جنبش نافرمانی های مدنی

 

ماده 19 اعلاميه جهاني حقوق بشر: هر کس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، با تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد

 

قانون بی شرمانه مجازات اسلامی برای شهروندان ایرانی

 

سرنگوني رژيم از طريق نافرماني مدني (1)

سرنگونی رژیم از طریق نافرمانی مدنی(2)

سرنگونی رژیم از طریق نافرمانی مدنی(3)

سرنگونی رژیم از طریق نافرمانی مدنی (4)

سرنگونی رژیم از طریق نافرمانی مدنی(5)

سرنگونی رژیم از طریق نافرمانی مدنی (6)

سرنگونی رژیم از طریق نافرمانی مدنی (7)

استراتژی بزرگ برای آزادی ایران

اعلاميه‌ء جهانی حقوق بشر

اسناد برنامه های تلویزیونی و خلاصه گزارش این برنامه ها

راهنمای جامع مقابله با فیلترینگ

انواع نافرمانی ها

روشهاي مبارزاتي براي مقابله هرچه بهتر با رژيم  ولايت فقيه

لطفا روی عکس کلیک کنید و سپس فایل زیپ را که با حجم 5 مگابایت میباشد  دانلود کنید

 
Albert Einstein Institution (AEI): www.aeinstein.org

American Friends Service Committee (AFSC): www.afsc.org

Centre for Applied Nonviolent Action and Strategies (CANVAS): www.canvasopedia.org

Freedom House: www.freedomhouse.org

Training for Change:  http://trainingforchange.org/

International Center on Nonviolent Conflict (ICNC): www.nonviolent-conflict.org

International Fellowship of Reconciliation (IFOR): www.ifor.org

Women Peacemakers Programme: www.ifor.org/WPP

Nonviolence International: www.nonviolenceinternational.net 

Preface
Chapter 1. Electronic Civil Disobedience
Chapter 2. Resisting the Bunker
Chapter 3. Slacker Luddites
Chapter 4. The Technology of Uselessness
Chapter 5. Human Sacrifice in Rational Economy
Chapter 6. Addictionmania
Epilogue: Nonrational Strategies

Electronic Civil Disobedience and the World Wide Web of Hacktivism:

A Mapping of Extraparliamentarian Direct Action Net Politics

 

با استفاده از این منابع میتوانید  بر گستردگی دانش و معلومات خود ، و بالا بردن توان مبارزاتی بر ضد استبداد بیفزایید

 

1-Henri David Thoreau, On Civil Disobedience , 1848 ;
2-Henri David Walden and Walden On the Duty of Civil Disobedience, 1960
3- Gene Sharp ,Waging Nonviolent Struggle,  20th century practice and 21st century potential, 2005;
4- Gene Sharp, Part One ; the Dynamics of Nanviolent Action , 1973 ;
5- Gene Sharp ,Part Two, The Methods of Nanviolent Action , 1973 ;
6- Gene Sharp ,Part Three, Power and Struggle,1973 ;
7- Peter Ackerman and Jack Duval , A force More Powerful , 2000 ;
8- Peter Ackerman and Christopher Kruegler ,Strategic Nonviolent Conflict: The Dynamics of People Power in the Twentieth Century, 1994 ;
9- Peter Ackerman , Strategic Aspects of Nonviolent Resistance ;

10-Toltsoy's Writings on Civil Disobedience and Nonviolence ,1967 ;

11-Stephen Zunes, Lester R. Kurtz and Sarah Beth Asher , Nonviolent Social Movements ,1999 ;  

12-Kurl Schock , Unarmed Insurrections: People Power Movements in Nondemocracies,2005 ;

13-Judith Brown , Gandhi and Civil Disobedience ,1977 ;

14-Judith Brown , Gandhi : Prisoner of Hope ,1989 ;

15-Benjamin Muse , The American Negro Revolution ; From Nonviolence to Black Power, 1963-1967 , 1968
16- Dalton, Mahatma Gandhi , Nonviolent Power in Action ,1993 ;
17-Natan Sharansky' The Case for Democracy: The Power of Freedom to Overcome Tyranny and Terror, 2004 ;
18- Jan Kubick, The Power of Symbols Against The Symbols Of Power ,The Rise of Solidarity and the Fall of Socialism in Poland, 1994 ;
19-Patricia Parkman, Nonviolent Insurrection in El Salvador:The Fall of Maximiliano Hernandez Martinez ,1988 ;
20-Vaclav Havel, Living in Truth ,1984 ;
21-Vladimir Tismaneanu, Reinventing Politics ,1992 ;
22-Edward Brown, The Persian Revolution of 1905-1909, 1910

 

 

متن نامه هموطنان داخل کشور پاسخ به تلاشهای جنبش نافرمانی های مدنی 

 

بنام بخشنده بزرگ، آفريننده كلام ، خداوند انصاف ، داور برحق

 

 يارِ دور از من و همراهِ من !، حال كه هموطنانت در مسير بسيار سخت و در دنياي بي رحم ناعدالتي، بي دفاع در برابر سختي ها و ناملايمات زندگي، سر تسليم فرو آورده اند،  بدان كه تنها مبارزه آنها با اين جور و ظلم و بي عدالتي تنها  ذكر اورادي شده است كه هر صبح تا شام بر زبان مي رانند....

 

 حال كه  توان هر گونه مبارزه با موانع سعادتشان از آنها ربوده شده است و امنيت و سلامت خود را از دست داده اند و تنها مبارزه اشان رساندن حرفهاي دلشان به خودشان است و نه به باعثان..........  

 

و حال كه در برابر اين همه ناملايمات و بلاها  بي دليل صبر را پيشه خود ساخته اند تا بقول خود صاحب اصلي اين زمان فرا برسد و با اين اعتقاد پوچ يكديگر را به قعر ناداني و جهل فرو برده اند .....

 

تنها وجود اشخاصي مانند شماست كه مي تواند چراغ راه اين خاموش ذهنان باشد ....

 

بدان براي صحرايي كه ما در آن زندگي مي كنيم نام مستعار بهشت گذاشته اند كه حتي جويباري از رحمت الهي ديگر در آن جاري نيست ...... صورت هيچ بچه اي ديگر مثل گل نيست .......  خنده اي از اعماق دل بر لب هيچ كس جاري نيست  ....... دستي از روي مهر بر شانه هيچ كسي  نواخته نمي شود ..........

 

امنيت و آينده و حتي نام زندگي و نام وطنمان  به سخره گرفته شده و اونقدر اين بي خردان زندگي را به فساد كشانده اند تا بتوانند  بقول خود صاحب اصلي اين زمان  را در شرايطي كه بايد، به ظهور برسانند تا بتوانند بر طبق افكار پوسيده و مربوط به 1400 سال پيش كه بي دينان براي دينداران وضع كردند  خود پا بر ركاب او باشند ........

 

دليل هاي زيادي وجود داره تا بتونم بهت بگم چه بر سر ما مي رود و ما را  چطور وقتي خوابمان نمي آيد مجبور مي كنند خود را به خواب بزنيم ...........

 

نمي دانم اگر تكنولوژي و علم و دانش نبود ....... اگر افتخار و آزادگي مردان گذشته ام نبود  ....... اگر غرور مردان انديشمندي  چون شما كه وجود و زندگي خود را وقف بيدار كردن هموطنانشان  مي كنند نبود...... چه بر سرما مي رفت ..........

 

مطمئناً  هيچگاه پرده جهل و ناداني نه تنها از جلوي ديدگان انسانهايي كه خود را به خواب زده اند كنار نمي رفت بلكه هوشياران نيز به خوابي عميقتر فرو مي رفتند .......

 

بدانيد كه وجود شماست كه هر روز بر تعداد بيداران مي افزايد و خواسته و ناخواسته به فكر واداشته مي شوند ..... شايد هنوز در اين ميان باشند افرادي كه دلشان مي خواهد اين خواب بي خبري شيرين روزي به مرگ وصال دهد تا به بهشت وعده داده شده بروند ........ اما هستند كساني كه در انتظار صبح روشني هستند كه پس از خواب به خورشيد سلام دهند ........ همان صبحي كه خداوند به حق بعد از سياهي شب به سپيدي بر مي گرداند ....

 

اين دوران سياه بايد و بايد و بايد به سپيدي برسد ... اگرچه شب طولانيي است اما با افروختن چراغ دانش شما عالمان و آگاهان اين امر ميسر خواهد شد و ما خواهيم توانست فاصله بين اين شب را به سپيدي صبح فردا نزديكتر كنيم  ...........

 

من از جانب خود و همه اون كساني كه به كمك تو و يارانت  از خواب بيدار گشته ايم ،  تشكر مي كنم و از اين كه  در صدد چاره جويي بر آمده ايد ........ كه ما را  كه به شما تعلق داريم  .......... كه از گوشت و پوست و خون و حتي خاكي هستيم كه شما هستيد.......  را ياري دهيد،  تا خود بدانيم و بفهميم كه هستيد  ياراني اگر چه در دوردست.........  اما  دستاتون مي تونه درد ما رو بنويسه ...... باورمون كنه ......... و چاره اي براي پس گرفتن خانه ام از دست بي خانمان برسر راهمان بگذاره ............. من از دور دستي را مي بوسم كه بتونه با قدرتش كمر خميده مردمانم را صاف و كمر دشمن خنده و شادي هاي كودكانم را بشكند............  حتي اگر در آن دست تنها و تنها و تنها يك قلم باشد براي نوشتن خورشيد تا بتونه اميد رو در دل مردمانم روشن كنه ..........

 

چراغ دانش و علم تان همواره پرفروغ ......... صدايتان براي بيدار كردن آناني كه در خواب هستند همواره رسا ........ و دستتان براي گرفتن دستانمان هميشه گرم باشد .........................

 

در آخر ، نگذاريد آناني كه با صداي شما  بيدار شده اند با نشنيدن صدايتان به اجبار آنان را باز به خواب برند كه اينبار اين خواب مرگ آنها خواهد بود چرا كه تحمل بيداران براي آناني كه شبانه هستيمان را به تاراج مي برند بسيار سخت است ............