرونده ای در دادگاه حاضر شد و در گوشه ای نشست حضور ایشان با توجه به حضور نماینده دادستان قانونی نبود ، به این امر اعتراض داشتیم که مورد قبول واقع نشد . نماینده دادستان از کیفرخواست دفاع کرد . اتهامی که مجازات آن اعدام بود متکی بهیچ دلیل قانونی و محکمه پسندی نبود . ضمن آنکه چند لحظه قبل از شروع دادگاه مجتبی را با غل و زنجیر و دستبند و پای بند آورده بودند که به آن اعتراض کردیم رئیس دادگاه خطاب به مامور گفت این چه وضعی است اینها را باز کنید مقدس گفت نیروی انتظامی حرف ما را هم گوش نمیکند ما هم میگوییم اینکار خلاف قانون است ولی نیروی انتظامی دستور ما را اجراء نمیکند ؟ گفتم وای بحال جامعه ای که مامورین انتظامی دستور دادستان را اجراء نکنند !! مطمئن بودم که دروغ میگوید . بهرحال غل و زنجیر از دست و پای مجتبی برداشته شد و محاکمه ادامه یافت رئیس دادگاه خطاب به نماینده دادستان گفت شما که به اتهام ساب النبی تقاضای اعدام برای متهم نموده اید میتوانید ساب النبی را توضیح دهید ؟ نماینده دادستان و قاضی مقدس منتظر چنین صحنه ای نبودند دو نفر از مستشاران دادگاه بداد آنها رسیدند و گفتند دادگاه حق ندارد چنین مطلبی را از نماینده دادستان سئوال کند ! رئیس دادگاه بر سئوال خود استوار بود ، ناچار نماینده دادستان مطالب موهومی را سرهم کرد و تحویل دادگاه داد و گفت مقصود ماده 513 قانون مجازات اسلامی اهانت به امام زمان بوده ، که بحث قانونی و فقهی در گرفت . منهم اضافه کردم آقای رئیس دادگاه آن کلمات موهن و مصادیقش را هم از ایشان بخواهید ارائه نمایند ! این موضوع بیشتر قاضی مقدس و نماینده دادستان را مشوش و عصبانی نمود ، که قاضی مقدس با عصبانیت بلند شد و درب دادگاه را محکم به هم کوبید و از دادگاه خارج شد . پس از مباحثاتی دادگاه حدود ساعت 4 بعدازظهر بعنوان تنفس تعطیل و مجتبی را با خود بردند و وقت رسیدگی برای چهارشنبه 1/6/84 تعیین و به همه مامورین ابلاغ گردید . چهارشنبه وقت کمی به رسیدگی گذشت و وقت برای پنج شنبه 2/4/84 تعیین گردید ، که مقامات دادسرا با زندان تماس و میگویند سمیع نژاد را پنج شنبه به دادگاه نیاورید !!!؟ لذا وقت رسیدگی برای شنبه مورخ 4/4/84 تعیین گردید . وقت دفاع به وکلاء رسید برخاستم و شرح مفصلی از اعمال خلاف قانون و شرع دادسرا را بعرض دادگاه رساندم و اصول مربوطه در قانون اساسی و قانون آیین دادرسی کیفری و قانون احترام به حقوق شهروندی را تشریح نمودم . در هنگام تشریح قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر مرتب با تذکر مستشاران روبرو شده ، که رئیس دادگاه به آن وقعی نمیگذاشت تا بالاخره سه نفر ازمستشاران به دفاعیاتم معترض شده ، منهم با ناراحتی گفتم برای انسانی تقاضای اعدام شده حال اجازه دفاع مشروع و آزاد بما نمیدهید ! رئیس دادگاه متاثر شد و گفت جناب سیف زاده شما چرا ناراحت هستید ؟ گفتم آقای رئیس دادگاه ما در مورد جان انسانی صحبت میکنیم مگر میشود اینهمه ظلم و ستم را دید و سکوت کرد ؟! نماینده دادستان گفت وکیل محترم خطابه سیاسی خواندند . گفتم باعث تاسف است که استناد به قانون اساسی و قانون آیین دادرسی کیفری واعلامیه جهانی حقوق بشر به زعم حضرتعالی خطابه سیاسی است . نماینده دادستان گفت موکل شما ضمن اهانت به امام زمان منکر وجود ایشان نیز شده که اولا مصداقش را خواستم ارائه کند که شعری را ارائه کرد ثانیا قسمتی از وبلاگ موکل را از نویسنده ای تحت عنوان ( امام زمان میخواهی بیایی چه کنی ؟ ) نقل و مورد نقد موکل قرار گرفته تقدیم دادگاه نمود . رئیس دادگاه خطاب به نماینده دادستان گفت آقا پس شما مدعی هستید که ایشان به امام زمان توهین کرده و نیز وجود امام زمان را منکر شده که اولا یک میلیارد مسلمان اهل تسنن معتقد به امام زمان نیستند آیا اینها مشمول ارتداد و یا ساب النبی هستند ؟ و باید اعدام شوند ؟ ثانیا موضوع کیفرخواست فعلی فقط ساب النبی است و موضوع ارتداد منتفی شده . نماینده دادستان به تناقض گویی عجیبی افتاد دفاعیاتم تمام شد جناب آقای شامی همکار محترم موازین شرعی ساب النبی و ارتداد را بخوبی تشریح نموده و دفاعیات پایان پذیرفت . نماینده دادستان وقت خواست و سخنرانی غرایی علیه اینجانب بعرض دادگاه رساند خواستم پاسخ بگویم ، رئیس دادگاه موافق و مستشاران مخالف بودند ، گفتم آقای رئیس دادگاه نماینده محتمرم دادستان مطالب خلاف وکذبی را بعرض دادگاه رساند ، که عدل و قانون حکم میکند اظهارات ایشان پاسخ داده شود . گفتم بعد از اظهارات وکلای مدافع نماینده دادستان حق صحبت نداشت ، حال که به او اجازه دادید ، باید جهت ایجاد تعادل در دفاع و بیطرفی اجازه پاسخ بدهید که موافقت نشد ، دادگاه آماده اخذ آخرین دفاع گردید . آماده آخرین دفاع شدم و پشت میز خطابه قرار گرفتم که با اعتراض مستشاران روبرو شدم ! رئیس دادگاه موافق بود بالاخره با اجماعی که بین مستشاران ایجاد شد از ما خواستند یا یکی از وکلاء صحبت کند یا موکل ! چون راهی برایمان باقی نگذاشتند صلاح دیدیم که مجتبی صحبت کند . مجتبی شرح مبسوطی بعرض دادگاه رساند که در دوران دانش آموزی برنده بزرگترین جایزه فهم و درک نهج البلاغه شده و از اعمال خلاف شرع و قانون بازپرس و قاضی مقدس و بازجویان او پرده برداشت که دادگاه را بسیار تحت تاثیر قرار داد . سپس لایحه ای فورا تهیه و پاسخ اظهارات نماینده دادستان داده شده وبه استناد موازین قانونی و شرعی تقاضای برائت موکل را   نمودیم . دادگاه خاتمه پذیرفت و بعد از چند روز دادنامه برائت موکل از اتهان ساب النبی صادر و ابلاغ گردید .یکی از مستشاران بعد از ختم رسیدگی و قبل از صدور حکم مرا خواست و گفت شما از قضات با سواد ، و از حقوقدانان مطرح کشور هستید چرا اجازه میدهید چنین مطالبی در دادگاه گفته شود ، موکل را میآوردید معذرت میخواست و کار را تمام میکردید ! گفتم یعنی اینهمه اعمال خلاف شرع و قانون را ندیده میگرفتم و به موکلم خیانت میکردم !! وظیفه من دفاع از حق و قانون و حقوق موکلم میباشد ، و با مامورین و قضات متخلف مماشات نخواهم کرد . گفت کار ما ساده تر میشد گفتم شما وجدان خودتان را قاضی قرار دهید و با توجه به خدا وقانون و حق رای دهید و دادگاه را ترک  کردم . بر طبق دادنامه شماره 9 مورخ 12/4/84 در پرونده کلاسه 83/60 با توجه به دفاعیات وکلای وی و مجتبی سمیع نژاد و رعایت اصول حقوقی حکم برائت موکل صادر گردید . دادگاه معتقد بود نظر ببرائت مجتبی سمیع نژاد از مجازات حکم ساب النبی و ارتفاع موضوع ارتداد و برائت حکم اقدام علیه امنیت ، باید نامبرده آزاد شود ، لذا جهت آزادی فوری وی حکم برائتش به دادسرای ارشاد ، اعلام و با عصبانیت بازپرس و قاض مقدس روبرو گردید ! که چرا سمیع نژاد در دادگاه کیفری استان صحبت از شکنجه خود کرده ، لذا باید مجازات شدیدتری شده و آزاد نخواهد شد ، لذا فعالیتهای ما تا به امروز مثمر ثمر واقع نگردید .

2-   اتهام توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت ملی : دومین پرونده ای که برای مجتبی سمیع نژاد ساخته و به شعبه 13 دادگاه انقلاب ارسال گردید توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت ملی بود که تحت این عناوین کیفرخواستی علیه مجتبی سمیع نژاد از طرف قاضی مقدس صادر و به مرجع فوق ارسال گردید و بکلاسه 83/7515/ط/د  ثبت شعبه فوق گردید وقت رسیدگی برای 9 صبح مورخ 2/2/84 تعیین گردید چون دادگاههای انقلاب به استناد اصول 159 و 172 قانون اساسی از زمان تصویب قانون اساسی سال 58 غیر قانونی میدانم همکار محترم جناب آقای شامی عهده دار دفاع  از موکل در شعبه مذکور بودند . طبق معمول موکل را با غل و زنجیر به دادگاه آوردند و چند نفر از بازجویان او را هم در دادگاه حاضر کردند تا امکان دفاع مشروع را از وکیل و موکل سلب نمایند همکار محترم به این نحوه دادرسی اعتراض میکند که مورد توجه قرار نمیگیرد نهایتا موکل به اتهام توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و رهبری بدون کوچکترین دلیل محکمه پسندی به استناد ماده 514 قانون مجازات اسلامی مطابق با دادنامه شماره 70 مورخ 1/3/ 84 حداکثر مجازات یعنی دو سال حبس محکوم و از اتهام اقدام علیه امنیت ملی تبرئه گردید در اثر اعتراض به رای صادره پرونده در شعبه 36 دادگاه تجدید نظر استان تهران که مقر آن در دادگاه انقلاب میباشد مطرح رسیدگی قرار گرفت کلاسه پرونده 84/418 بوده که بموجب دادنامه شماره 573 دادنامه شعبه 13 دادگاه عمومی تهران بدون تعیین نمودن کلمات موهن علیرغم تکلیف قانونی بموجب قانون استفساریه نسبت به کلمه اهانت ، توهین و یا هتک حرمت ( از نظر مقررات کیفری اهانت وتوهین و 000 عبارت است از بکار بردن الفاظی که صریح یا ظاهر باشد و یا ارتکاب اعمال و انجام حرکاتی که به لحاظ عرفیات جامعه و با در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و موقعیت اشخاص موجب تخفیف و تحقیر آنان شود و با عدم حضور الفاظ ، توهین تلقی نمی گردد ) رای صادره عینا تائید و نتیجتا موکل به دوسال حبس قطعی محکوم میگردد و در حواشی این دادگاه گفته شد در هنگام صدور رای یکی از مقامات دادسرای تهران در دادگاه حاضر شده و با ارائه مصاحبه های اینجانب در مورد سمیع نژاد خواهان برخورد شدید با موکل شده ، که دادگاه با توجه به این وضعیت حکم حبس حداکثری  را تائید میکند .

3-   اتهامات برقراری رابطه نامشروع ، تشویق به فساد و فحشاء و تشویش اذهان عمومی موضوع مواد 673 و 639 و 698 قانون مجازات اسلامی بود که از طرف قاضی مقدس علیه موکل ، کیفرخواست صادره پرونده به شعبه 1084 دادگاه عمومی جزایی تهران مستقر در مجتمع ارشاد ( محل استقرار قاضی مقدس ) مورد رسیدگی قرار میگیرد . دو اتهام اول و دوم به استناد عکسهای خانوادگی که از منزل موکل برده بودند ، دختران فامیل موکل را بدادگاه احضار و تحت فشار قصد داشته اند اقاریری علیه مجتبی جمع آوری کنند این عمل قاضی مقدس و شعبه دوم بازپرسی خلاف شرع و اخلاق به صراحت مغایر با بندهای 1 و 3 و 4 و 6 و 8 و 11 ماده واحده قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی بوده و جالب توجه آنکه دادگاه ، کوچکترین توجهی به اعمال خلاف دادسرا نکرده و در محاکمه ای فوری که ابتدا هم قصد داشتند بدون حضور موکل بر پا کنند ، مجتمع سمیع نژاد از اتهامات اول محکوم به جزای نقدی و دوم تبرئه و در مورد اتهام سوم به 10 ماه حبس محکوم میگردد . این دادگاه نیز علیرغم برائت موکل از اتهامات ارتداد ، ساب البنی اقدام علیه امنیت ، تشویق به فحشاء علیرغم تصریح قانونی حاضر به تخفیف قرار تامین و آزادی موکل نگردید ، تا همچنان فشار روی بر موکل ادامه داشته باشد .

 چند نکته ظریف :

1-   اتهامات مجتبی سمیع نژاد بر مبنای وبلاگ وی بود که پس از دستگیری password آنرا بزور از موکل گرفته و با استخراج مقالات ایشان چنین اتهاماتی برای او میسازند در هر سه دادگاه بعد فنی قضیه تشریح گردید که وبلاگ دفترچه خاطرات خصوصی افراد است که با دسترسی به password  میتوان مطالب آنرا مطالعه و ملاحظه نمود . بدون داشتن آن کلید رمز امکان دسترسی به آن مقالات وجود نداشت ، لذا در صورتیکه اکثر جرایم فوق در وبلاگ محقق میگردید رکن مادی حقیقی جرم یعنی نشر وانتشار اصولا واقع نشده تا بتوان متهمی را تحت تعقیب قرار داد . این موضوع را در دادگاه بدوی شعبه 13 و 1084 و شعبه 36 دادگاه تجدید نظر مطلقا به آن توجهی نکرده و شعبه 78 این دفاع را قبول نمود ، چه پس از دسترسی دادسرا به رمز مقالات و مجتبی سمیع نژاد در معرض دید و مطالعه و بعضا تغییر و تحریف قرار گرفته است .

2-   در تمام دادگاهها  قاضی مقدس یکی از بازجویان را بعنوان اهل خبره بدادگاه تحمیل میکرد که علاوه بر نماینده دادستان او هم علیه متهم مطالبی بعرض میرساند ، که با اعتراض وکلاء روبرو،  زیرا دادرسی را از حالت انصاف و تعادل بنفع دادسرا خارج میکرد که دادگاهها به این اعتراض توجهی نکردند . اما شعبه 78 دادگاه کیفری استان مانع حضور وی در دادگاه نشد ولی اجازه نطق هم در اثر اعتراض ، به وی نداد .

3-   گر چه سالهاست انتظار عدالت و اجرای قانون از قوه قضاییه ندارم اما به رعایت  و غبطه و صلاح موکل به هیات تشخیص و دادگاه تجدید نظر استان تهران نسبت به دو رای محکومیت اعتراض خواهیم نمود .

4-   مدتی است فاجعه ای نامبارک بصورت ترور قضات در جامعه شروع شده ، این امر موجب نگرانی مردم گردیده ، در لحظه نگارش این سطور رئیس دادگاه ملارد هم ترور نافرجامی داشته ، که امیدوارم قوه قضاییه با کاری فنی و بدون بحران سازی انگیزه این ترورها را دقیقا روشن و به مردم شریف ایران اعلام و متهمان این وقایع زشت بدون سوء استفاده سیاسی به مردم معرفی گردند .

بعنوان فردی که که سالها در پست دادستانی و بازپرسی بوده و هزاران پرونده جنایی را رسیدگی و رمز آنرا گشوده ، اعتقاد دارم این ترورها مطلقا جنبه سیاسی نداشته ، بلکه ناشی از نظرات شخصی بوده . در این زمینه بد نیست که به سوابق اخلاقی و رفتاری و دفاعیات مجتبی توجه کافی مبذول گردد . قاضی مقدس رفتاری بسیار خشن و تند با مراجعین داشته و به اصول قانونی و حقوقی و شرعی کاری نداشت او اکنون دستش از دنیا کوتاه گردیده و قطعا باید پاسخگوی اعمال خود در پیشگاه حضرت باریتعالی باشد ، چه بگفته حضرت حق :      

" الیَوم نختِم عَلی افواهِهِم و تُکلّمنا ایدیِهِم و تَشهَدَ ارجُلُهم بما کانوا یَکسبون "

 

چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید

                                                          گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست

 

تصمیم امروز قوه قضاییه مبنی بر تسلیح قضات دادسرا صرفنظر از آنکه به هیهمنه و شکوه و اقتدار قوه قضاییه صدمه جبران ناپذیری وارد خواهد کرد ، پی آمدهای جبران ناپذیری بر قوه قضاییه تحمیل خواهد نمود ، چه آنکه قضات به آیین نامه نحوه استفاده از سلاح گرم آشنایی نداشته و با کوچکترین امکان تحقق ظن ، اقدام به تیراندازی نموده و خداناکرده اگر خون از دماغ کسی ریخته شود قوه قضاییه با نارضایتی های گسترده ای روبرو خواهد   گردید . چاره  حل مشکل حفظ امنیت کامل قضات توسط نیروهای انتظامی و رعایت   قانونی ، اخلاقی ، حق و عدالت از طرف قضات دادسرا میباشد باید قضات دادسرا از سلاح تندخویی که اثرش زودگذر بوده استفاده نکرده و به سلاح حلم وعلم و قانون مجهز و پایدار گردند .

 

 

 

 

بى‌خبرى كامل از وضعيت رامين جهانبگلو، گفتگوی بهنام باوندپور با صالح نيكبخت،

پنجشنبه 18 خرداد 1385
صدای آلمان
در حالى كه بيش از يك ماه از بازداشت دكتر رامين جهانبگلو، فيلسوف و پژوهشگر سرشناس مى‌گذرد، هنوز هم هيچ خبرى از وضعيت او در دست نيست. حال «انجمن دفاع از حقوق زندانيان» اعلام كرده است كه براى اطلاع يافتن از وضعيت ناروشن دكتر جهانبگلو، به تلاشهايى دست خواهد زد.
 

مدت كوتاهى پس از دستگيرى دكتر جهانبگلو، آقاى محسنى اژه‌اى وزير اطلاعات جمهورى اسلامى اتهام وى را «ارتباط با بيگانه» عنوان كرد.

 

فراخوان براي نجات جان زندانيان اعتصابي زندان گوهردشت كرج

خطاب به تمامي آزاديخواهان
دوستان

همانطور كه مطلع هستيد تني چند از زندانيان سياسي مبارز و آزاديخواه در گوهردشت كرج (رجايي شهر) در اعتراض به فشارها و عدم رعايت تفكيك جرائم از روز 24 آبانماه دست به اعتصاب غذا زده اند.

در طي پنج هفته اي كه از اعتصاب غذاي اين زندانيان ميگذرد نه تنها واكنشي از سوي مسئولين زندان هاي مخوف جمهوري اسلامي به خواسته هاي آنان صورت نگرفته،بلكه براي تحت فشار گذاشتن هر چه بيشتر اين زندانيان و در هم شكستن روحيه آنان،زندانيان اعتصابي را در كنار ساير زندانيان عادي كه به بيماريهاي مسري مثل هپاتيت و سل مبتلا هستند ، قرار داده اند.

علاوه بر اين زندانيان عادي ، به تشويق و تحريك مأمورين جمهوري اسلامي در زندان اقدام به درگيري با زندانيان اعتصابي و دزديدن حداقل اموال آنان نموده اند. از سوي ديگر آقاي بهروز جاويد تهراني كه در اثر ضربه يكي از مأمورين وزارت اطلاعات به سرش بينايي خود را به ميزان زيادي از دست داده و در اثر اعتصاب طولاني وضعيت بينايي او رو به وخامت گذاشته است و عليرغم تأكيد بهداري زندان مبني بر رسيدگي هاي پزشكي مسئولين زندان از اين عمل خودداري ميكنند.

آقاي اسد شقاقي از ناراحتي دستگاه گوارشي رنج ميبرد و آقاي حجت زماني سومين زنداني اعتصابي است كه هيچ خبري از وضعيت وي در دست نيست و زندانبانان مانع از هر گونه تماس وي با خارج از زندان ميباشند.

بدينوسيله از كليه نيروهاي آزاديخواه و دمكرات خواستار اعلام حمايت از اين زندانيان اعتصابي هستيم و همچنين اعلام ميكنيم كه ما نگران وضعيت سلامتي آنها بوده و رژيم جمهوري اسلامي را مسئول تمامي عواقب ناشي از اين وضعيت ميدانيم.

زنده باد آزادي-درود بر زندانيان سياسي قهرمان
مهندس صادق نقاشكار
84.09.27

لطفا براي حمايت از اين فراخوان آنرا امضاء نموده به آدرس ايميل :snaghashkar@yahoo.co.ukارسال نماييد
 

 

به مناسبت چهاردهمين سالگرد قتل عام زندانيان سياسی و به عنوان شاهد و بازمانده آن قتل عام ها لازم ديدم اين مقاله را بنويسم.

 


 قبل از سال 1367 وزارت اطلاعات رژيم جمهوری اسلامی بدليل اختلافات درون جناحی خصوصاً در مخالفت با فعاليتهای آقای منتظری و نمايندگانش در زندانها، سعی در پرونده سازی برای بدست آوردن رضايت خمينی جهت تصفيه و سركوب زندانيان سياسی را می نمود و از سال 1366 با بردن تعدادی از زندانيان از جمله علی انصاري، مسعود آزادي، سيف الله منيع، رضا شيرازی و تحت فشار و شكنجه قرار دادن آنها برای گرفتن مصاحبه در رابطه با اينكه تأييد كنند در زندان تشكيلات وجود دارد، اين پرونده سازی ها همچنان ادامه داشت. بعد از سال های 1362 ـ 1363 كه طرحهای لاجوردی و داوود رحمانی برای در هم شكستن زندانيان و به اصطلاح كارخانة تواب سازی شان با شكست و بن بست مواجه گرديد، فعاليت های جناح منتظری و نمايندگانش در زندانها بيشتر شد، به گونه ای كه مديريت زندان قزلحصار و اوين را تا قبل از اعدامهای 1367 آقای ميثم از طرفداران منتظری به عهده داشت. در سال 1365 در طرحی موسوم به آقای منتظري، نزديك به 5 هزار نفر زندانی آزاد، يا حكم هايشان تقليل يافته و با بوجود آوردن يك فضای نسباً آزاد، مواضع زندانيان برای كسب حقوق انسانی و صنفی تحت پوشش محملهای مختلف اوج گرفت. جناح محافظه كار و خشن زندان، به سرپرستی وزارت اطلاعات وقت، در ضديت با سياستهای آقای منتظري، سعی در سركوب و فشارهای غير انسانی به زندانيان، تحريك آنها را به عهده داشت. و از جانب ديگر سعی می كرد با بحرانی جلوه دادن شرايط و وضعيت زندان، مانع انجام فعاليت های نمايندگان آقای منتظری شود.
در تيرماه 1367 بعد از بازديد موسوی اردبيلی رئيس شورای عالی قضايی وقت از زندانهای اوين و گوهردشت، تمامی دربهای بندهای عمومی زندان بسته شد و زندانيان سياسی از ملاقات و هواخوری و امكانات فروشگاهی و همچنين بهداری به غير از موارد اورژانس محروم شدند. ديگر هيچ روزنامه ای به زندان نيامد و تمامی تلويزيون های بندها را جمع آوری نمودند. فضا در داخل زندان ملتهب و نگران كننده به نظر می رسيد.

 

 بطور غريزی پيش بينی روزهای سختی را می كرديم. خبر پذيرش قعطنامه 598 و پذيرش آتش بس از جانب خمينی را داشتيم و می دانستيم كه آينده آبستن تحولات گوناگونی است و جسته و گريخته چيزهايی از بعضی كاركنان زندانيان عادی بدست مان می رسيد كه سازمان مجاهدين خلق حملة گسترده ای را آغاز كرده است. روز 3 مرداد، حملة نظامی سازمان مجاهدين با نام «فروغ جاويدان» برای فتح تهران آغاز گرديد و رژيم خمينی در عكس العمل به آين عمليات و همچنين برای بستن پروندة زندانيان سياسی فرصت را مغتنم شمرد و دست به قتل عام هولناكی زد كه تا اين تاريخ بی سابقه بود. اعدام و به دار آويختن بيش از 5 هزار زندانی سياسی از تمامی زندانهای كشور در عرض كمتر از يك ماه غير قابل تصور و باورنكردنی بود. آن هم برای زندانيانی كه اكثراً در محكمه های آخوندی بدون هيچ گونه ترحم و بارقه ای از انسانيت، به حبس های طويل المدت محكوم شده و ساليانی از دوران محكوميت خويش را سپری كرده بودند. آری شقاوت و سنگ دلی خمينی برای در مسند ولايت ماندن حد و مرزی نداشت. اينك ملت ايران تاوان تئوريهای ولايت مطلقه و ديكتاتوری استبدادی از نوع مذهبی و حكومت فرد بر يك ملت را با خون فرزندان خويش می پرداختند. آری اين هشدار و درس تاريخ به همة ملت ايران است كه برای جلوگيری از تكرار اين فجايع غير انساني، جدايی دين از سياست، امری لازم و ضروری است و حكومت فرد بر يك ملت، تحت هر عنوانی چه ولايت مطلقه و يا رهبری عقيدتی كه محصول و دستاوردی جز اين فجايع غير انسانی و ضد بشري، نداشت. روز 5 مرداد ماه سال 1367 عمليات قتل عام زندانيان سياسی از بند يك 325 معروف به جزيره، آغاز گرديد. ساعت 10:30 صبح، تمامی دربهای بند گشوده شد و زندانيان را در كريدور اصلی زندان به صف كردند و بعد از بستن چشم های آنها به طبقة تحتانی در قسمت 209 كه در دست وزارت اطلاعات بود هدايت نمودند. بعداز قرار دادن هر فرد در داخل يك سلول، فرمهايی به ما دادند بدون اينكه مشخص شود مربوط به كدام اُرگان و نهادی است كه در آن، سوالهايی مربوط به مشخصات و مواضع هر زندانی نوشته شده بود. در ساعت 9 شب، منهای 35 نفر، همة زندانيان ديگر به بند خود بازگشتند. از صبح روز بعد در دسته های 15 نفري، زندانيان را به بخش 209  بردند و ديگر كسی از سرنوشت آنها خبردار نشد. پاسداران بندها، تمام شيفت كار می كردند و حق خروج و يا استفاده از تلفن را نداشتند، تا خبر اعدامها به بيرون از زندان درز نكند. آنها خوشحال به نظر می رسيدند.

 

در جواب سوال بعضی از زندانيها كه ما را كجا می بريد، می گفتند، امام می خواهد عفو بدهد و همين روزها همه تان آزاد می شويد. روز 7 مرداد، جريان اعدامها و دادگاهها در زندان گوهردشت شروع شده بود. دادگاهها يك روز در ميان بين گوهردشت و اوين، در جريان بود. روز 10 مرداد، من به همراه 14 نفر زندانی ديگر به بخش 209 رفتيم. به مدت يك ساعت با چشم بند روبه ديوار نشسته بوديم. تمامی راهروی روبرو مملو از زندانی از بندهای مختلف بود. سكوت بسيار دهشتناكی در آنجا حاكم بود. حتی ماموران اطلاعاتی هم بصورت درگوشی و پچ پچ كنان با هم صحبت می كردند. انتخاب هر فرد برای رفتن به دادگاه، از روی ليستی بود كه مجتبی حلوايي، مسئول امنيتی زندان اوين، می خواند. اعضای اصلی دادگاه، 4 نفر بودند. منيری و مبشري، هر دو آخوند بودند. اشراقي، دادستان كل و يك نماينده از وزارت

ا

امسال در سالگرد قربانيان سال 67   خانواده های آنها در گلستان خاوران بر مزار گمنام عزيزانشان گرد آمدند.

 اطلاعات. هر دادگاه بيشتر از 5 دقيقه طول نمی كشيد. اصلی ترين و كليدی ترين سوال از زندانيان، اتهام آنها بود. اين تنها معيار تشخيص برای اعضای دادگاه بود مبنی بر اينكه زندانی بر سر موضع است يا نه؟ در سال 1366 پيك هايی از سازمان مجاهدين به اختصارS P برای زندانيان، رهنمودهايی آورده بودند كه بايستی زندانيان، مواضع سياسی راديكال تری در برابر سياستهای زندان اتخاذ كنند. از جمله اينكه بايد از اتهام خود دفاع كنند. كه اين رهنمودها در جريان تبادل بين زندانيان بندهای مختلف در بهداری اوين، بدست پاسداران و ماموران اطلاعاتی زندان می افتاد. فردی كه آن رهنمودها را گرفته بود، رضا داودی يكی از پيك های سازمان كه از پاكستان اعزام شده بود نام داشت و بدون هيچ صحبتی با او به بند فرستاده شد و اكثر قريب به اتفاق زندانيان از اين موضوع كاملاً بی اطلاع بودند كه اين رهنمودها بدست پاسداران و ماموران اطلاعاتی افتاده است. بر اين اساس بود كه محوريترين و اصلی ترين سوال در رابطه با هر زنداني، دربارة اتهام او بود. در واقع پاسخ به اين سوال، سرنوشت زندانی را تعيين می كرد. هنوز هم مشخص نيست كه چرا رهبری مجاهدين، به چنين اقدامی دست زد. آنچه كه من بعدها فهميدم و اسناد آن هم موجود می باشد، اين بود كه بعد از آزادی نزديك به 5 هزار زندانی در سالهای 1365 و 1366 از جانب آقای منتظري، رهبری مجاهدين در يك تحليل درونی در رابطه با وضعيت زندانيان بيان كرده بود كه بيش از 4 تا 6 درصد از اين زندانيان، به مجاهدين پيوسته و اكثر آنها بعد از آزادي، يا مستقلا به فعاليت سياسی می پردازند، يا اينكه بدنبال زندگی عادی می روند كه اين به لحاظ سياسی و اجتماعی برای ما مضر و خطرناك است و مانع پيوستن نيروهای جديد به سازمان می شود.

 

 بعد از آن خط و تحليل بختك زدايی از جانب رهبری سازمان، به تمامی نيروهای هوادار و زندانی ابلاغ شد كه هرگونه فعاليت سياسی مستقل، مردود است و اعزام زندانيان آزاد شده در دستور كار پيك های سازمان قرار گرفت. پيك های سازمان PS، از جانب شخص آقای رجوی يك جمله را نقل و قول می كردند كه عنصر مجاهد يا در زندان است، يا در ارتش آزاديبخش واقع در خاك عراق. ماندن در ايران، تحت هر عنوان باعث قفل شدن و مانع پيوستن ملاء و نيروهای اجتماعی به سازمان می گردد.


 از آنجاكه يكی از محوری ترين جنبه های تبليغاتی سازمان مجاهدين بر روی زندانيان سياسی و شهدا بود، بر اساس آن، در جذب نيرو و كمك های مالی و اجتماعی بهره می جست و حتی سعی می نمود با بالا بردن و چند برابر نشان دادن آمار واقعی زندانيان سياسی و شهدا، كارنامة درخشان رهبری اش را به ثبت برساند. عليرغم شناخت از ماهيت ديكتاتوری مذهبی خمينی و بی ظرفيتی و عدم تحمل در پذيرش هر گونه خواست سياسی از جانب زندانيان سياسي، مواضع آنها را به سمت راديكاليزم سوق داد. بر اساس همين رهنمودهای رهبری مجاهدين بود كه حاكمان شرع آخوندي، توانستند برای غربال كردن زندانيان سياسی به عنوان عناصر سر موضع، حكم به كشتار و قتل عام آنان بدهند.


 در 10 مردادماه، قبل از دادگاه، چند نفر كت و شلواري، كه به نظر می آمد از ماموران وزارت اطلاعات هستند مرا به سلولی برده و متنی را به من دادند كه امضا كنم. آن متن، انزجار نامه ای بود در محكوميت سازمان مجاهدين. من بعد از خواندنش، از امضا آن امتناع كردم. به آنها گفتم كه من اين متن را امضاء نمی كنم. همچنين به آنها متذكر شدم كه چند روز ديگر حكم من تمام می شود و موعد آزادی من است. آن چه كه مربوط به شرايط آزادی ام است بگوئيد تا به خانواده ام اطلاع داده تا آنان فراهم كنند. از آنجا كه من در سال 1367 در طرح موسوم به آقای منتظري، محكوميت به زندانم تقليل يافته بود، بايد 15 مردادماه آزاد می شدم. معمولا شرايط برای آزادی هر فرد زندانی در پايان محكوميت، تعهدی بود كه بايست در رابطه با عدم فعاليت با مجاهدين می داد. همچنين يك سند چند ميليون توماني، به امانت نزد دادستانی می گذاشت. اما آنها به من گفتند، امام دادگاهی تشكيل داده كه مجددا همة زندانی ها بايد دادگاهی شوند و اگر دادگاه تشخيص بدهد آزادی شوي، آنگاه بلا مانع است. همچنين گفتند، در اينجا منتظر بمان تا برای دادگاه احضارت كنيم. ولی تا شب كسی برای بردن من به دادگاه نيامد، و به دليل خرابی سيفون سلول و پر شدن آب در آن، مجبور شدند سلول من را تغير بدهند. در كنار سلول جديدم، يك زن زندانی ديگر بود كه از بخش آسايشگاه ساختمان جديد التاسيس كه از سلول های انفرادی تشكيل شده بود، به آنجا آورده بودند. من توانستم از طريق هواكش مشترك سلول، با او تماس بگيرم. او اخبار جديدی به من داد، مبنی براين كه نماز جمعه، مردم شعار می دادند زندانی منافق اعدام بايد گردد. همچنين از عمليات سازمان برای من گفت، و ديگر اينكه يك بار به دادگاه رفته و آنها بر روی اتهام زندانی خيلی حساسيت نشان می دهند؛ و اينكه آنها می گويند اين دادگاه عفو و آزادی ندارد. زندانی ها را دارند اعدام می كنند. كه بعد از دقت بر روی ديوار و كف سلولم، اسامی بعضی از زندانی ها را با تاريخ چند روز قبل ديدم كه برای اعدام برده شده بودند.
 روز 14 مرداد، به دادگاه رفتم. آنها بعد از اسم و مشخصات من، اتهام سازمانی كه به آنها وابسته بودم را پرسيدند و از آنجا كه به خوبی ماهيت اين رژيم را می دانستم به آنها گفتم همان كه خود بهتر می دانيد. بازجو دوباره گفت، تو فقط به سئوالات جواب بده. دوباره سوال اول را تكرار كرد. برای سومين بار اتهام سازمانی ام را پرسيد كه من همان جواب را تكرار كردم. بعد از آن، به دو پرونده ای كه روی ميزش بود، اشاره كرد. يكی از پرونده ها باز بود كه همان پرونده زندان من بود و گفت، اين دو پرونده يكی مربوط به كيفر خواست توست و ديگري، پرونده زندانت كه خيلی قطورتر می باشد. تو سر موضع هستی و دروغ می گويي. من هم سعی كردم كه موضوع را منحرف كرده و به مسئله پايان حكم ام بكشانم. بعد از 5 تا 6 دقيقه گفتگو، هر كدام از آن چهار نفر روی دروغ هايی كه جلوشان بود علامت گذاشتند كه علامت اشراقی را كه نزديك به من نشسته بود را ديدم كه يك علامت مثبت و منفی بود. بعد از ديدن ورقه ها، يكی به من گفت، برو متنظر باش دوباره برای دادگاه صدايت خواهيم كرد. گويا برای اعدام هر زندانی توافق هر چهار نفر لازم بود. تا روز 25 مرداد در سلول انفرادی بودم. از كسی اطلاعی نداشتم. گويا محاكمه های متهمان ديگر به غير از (متهمان) مجاهدين آغاز شده بود. روز 25 مرداد، به بند سابق ام برگشتم. دو بار ديگر به همراه 3 زندانی ديگر به بخش 209 رفتيم كه مجدداً ما را به دادگاه بردند. بعد از چند سوال از جانب ماموران اطلاعاتي، دوباره به بند باز گشتيم. و در نهايت، جريان اعدام ها در اواخر مرداد ماه پايان يافت.


 ما بعد از قتل عام زندانيان سياسي، شاهد قتل های زنجيره ای از روشنفكران و نويسندگان و منتقدين رژيم جمهوری اسلامی بوديم. اگر امروز عاملان و مسئولين اصلی قتل های زنجيره ای به ملت ايران افشا نشده و مورد محاكمه و مجازات قرار نگرفتند، و اگر اين جنايت های ضد انسانی هر از گاهی در مهين ما تكرار می شود، دقيقاً به همان دليل است كه هيچگاه امنيت سياسی در حاكميت جمهوری اسلامی وجود نداشته و نخواهد داشت، و همواره بايد شاهد قتل های ديگر و همچنين دادگاه های فرمايشی و زندان و شكنجة دگرانديشان باشيم، و تا زمانی كه مسئولين و عاملان اين جنايات بر عليه بشريت در يك دادگاه عادلانه پشت ميز محاكمه قرار نگيرند، نمی توان از اين رژيم انتظار امنيت سياسی داشت. به اميد روزی كه با تشكيل چنين دادگاهي، تمامی مجرمان و جنايتكاران به جزای اعمال شان برسند و با به وجود آمدن امنيت سياسي، احترام به دمكراسی و آزادی در ميهن عزيزمان بر قرار شود.

 

 

مراسم گراميداشت خاطره جان باختگان در زندان هاى جمهورى اسلامى شمال كاليفرنيا، آمريكا

كشتار زندانيان سياسى ايران، جنايت عليه بشريت

محمد پزشكى

شانزدهمين سالگشت كشتار زندانيان سياسى در تابستان ٦٧ با شركت بيش از ١٥٠ نفر در Campbell Community Center شهر كمپبل كاليفرنياى شمالى در تاريخ ١٨ سپتامبر ٢٠٠٤ برگزار شد.

گزارش شب بزرگداشت قربانيان قتل عام زندانيان سياسی در تابستان ۱۳۶۷ و ترور ميکونوس در برلن

حميد نوذری

شنبه ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۴ به دعوت کانون پناهندگان سياسی ايرانی در برلن و کميته دفاع از زندانيان سياسی مراسمی به مناسبت شانزدهمين سالگرد قتل عام زندانيان سياسی و دوازدهمين سالگرد ترور ميکونوس در سالن کارگاه فرهنگها در برلن برگزار شد.

مراسم بزرگداشت جانفشانان و جانباختگان کشتار سراسری ۱۳۶۷

فرانکفورت ، تجربه ای که توجه بيشتری را می طلبد

 مژده ارسى

تظاهرات و مراسم يادبود کشتار سراسری ۱۳۶۷، هم چنان از پابرجاترين و وسيعترين آکسيونهای اپوزيسيون در خارج کشور است. از همين رو، حکومت اسلامی تلاش بسيار دارد تا آن را خدشهدار سازد.

 

گزارشي از وضعيت داخلي زندانهاي " حكومت اسلامي"ايرانpdf

از چه بنالیم...

آرش سیگارچی حکم زندان 14 ساله گرفته است. دیشب بعد از مصاحبه با رادیو فردا تا صبح در اتاق کوچکم راه میرفتم. سپیده نزده بود که به وبلاگها سر زدم و پیامی را که در زیر در وبلاگ خودم گذاشتم هم در آنجا ها گذاشتم. تقریبا تمام وبلاگها  مثبت برخورد کردند ، میل هایی که رسیده و یا خود بچه ها که در وبلاگهایشان به واکنش پرداختند. این کار ِ من ابدا ادعایی بر مبارزه نبود. کنشی بود در مقابل عملی انجام شده. ناشی از نا امیدی و حس بیچارگی ِ من بود. به جای اینکه بنشینم و از درد فریاد بکشم ، فکر کردم که با کمک شما کاری کنیم  و نگذاریم آرش تنها بماند.
دست کمکی بود که به سوی شما دراز شد. دست کمکی که از سوی دوستان پذیرفته شد. اما در پیام گیر شبح ، ایشان با خط کش و ترازو به جان این پیام افتاد. واو و قاف آن را اندازه گرفت و بر اساس آیه مبارکه گردو گرد است و زمین هم گرد است و از این رو نتیجه میگیریم که زمین گردو است ، نتیجه گرفت که منظور من این بوده که من دارم مبارزه میکنم و شما نشستید و هیچ کاری نمیکنید. که این من هستم که پیشنهاد میکنم که بیایید از فلانی حمایت کنیم و لابد میخواهم با این کارها خودم را نشان بدهم و اگر این زندان برای آرش آب نشد برای من یکی نان بشود.
در این میانه ایشان لطف و مرحمت را به کمال میرساند و میگوید :
چرا می‌خواهی الغا کنی که همه ساکت نشسته‌اند و ما داريم اينجا فلسفه می‌بافيم و املا انشاء می‌نويسيم اما تو ژاندارک‌وار يک تنه برای آزادی آرش سيگارچی قيام کرده‌یی؟
و میگوید :
خوب است مانند تو پوپوليست بشوم و مثلا بگويم خانم وقتی تو در آمريکا داشتی خوش می‌گذروندی ما اينجا داشتيم برای آزادی آرش امضا جمع می‌کرديم و نماينده به اجلاس پاريس می‌فرستاديم و بيانيه می‌داديم!
و آن دیگری ، نماینده حزب کولیگری ، کولیگرانه میپرد وسط و چون اسم مستعارش مشابه یکی از دوستان از آب در آمده قهرمانانه عربده تکذیب میکشد که : آن که  منوچهر بود من نبودم ،
و آن دیگری  چون بسیار مبارز است ، حتی جرات نمیکند که کامنت را با اسم خودش بگذارد ولی کنجکاوانه از من میپرسد که :
 می توانی بگويی که خودت توی اين 25 سال چه کرده ايی؟ نکند گومان می کنی با نوشتن خاطرات روزانه در يک وب لاگ يک شبه خواب نما شده و شده ايی کلارا زتکين و يا رزا لوکزامبورگ و يا اين و آن زن وَرز ( فمنيست) نروژی؟ زر می زنی . ( حضرتشان آنچنان درگیر مبارزه است که یادشان رفته است که سوئد پایتخت نروژ نیست ) و در آخر هم صد البته همچون قوم به حج رفته خود ، سری به صحرای کربلا میزند و مرا هم ردیف زن رفسنجانی میکند. شاید که اینطوری قدری دلش هم خنک شود.

خلاصه آرش زندانی است، و ما داریم دعوا میکنیم که چه کسی بهتر از آرش دفاع کرده و میکند...

من  که دارد از تعجب روی سرم دو تا شاخ سبز میشود...

من فقط از شما تقاضای کمک کردم... فقط تقاضای کمک... آن هم نه برای خودم ، برای انسانی که در بند است . ( اگر روزی برای خودم از شما تقاضایی داشته باشم چه میکنید آقایان مبارز ؟) اینها همه برای یک تقاضای کمک بود. پژمان عزیز پا در میانی میکند و غلطی انشایی را تذکر میدهد بلکه این جماعت کوتاه بیایند . اما خیر ، مبارزه ایشان همچنان ادامه دارد....

مبارزه آقایان در وبلاگشان همچنان ادامه دارد. و دلیرانه  با طوفانی که در فنجان چایشان برپا کرده اند در ستیزند.

اما آرش سیگارچی همچنان 14 سال حکم زندان گرفته است.

من نه مبارزم ، نه قهرمانم ، نه جان بازم ، و نه به  قول اقای شبح قصد اثبات آن دارم که "  يک چشم‌ات اشک است و يک چشم‌ات خون! از صبح هم رفتی دم در سفارت ايران در سوئد بلندگو گذاشتی "

هیچ قصدی ندارم جز اینکه اگر بشود همصدا شویم و برای آزادی مجتبی و آرش و یا تعدیل حکم او کاری کنیم. قصدی ندارم بجز  تقاضای کمک . برای این کار وبلاگهای دوستان را انتخاب کردم و همین جا از آقای شبح حقیقتا پوزش میخواهم که به ایشان نیز به چشم دوست نگاه کردم و دست کمک را به سوی ایشان دراز کردم .

مدتی نیستم . بر خلاف تصور آقای شبح و دیگر آقایان مبارز وبلاگ ایشان به گردش و خوش گذرانی مشغول نیستم ( البته نمیدانستم این مسئله از نظر ایشان عیب و ایراد بزرگی است) سفری چند روزه است و برمیگردم.

امروز به حقیقت فهمیدم که این حکومت چگونه سالهاست که برجا مانده است...ما تنها هستیم... بسیار تنها ....

دوستان وبلاگر، گزارشگران بدون مرز ، نویسندگان و خبرنگاران و خبرگزاران غیر وابسته .
حرکتی را سازمان دهیم و به حکم 14 سال زندان آرش سیگارچی اعتراض کنیم.
حرف : "اینها دیگه رفتنی هستند" و "کار اینها تمام است" را کنار بگذاریم. حتی اگر اینها هم رفتنی باشند و کار اینها در آینده هم تمام باشد ،  آرش الان در زندان است و امروز به امید احتیاج دارد . تنهایش نگذاریم. هنوز میشود تاثیر گذاشت.

در حکم آرش آمده است که به دلیل توهین به خمینی و خامنه ای چنین حکم سنگینی گرفته است.
فکرش را بکن ، یک جوان به دلیل توهین به یک آدم مرده ( که وقت زنده بودنش هم آدم نبود ) و یک پیرمرد زپرتی زندان بگیرد ؟ آخر کجای دنیا برای توهین 14 سال زندان به کسی میدهند؟ چه منطقی پشت این مسئله است ؟ که طرف 14 سال در زندان باشد و یاد بگیرد توهین نکند ؟
آهای آقایان مدافع نظام ( و احیانا خانم  ها ) چیزی برای دفاع  از این عدل اسلامی دارید ؟

 

 

يک زن بانه اي به نام"فرزانه رضوي" به اتهام فعاليت سياسي دستگير و زنداني شده است.

روز سه شنبه 20 تيرماه، نيروهاي امنيتي منزل يک شهروند بانه اي به نام" فايق اميني" مورد تجسس قرار داده و سپس نامبرده را به همراه همسرش"فرزانه رضوي" بازداشت کردند. فايق اميني در حال حاضر آزاد شده اما" فرزانه رضوي"به زندان سقز انتقال داده شده است. گفته مي شود در منزل نامبردگان تعدادي پوستر و c d تبليغات سياسي توسط ماموران امنيتي ضبط شده و فرزانه رضوي به اتهام فعاليتهاي سياسي زنداني شده است. 28/4/85

 

تجديد نظردر پرونده خانم ملک قرباني
 
خانم نيکل بروو کوهن، - ، سناتور حزب کمونيست و رييس گروه جمهوري خواهان شهروند در مجلس سناي فراسه، طي نامه اي خطاب به سفير ايران در فرانسه ضمن اعتراض به سنگسار، خواهان عدم سنگسار و يا کشتن ملک قرباني به هر طريقي ديگر گشت.
در پاسخ به نامه سناتور بروو، کاردار سفارت ايران در فرانسه اعلام نمود که پرونده خانم ملک قرباني در حال تجديد نظر ميباشد و تغييراتي در حکم صادر شده داده خواهد شد. کاردار سفارت ايران در فرانسه اعلام نمود که حکم سنگسار ساليان زيادي است که در ايران اجرا نميشود28/4/85

 

 

سخنگوي زندانيان زندان رجائي شهر کرج، مي گويد فشار بر زندانيان ابعاد گسترده تري يافته است و تهديد خانواده هاي زندانيان به مرگ، و مسائل اخلاقي، جزو اين فشارهاست. وي مي گويد در روزهاي اخير شماري از زندانيان سياسي به سلول هاي انفرادي بند سپاه در زندان گوهردشت کرج منتقل کردند. آنها را مورد شکنجه هاي جسمي و روحي قرار دادند. وي مي افزايد زندانيان را تهديد کرده اند که خانواده هاي آنها ناپديد خواهد شد، يا بدست افرادي به قتل خواهند رسيد. وي مي گويد همه اين مجموعه تهديدها براي درهم شکستن روحيه زندانيان است. وي مي گويد طي روزهاي گذشته درگيري خونيني در بند 5 زندان گوهر دشت بود که تعدادي از زندانيان عادي زخمي شدند. وي مي گويد زندانيان سياسي در اين زندان در معرض تهديد زندانيان عادي که به باندهاي شرور وابسته هستند، قرار دارند. ( راديو فردا )

شنيده ها ... حاکي از آن است که زنداني سياسي مصطفي جوکار که در دوران محکوميتش به بيماري هاي گوناگوني از جمله سکته قلبي دچار شده بود سرانجام صبح امروز از زندان اوين آزاد شد. جوکار در طول اين مدت 4 بار سکته قلبي دچار شده بود که در آخرين مورد در خارج از زندان مورد جراحي قلب باز قرار گرفته بود.

از سويي زندانيان سياسي هاشم شاهين نيا و علي رضا شريعت پناهي از زندانيان سازمان مجاهدين خلق امروز در شعبه 26 دادگاه انقلاب (قاضي حداد) به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدين خلق و فعاليت به نفع اين سازمان مورد محاکمه قرار گرفتند و قرار شد حکم اين زندانيان سياسي هفته آينده صادر شود.

اين دو مبارز در گذشته نيز به همين اتهام چندين سال زنداني بوده اند. هاشم شاهين نيا در حال حاضر در بند 350 زندان اوين زنداني است و علي رضا شريعت پناهي که از معلوليت شديد جسمي رنج ميبرد به قيد ضمانت در بيرون زندان به سر ميبرد. ايران پرس نيوز 9/12/84

 

تا احرازخبرموثق و مصدق از اعدام زنداني سياسي حجت زماني به اعتصاب غذاي ادامه ميدهيم

جمعي از زندانيان سياسي

به نام آفريدگار آزادي

با درود بيکران به ارواح پاک تمامي جان باختگان راه آزادي.

ما تمامي زندانيان سياسي زندان رجايي شهرکرج تااحرازخبرموثق و مصدق از اعدام زنداني سياسي حجت زماني که تنهااز طريق رويت جسد اين عزيز خونين پر توسط خانواده وي محرز ميگردد به اعتصاب غذاي اعلاميه مورخ27بهمن ماه خود در همين رابطه ادامه ميدهيم واز تمامي جوامع بين المللي مدافع حقوق بشر تقاضاداريم به وضعيت اسف بار نقض حقوق بشر در ايران اقدامات عاجل ولازم را مبذول فرمايند.

اتحاد-مبارزه-پيروزي

1-اميرحسين حشمت ساران 5-اسد شقاقي

2-افشين بايماني 6-بهروز جاويد تهراني

3-جعفر اقدامي 7-مهرداد لهراسبي

4-ولي الله فيض مهدوي 8-علي رضا کرمي خيرآبادي

زندان رجايي شهر- گوهر دشت کرج

به تاريخ30 بهمن ماه1384 خورشيدي

مصطفی دریانورد از اعضای انجمن پادشاهی ایران( گروه موسوم به فولادوند) که در تاریخ ۲۷ شهریور ماه سال ۸۴ به اتهام اهانت به مقدسات و تبلیغ علیه نظام بازداشت شده بود ُ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد به تحمل ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد.وی پس از بازداشت به مدت ۲۵ روز در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ به سر برد و سپس به سالن ۲ بند عمومی ۲۰۹ منتقل شد. مصطفی دریانورد پس از ۱۰ ماه بازداشت در بند ۲۰۹ ُ پنج شنبه گذشته به بند ۳۵۰ ( بند کارگری) زندان اوین منتقل شد. 
1- روز پنج شنبه ماموران وزارت اطلاعات به محل سکونت آقای کیوان رفیعی یورش برده و وسایل شخصی ایشان را ضبط کردند . بنظر می رسد آقای کیوان رفیعی هم اکنون در بند 209 اوین در بازداشت باشد . لازم به یاد آوری است آقای رفیعی به دلیل فعالیت حقوق بشری در سالروز 18 تیر ماه دستگیر شدند .
2- آقای محمد رضا خوانساری به اتهام نوشتن مقالات ، توهین و تبلیغ علیه نظام و بر هم زدن امنیت ملی توسط شعبه 26 دادگاه انقلاب به یکسال زندان محکوم شد ه است لازم به ذکر است آقای خوانساری در تاریخ 17/4/85 بازداشت شده بود .
3- آقای هاشم شاهی نیا به جرم هواداری از سازمان مجاهدین خلق توسط شعبه 26 دادگاه انقلاب در تاریخ 7/4/85 حکم 5 سال زندان دریافت کرد . وی هم اکنون در بند 350 اوین در حال سپری کردن حبس خود می باشد
 

من ولید حردانی پسر خالد حردانی که به جرم هواپیما ربایی سالهاست در زندان و زیر حکم اعدام است, هستم. پسر 7 ساله ای که در سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین به دنیا آمد و از بدو تولد به جز بدبختی, در بدری, فقر و بی پدری چیزی ندیده است .آری من همان ولیدی هستم که والد را نتوانستم به احساس پدری در آغوش گیرم و در آن آغوش گرم بیارامم . من ولید هستم پسر 7 سالهای که پدر دارد اما یتیم است ومن همان فرزندی هستم که با وجود داشتن پدر نه از داشتن پدر آرامش یافته است نه با شیطنتهای کودکانه اش به یاری روح و جسم خسته پدر شتافت. پسر 7 ساله ای که پدرش را به جز پشت میله های سرد و دیواره های قطور زندان هیچ گاه ندیده است

روز: منوچهر ماسوری برادر سعيد ماسوری زندانی سياسی که به جرم هواداری از سازمان مجاهدين خلق در زندان به سر می برد و محکوم به اعدام شده است، با انتشار نامه سرگشاده ای نسبت به وضعيت برادر خود در زندان از مردم و سازمان ها و گروه های حقوق بشری استمداد خواست. متن اين نامه چنين است:سعيد ماسوری زندانی سياسی است که به مدت چهار سال است، در زندان اوين، زيز تيغ حکم اعدام است. سعيد را بعد از اعتصاب غذای زندانيان در اوين، به انفرادی انتقال داده اند. به مدت بيش از سه ماه است که سعيد در انفرادی به سر می برد. بعد از تلاشهای بسيار خانواده، بلاخره بعد از 50 روز بی خبري، به مادر سعيد اجازه دادند که وی را فقط به مدت 5 دقيقه، ملاقات کرد. در اين مدت هيچ گونه جوابی به سوالهای خانواده که چرا سعيد را به انفرادي، منتقل کردند

بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکا که هم اکنون هشتمین ماه بازداشت خود را درروندی خلاف قانون در سالن ۲ بند عمومی ۲۰۹ سپری میکند به شدت از جانب رئیس اندرزگاه ۲۰۹ تحت شکنجه های روحی و روانی قرار دارد.بر اساس این خبر فردی به نام حسن روستایی که هم اکنون به اتهام جعل اسناد و زمین خواری در زندان به سر میبرد و وکیل سالن ۲ بندعمومی ۲۰۹ میباشد با خدمت گرفتن زندانیان دیگری به نامهای رضا گلستانی( که اتهام وی نیز جعل اسناد میباشد) و فتح الله کشاورز ُ باندی را زیر نظر مصطفی کریمی رئیس اندرزگاه ۲۰۹ تشکیل داده اند که به صورت کاملا هدایت شده به آزار و اذیت منصور اسانلو در زندان می پردازند که این آزار و اذیت به صورت تحقیر مستمر منصور اسانلو ُ توهین وناسزا به وی و ... میباشد.

  اعتصاب غذاي زندانيان رجايي شهر كرج ادامه دارد. اميرحسين موحدي دبير روابط عمومي جبهه اتحاد ملي كه خود در آذرماه به قيد وثيقه از زندان آزاد شده، در مصاحبه با راديو فردا وضعيت زندانيان اعتصاب كننده را شرح مي دهد و مي گويد: خواست اين زندانيان اين است كه آنها را به عنوان زنداني سياسي به رسميت بشناسند، از ساير زندانيان جدا كنند و يك كميته حقيقت ياب بين المللي تشكيل شود و به آن كميته اجازه دهند كه به زندان ها برود و با زندانيان به طور مستقل مصاحبه كند، ولي فعلا ما از سوي جامعه بين المللي متاسفانه شاهد يك واكنش موثر نبوديم كه انتظار داريم جبران شود. آقاي موحدي مي گويد: پزشكان بهداري زندان از ويزيت و دادن دارو به اين زندانيان خودداري مي كنند.

اعتصاب غذاي زندانيان رجايي شهر كرج ادامه دارد. برپايه آيين نامه زندان هاي بسياري از كشورها، زندانيان سياسي بايد از زندانيان بزهكار جدا نگاه داشته شوند. يكي از خواسته هاي اصلي زندانيان زندان رجايي شهر كرج كه عمدتا به اتهام اقدام عليه امنيت كشور محكوم شده و در زندان به سر مي برند، جدا شدن از افراد بزهكار، محكومان به قاچاق مواد مخدر و معتادان تزريقي است. اميرحسين موحدي دبير روابط عمومي جبهه اتحاد ملي كه خود در آذرماه به قيد وثيقه از زندان آزاد شده، از آخرين وضعيت زندانيان زندان رجايي شهر كرج در مصاحبه با راديو فردا مي گويد:

اميرحسين موحدي: آقاي رضا بياتي كه در سه ماه اخير به زندان رجايي شهر منتقل شدند و بيش از شش سال است كه در زندان اوين و قصر بودند به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، روز 16 ديماه به اعتصاب غذاي سراسري ساير زندانيان سياسي پيوستند، اما وخامت شديد حال زندانياني كه از قبل اعتصاب غذا را شروع كرده بودند، ما را واداشت كه از گروه ها و محافل حقوق بشر و شخصيت هاي برجسته فرهنگي تقاضاي دخالت بيشتر كنيم. آقاي اسد شقاقي كه بيش از 60 روز در اعتصاب غذا است، ايمني بدنش دچار افت شديد شده، عفونت شديد دستگاه گوارش دارد و در تماس تلفني كوتاهي كه امروز با ما داشت، گفت: من شعله وجودم را در خرمن ستمگران انداختم. از ايشان خواهش كرديم در شرايط حاضر لااقل سرم دريافت كردند و به اعتصاب غذايشان پايان دهند، اما ايشان نپذيرفتند و سلامت ايشان جدا در خطر است. آقاي افشين بايماني و جعفر اقدامي نيز به علل مشابه در شرايط عفونت بدن قرار دارند و بعد از اين كه به بهداري زندان منتقل شدند، پزشك زندان در مقابل بهت سايرين از دادن ويزيت و درمان و دارو به نام بردگان خودداري و آنها را به بندشان برگردانده. ملاقات و ارتباط هاي آقاي امير ساران به كلي با خانواده و سايرين قطع است و وضعيت ايشان نامشخص است و خانواده شان به ويژه همسرشان مورد آزار قرار گرفتند. مجددا آقاي طاووسي ايشان را به دادگاه خواسته كه ما با وكيل ايشان هم تماس گرفتيم و احتمال بازداشت ايشان به اتهامات واهي وجود دارد كه خانواده ايشان بدون سرپرست مي مانند.

مسعود ملك (راديو فردا): آقاي موحدي درخواست عمده اين زندانياني كه اعتصاب غذا را شروع كردند چيست؟

اميرحسين موحدي: اين است كه آنها را بعنوان زنداني سياسي به رسميت بشناسند، از ساير زندانيان جدا كنند و يك كميته حقيقت ياب بين المللي تشكيل شود و به آن كميته اجازه دهند كه به زندان ها برود و با اين عزيزان به طور مستقل مصاحبه كند. اين دو خواسته مهم آنها است.

م . م: آيا هيچ يك از گروه هاي مدافع حقوق بشر در سطح بين المللي به اين درخواست زندانيان رجايي شهر واكنش نشان داده؟

امير حسين موحدي: آقايان عبدالكريم لاهيجي و آقاي نقاشكار و آقاي دكتر موسالي به شدت فعاليت بين المللي دارند و به وزارت امور خارجه اكثر كشورهاي اروپايي مراجعه كردند و گويا قرار است واكنش هايي در سطح بين المللي نشان داده شود، ولي فعلا ما متاسفانه شاهد يك واكنش موثر نبوديم كه انتظار داريم جبران شود

 

 

نام تعدادي از زندانيان سياسي در زندانهاي جمهوري اسلامي

     http://politicalprisoners.info.ms/                                Nader Ghaem Maghami     نادر قائم مقامی

Name:Nader Ghaem Maghami
Date jailed:13 July 1999
Accusation:apostasy
Sentenced: to death
نام: نادر قائم مقامی
تاریخ زندانی شدن:26 تیر‌ماه 1378
اتهام: ارتداد
محکومیت: اعدام
 
Behnam Missaghi     بهنام میثاقی
Name:Behnam Missaghi
Date jailed:6 September 1995
Accusation:He belong to Bahai truth minority
Sentenced: to death
نام: بهنام میثاقی
تاریخ زندانی شدن:15 شهریور‌ماه 1374
اتهام:اعتقاد به مذهب بهائیت
محکومیت: اعدام
 
Saeed Massori    سعيد ماسوری
Name: Saeed Massori
Date jailed: January 6. 2001
Accusation: acting against state security
Sentenced: to death
نام: سعید ماسوری
تاریخ زندانی شدن: 16 دی 79
اتهام: اقدام عليه امنيت کشور!
محکومیت: اعدام
 
Mohamad Ebrahimi    محمد ابراهیمی
Name: Mohamad Ebrahimi
Date jailed: August 10. 2003
Accusation: acting against state security
Sentenced: 12 years and 10 months imprisonement
نام: محمد ابراهیمی
تاریخ زندانی شدن: 19 مردادماه 81
اتهام: اقدام عليه امنيت ملی!
محکومیت: 12 سال و 10 ماه زندان قطعی
 
Hashem Aghajari    هاشم آقاجری
Name: Hashem Aghajari
Date jailed: June 2001
Accusation:apostasy (insulting the prophets or blasphemy)
نام: هاشم آقاجری
تاریخ زندانی شدن: خرداد 1380
اتهام: ارتداد
تحلیلی بر حکم هاشم آقاجری از عطا مرادی
 
Abbas Amir Entezam     عباس اميرانتظام
Name: Abbas Amir Entezam
Date jailed: January 1982
Accusation: "treason" and spying for foreign governments
نام:عباس اميرانتظام [ + ]
تاریخ زندانی شدن: دی 1360
اتهام: جاسوسی!
 
Ahmad Batabi    احمد باطبی
Name: Ahmad Batabi
Date jailed: July 1999
Accusation: to overthrow the Islamic Republic of Iran
Sentenced:15 years imprisonement
نام: احمد باطبی [ + ]
تاریخ زندانی شدن: تیر 78
اتهام: توطئه برای سرنگونی رژیم
محکومیت: 15 سال زندان قطعی
 
Maziar Aslani    مازيار اصلانی
Name: Maziar Aslani
Date jailed:8 August 2003
Accusation: Acting against state security
نام: مازيار اصلانی
تاریخ زندانی شدن: 17 مرداد 1382
اتهام: اقدام عليه امنيت کشور!
 
Hojate Bakhtiari    حجت بختياری
Name:Hojate Bakhtiari
Date jailed: Desember 2002
Accusation:acting against state security
Sentenced: 4 years imprisonement
نام: حجت بختیاری [ + ]
تاریخ زندانی شدن: دی ماه 1381
اتهام: اقدام عليه امنيت کشور!
محکومیت: چهارسال
space
Siamak Pourzand    سيامك پورزند
Name: Siamak Pourzand
Date jailed:28 November 2001
Accusation: Not known
Sentenced: Not known
نام: سیامک پورزند [ + ]
تاریخ زندانی شدن: 7 آذر ماه 1380
اتهام:؟؟؟؟؟؟
محکومیت: ؟؟؟؟؟؟
 
Behroz Javid Tehrani    بهروز جاويدطهرانی
Name:Behroz Javid Tehrani
Date jailed:10 March 1999
Accusation: acting against state security
Sentenced: 8 years imprisonement (Liberated)
نام: بهروز جاویدطهرانی

تاریخ زندانی شدن:21 تیرماه 1378
اتهام:اقدام عليه امنيت کشور!
محکومیت: 8 سال زندان (آزادشدند)
 
Alireza Jabari    علی رضا جباری
Name:Alireza Jabari
Date jailed:6 July 2003
Accusation:"consuming and distributing alcoholic drinks" False accusation
نام: علی رضا جباری [ + ]
تاریخ زندانی شدن:15 تیرماه 1382
اتهام: مصرف و فروش الکل!
 
Iraj Jamshidi    ايرج جمشيدی
Name:Iraj Jamshidi
Date jailed:19 June 2003
Accusation:for publishing a photo of opposition leader
Sentenced:interim injunction
نام: ايرج جمشيدی [ + ]
تاریخ زندانی شدن:29 خرداد 1382
اتهام:چاپ عكس مريم رجوي در روزنامه
محکومیت: بازداشت موقت
 
Farzad Hamidi    فرزاد حميدی
Name:Farzad Hamidi
Date jailed:16 June 2003
Accusation:acting against state security
Sentenced:interim injunction
نام: فرزاد حميدی [ صوتی ]
تاریخ زندانی شدن:26 خرداد 1382
اتهام:اقدام عليه امنيت کشور!
محکومیت:بازداشت موقت
 
Mehrdad Heidarpor    مهرداد حيدرپور
Name:Mehrdad Heidarpor
Date jailed:August 2003
Accusation:acting against state security
Sentenced:3 years imprisonement
نام: مهرداد حيدرپور
تاریخ زندانی شدن:مرداد 1382
اتهام:اقدام عليه امنيت کشور!
محکومیت: 3 سال زندان
 
Massod Khaleghi    مسعود خالقی
Name:Massod Khaleghi
Date jailed:July 2003
Accusation:acting against state security
Sentenced:Not known
نام: مسعود خالقی
تاریخ زندانی شدن:مرداد ماه 1382
اتهام:اقدام عليه امنيت کشور!
محکومیت: بدون حکم
 
Keyvan Khalajabadi    كیوان خلج‌آبادی
Name:Keyvan Khalajabadi
Date jailed:17 August 1982
Accusation:evangelized bahai truth
Sentenced:15 years imprisonement
نام: كیوان خلج‌آبادی
تاریخ زندانی شدن:26 مرداد 1361
اتهام:فعاليت براي دين بهائيت
محکومیت: 15 سال زندان
 
Arjang Davodi    ارژنگ داودی
Name:Arjang Davodi
Date jailed:13 July 1999
Accusation:No charge
Sentenced:interim injunction
نام: ارژنگ داودی
تاریخ زندانی شدن:22 تیر 1378
اتهام:بدون اتهام
محکومیت: بازداشت موقت!!
 
Abbas Deldar    عباس دلدار
Name:Abbas Deldar
Date jailed:14 June 2003
Accusation:acting against state security
Sentenced:15 years imprisonement
نام: عباس دلدار
تاریخ زندانی شدن:24 خرداد 1382
اتهام:اقدام علیه امنيت ملی!!
محکومیت: 15 سال زندان
 
Farhad Dosti    فرهاد دوستی
Name:Farhad Dosti
Date jailed:25 August 2001
Accusation:Not known
Sentenced:Not known
نام: فرهاد دوستی
تاریخ زندانی شدن:3 شهریور 1380
اتهام:بدون اتهام!!
محکومیت: موقت!!؟؟
 
Taghi Rahmani    تقی رحمانی
Name:Taghi Rahmani
Date jailed:7 August 2002
Accusation:Not known
Sentenced:interim injunction
نام: تقی رحمانی
تاریخ زندانی شدن:16 مرداد 1381
اتهام:بدون اتهام!!
محکومیت: بازداشت موقت!!؟؟
 
Naser Zarafshan    ناصر زرافشان
Name:Naser Zarafshan[+]
Date jailed:7 August 2002
Accusation:disseminating confidential information and with having weapons
Sentenced:5 years imprisonement
نام: ناصر زرافشان
تاریخ زندانی شدن:16 مردادماه 1381 +
اتهام:افشای اسرار دولتی- تبلیغ علیه نظام- نگهداری سلاح
محکومیت: 5 سال‌زندان قطعی
 
Mehrdad Seidasgari    مهرداد سیدعسگری
Name:Mehrdad Seidasgari
Date jailed:8 August 2003
Accusation:acting against state security
Sentenced:interim injunction
نام: مهرداد سیدعسگری
تاریخ زندانی شدن:17 مرداد 1382
اتهام:اقدام علیه امنيت ملی!!
محکومیت: بازداشت موقت
 
Hoda Saber    هدی صابر
Name:Hoda Saber
Date jailed:10 September 2001
Accusation:Not known
Sentenced:Not known
نام: هدی صابر
تاریخ زندانی شدن:10 شهریور 1382
اتهام:....
محکومیت: ....
 
Korosh Sehati    كورش صحتی
Name:Korosh Sehati
Date jailed:July 2003
Accusation:Not known
Sentenced:6 years imprisonement
نام: كورش صحتی
تاریخ زندانی شدن:تیرماه 1382
اتهام:....
محکومیت:6 سال زندان قطعی
 
Mossa Talebi    موسي طالبي
Name:Mossa Talebi
Date jailed:8 July 2000
Accusation:evangelized bahai truth
Sentenced:10 years imprisonement
نام: موسي طالبي
تاریخ زندانی شدن:18 تیرماه 1379
اتهام:فعاليت براي دين بهائيت
محکومیت:10 سال زندان قطعی
 
Heshmatolla Tabarzadi    حشمت‌الله طبرزدی
Name:Heshmatolla Tabarzadi [+]
Date jailed:9 July 2002
Accusation:acting against state security
Sentenced:interim injunction
نام: حشمت‌الله طبرزدی
تاریخ زندانی شدن:18 تیرماه 1381
اتهام:اقدام علیه امنيت ملی
محکومیت:بازداشت موقت
 
Omid Abbasgholinejad     امید عباسقلی‌نژاد
Name:Omid Abbasgholinejad
Date jailed:14 June 2003
Accusation:acting against state security
Sentenced:3 years imprisonement
نام: امید عباسقلی‌نژاد
تاریخ زندانی شدن:24 خردادماه 1382
اتهام:اقدام علیه امنيت ملی
محکومیت:3 سال زندان قطعی
 
Abbas Abdi     عباس عبدی
Name:Abbas Abdi [+ ]
Date jailed:4 November 2002
Accusation:selling state information to foreign stat
Sentenced:5 initial plus 5,4 years imprisonement
نام: عباس عبدی [+ ]
تاریخ زندانی شدن:13 آبان‌ماه 1381
اتهام:فروش اطلاعات به بیگانگان
محکومیت:5/4 سال قطعی به اضافه 5 سال بدوی
 
Reza Alijani     رضا علیجانی
Name:Reza Alijani
Date jailed:6 November 2002
Accusation: Not known
Sentenced:interim injunction
نام: رضا علیجانی
تاریخ زندانی شدن:15 آبان‌ماه 1381
اتهام: ....
محکومیت:بازداشت موقت
 
Amir Abbas Fakhravar     امیرعباس فخرآور
Name:Amir Abbas Fakhravar
Date jailed:1999
Accusation: promote a conspiracy against the Islamic regime, insulting Khamenei
Sentenced:8 years imprisonement
نام: امیرعباس فخرآور [+ ]
تاریخ زندانی شدن:1378
اتهام: تبلیغ علیه نظام- اهانت به رهبری
محکومیت:8 سال قطعی
 
Hossein Ghazian     حسین قاضیان
Name:Hossein Ghazian
Date jailed:31 October 2002
Accusation:collaboration with foreign enemy stat, propaganda against state
Sentenced:4,5 years imprisonement
نام: حسین قاضیان [+ ]
تاریخ زندانی شدن:9 آبان ماه 1381
اتهام: تبليغ عليه نظام- همكاري با دولت متخاصم
محکومیت:4,5 سال قطعی
 
Akbar Ganji     اكبر گنجی
Name:Akbar Ganji [ + ]
Date jailed:13 May 1999
Accusation:Keeping secret bulletin and promote a conspiracy against the Islamic regime
Sentenced:6 years imprisonement
نام: اكبر گنجی
تاریخ زندانی شدن:23 اردیبهشت‌ماه 1378
اتهام: نگهداری بولتن محرمانه- تبلیغ علیه نظام
محکومیت:6 سال زندان قطعی
 
Mehrdad Lohrasebi     مهرداد لهراسبی
Name:Mehrdad Lohrasebi
Date jailed:15 July 1999
Accusation:acting against state security
Sentenced:15 years imprisonement
نام: مهرداد لهراسبی [ + ]
تاریخ زندانی شدن:24 تیر‌ماه 1378
اتهام: اقدام علیه امنیت ملی
محکومیت:15 سال زندان قطعی
 
Akbar Mohamadi     اكبر محمدی
Name:Akbar Mohamadi [ + ]
Date jailed:9 July 1999
Accusation:acting against state security
Sentenced:15 years imprisonement
نام: اكبر محمدی [ + ] [ + ]
تاریخ زندانی شدن:18 تیر‌ماه 1378
اتهام: اقدام علیه امنیت ملی
محکومیت:15 سال زندان قطعی
 
Manochehr Mohamadi     منوچهر محمدی
Name:Manochehr Mohamadi [ + ]
Date jailed:15 July 1999
Accusation:acting against state security
Sentenced:13 years imprisonement
نام: منوچهر محمدی [ + ] [ + ] [ + ] [ + ]
تاریخ زندانی شدن:24 تیر‌ماه 1378
اتهام: اقدام علیه امنیت ملی
محکومیت:13 سال زندان قطعی
 
Zabihola Mahrami     ذبیح‌الله مهرامی
Name:Zabihola Mahrami
Date jailed:5 August 2000
Accusation:Not known
Sentenced:Not known
نام: ذبیح‌الله مهرامی
تاریخ زندانی شدن:15 مرداد‌ماه 1379
اتهام: ...
محکومیت: ...
 
Hassan Josefi Eshkevari     حسن یوسفی‌اشكوری
Name:Hassan Yusefi Eshkevari [ + ]
Date jailed:5 August 2000
Accusation:disrespect islam, roorbach and propaganda against regime
Sentenced:7 years imprisonement
نام: حسن یوسفی‌اشكوری [ + ]
تاریخ زندانی شدن:15 مرداد‌ماه 1379
اتهام: اهانت به مقدسات- نشر اكاذيب- تبليغ عليه نظام
محکومیت: 7 سال زندان قطعی
 
Ensafali Hedayat     انصافعلی هدایت
Name:Ensafali Hedayat
Date jailed:16 January 2004
Accusation:Not known
Sentenced:interim injunction
نام: انصافعلی هدایت [ + ] [+ ] [+ ]
تاریخ زندانی شدن:26 دی‌ماه 1382
اتهام: ....
محکومیت:بازداشت موقت