|
|
|
موارد مستند نقض فاحش حقوق بشر و آزاديهاي اساسي توسط " حكومت جمهوري اسلامي" در ايران
|
|
|
|
براي بازديد از نمايشگاه عكس و فيلم بر روي لوگو زير كليك فرمائيد |
|
|
![]() ![]() ![]() |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یکشنبه 21 خرداد 1385نشست مطبوعاتي گزارش انجمن درباره وضعيت زندانهاي كشور در سال 84رييس، نايب رييس و سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان در يك نشست مطبوعاتي به ارايه گزارش سالانه انجمن دفاع از حقوق زندانيان درباره وضعيت زندانهاي كشور در سال 84 پرداختند. به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عمادالدين باقي، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ابتداي اين نشست با بيان اينكه گزارش ارايه شده درباره وضعيت زندانها نه تنها اولين كار انجمن بلكه اولين تجربه در ايران است اظهار داشت: اولين بار است كه يك نهاد غير دولتي در مورد زندانها نظارت و ديدباني انجام ميدهد. يكي از ضمانتهاي اجرايي رعايت حقوق بشر در همه جاي دنيا ديدباني و انتشار گزارش است كه در جاي جاي دنيا موثر واقع شده است. رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: اقدامات مختلفي از سوي نهادهاي داخلي و خارجي در اين رابطه صورت گرفته است ولي شكل و محتوايي متفاوت از اقدام انجمن بوده است. در اين گزارش اصل را بر مستند بودن قرار دادهايم كه بر اساس آن در همه جا محكمه پسند باشد و از گزارشهايي استفاده شده كه ميتوان به آنان اتكا كرد. باقي، با تاكيد بر اينكه اولين كار انجمن ديدهباني در سراسر كشور است، ادامه داد: گزارشهاي ديگري نيز در رابطه با وضعيت زندانها و حقوق زندانيان مورد بررسي قرار گرفته كه در مواردي به آنها توجه و در مواردي از آنها استفاده نشده است. گزارش مورد نظر از ارديبهشت 84 تا ارديبهشت 85 تهيه شده است و مواردي چون روزنامهي ايران، رويدادها در آذربايجان و موضوع بازداشت جهانبگلو در آن ارايه نشده است. وي، با اشاره به مشكلاتي در تهيه اين گزارش اظهار داشت: اميدواريم از اين به بعد زندانيان، خانواده زندانيان، وكلا و حتي پزشكان در زندان در صورت آگاهي از اقدامات نهادهايي چون انجمن و آشنايي با نظارت آنها انگيزه پيدا كرده و اطلاعات و گزارشهاي خود را در اختيار ما براي انعكاس قرار دهند. اين گفته بدين معنا نيست كه ما در تهيه گزارش از هر منبعي استفاده ميكنيم زيرا كه يك نهاد مدني براي حفظ خود بايد اعتبار خود را حفظ كند و ما در استفاده از گزارشهاي معتبر، دقت كافي را مبذول داشتهايم. باقي، خاطر نشان كرد: درخواست ما اين است كه خانوادهي زندانيان، وكلا و پزشكان در ارايه گفتههاي خود اصل دقت، امانت و سنديت و صحت را كه مد نظر ماست، رعايت كنند و موارد نقض حقوق زندانيان كاهش يابد و در اين مورد ميتوان ادعا كرد كه اگر وظيفه ديدهباني و نظارت به خوبي انجام شود، موارد نقض حقوق بشر كاهش پيدا ميكند. رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان با بيان اينكه اگر اجازه بدهند نظارت باشد و نهادهاي غير دولتي از زندانها بازديد كنند، جلوي بسياري از شبهات گرفته ميشود، خاطر نشان كرد: اين امر باعث ميشود كه افكار عمومي چه در داخل و چه در خارج از كشور به گزارشهاي دستگاه قضايي اعتماد كنند و حكومت نيز در رابطه با رفتار خود راهي جز اين ندارد كه نهادهاي غيردولتي وظيفه نظارتي خود را انجام دهند. باقي با اشاره به اينكه تاخير در انتشار گزارش از اهميت و ارزش آن نميكاهد، بيان كرد: كميته رفاهي، بهداشتي انجمن دفاع از حقوق زندانيان در جمع آوري اين گزارش زحمات زيادي را متحمل شده و گزارش مقدماتي را تهيه كرد. گزارش ارايه شده در دو زبان فارسي و انگليسي منتشر شده و اميدواريم در سالهاي آينده به دو زبان عربي و فرانسه نيز منتشر شود. فريده غيرت، نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ادامه با بيان اينكه از بدو تاسيس اين انجمن تلاش ما در جهت اعتماد سازي در جامعه بوده است، گفت: در اين مورد دو ديدگاه بسيار مهم است؛ نخست در مقابل دولت كه گفته ميشود ما در تعامل با شما هستيم و ميخواهيم وظيفه يك NGO را انجام دهيم زيرا جامعه ما با انجمنها بيگانه هستند و تصور ميشود اگر تشكل غير دولتي ايجاد ميشود براي خردهگيري از نظام است كه هدف ما به هيچ وجه اين نيست. وي خاطر نشان كرد: ديدگاه ديگر اعتمادسازي در برابر مردم است. تلاش ما اين بوده كه اين ايده را در ميان افكار عمومي جا بياندازيم كه نه دولتي هستيم و نه معارض مردم، بلكه ميخواهيم نقش يك انجمن را ايفا كنيم. غيرت با اشاره به برگزاري سمينارهاي مختلف و نتايج مثبت آن از سوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان بيان كرد: گزارش سالانه انجمن درباره وضعيت زندانهاي كشور در سال 84 مستند است و دقت در مورد منبع مورد استفاده و صحت و سقم گزارشهاي مختلف ارايه شده صورت گرفته است. نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، مواردي را كه در گزارش از وضعيت زندانهاي كشور در سال 84 ارايه شده را چنين عنوان كرد: نخست وضعيت بازداشتهاست. در اين مدت مواردي از بازداشتهاي بدون احضار مشاهده شده است، از جمله احسان كمالي كه بدون رعايت ضوابط قانوني بازداشت شد. طولاني بودن دوران بازداشت در زندانها مورد ديگري است كه در اين گزارش ارايه شده است و نگهداري عبدالفتاح سلطاني به مدت هفت ماه به صورت انفرادي، نمونهي بارز اين امر است. غيرت ادامه داد: عدم حضور وكيل، بند ديگر در گزارش ارايه شده است زيرا حضور وكيل در مراحل اوليه پس از دستگيري تا تحقيقات مقدماتي بسيار موثر است كه تبصره موجود در ماده 128 قانون آيين دادرسي كيفري مجموعا مورد اعتراض قرار گرفت. رفتار با زندانيان مورد ديگر ارائه شده در گزارش است زيرا برخي از زندانيان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و در بازجويي از چشم بند و رو به ديوار بودن استفاده ميشود. بيان اين موارد به اين علت است كه زنداني چه سياسي و چه غير سياسي حقوقش براي ما مهم است. وي افزود: عدم تفكيك زندانها از نظر نوع جرايم نيز در اين رابطه بسيار مهم است و به طور مثال گزارش شده زندانها در مشهد مطابق با استانداردهاي جهان است اما نگهداري زندانيان در آنجا منطبق با زندانهاي جهان نيست كه اين امر عواقبي به همراه دارد. نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان با تاكيد بر اينكه دسترسي ما به زندان زنان بسيار مشكل است خاطر نشان كرد: اينجانب چندين بار از زندان اوين بازديد داشتهام اما هنگامي كه به بخش زنان زندان رسيديم با مشكلات بسياري مواجه شديم. وي گفت كه تاكنون به انجمن اجازهاي براي بازديد از بخش زنان زندانها داده نشده است. در اين هنگام، صالح نيكبخت سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان گفت: بر اساس محدوديتهايي كه در آيين نامهي زندانهاست، بازديد از زندان زنان داراي شرايطي است، در حالي كه انجمن نبايد شامل اين موارد شود. به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ادامهي نشست خبري اين انجمن كه در روز شنبه 20 خرداد برگزار شد، با بيان انتقاداتي از عدم رعايت بهداشت در برخي از زندانها و ابراز اين نظر كه حداقل امكانات در زندانهايي چون بندر عباس و ميناب وجود ندارد؛ ادامه داد: در مورد مساله غذا نيز تفاوتهايي وجود دارد. امكان دسترسي زندانيان به مواد مخدر و استفاده آنان زياد است و اين موارد راحت وارد زندان ميشود.
**********************************
بارها در تلویزیون دیده ایم که متهمان دستگیر شده از طریق رسانه ملی به مردم معرفی و چهره آنها به نمایش گذاشته میشود . دادستان عمومی تهران با خلق واژگان اراذل و اوباش در ترمینولوژی حقوق ، دستور برخورد شدید با این متهمان را میدهد و یا بدتر از آن متهمان را با غل و زنجیر بر دست و پا و کلاهی بر سر ، در خیابانها به نمایش گذاشته و رهگذران نیز از آزار و اذیت آنها خودداری نکرده و اشیایی را بسوی آنها پرتاب میکنند حال ببینیم پایگاه این اعمال از منظر علم و قانون چیست ؟ بدیگر سخن قضات و نیروهای انتظامی و رسانه ملی این اعمال را با توجیه کدام قانون و منطق علمی انجام میدهند . الف ) بررسی مواد و اصول قانونی : به استناد اصل 39 قانون اساسی ( هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر ، بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است ) بر طبق ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر ( تمام افراد بشر آزاد و با شأن و حقوق برابر به دنیا می آیند همه از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و باید نسبت به یکدیگر با روحیه برادرانه رفتار کنند ) و به استناد ماده 5 اعلامیه مرقوم ( هیچکس را نباید تحت شکنجه یا رفتار یا کیفر ظالمانه ، غیر انسانی یا تحقیر آمیز قرار داد ) و برابر ماده 10 اعلامیه فوق ( هرکس در تعیین حقوق و تعهدات خویش و هر گونه اتهام جزائی که به او وارد شود با مساوات کامل حق برخورداری از دادرسی منصفانه و علنی را در دادگاه مستقل و بیطرف دارد ) بر طبق ماده 11 اعلامیه مرقوم ( هر کس که متهم به ارتکاب جرمی شود حق دارد که بیگناه فرض شود مگر آنکه طبق قانون در دادگاه علنی که در آن ضمانتهای لازم برای دفاع او در اختیارش باشد ، مجرم شناخته شود ) به استناد ماده 570 قانون مجازات اسلامی ( هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهادها و دستگاههای حکومتی که برخلاف قانون آزدی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی محروم نماید علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم میگردد برابر ماده 578 قانون مارالذکر ( هر یک از مستخدمین و مامورین قضایی یا غیرقضایی دولت برای اینکه متهمی را مجبور به اقرار کند او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم میگردد چنانچه کسی در این خصوص دستور داده باشد فقط دستور دهنده به مجازات حبس مذکور محکوم خواهد شد و اگر متهم بواسطه اذیت و آزار فوت کند مباشر مجازات قاتل و آمر مجازات آمر قتل را خواهد داشت ) بر طبق ماده 579 قانون فوق ( چنانچه هر یک از مامورین دولتی محکومی را سخت تر از مجازاتی که مورد حکم است مجازات کند یا مجازاتی کند که مورد حکم نبوده است به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم میگردد و چنانچه این عمل به دستور فرد دیگری انجام شود فقط آمر به مجازات مذکور محکوم میشود و چنانچه این عمل موجب قصاص یا دیه باشد به مجازات آن نیز محکوم میگردد و اگر اقدام مزبور متضمن جرم دیگری نیز باشد مجازات همان جرم حسب مورد نسبت به مباشر یا آمر اجراء خواهد شد ) به استناد تبصره یک ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری ( منظور از علنی بودن محاکمه ، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در دادگاه میباشد لکن انتشار آن در رسانه های گروهی قبل از قطعی شدن حکم ، مجاز نخواهد بود و متخلف از این تبصره به مجازات مفتری محکوم میشود ) با ذکر مواد و اصول قانونی فوق روشن گردید که اعمال ارتکابی بشرحی که در مقدمه این مقاله بیان گردید غیر قانونی و بعضا جرم نیز میباشد . بد نیست این موضوع نیز مورد بررسی قرار گیرد که آیا قضات حق دارند اعمال فوق را مورد حکم قرار داده و دستور اجرای آن را بدهند ؟ گر چه چنین حقی به قضات داده نشده و بر طبق ماده 2 قانون مجازات اسلامی اصل قانونی بودن جرم و مجازات به رسمیت شناخته شده و نمیتوان اعمال مردمی را که قانونگزار آنرا جرم نشناخته برای آن مجازات تعیین نکرده مورد مذمت و سرزنش قرار داد و اعمال زاید بر مجازات قانونی خلاف قانون و بعضا جرم میباشد لذا قطعا قضات حق ندارند چنین اعمال خلافی را مورد حکم قرار دهند . چه آنکه به استناد ماده 12 قانون مجازات اسلامی ( مجازاتهای مقرر در این قانون پنج است : 1- حدود 2- قصاص 3- دیات 4- تعزیرات 5- مجازاتهای بازدارنده ) ماده 13 ، حد به مجازاتی گفته میشود که نوع و میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده است این مجازاتها در کتاب حدود از ماده 63 قانون مجازات اسلامی لغایت ماده 203 قانون مرقوم به تفصیل تشریح گردیده است . ماده 14 قصاص : کیفری است که جانی به آن محکوم میشود و باید با جنایت او برابر باشد . موضوع قصاص طی مواد 204 لغایت ماده 293 قانون مجازات اسلامی بیان شده است . ماده 15 دیه : مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعیین شده است این مجازات از ماده 294 لغایت ماده 497 قانون مجازات اسلامی بیان شده است . ماده 16 تعزیر : تادیب و عقوبتی است که نوع و مقدار آن در شرع تعیین نشده و به نظر حاکم واگذار شده است از قبیل حبس و جزای نقدی و شلاق که میزان شلاق بایستی از مقدار حد کمتر باشد با این وجود قانونگزار اسلامی جهت جلوگیری از تخطی و تخلف قضات و نیروهای انتظامی تعیین تعزیرات را بعهده حاکم نگذاشته بلکه بطور دقیق برای اعمال مجرمانه متهمان مجازاتهای متفاوتی را در نظر گرفته و طی مواد 498 لغایت 729 قانون مجازات اسلامی مورد تصویب قانونگزار قرار گرفته و قسمتی از آن در مقررات جزایی از قبل از انقلاب وجود داشته است . ماده 17 مجازاتهای بازدارنده : تادیب یا عقوبتی است که از طرف حکومت بمنظور حفظ نظم و مراعات مصلحت اجتماع در قبال تخلف از مقررات و نظامات حکومتی تعیین میگردد از قبیل حبس ، جزای نقدی ، تعطیلی محل کسب ، لغو پروانه و محرومیت از حقوق اجتماعی و اقامت در نقطه یا نقاط معین و منع از اقامت در نقطه یا نقاط معین و مانند آن ، به موجب این ماده قسمتی از مبحث تعزیرات و قوانین جزائی دیگر که قبل از انقلاب تصویب گردیده ، از جمله مجازات بازدارنده میباشند . به استناد ماده 19 قانون مجازات اسلامی ( دادگاه میتواند کسی را که به علت ارتکاب جرم عمدی به تعزیر یا مجازات بازدارنده محکوم کرده است به عنوان تتمیم حکم تعزیری یا بازدارنده مدتی از حقوق اجتماعی محروم و نیز از اقامت در نقطه یا نقاط معین ممنوع یا به اقامت در محل معین مجبور نماید ) بر طبق ماده 20 قانون مرقوم ( محرومیت از بعض یا همه حقوق اجتماعی و اقامت اجباری در نقطه معین یا ممنوعیت از اقامت در محل معین باید متناسب با جرم و خصوصیات مجرم در مدت معین باشد و در صورتی که محکوم به تبعید یا اقامت اجباری در نقطه ای یا ممنوعیت از اقامت در نقطه معین ، در راستای اجرای حکم ، محل را ترک کند و یا به نقطه ممنوعه بازگردد ، دادگاه میتواند با پیشنهاد دادسرای مجری حکم ، مجازات مذکور را تبدیل به جزای نقدی و یا زندان نماید . ) به استناد ماده 21 قانون مرقوم ( ترتیب اجرای احکام جزایی و کیفیت زندانی به نحوی است که قانون آیین دادرسی کیفری و سایر قوانین و مقررات تعیین مینماید ) هیچیک از قوانین آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی و آئین نامه اجرای احکام کیفری ، اعمال خلاف فوق را بیان و تائید نکرده ، و حتی قضات و مامورین حق ندارند مجازاتی زاید بر مجازات مورد حکم در حق محکوم اعمال نموده ، والا خود مرتکب جرم شده اند ( مواد 570 - 578 – 579 قانون مجازات اسلامی ) پس معلوم گردید آنچه قضات میتوانند بعنوان تتمیم مجازات در مورد متهمان معمول و مجری دارند ، صرف اقامت اجباری در محل و منع اقامت در محل دیگر و یا محرومیت از حق کسب و پیشه و رانندگی و لغو پروانه کسب و یا گواهینامه و انتقال آن بوده و این اعمال شبیه به اعمال خلاف قانونی را که در مقدمه بیان داشتیم نمیباشد ، اما باید نظری به ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی نیز انداخته و سپس حکم موضوع را بیان داریم . ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی ( محکومیت قطعی کیفری در جرایم عمدی بشرح ذیل ، محکوم علیه را از حقوق اجتماعی محروم مینماید و پس از انقضای مدت تعیین شده و اجرای حکم رفع اثر میگردد ) 1- محکومان به قطع عضو در جرایم مشمول حد ، پنج سال پس از اجرای حکم 2- محکومان به شلاق درجرایم مشمول حد ، یکسال پس از اجرای حکم 3- محکومان به حبس تعزیری بیش از سه سال ، دو سال پس از اجرای حکم تبصره 1- حقوق اجتماعی عبارتست از حقوقی که قانونگزار برای اتباع کشور جمهوری اسلامی و سایر افراد مقیم در قلمرو حاکمیت آن منظور نموده و سلب آن بموجب قانون یا حکم دادگاه صالح میباشد از قبیل الف ) حق انتخاب شدن در مجالس شورای اسلامی ، خبرگان و عضویت در شورای نگهبان و انتخاب شدن به ریاست جمهوری . ب ) عضویت در کلیه انجمنها و شوراها و جمعیتهایی که اعضای آن بموجب قانون انتخاب میشوند . ج ) عضویت در هیاتهای منصفه و امناء د ) اشتغال به مشاغل آموزشی و روزنامه نگاری ه ) استخدام در وزارتخانه ، سازمانهای دولتی ، شرکتها ، مؤسسات وابسته به دولت ، شهرداری ، مؤسسات مامور به خدمات عمومی ، ادارات مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان و نهادهای انقلابی و ) وکالت دادگستری و تصدی دفاتر اسناد رسمی و ازدواج وطلاق و دفتریاری ز ) انتخاب شدن به سمت داوری و کارشناسی در مراحل رسمی ح ) استفاده از نشان و مدالهای دولتی و عناوین افتخاری در تبصره های 2 و 3و 4و 5 قانون مرقوم نحوه زوال مجازاتهای تبعی بیان گردیده است . نتیجه : لذا با بررسی قوانین فوق اطلاق الفاظ اراذل و اوباش به متهمان زندانی و پخش تصاویر متهمان از تلویزیون و گرداندن محکومان جزایی در معابر و شوارع و بدتر از آن با غل و زنجیر و کلاه شیپوری بر سر و هر نوع تخویف و ترذیل و ترهیب دیگر از اساس غیر قانونی و مجریان و مرتکبان این اعمال خود قابل تعقیب میباشند ( مواد 570 – 575 – 578 قانون مجازات اسلامی و تبصره 1 ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری و اصل 39 قانون اساسی در خصوص ممنوعیت هر گونه هتک حرمت زندانی ) ، حال که نظر قانونگزار در مورد حرمت قانونی اعمال فوق مشخص گردید باور داریم که با تصویب قانون مجازات عمومی مصوب 52 دوران مجازاتهای ترهیبی و ترذیلی و هر نوع مجازات مخرب شخصیت منسوخ و عمل به آن غیر قانونی و جامعه را بطرف خشونت سوق خواهد داد ، حال باید ببینیم این اعمال با علم جامعه شناسی کیفری مطابقت داشته یا خیر و نیز از لحاظ تجربی مفید فایده بوده و یا به ضرر جامعه خواهد بود . ب – اعمال ارتکابی از منظر علم : یکی از اهداف جامعه شناسی کیفری دستیابی به علت وقوع جرم بوده و معلوم دارد چه عواملی موثر در وقوع جرم میباشند ، تا پس از شناسایی این عوامل و رفع آن به اصلاح مجرم همت گمارد چه آنکه بقول " سن توماس داکن " باید مجرمان را شفا داد نه توبه و یا بقول بریسودو وارویل مجرم یک بیمار است یا یک نادان و باید او را شفا داد و آموخت و نباید او را خفه کرد . مجازات کردن بزهکار بدون توجه به امکان درمان او ، بمانند عمل کسی است که کودک بیمارش را زنده بگور میکند ، اگر قبول کنیم که مجرم عضو فاسدی نیست که باید قطع کرد و بدور انداخت ، لامحاله باید گفت مجرم یک بیمار بوده ، باید بیماریش را شناخت و با درمان از طریق داروی مناسب که ضرورتا مجازات نیست او را شفا بخشید ، چه آنکه عقل سلیم و منطبق باور نمیکند بیماری آپاندیست با داروی زخم معده درمان گردد . اگر چنین بلاهتی را مرتکب شویم باید با بیمار وداع نمود اجرای مجازات علیه مجرم عدم تناسب میان بیمار و درمان را بیان میکند . کسانیکه بعلت و عدم وقوف از چگونگی درمان جز به مجازات نمی اندیشند ، در حقیقت استفاده از داروی مسمومی نموده که بدرمان آن هیچ امیدی نیست . پرنس میگوید برای دردهای اجتماعی درمانهای اجتماعی لازمست . موریس پاتن میگوید اگر مایلیم جرم از میان برود باید کار دیگری جز مجازات و شکنجه کردن بدکاران را در پیش گیریم . عوامل موثر در جرم عبارتند از 1- فقر 2- جهل و بیسوادی و بیکاری 3- عوامل محیطی 4- عوامل خانوادگی 5- عوامل ژنتیکی 6- عوامل اجتماعی 7- عوامل طبیعی 8- عوامل فرهنگی 9- عوامل مذهبی 10 – عوامل سیاسی 11- عوامل زمانی 12- عوامل فردی از جمله عوامل اصلی و مهم و سایر عوامل مانند قوانین ستمگرانه و تبعیض آمیز ، نحوه رفتار با متهم در بازجویی و تحقیقات ، اجرای مجازات نامتناسب و رفتار نامتناسب افرادی که در زندگی روزمره تحت قدرت بیشتر توانسته اند متهم را مرعوب نمایند . اجرای مجازات متهم و تخریب شخصیت وی ، انکار ، عوامل موثر در وقوع جرم و کوبیدن بر طبل جهالتی است که محکوم را مجبور به سقوط در چاه بزهکاریها میسازد . ژرژ ویدال بوسیله آمار ثابت میکند که آثار جرایم پس از اجرای مجازاتهای سنگین افزایش یافته ، در حالیکه پس از آزادیهای مشروط بطور قابل ملاحظه ای کاهش نشان داده است . الن کی استاد تعلیم و تربیت در مورد مجازات و شدت عمل میگوید نرمش و ملایمت به مراتب با ارزش تر از خشونت و شدت عمل است . الکساندر واستب در همین مورد میگوید شکنجه و مجازات ، قدرتهای اخلاقی بزهکاران را تضعیف و نیکی و خوشرفتاری باعث افزایش قدرت خودداری از دست زدن به اعمال ناشایست و مجرمانه میگردد . فری میگوید نباید روی عمل کیفری تکیه کرد و به مجازات اندیشید و شکنجه و خشونتهای مختلف را تحمیل کرد بلکه باید غیر عادی بودن بزهکار را مشخص نمود و بدرجه ناسازگاری او پی برد . چه آنکه باید در صدد درمان او باشیم . نگارنده در این سطور قصد ندارد عوامل موثر در وقوع جرم را مورد تحلیل دقیق قرار دهد ، لذا بذکر بعضی نکات ضروری آن بسنده نمود ، حال در صورتیکه عوامل فوق را در وقوع جرم موثر بدانیم ، مجازات مجرم و اعمال شکنجه و خشونت در حق وی صرفنظر از آنکه تجویز داروی غیر موثر بوده با عدالت و انصاف نیز سازگاری ندارد . متاسفانه بقول دورکهایم قوانین جزایی دستور نمیدهد که باید به زندگی و حقوق دیگران احترام گذاشت بلکه فرمان میدهد قاتل باید کشته شود !! این را با شهامت باید اذعان نماییم که اگر شکنجه ، عقوبت ، شلاق ، قطع دست و پا ، سوزاندن بدن ، داغ کردن و0000 اعمال مستحسن تلقی میگردند چرا این اعمال ممنوع و از مصادیق شکنجه محسوب گردید ؟ پس در قباحت و ناکارآمد بودن آن مجازاتها تردیدی نداریم تا جائیکه قانونگزار اصل برائت ، ممنوعیت شکنجه و آزار زندانی ، ممنوعیت هتک حرمت از او را پذیرفته و تا جایی پیش رفته که ارتکاب این اعمال را از طرف مسؤولین جرم و قابل تعقیب و مجازات شناخته است . از طرفی هر گونه تخریب شخصیت محکوم ، ساختن انبار باروتی است که انفجار آن باعث تباهی افراد بیشماری میگردد . سال پیش طی مقالاتی هشدار دادم و اعدام محمد بیجه را مبارزه با معلول دانسته و نه علت وقوع جرم ، خاطرمان هست که محمد بیجه از دوران کودکی در فقر و سختی بسر برده و بارها از طرف خانواده و جامعه مورد اذیت و آزار جسمی و روحی قرار گرفته ، به او تجاوز جنسی شده و در فقر و ذلت و بدبختی و استیصال روزهای سختی را گذرانده بود تا تبدیل به آن شخصیت ضد اجتماعی شده که جامعه بغلط تصور میکرد اعدام او تنها راه صحیح مبارزه با بدکاریها میباشد در همان زمان گفتم هم اکنون در گوشه و کنار همین تهران دهها محمد بیجه مشغول آموزش بدکاریها بوده باید آنها را از ورطه گمراهی و ضلالت نجات داده و درمان نمود . این روزها محمد بیجه دیگر در حال محاکمه میباشد . امروز جرم شناسان دیگر به تنهایی بدنبال درمان بزهکار نبوده بلکه میگویند همیشه پیشگیری بهتر از شفا دادن است یعنی علاوه بر آنکه باید مجرم را مانند یک بیمار درمان نمود مسؤولین حکومتها موظفند با تمسک به راهکارهای علمی از وقوع جرم پیشگیری نمایند. در راستای این منطق علمی و انسانی بند 5 اصل 156 قانون اساسی میگوید ( اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین ) را از وظایف قوه قضاییه شناخته است اما چه میشود کرد که آن قاضی مشهور به استناد این اصل نجات بخش دست به توقیف روزنامه ها زده و صدها نفر را بیکار و در معرض لغرش و ابتلاء بجرم قرار میدهد و حال آنکه اعمال مجازاتهای نامتناسب در شان جامعه متمدن نبوده و اصلاح مجرم را هم در پی نخواهد داشت . اینگونه اعمال غیرقانونی و غیرعملی باد کاشتن در زمین مناسب بوده که قطعا طوفان بدنبال خواهد داشت . ج – آیا این اعمال موجب افزایش یا کاهش جرایم میگردد : از طریق آزمایشهای کارگاهی و با تکیه به آمار و تحقیق از متهمان در کشورهای غربی معلوم گردیده مجازاتهای سنگین و هر گونه تخریب و تخدیش شخصیت مجرم موجب افزایش وقوع جرم ، و اعمال راهکارهای درمانی و مهر و محبت و بازپروری شخصیت مجرم موجب کاهش وقوع جرم خواهد بود چه آنکه به اثبات رسیده بزهکاری یک خصیصه ذاتی یا ناشی ازیک نهاد ناسازگار نامتعادل و یک موجود پلید و تبهکار و مسموم نبوده و مجرم با اراده آزاد و به دور از عوامل موثر در وقوع جرم به ارتکاب جرم نمی پردازد در جامعه ای سالم و مترقی مبارزه با مجرم بدون در نظر گرفتن عوامل موثر در وقوع جرم مبارزه با معلول بوده و نه مبارزه با علت لذا در چنین جوامعی سعی میشود حتی المقدور عوامل فوق مرتفع و یا کاهش یافته و از طرفی با انتخاب راهکارهای علمی پیشگیرانه از وقوع جرم جلوگیری گردد . مارک آنسل میگوید باید اعتراف کرد که اجتماع بطور دلخواه و مستبدانه بدون آنکه حقوق انسانی را رعایت کند از موجود مطرودی بنام بزهکار انتقام میگیرد . اعمال مجازات و تخدیش شخصیت مجرم مبارزه علیه مجرم است و نه جرم . غربیها بخوبی عوامل موثر در وقوع جرم را بررسی و شناخته و با تصویب قوانین مختلف و مبارزه با علل وقوع جرم و تمسک به اعمال درمانی و پیشگیرانه آمار وقوع جرم را کاهش داده اند آنها بخوبی دریافته اند نمیشود سفره ای رنگین در برابر گرسنه ای گسترد و با تهدید به مجازات از او خواست که از اطعمه و اشربه آن سفره استفاده نکند . البته در ادبیات غنی فارسی و روایات مذهبی گاهی از این عوامل صحبت شده است مانند ، پیرمردی ز نزع مینالید پیرزن صندلش همی مالید و یا اگر فقر از دری وارد شود ایمان از در دیگر خارج میشود . گلی که تربیت از دست باغبان نگرفت اگر به چشمه خورشید هم رسد خودروست سعدی میگوید اغلب تهیدستان دامن عصمت به معصیت آلایند و گرسنگان نان ربایند . چون سگ درنده گوشت یافت نپرسد کین شتر صالحست یا خر دجال یک زندانی بسیار مشهور بین المللی میگوید جامعه بمن گفته شما یک بدکارید و من از شما متنفرم اجتماع بمن سیلی میزند و من واقعا مرد نیستم اگر بنوبه خود به او ضربه نزنم . و زندانی دیگر گفته است در فضای زندان هم زندانیها دارای این احساس بودند که از عوامل زندانی شدن آنها انتقام بگیرند و این امر باعث افزایش جرم و خشونت میگردد . در ایران بطور جدی هنوز باین امر پرداخته نشده و انعکاس و اثر مطلوبی در قوانین نداشته ، اما میتوان گفت مجازاتهای سنگین و غیرعادلانه و تخریب شخصیت مجرم ، زمین مساعدی برای پرورش بذر خشونت و افزایش آمار اعمال تبهکارانه بدست میدهد فعلا سیاست عملی دادسرای تهران و مامورین انتظامی بشرحی است که در جراید منتشر میگردد این اعمال نه تنها نوید کاهش جرم و اصلاح شخصیت مجرم را نداده بلکه پرورش دهنده هزاران محمد بیجه در زمین مساعد و مستعد و جرم خیز تهران میباشد . لذا بضرس قاطع روشن گردید اطلاق الفاظ اراذل و اوباش به متهمان و نمایش آنها در سیما و گرداندن متهمان در خیابان که به قصد خوار و خفیف کردن متهمان بوده عملی غیر قانونی ، غیر علمی و از لحاظ عملی موجب افزایش جرم میگردد . امید آنکه قوه قضاییه با تهیه قوانین پیشگیرانه و درمانی و پرورش شخصیت مجرم از تخریب شخصیت آنها جلوگیری نموده و گام جدی و اصولی در جهت از بین بردن عوامل جرم زا برداشته و موجبات کاهش آمار جرم را فراهم نماید ، بکرات گفته ام و باور دارم که اسلام قصد ساختن و اصلاح مجرمین را دارد و نه انتقام از مجرم ، لذا اگر این موضوع را باور داریم با حذف قوانین جرم زا زمینه تکریم و اصلاح مجرمین ، گام اول را در جهت کاهش خشونت و جرم برداریم .
آقای مجتبی سمیع نژاد دانشجوی وبلاگ نویس در تاریخ 10/8/83 توسط چهارنفر از مامورین دادسرای تهران در خانه بازداشت و کیس کامپیوتر و تعدادی کتاب و نوشته های او توقیف و به زندان تحویل میگردد ، مدت 88 روز در سلول انفرادی توام با بازجویی گذرانده و حسب اظهارات وی در دادگاه کیفری استان تحت شکنجه قرار گرفته و روزهای سختی را گذرانده تا بالاخره در تاریخ 8/11/83 با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد و به او گفته میشود اگر وکالت به خانم عبادی و آقای سیف زاده بدهی دوباره بازداشت خواهی شد ! بعد از آزادی بلافاصله با نامه ای که به کانون مدافعان نوشته بود به دفترم آمد و وکالت داد ، لذا در تاریخ 13/11/83 تلفنی احضار و پس از تفهیم اتهام مجدد به اتهام 1- توهین به امام خمینی و مقام رهبری ماده 514 2- اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق تبلیغ علیه نظام بوسیله شایعه پراکنی و انتشار مطالب خلاف واقع موضوع ماده 500 3- توهین به مقدسات اسلام و اهانت به مقررات نورانی اسلام موضوع ماده 513 4- نشر اکاذیب از طریق تشویش اذهان عمومی 5- برقراری رابطه نامشروع و تشویق به فحشاء و فساد ( عموم اتهامات فوق با عناوین معنون قانونی انطباق ندارد به خصوص آنکه اتهامات جدید بعد از سه ماه از زمان دستگیری تفهیم میشود و این عمده ترین دلیل بر ساختگی اتهامات جدید می باشد) و تشدید قرار به وثیقه 150 میلیون تومانی بازداشت و تاکنون در زندان به سر میبرد . بدنبال رسوایی اعمال خلاف قانون مامورین دادسرای تهران آقای شاهرودی کمیته ای متشکل از سه نفر تعیین و پرونده ها را از دادسرای تهران میگیرند . و سپس تمام وبلاگ نویسها آزاد میشوند . وکالتنامه تنظیمی را به مجتمع ارشاد نزد بازپرس شعبه دوم برده ، ایشان گفت نزد قاضی مقدس ریاست مجتمع بروید ، گفتم به ایشان چه ارتباطی دارد ، شما بازپرس شعبه هستید و قانونا نمیتوانید وکالتنامه را نگیرید ! گفت آقا بحث نکنید ، بروید نزد ایشان ، ناچار نزد ایشان رفتم ، که با چند نفر از اتاقش بیرون آمد ، گفت آقای سیف زاده شما بازداشت هستید ! گفتم چرا گفت زدن کراوات جرم است ! گفتم قانونش را بیاورید ، اگر جرم بود ، آنرا بازخواهم نمود ! رفت توی اتاق و فتوکپی نامه ای را مربوط به آقای خامنه ای آورد و نشانم داد ! گفتم ظاهرا اصل قانونی بودن جرم را قبول ندارید ! اصل قانونی بودن جرم در نظامهای حقوقی بدینجهت پذیرفته شده تا اراده فرد بر جامعه تحمیل نگردد ! اصل 36 قانون اساسی و ماده 2 قانون مجازات اسلامی آنرا به رسمیت شناخته ، شما میتوانید بگویید من قانون را قبول ندارم . گفت شما توقیف هستید و دستور توقیف مرا به افسری داد ، که مدتی در توقیف بوده و آزادم کردند و وکالت روی پرونده به اتفاق همکار محترم جناب آقای فریدون شامی گذاشتیم فشار به موکل جهت عزلم از وکالت فزونی یافت و آقای سمیع نژاد هم مقاومت میکرد با خانواده او صحبت کرده ، آنها زیر بار این فشار نرفته و مجتبی هم از زندان تماس میگرفت و بر ادامه وکالت اصرار و تاکید داشت . لذا برای فشار و آزار و اذیت بیشتر برای موکل سه پرونده به شرح زیر ساختند : 1- اتهام ارتداد : پرونده تشکیلی با قرارعدم صلاحیت بنفع دادگاه کیفری استان ارسال و به شعبه 78 دادگاه کیفری استان ارجاع گردید ، ریاست شعبه که روحانی باسواد و روشن ضمیر و انسانی بود ، پرونده را مسترد داشت و نوشت اولا بر طبق اصل قانونی بودن جرم ومجازات جرمی بنام ارتداد نداریم ثانیا اگر در جرمی اعتقاد به تعقیب دارند باید با صدور کیفرخواست پرونده را به دادگاه صالح بفرستید ( قاضی مقدس و ابواب جمعی او این امور ابتدایی را که دانشجوی سال اول حقوق میداند را هم نمیدانستند و یا میدانند و قبول ندارند که آن بسیار بدتر است ) پرونده به شعبه دوم بازپرسی اعاده گردید . قاضی مقدس دوباره دست به کار شد وبدون احضار موکل و وکلاء در سطری که قبلا تفهیم اتهام به موکل کرده بود اتهام ساب النبی را داخل پرانتزی الحاق و کیفرخواست جدیدی به استناد ماده 513 قانون مجازات اسلامی تقاضای مجازات برای موکل نمود . ( توجه داشته باشیم مجازات ارتداد در مقررات شرعی و ساب النبی در شرع و قانون اگر ثابت شود اعدام میباشد ) پرونده بکلاسه 83/6 در شعبه 78 تشکیل و وقت رسیدگی برای 31/3/84 ساعت ده صبح تعیین گردید در وقت مقرر در دادگاه حاضر شدیم ، نظر به اینکه در مجازات اعدام باید پنج قاضی حضور داشته باشند ، دادگاه با تاخیر تشکیل شد . هنگام ورود به دادگاه دیدیم علاوه بر نماینده دادستان ، مقدس معاون مرتضوی هم با پرونده ای در دادگاه حاضر شد و در گوشه ای نشست حضور ایشان با توجه به حضور نماینده دادستان قانونی نبود ، به این امر اعتراض داشتیم که مورد قبول واقع نشد . نماینده دادستان از کیفرخواست دفاع کرد . اتهامی که مجازات آن اعدام بود متکی بهیچ دلیل قانونی و محکمه پسندی نبود . ضمن آنکه چند لحظه قبل از شروع دادگاه مجتبی را با غل و زنجیر و دستبند و پای بند آورده بودند که به آن اعتراض کردیم رئیس دادگاه خطاب به مامور گفت این چه وضعی است اینها را باز کنید مقدس گفت نیروی انتظامی حرف ما را هم گوش نمیکند ما هم میگوییم اینکار خلاف قانون است ولی نیروی انتظامی دستور ما را اجراء نمیکند ؟ گفتم وای بحال جامعه ای که مامورین انتظامی دستور دادستان را اجراء نکنند !! مطمئن بودم که دروغ میگوید . بهرحال غل و زنجیر از دست و پای مجتبی برداشته شد و محاکمه ادامه یافت رئیس دادگاه خطاب به نماینده دادستان گفت شما که به اتهام ساب النبی تقاضای اعدام برای متهم نموده اید میتوانید ساب النبی را توضیح دهید ؟ نماینده دادستان و قاضی مقدس منتظر چنین صحنه ای نبودند دو نفر از مستشاران دادگاه بداد آنها رسیدند و گفتند دادگاه حق ندارد چنین مطلبی را از نماینده دادستان سئوال کند ! رئیس دادگاه بر سئوال خود استوار بود ، ناچار نماینده دادستان مطالب موهومی را سرهم کرد و تحویل دادگاه داد و گفت مقصود ماده 513 قانون مجازات اسلامی اهانت به امام زمان بوده ، که بحث قانونی و فقهی در گرفت . منهم اضافه کردم آقای رئیس دادگاه آن کلمات موهن و مصادیقش را هم از ایشان بخواهید ارائه نمایند ! این موضوع بیشتر قاضی مقدس و نماینده دادستان را مشوش و عصبانی نمود ، که قاضی مقدس با عصبانیت بلند شد و درب دادگاه را محکم به هم کوبید و از دادگاه خارج شد . پس از مباحثاتی دادگاه حدود ساعت 4 بعدازظهر بعنوان تنفس تعطیل و مجتبی را با خود بردند و وقت رسیدگی برای چهارشنبه 1/6/84 تعیین و به همه مامورین ابلاغ گردید . چهارشنبه وقت کمی به رسیدگی گذشت و وقت برای پنج شنبه 2/4/84 تعیین گردید ، که مقامات دادسرا با زندان تماس و میگویند سمیع نژاد را پنج شنبه به دادگاه نیاورید !!!؟ لذا وقت رسیدگی برای شنبه مورخ 4/4/84 تعیین گردید . وقت دفاع به وکلاء رسید برخاستم و شرح مفصلی از اعمال خلاف قانون و شرع دادسرا را بعرض دادگاه رساندم و اصول مربوطه در قانون اساسی و قانون آیین دادرسی کیفری و قانون احترام به حقوق شهروندی را تشریح نمودم . در هنگام تشریح قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر مرتب با تذکر مستشاران روبرو شده ، که رئیس دادگاه به آن وقعی نمیگذاشت تا بالاخره سه نفر ازمستشاران به دفاعیاتم معترض شده ، منهم با ناراحتی گفتم برای انسانی تقاضای اعدام شده حال اجازه دفاع مشروع و آزاد بما نمیدهید ! رئیس دادگاه متاثر شد و گفت جناب سیف زاده شما چرا ناراحت هستید ؟ گفتم آقای رئیس دادگاه ما در مورد جان انسانی صحبت میکنیم مگر میشود اینهمه ظلم و ستم را دید و سکوت کرد ؟! نماینده دادستان گفت وکیل محترم خطابه سیاسی خواندند . گفتم باعث تاسف است که استناد به قانون اساسی و قانون آیین دادرسی کیفری واعلامیه جهانی حقوق بشر به زعم حضرتعالی خطابه سیاسی است . نماینده دادستان گفت موکل شما ضمن اهانت به امام زمان منکر وجود ایشان نیز شده که اولا مصداقش را خواستم ارائه کند که شعری را ارائه کرد ثانیا قسمتی از وبلاگ موکل را از نویسنده ای تحت عنوان ( امام زمان میخواهی بیایی چه کنی ؟ ) نقل و مورد نقد موکل قرار گرفته تقدیم دادگاه نمود . رئیس دادگاه خطاب به نماینده دادستان گفت آقا پس شما مدعی هستید که ایشان به امام زمان توهین کرده و نیز وجود امام زمان را منکر شده که اولا یک میلیارد مسلمان اهل تسنن معتقد به امام زمان نیستند آیا اینها مشمول ارتداد و یا ساب النبی هستند ؟ و باید اعدام شوند ؟ ثانیا موضوع کیفرخواست فعلی فقط ساب النبی است و موضوع ارتداد منتفی شده . نماینده دادستان به تناقض گویی عجیبی افتاد دفاعیاتم تمام شد جناب آقای شامی همکار محترم موازین شرعی ساب النبی و ارتداد را بخوبی تشریح نموده و دفاعیات پایان پذیرفت . نماینده دادستان وقت خواست و سخنرانی غرایی علیه اینجانب بعرض دادگاه رساند خواستم پاسخ بگویم ، رئیس دادگاه موافق و مستشاران مخالف بودند ، گفتم آقای رئیس دادگاه نماینده محتمرم دادستان مطالب خلاف وکذبی را بعرض دادگاه رساند ، که عدل و قانون حکم میکند اظهارات ایشان پاسخ داده شود . گفتم بعد از اظهارات وکلای مدافع نماینده دادستان حق صحبت نداشت ، حال که به او اجازه دادید ، باید جهت ایجاد تعادل در دفاع و بیطرفی اجازه پاسخ بدهید که موافقت نشد ، دادگاه آماده اخذ آخرین دفاع گردید . آماده آخرین دفاع شدم و پشت میز خطابه قرار گرفتم که با اعتراض مستشاران روبرو شدم ! رئیس دادگاه موافق بود بالاخره با اجماعی که بین مستشاران ایجاد شد از ما خواستند یا یکی از وکلاء صحبت کند یا موکل ! چون راهی برایمان باقی نگذاشتند صلاح دیدیم که مجتبی صحبت کند . مجتبی شرح مبسوطی بعرض دادگاه رساند که در دوران دانش آموزی برنده بزرگترین جایزه فهم و درک نهج البلاغه شده و از اعمال خلاف شرع و قانون بازپرس و قاضی مقدس و بازجویان او پرده برداشت که دادگاه را بسیار تحت تاثیر قرار داد . سپس لایحه ای فورا تهیه و پاسخ اظهارات نماینده دادستان داده شده وبه استناد موازین قانونی و شرعی تقاضای برائت موکل را نمودیم . دادگاه خاتمه پذیرفت و بعد از چند روز دادنامه برائت موکل از اتهان ساب النبی صادر و ابلاغ گردید .یکی از مستشاران بعد از ختم رسیدگی و قبل از صدور حکم مرا خواست و گفت شما از قضات با سواد ، و از حقوقدانان مطرح کشور هستید چرا اجازه میدهید چنین مطالبی در دادگاه گفته شود ، موکل را میآوردید معذرت میخواست و کار را تمام میکردید ! گفتم یعنی اینهمه اعمال خلاف شرع و قانون را ندیده میگرفتم و به موکلم خیانت میکردم !! وظیفه من دفاع از حق و قانون و حقوق موکلم میباشد ، و با مامورین و قضات متخلف مماشات نخواهم کرد . گفت کار ما ساده تر میشد گفتم شما وجدان خودتان را قاضی قرار دهید و با توجه به خدا وقانون و حق رای دهید و دادگاه را ترک کردم . بر طبق دادنامه شماره 9 مورخ 12/4/84 در پرونده کلاسه 83/60 با توجه به دفاعیات وکلای وی و مجتبی سمیع نژاد و رعایت اصول حقوقی حکم برائت موکل صادر گردید . دادگاه معتقد بود نظر ببرائت مجتبی سمیع نژاد از مجازات حکم ساب النبی و ارتفاع موضوع ارتداد و برائت حکم اقدام علیه امنیت ، باید نامبرده آزاد شود ، لذا جهت آزادی فوری وی حکم برائتش به دادسرای ارشاد ، اعلام و با عصبانیت بازپرس و قاض مقدس روبرو گردید ! که چرا سمیع نژاد در دادگاه کیفری استان صحبت از شکنجه خود کرده ، لذا باید مجازات شدیدتری شده و آزاد نخواهد شد ، لذا فعالیتهای ما تا به امروز مثمر ثمر واقع نگردید . 2- اتهام توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت ملی : دومین پرونده ای که برای مجتبی سمیع نژاد ساخته و به شعبه 13 دادگاه انقلاب ارسال گردید توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت ملی بود که تحت این عناوین کیفرخواستی علیه مجتبی سمیع نژاد از طرف قاضی مقدس صادر و به مرجع فوق ارسال گردید و بکلاسه 83/7515/ط/د ثبت شعبه فوق گردید وقت رسیدگی برای 9 صبح مورخ 2/2/84 تعیین گردید چون دادگاههای انقلاب به استناد اصول 159 و 172 قانون اساسی از زمان تصویب قانون اساسی سال 58 غیر قانونی میدانم همکار محترم جناب آقای شامی عهده دار دفاع از موکل در شعبه مذکور بودند . طبق معمول موکل را با غل و زنجیر به دادگاه آوردند و چند نفر از بازجویان او را هم در دادگاه حاضر کردند تا امکان دفاع مشروع را از وکیل و موکل سلب نمایند همکار محترم به این نحوه دادرسی اعتراض میکند که مورد توجه قرار نمیگیرد نهایتا موکل به اتهام توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و رهبری بدون کوچکترین دلیل محکمه پسندی به استناد ماده 514 قانون مجازات اسلامی مطابق با دادنامه شماره 70 مورخ 1/3/ 84 حداکثر مجازات یعنی دو سال حبس محکوم و از اتهام اقدام علیه امنیت ملی تبرئه گردید در اثر اعتراض به رای صادره پرونده در شعبه 36 دادگاه تجدید نظر استان تهران که مقر آن در دادگاه انقلاب میباشد مطرح رسیدگی قرار گرفت کلاسه پرونده 84/418 بوده که بموجب دادنامه شماره 573 دادنامه شعبه 13 دادگاه عمومی تهران بدون تعیین نمودن کلمات موهن علیرغم تکلیف قانونی بموجب قانون استفساریه نسبت به کلمه اهانت ، توهین و یا هتک حرمت ( از نظر مقررات کیفری اهانت وتوهین و 000 عبارت است از بکار بردن الفاظی که صریح یا ظاهر باشد و یا ارتکاب اعمال و انجام حرکاتی که به لحاظ عرفیات جامعه و با در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و موقعیت اشخاص موجب تخفیف و تحقیر آنان شود و با عدم حضور الفاظ ، توهین تلقی نمی گردد ) رای صادره عینا تائید و نتیجتا موکل به دوسال حبس قطعی محکوم میگردد و در حواشی این دادگاه گفته شد در هنگام صدور رای یکی از مقامات دادسرای تهران در دادگاه حاضر شده و با ارائه مصاحبه های اینجانب در مورد سمیع نژاد خواهان برخورد شدید با موکل شده ، که دادگاه با توجه به این وضعیت حکم حبس حداکثری را تائید میکند . 3- اتهامات برقراری رابطه نامشروع ، تشویق به فساد و فحشاء و تشویش اذهان عمومی موضوع مواد 673 و 639 و 698 قانون مجازات اسلامی بود که از طرف قاضی مقدس علیه موکل ، کیفرخواست صادره پرونده به شعبه 1084 دادگاه عمومی جزایی تهران مستقر در مجتمع ارشاد ( محل استقرار قاضی مقدس ) مورد رسیدگی قرار میگیرد . دو اتهام اول و دوم به استناد عکسهای خانوادگی که از منزل موکل برده بودند ، دختران فامیل موکل را بدادگاه احضار و تحت فشار قصد داشته اند اقاریری علیه مجتبی جمع آوری کنند این عمل قاضی مقدس و شعبه دوم بازپرسی خلاف شرع و اخلاق به صراحت مغایر با بندهای 1 و 3 و 4 و 6 و 8 و 11 ماده واحده قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی بوده و جالب توجه آنکه دادگاه ، کوچکترین توجهی به اعمال خلاف دادسرا نکرده و در محاکمه ای فوری که ابتدا هم قصد داشتند بدون حضور موکل بر پا کنند ، مجتمع سمیع نژاد از اتهامات اول محکوم به جزای نقدی و دوم تبرئه و در مورد اتهام سوم به 10 ماه حبس محکوم میگردد . این دادگاه نیز علیرغم برائت موکل از اتهامات ارتداد ، ساب البنی اقدام علیه امنیت ، تشویق به فحشاء علیرغم تصریح قانونی حاضر به تخفیف قرار تامین و آزادی موکل نگردید ، تا همچنان فشار روی بر موکل ادامه داشته باشد . چند نکته ظریف : 1- اتهامات مجتبی سمیع نژاد بر مبنای وبلاگ وی بود که پس از دستگیری password آنرا بزور از موکل گرفته و با استخراج مقالات ایشان چنین اتهاماتی برای او میسازند در هر سه دادگاه بعد فنی قضیه تشریح گردید که وبلاگ دفترچه خاطرات خصوصی افراد است که با دسترسی به password میتوان مطالب آنرا مطالعه و ملاحظه نمود . بدون داشتن آن کلید رمز امکان دسترسی به آن مقالات وجود نداشت ، لذا در صورتیکه اکثر جرایم فوق در وبلاگ محقق میگردید رکن مادی حقیقی جرم یعنی نشر وانتشار اصولا واقع نشده تا بتوان متهمی را تحت تعقیب قرار داد . این موضوع را در دادگاه بدوی شعبه 13 و 1084 و شعبه 36 دادگاه تجدید نظر مطلقا به آن توجهی نکرده و شعبه 78 این دفاع را قبول نمود ، چه پس از دسترسی دادسرا به رمز مقالات و مجتبی سمیع نژاد در معرض دید و مطالعه و بعضا تغییر و تحریف قرار گرفته است . 2- در تمام دادگاهها قاضی مقدس یکی از بازجویان را بعنوان اهل خبره بدادگاه تحمیل میکرد که علاوه بر نماینده دادستان او هم علیه متهم مطالبی بعرض میرساند ، که با اعتراض وکلاء روبرو، زیرا دادرسی را از حالت انصاف و تعادل بنفع دادسرا خارج میکرد که دادگاهها به این اعتراض توجهی نکردند . اما شعبه 78 دادگاه کیفری استان مانع حضور وی در دادگاه نشد ولی اجازه نطق هم در اثر اعتراض ، به وی نداد . 3- گر چه سالهاست انتظار عدالت و اجرای قانون از قوه قضاییه ندارم اما به رعایت و غبطه و صلاح موکل به هیات تشخیص و دادگاه تجدید نظر استان تهران نسبت به دو رای محکومیت اعتراض خواهیم نمود . 4- مدتی است فاجعه ای نامبارک بصورت ترور قضات در جامعه شروع شده ، این امر موجب نگرانی مردم گردیده ، در لحظه نگارش این سطور رئیس دادگاه ملارد هم ترور نافرجامی داشته ، که امیدوارم قوه قضاییه با کاری فنی و بدون بحران سازی انگیزه این ترورها را دقیقا روشن و به مردم شریف ایران اعلام و متهمان این وقایع زشت بدون سوء استفاده سیاسی به مردم معرفی گردند . بعنوان فردی که که سالها در پست دادستانی و بازپرسی بوده و هزاران پرونده جنایی را رسیدگی و رمز آنرا گشوده ، اعتقاد دارم این ترورها مطلقا جنبه سیاسی نداشته ، بلکه ناشی از نظرات شخصی بوده . در این زمینه بد نیست که به سوابق اخلاقی و رفتاری و دفاعیات مجتبی توجه کافی مبذول گردد . قاضی مقدس رفتاری بسیار خشن و تند با مراجعین داشته و به اصول قانونی و حقوقی و شرعی کاری نداشت او اکنون دستش از دنیا کوتاه گردیده و قطعا باید پاسخگوی اعمال خود در پیشگاه حضرت باریتعالی باشد ، چه بگفته حضرت حق : " الیَوم نختِم عَلی افواهِهِم و تُکلّمنا ایدیِهِم و تَشهَدَ ارجُلُهم بما کانوا یَکسبون "
چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست
تصمیم امروز قوه قضاییه مبنی بر تسلیح قضات دادسرا صرفنظر از آنکه به هیهمنه و شکوه و اقتدار قوه قضاییه صدمه جبران ناپذیری وارد خواهد کرد ، پی آمدهای جبران ناپذیری بر قوه قضاییه تحمیل خواهد نمود ، چه آنکه قضات به آیین نامه نحوه استفاده از سلاح گرم آشنایی نداشته و با کوچکترین امکان تحقق ظن ، اقدام به تیراندازی نموده و خداناکرده اگر خون از دماغ کسی ریخته شود قوه قضاییه با نارضایتی های گسترده ای روبرو خواهد گردید . چاره حل مشکل حفظ امنیت کامل قضات توسط نیروهای انتظامی و رعایت قانونی ، اخلاقی ، حق و عدالت از طرف قضات دادسرا میباشد باید قضات دادسرا از سلاح تندخویی که اثرش زودگذر بوده استفاده نکرده و به سلاح حلم وعلم و قانون مجهز و پایدار گردند .
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بىخبرى كامل از وضعيت رامين جهانبگلو، گفتگوی بهنام باوندپور با صالح نيكبخت،پنجشنبه 18 خرداد 1385 مدت كوتاهى پس از دستگيرى دكتر جهانبگلو، آقاى محسنى اژهاى وزير اطلاعات جمهورى اسلامى اتهام وى را «ارتباط با بيگانه» عنوان كرد.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فراخوان براي نجات جان زندانيان اعتصابي زندان گوهردشت كرج
همانطور كه مطلع هستيد تني چند از زندانيان سياسي مبارز و آزاديخواه در گوهردشت كرج (رجايي شهر) در اعتراض به فشارها و عدم رعايت تفكيك جرائم از روز 24 آبانماه دست به اعتصاب غذا زده اند. در طي پنج هفته اي كه از اعتصاب غذاي اين زندانيان ميگذرد نه تنها واكنشي از سوي مسئولين زندان هاي مخوف جمهوري اسلامي به خواسته هاي آنان صورت نگرفته،بلكه براي تحت فشار گذاشتن هر چه بيشتر اين زندانيان و در هم شكستن روحيه آنان،زندانيان اعتصابي را در كنار ساير زندانيان عادي كه به بيماريهاي مسري مثل هپاتيت و سل مبتلا هستند ، قرار داده اند. علاوه بر اين زندانيان عادي ، به تشويق و تحريك مأمورين جمهوري اسلامي در زندان اقدام به درگيري با زندانيان اعتصابي و دزديدن حداقل اموال آنان نموده اند. از سوي ديگر آقاي بهروز جاويد تهراني كه در اثر ضربه يكي از مأمورين وزارت اطلاعات به سرش بينايي خود را به ميزان زيادي از دست داده و در اثر اعتصاب طولاني وضعيت بينايي او رو به وخامت گذاشته است و عليرغم تأكيد بهداري زندان مبني بر رسيدگي هاي پزشكي مسئولين زندان از اين عمل خودداري ميكنند. آقاي اسد شقاقي از ناراحتي دستگاه گوارشي رنج ميبرد و آقاي حجت زماني سومين زنداني اعتصابي است كه هيچ خبري از وضعيت وي در دست نيست و زندانبانان مانع از هر گونه تماس وي با خارج از زندان ميباشند. بدينوسيله از كليه نيروهاي آزاديخواه و دمكرات خواستار اعلام حمايت از اين زندانيان اعتصابي هستيم و همچنين اعلام ميكنيم كه ما نگران وضعيت سلامتي آنها بوده و رژيم جمهوري اسلامي را مسئول تمامي عواقب ناشي از اين وضعيت ميدانيم. زنده باد آزادي-درود بر زندانيان سياسي
قهرمان لطفا براي حمايت از اين فراخوان آنرا امضاء
نموده به آدرس ايميل
:snaghashkar@yahoo.co.ukارسال نماييد
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سخنگوي زندانيان زندان رجائي شهر کرج، مي گويد فشار بر زندانيان ابعاد گسترده تري يافته است و تهديد خانواده هاي زندانيان به مرگ، و مسائل اخلاقي، جزو اين فشارهاست. وي مي گويد در روزهاي اخير شماري از زندانيان سياسي به سلول هاي انفرادي بند سپاه در زندان گوهردشت کرج منتقل کردند. آنها را مورد شکنجه هاي جسمي و روحي قرار دادند. وي مي افزايد زندانيان را تهديد کرده اند که خانواده هاي آنها ناپديد خواهد شد، يا بدست افرادي به قتل خواهند رسيد. وي مي گويد همه اين مجموعه تهديدها براي درهم شکستن روحيه زندانيان است. وي مي گويد طي روزهاي گذشته درگيري خونيني در بند 5 زندان گوهر دشت بود که تعدادي از زندانيان عادي زخمي شدند. وي مي گويد زندانيان سياسي در اين زندان در معرض تهديد زندانيان عادي که به باندهاي شرور وابسته هستند، قرار دارند. ( راديو فردا ) |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مصطفی دریانورد از اعضای انجمن پادشاهی ایران( گروه موسوم به فولادوند) که در تاریخ ۲۷ شهریور ماه سال ۸۴ به اتهام اهانت به مقدسات و تبلیغ علیه نظام بازداشت شده بود ُ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد به تحمل ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد.وی پس از بازداشت به مدت ۲۵ روز در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ به سر برد و سپس به سالن ۲ بند عمومی ۲۰۹ منتقل شد. مصطفی دریانورد پس از ۱۰ ماه بازداشت در بند ۲۰۹ ُ پنج شنبه گذشته به بند ۳۵۰ ( بند کارگری) زندان اوین منتقل شد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1- روز پنج
شنبه ماموران وزارت اطلاعات به محل سکونت آقای کیوان رفیعی یورش برده و
وسایل شخصی ایشان را ضبط کردند . بنظر می رسد آقای کیوان رفیعی هم اکنون در
بند 209 اوین در بازداشت باشد . لازم به یاد آوری است آقای رفیعی به دلیل
فعالیت حقوق بشری در سالروز 18 تیر ماه دستگیر شدند . 2- آقای محمد رضا خوانساری به اتهام نوشتن مقالات ، توهین و تبلیغ علیه نظام و بر هم زدن امنیت ملی توسط شعبه 26 دادگاه انقلاب به یکسال زندان محکوم شد ه است لازم به ذکر است آقای خوانساری در تاریخ 17/4/85 بازداشت شده بود . 3- آقای هاشم شاهی نیا به جرم هواداری از سازمان مجاهدین خلق توسط شعبه 26 دادگاه انقلاب در تاریخ 7/4/85 حکم 5 سال زندان دریافت کرد . وی هم اکنون در بند 350 اوین در حال سپری کردن حبس خود می باشد
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
من ولید حردانی پسر خالد حردانی که به جرم هواپیما ربایی سالهاست در زندان و زیر حکم اعدام است, هستم. پسر 7 ساله ای که در سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین به دنیا آمد و از بدو تولد به جز بدبختی, در بدری, فقر و بی پدری چیزی ندیده است .آری من همان ولیدی هستم که والد را نتوانستم به احساس پدری در آغوش گیرم و در آن آغوش گرم بیارامم . من ولید هستم پسر 7 سالهای که پدر دارد اما یتیم است ومن همان فرزندی هستم که با وجود داشتن پدر نه از داشتن پدر آرامش یافته است نه با شیطنتهای کودکانه اش به یاری روح و جسم خسته پدر شتافت. پسر 7 ساله ای که پدرش را به جز پشت میله های سرد و دیواره های قطور زندان هیچ گاه ندیده است |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
روز: منوچهر ماسوری برادر سعيد ماسوری زندانی سياسی که به جرم هواداری از سازمان مجاهدين خلق در زندان به سر می برد و محکوم به اعدام شده است، با انتشار نامه سرگشاده ای نسبت به وضعيت برادر خود در زندان از مردم و سازمان ها و گروه های حقوق بشری استمداد خواست. متن اين نامه چنين است:سعيد ماسوری زندانی سياسی است که به مدت چهار سال است، در زندان اوين، زيز تيغ حکم اعدام است. سعيد را بعد از اعتصاب غذای زندانيان در اوين، به انفرادی انتقال داده اند. به مدت بيش از سه ماه است که سعيد در انفرادی به سر می برد. بعد از تلاشهای بسيار خانواده، بلاخره بعد از 50 روز بی خبري، به مادر سعيد اجازه دادند که وی را فقط به مدت 5 دقيقه، ملاقات کرد. در اين مدت هيچ گونه جوابی به سوالهای خانواده که چرا سعيد را به انفرادي، منتقل کردند |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکا که هم اکنون هشتمین ماه بازداشت خود را درروندی خلاف قانون در سالن ۲ بند عمومی ۲۰۹ سپری میکند به شدت از جانب رئیس اندرزگاه ۲۰۹ تحت شکنجه های روحی و روانی قرار دارد.بر اساس این خبر فردی به نام حسن روستایی که هم اکنون به اتهام جعل اسناد و زمین خواری در زندان به سر میبرد و وکیل سالن ۲ بندعمومی ۲۰۹ میباشد با خدمت گرفتن زندانیان دیگری به نامهای رضا گلستانی( که اتهام وی نیز جعل اسناد میباشد) و فتح الله کشاورز ُ باندی را زیر نظر مصطفی کریمی رئیس اندرزگاه ۲۰۹ تشکیل داده اند که به صورت کاملا هدایت شده به آزار و اذیت منصور اسانلو در زندان می پردازند که این آزار و اذیت به صورت تحقیر مستمر منصور اسانلو ُ توهین وناسزا به وی و ... میباشد. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نام تعدادي از زندانيان سياسي در زندانهاي جمهوري اسلامي
space
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||