www.dr-ganji.com

باز هم در زمينه نافرماني هاي مدني

دكتر منوچهر گنجي


 

افكار عمومي

مهمترين موضوع در مبارزات نافرماني مدني  تشكيلات و سازماندهي درست و با ديسيپلين و پا برجاست. سازماندهي بد و بدون ديسيپلين ، مبارزات را محكوم به شكست ميكند.برنامه هاي تعليماتي و انضباطي يك سازمان مبارز نافرماني قوي درست به مانند برنامه هاي تعليماتي نظامي و ديسيپلين نظامي است.مهمترين حربه مبارزان برنامه نافرماني هاي مدني نيروي مردمي مخالفان رژيم است كه روزي كه انها دست از كار نكشند و با ديسيپلين و متحد با هم عمل كنند ،رژيم كارش تمام است. از جمله خصوصيات مبارزات نافرماني اين است كه همه از پير و جوان و نوجوان و زن و مرد،مسلمان و غير مسلمان ميتوانند در آن نقش ايفا كنند هر چه مردم بيشتر موفقيت هاي آنان را ببينند و لمس كنند امكان جذب موافقان و دست اندر كاران رژيم به سوي مبارزان نافرماني بيشتر و بيشتر ميشود. جز شكنجهگران و تروريست هاي رژيم  نبايد دست رد به سينه هيچكس كه حقيقتا ميخواهد راهش را به سوي صف مبارزان راه آزادي ايران عوش نمايد، گذاشت

افكار و برداشت مردم ابزار مهم و يكي از پايه هاي اساسي موفقيت هر گونه برنامه نافرماني مدني است.قدرت سياسي را اسلحه درست نميكند فكر و انديشه، ابزار درست آنرا ميسازند و قدرت سياسي از افكار عمومي سرچشمه ميگيرد. و چه بسا كه قدرت سياسي نيز در مواردي بتواند در ساختن افكار عمومي نقش ايفا كند. افكار عمومي هيچوقت يك پديده ثابت و غير قابل تغيير و راكد و جامد نيست،بلكه دائم در حال تغيير و تحول است و با تغيير و تحولات اقتصادي و سياسي و اجتماعي و فرهنگي و تغيير زمان، تغيير ميپذيرد. افكار عمومي ملعبه دست دولتها نيست بلكه خود آن چيزي است كه باعث تغيير و تحول دولتها ميشود و به آنها قدرت ميدهد يا از قدرت آنها ميكاهد و يا باعث سقوط آنها ميشود

.

لئو تولستوي نويسنده بزرگ اواسط قرن نوزدهم ميلادي مينويسد:" افكار عمومي هيچوقت يك پديده ثابت نيست بلكه دائم با تحولات سياست هاي زندگي و پيشرفت بشريت در حال تغيير و تحول است: همانگونه كه يكايك ما در تغيير و تحول افكار عمومي نقش داريم همانگونه نيز افكار عمومي در ايجاد تغيير و تحول ذهني و فكري در يكايك ما سهم دارد.

هميشه افراد و گروههايي هستند كه منافعشان ايجاب ميكند كه جلوي هر گونه نوگرائي را بگيرند به اميد آنكه افكار عمومي را ثابت و راكد نگهدارند. درست مانند آنچه كه آخوند هاي قشري ،كشيش ها و يا خاخام هاي قشري ميخواهند انجام دهند.

آنها به دنياي متحول و دائما" در حال تغيير و تغير در روال انديشه و برداشت ما و زندگي مردم و جامعه اعتقاد ندارند و همچون حاكمان ولايت فقيه در ايران منافع و مقام آنها ايجاب ميكند كه خواست هاي مردم و عقايد و افكار آنها همان باشد كه 1300 يا 2000 سال و يا پيشتر از آن بود. آنها عقايد نو و افكار و برداشت نو و متحول كه لازمه زندگي در زمان خويش است را مخالف نظريات كهنه و پوسيده و منافع مادي و مقام اجتماعي و سياسي- اقتصادي خود ميدانند و يا نميدانند و يا از اين واهمه دارند كه مصداق مثل معروف ما ايرانيان: نو كه شود به بازار كهنه شود دل آزار، گريبانگيرشان گردد.

آنچه مسلم است جلوي نوگرائي فكري و تحول جامعه را به هيچ قيمتي حتي اگر شما هر جمعه 4000 آئين نماز و نطق و خطابه برگزار كنيد و راديو و تلويزيون و روزنامه ها را در اختيار خود بگيريد، نميتوانند بگيرند. هر چه بيشتر سعي در ايجاد سد در مقابل اين مرحله گذار دائمي ابراز عقايد و افكار نو بنمايند، با دست خود به نزديكتر شدن روز انهدام خود كمك كرده اند. اثرات اين فشار و خفقان را امروز ميتوانيد در طرد كردن مراسم دولتي توسط مردم ببينيد و حتي مشاهده ميشود كه جمعيت هاي به پاي منبر جمع كرده نيز به هيچ رو گوششان به حرفهاي سخنوران رژيم نيست.

ضرورت زمان و منافع ملي ما ايرانيان ايجاب ميكند كه بيش از اين آلت دست عقايد و افكار پوسيده و روال زندگي اين دارودسته ايران بر باد ده فاسد واپسگرا نشويم و كشور و زندگي خود و فرزندانمان را بيش از اين به عقب سوق ندهيم.

براي حركت به سوي آزادي و سازندگي و زندگي بهتر تنها چيزي كه لازم است اينست كه هر يك از ما تصميم بگيريم از فردا در لواي حقيقت زندگي كنيم و انچه را در مورد رژيم اخوندي در سر داريم بدون هر گونه ترس و واهمه از كسي يا چيزي بر زبان اوريم و يا لااقل آنچه را كه باور نداريم بر زبان جاري نسازيم. ابن الوقت نباشيم دوروئي و باري به هر جهت و اين نيز بگذرد را كنار بگذاريم و تلاش نماييم تا نزد وجدان خود آسوده باشيم. مطمئن باشيد از روزي كه اكثريت ما به خاطر سود شخصي دروغ نگوئيم و براي رژيم خوش رقصي نكنيم و شهامت انرا پيدا كنيم و از اين پس آنچنان عمل نماييم ، آنوقت خواهيد ديد كه طي مدت زمان كوتاهي آن به اصطلاح افكارقشري و پوسيده و برداشتهاي غلط دروغ هاي مصلحت آميز و زائيده دروغگوئي ها و لاپوشاني ها و باري به هر جهت ها و خوشرقصي ها از جامعه طرد شده و روز نو و زندگي نو و افكار عمومي زنده امروزي كه نمايانگر خواست واقعي ملت است بر كشور حاكم خواهد شد

.

به قول تولستوي:" شرم آور است بدانيم چقدر آسان است كه از شر اين زندگي پر مشقت و پر از خشونت و ضد انساني رهائي يابيم". تنها كاري كه بايد بكنيم اينست كه از فردا دروغ نگوييم و آنچه را كه باور نداريم بز زبان نياوريم.

بايد بدانيم كه قدرت واقعي در گلوله و تفنگ نيست قدرت واقعي زندگي در لواي حقيقت است. حقيقت را نميتوان كشت .روزيكه اكثريت ما مردمان اينگونه بيانديشيم و عمل نماييم و ديگر به هيچ قيمت عقب نشيني نكنيم و افكار عمومي را از اين واقعيت آگاه كنيم و با خود داشته باشيم آن روز، روز آزادي ايران است.

معني و مفهوم و هدف نافرماني هاي مدني

نافرماني مدني عملي است غير خشونت آميز كه بطور علني و در منظر عام انجام ميگيرد و به اطلاع عموم رسانده ميشود .برنامه ريزان و عمل كنندگان به اطلاع عموم ميرسانند كه مراعات حقوق بشر و ضوابط انساني كه با زندگي عموم سرو كار دارند، در حال نقض شدن ميباشد و هدف برنامه نافرماني ها ايجاد تغيير در نظام سياسي حاكم است تا عدالت و مصلحت عمومي بر مسند قدرت قرار گيرد.

در طول 60 سال گذشته بيش از همه دانشجويان و دانش آموزان و آموزگاران و دبيران و كارگران در كشور ما در مبارزات نافرماني هاي مدني نقش موثر را داشته اند . امروز نيز كارسازترين قشر جامعه ما همان گروها هستند گكه به انها بايد قشر زنان كه از همه بيشتر در طول 28 سال گذشته، مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند ، را افزود. به زبان فرانسه مثلي است معروف كه ميگويد" اشتها در اثر خوردن بوجود ميآيد" تفهيم ابعاد گوناگون نافرماني هاي مدني نيز در عمل كردن بدست ميآيد. آنچه ضروري است كه بدان اشاره نمود اينست كه آغاز هر گونه برنامه جدي و موفق نافرماني بايد با سازماندهي درست و نقشه و برنامه جامع كارهاي مبارزاتي انجام گيرد و به طور مستمر دنبال شود. فلسفه برنامه هاي نافرماني مدني بر اساس احترام براي حق زندگي و مراعات تمامی حقوق خدادادی افراد جامعه به وجود آمده است.

 در كارزار مبارزات نافرماني بايد با مطالعه و صبر و بردباري و كوشش شبانه روزي دست بكار شد و بهتر است تحمل كرد و با برنامه ريزي قبلي كار مبارزات را آغاز و دنبال كرد و با موفقيت آن را انجام داد تا با عجله و بدون مطالعات و برنامه ريزي هاي قبلي دست بكار شد. كارزار نافرماني هاي مدني براي اينكه نتيجه بخش و توام با موفقيت باشد بايد تداوم داشته باشد تا به تغيير جهت مخالفان و بي تفاوت ها به سمت مبارزان و در نهايت توفيق مبارزات منتهي شود.

موفقيت در مبارزات نافرماني داشتن برنامه و استراتژي كار مبتني بر مطالعات لازم و شوراي رهبري آگاه وشجاع، متعهد و با دسيپلين و پركار است.

هدف مبارزات نافرماني انهدام مخالفان نيست بلكه پيروزي آزاديخواهان است و زندگي در صلح و صفا در لواي عدالت و قانون با مخالفان است.ما همان اندازه  براي حقوق بشر و آزاديهاي مخالفانمان ارزش قائليم كه براي حقوق و آزاديهاي خود و ياران خود.عشق و علاقه به هم نوع و زندگي ، درون يك نظام دمكراتيك پايبند به حقوق بشر و آزاديهاي اساسي همه بدون هر گونه تبعيض، برنامه كار و خواست همه مبارزان راستين نافرماني هاي مدني است.

برنامه نافرماني از موضع ضعيف بر نخاسته و عمل نميكند بلكه از موضع قدرت اخلاقي و رواني عمل ميكند. هدف نهايي برنامه نافرماني  كشيدن مخالفان به سمت آزاديخواهان بمنظور دست برداشتن آ؛نان از اعمال و رفتار ضد انساني است. مقابله  برنامه هاي نافرماني با نيروهاي اهريمني غير قابل اصلاح در داخل رژيم  و با اعمال و رفتار ضد مردمي و خشونت گراي آخوند هاي ديكتاتور است كه ما با آنها مبارزه ميكنيم برنامه نافرماني برنامه عشق به همنوع است و از نفرت انگيزي بدور است. اين برنامه بر اساس اين اعتقاد پايه گذاري شده كه در جهان كنوني در نهايت پيروزي با قوه هاي آزاديخواه به پا خاسته است. توان و قدرت حكومت هميشه در نتيجه فرمانبرداري اتباع كشور از حكومت حاصل ميشود بدين مفهوم كه فرمانبرداري من و تو قدرت را بدست حكومت و حكومتگران ميدهد و هر گاه مردم در مقابل حكومت دست به نافرمانبرداري و عدم همكاري بزنند، آنچرا كه تا ديروز قدرت حكومت ميناميدند از بين رفته و مضمحل ميشود . از طريق عمليات نافرماني مردم ميفهمند چگونه ميشود از همكاري با رژيم سر باز زنند و آن را هر روز ضعيف و ضعيفتر كنند تا جائي كه به عمرش پايان دهند 

معنی و مفهوم پدیده نافرمانی مدنی این است که فرد یا افراد جامعه از انجام یا عدم انجام انچه از او یا آنها خواسته شده است و حتی قانون حاکم حکم میکند ولی ادراک فرد به او میگوید که ان خواست یا شرایط خلاف شرافت،  انسانیت و حقوق و آزادیهای خدادای او و یا سایرین است، به طور فردی یا جمعی علنا" از انجام ان سرباز زنند.

عمل نافرمانی معمولا یا مثبت است یا منفی. یعنی یا شامل عدم انجام کاری از طرف افراد میشود که قانون یا حکومت طلب میکند، مانند پرداخت عواض و مالیات ها ، شرکت در انتخابات، مراعات حجاب اجباری، شرکت در مراسم و تظاهرات فرمایشی، حمایت از تروریسم...،یا شامل انجام کاری میشود که قانون یا حکومت منع کرده است، مانند برپا کردن مراسم علنی جشن و شادی، عدم مراعات حجاب، تشویق موسیقی و هنر، استفاده کردن از البسه به رنگهای شاد،اختلات زن و مرد در مراسم گوناگون، استفاده مشترک بانوان و اقایان از مترو و اتوبوس بدون در نظر گرفتن قوانین جداسازی رژیم ،برگزیدن نامهای اصیل ایرانی برای فرزندان خود، مخالفت علنی با قوانین ضد انسانی....کلمه مدنی در اصطلاح نافرمانی مدنی، به مفهوم متمدنانه بکار برده شده است که متضاد پیگیری برنامه اسیب رساندن به دیگران است . مفهوم دیگر آن این است که بطور باز و علنی به آگاهی عموم میرساند که ضوابط و اصول انسانی و اخلاقی والایی که با زندگی عموم سروکار دارد مستمرا" نقض میشود و هدف نافرمانی ایجاد تغییر در نظام سیاسی حاکم است تا عدالت، حقوق بشر و ازادیهای اساسی ، جدائی دین از حکومت و اراده عمومی بر مسند قدرت قرار گیرد.


 

در اینجا لازم به توضیح است که بر خلاف آنچه اغلب متصور است نافرمانی مدنی امروز در همه حال مفهوم منع مطلق بکار گرفتن اقدامات خشونت بار در همه شرایط را بطوریکه گاندی میخواست نمیدهد . البته مهمترین شرط کماکان این است که در همه حال کوشش در عدم استفاده از عملیات خشونت بار بکار رود ولی ممکن است  شرایط بسیار استثنائی پیش آید که رهبری برای جلوگیری از عملیات خشونت بار و کشتار وسیع بیشتر از جانب حکومتگران عملیات متقابل را جایز بداند .در اينجا باز فراموش نکنیم که  کاربرد خشونت اغلب ،خشونت بیشتر بوجود میآورد .نافرمانی های مدنی در کشور ما سابقه بس طولانی دارد. از آن جمله اند سابقه بست نشستن ها، تحریم ها، خود داری از معاشرت و رابطه سببی پیدا کردن ها،..... امروز از لحظه ای  که طلبه کامپیوتر را میگذارد جلوی خودش همه چیز براي او نيز به زیر سوال برده میشود.مهمترین حامی رژیمهای دیکتاتوری و مکتبی جهل و نادانی است.

تحریم استعمال تنباکو در ایران از جانب مردم، در اخرین دهه قرن نوزدهم که با استقبال همگانی مواجه شد و در نتیجه باعث لغو امتیاز تنباکو که از جانب ناصر الدین شاه به کمپانی انگلیسی داده شده بود، گردید یکی از موارد درخشان از سوابق موفق برنامه های نافرمانی های مدنی در ایران است. در این زمان با وجود اینکه تعداد قابل ملاحظه ای از زنان و مردان ایرانی در سراسر کشور معتاد به کشیدن غلیان بودند همگی به طرز تحسین امیزی تحریم استعمال تنباکو را مراعات نمودند تا انجا که ناصر الدین شاه در مقابل انان مجبور به عقب نشینی و لغو امتياز كمپاني انگليسي، شد

..

اعتصاب کارگران و مهندسین بخش استخراج شرکت نفت ملی ایران در ماههای اذر، دی و بهمن 1357 نیز که باعث قطع صادرات نفتی کشور شد و اعتصاب های گوناگون دیگر گروهها در همین سال كه به انقلابیون کمک کرد، نیز از جمله دیگر موارد استفاده از حربه نافرمانی های مدنی در قرن گذشته در ایران است.

ابراز مخالفت با نظرات ، گفتار ،رفتار و هر گونه عملکرد حکومتگران حقی است طبیعی وانسانی. هیچیک از ما بدنیا نیامده ایم که مورد تحکم ، زورگوئی و تجاوز دیگران و حکومتیان واقع شویم.

در دنیای ما تنها حکومتهایی مشروعیت حکومت بر مردم و فرمانبرداری انان را دارند که از رضایت عمومی برخوردار بوده و برای حقوق افراد جامعه احترام قائل اند.امروز یک کشور هیچگاه آزاد و مترقی محسوب نمیشود مگر انکه در ان کشور عملا فرد به عنوان یک قدرت والای مستقل ، که تمامی قدرت کشور ناشی از او است به حساب آید و دین از حکومت جدا باشد .

امروز قاعده عمومی مورد قبول همه جهانیان این است که حکومت هر کجا به ناحق پایش را به روی پای شما گذاشت و حق شما را پایمال کرد ، به حریم خانه و خانواده و زندگی و مال و دارائی شما وحقوق فردی و اجتماعی و حق زندگی شما تجاوز کرد شما حق دارید با ان مخالفت کنید، طغيان کنید ، اعتراض کنید و خواستار تنبیه افراد خطاکار و اعاده حقوق خودتان بشوید و تا ان زمان تمکین نکنید.

اعتراض و مقاومت در مقابل اینگونه اعمال و هر گونه عمل غیر انسانی علیه شما و دیگران حق مسلم شما است. این حق خدا دادی شما است. حتی حیوانات هم در این موارد انجا که به چشم خود میبینند که یکی ازآنان مورد ضرب و تجاوز قرار گرفته از خود عکس العمل نشان میدهند.

در دنیای امروز کوشش در برقراری و دفاع از حقوق و ازادیهای فردی خود و دیگران وظیفه فردی و جمعی همه ما است. راهنمای عکس العمل و اقدامات ما در این موارد فقط و فقط باید وجدان آگاه و جمعی ما باشد ما باید با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم به یکدیگر اگاهی بدهیم و مشوق و مدافع حفظ حقوق و آزادیهای یکدیگر باشیم. سر بقای رژیمهای دیکتاتوری جلوگیری از اتحاد و همبستگی مردم و کشور با یکدیگر است ما باید درست خلاف آن عمل کنیم و هر روز با یکدیگر نزدیکتر، صمیمی تر و متحد تر شویم و ارتباط مستمر برقرار کنیم.و تا آنجا كه ميتوانيم به ايجاد سازمان و تشكيلات غير دولتي براي مراقبت از نقض اين حقوق از جانب حكومت بپردازيم .

حقوق و آزادیهای یکایک و جمع ما که حقوق خدادادی ما است و هیچکس نمیتواند از ما بگیرد همان است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های وابسته به ان به رشته تحریر در آمده و امروز در سراسر دنیا به عنوان حقوق بین الملل جهانی شناخته میشود . به هیچ چیز کمتر از آن تحت هیچ شرایطی نباید تمکین کنیم . ما به دنیا آمده ایم تا درلوای آزادی که جزو طبیعتمان است زندگی کنیم .همانگونه که یک گیاه در شرایط غیر طبیعی میمیرد ما نیز بدون آزادی مرده ای بیش نیستیم پس برای برخورداری از آن نباید تن به هیچ عذروبهانه ای از جانب حکومت گران بدهیم امروز در سراسر دنیا قاعده مورد قبول همه این است که بهترین دولت حکومتی است که کمتر و کمتر در زندگی مردم مداخله میکند. 

That government is best which governs least

در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر چنین امده است:" از انجا که ضرورت ایجاب میکند که حقوق بشر باید مورد حمایت قرار گیرد تا بشر به عنوان آخرین علاج به قیام بر ضد ظلم و فشار روی نیاورد.عمليات نافرماني مدني كه موضوع بحث ماست شامل انواع نافرماني ها، اعتراض ها ، انواع عدم همكاريها، انواع كم كاريها، انواع تحريم ها، انواع اعتصابات و تحصن ها، بست نشستن ها، انواع تظاهرات،انواع كم كاريها و كند كاريها و خود داري از پرداخت عوارض و مالياتها  و عدم حضور كارمندان دولت در مراسم اجباري حكومت ،به بهانه هاي گوناگون، ميشود به عنوان نمونه هائي از مراحل اوليه كار مداوم و برنامه ريزي شده اين كوشش ها ميتوان از انواع اعتراض ها و كوشش در همراه نمودن ما، اعم از برگزاري مراسم گوناگون سخنراني و تهيه و توزيع انواع شكوائيه تهيه و توزيع انواع دستور العمل هاي مبارزاتي و از  جمله انواع شعار نويسي و گسترش فرهنگ آزاديخواهي و مبارزاتي و آموزش اصولي براي  همصدائي و همراه نمودن نيروهاي انتظامي  كل كشور در قالب  نظاميان وسربازان، پليس،پاسداران، بسيجيان و نيروهاي امنيتي  رژيم نام برد. به عنوان نمونه هائي ديگر از عمليات گوناگون نافرماني هاي مدني ميتوان از انواع تحصن ها و اعتصاب غذا ها و تصرف اماكن حساس دولتي از طريق بست نشستن و ايجاد سيستم هاي موازي در زمينه هائي كه ميتوان سرويس بهتر و مناسبتر به مردم عرضه كرد و رژيم را در تنگنا قرار داد تا بلاخره ايجاد حكوكت موازي به منظور در انزوا قرار دادن رژيم نام برد

بارها و بارها دیده ایم در شرایطی که حقوق و آزادیهای خدادادی ما بطور مکرر پایمال میشوند، مردم به ستوه آمده قیام علیه گروه حاکم را نه تنها یک حق مسلم خود بلکه یک وظیفه ملی و مردمی بشمار میاورند اینجاست که حق انقلاب ، حق مقاومت و حق عدم اطاعت و عدم فرمانبرداری از گروه حاکم و حق تلاش بی وقفه برای سرنگونی رژیم حاکم سرکوبگر به عنوان یک وظیفه ملی و مردمی سر بر میآورد

در رژیمی که بی دلیل و مدرک کافی آزادیخواهان ایران را زندانی  و زجر و شكنجه میکند جای آزادیخواهان واقعی  ما همان زندان است روزی که گروه عظیمی از آزادیخواهان ایران ترس بازداشت و زندان و شکنجه شدن  براي پيروزي را از خود دور کنند آن روز مطمئنا" پایه های پوشالی آن رژیم سرکوبگر آخوندی فرو خواهد ریخت. جوانان رشید ایران که رژیم سخت مترصد گشترش اعتیاد در میان آنان و خروج آنان از ایران است، به خوبی میتوانند و باید پیشاهنگان این قیام  بزرگ ملي باشند

.

قدرت سیاسی

قدرت سیاسی شامل مجموعه امکانات مالی ، قدرت پلیسی و نظامی،قدرت تنبیه و تحجیب، قدرت نفوذ روانی و مکانیکی و آتوریته در جهت تامین اهداف مورد نظر حکومت میشود

رهبری مبارزات نافرمانی حتما" باید با مفهوم قدرت سیاسی ، مکانیزم و الزامات مبارزات نافرمانی مدنی که شامل مرحله مطالعاتی و برنامه ریزی، مرحله اجرای برنامه های تعلیماتی ، مرحله آمادگی، به عمل و هدف قرار دادن منابع قدرت رژیم میشود آشنائی های لازم را دارا باشد. از جمله این اقدامات اعتراض ها ، انواع عدم همکاریها، کم کاریها، تظاهرات و بست نشستن ها، اعتصابات ، مذاکره و قانع کردنها و دیگر اقدامات فلج کننده رژیم میباشند.

برای مطالعه نقاط ضعف دیکتاتورها ، قدرت سیاسی ،الزامات و مکانیسم مبارزات موفق غیر خشونت آمیز ،نمونه هائی از انواع عدم همکاریها با نظام دیکتاتوری آخوندی، ضرورت و توجه به ابعاد گوناگون برنامه جامع استراتژیک مبارزاتی، کاربرد مباره طلبی سیاسی و بالاخره عوامل و شرایط لازم برای فروپاشی نظام آخوندی حاکم و برنامه ریزی برای دمکراسی پس از رژیم آخوندی ." به کتاب پروفسور جین شارپ با عنوان از دیکتاتوری به دمکراسی که در سایت سازمان درفش کاویانی نیز موجود میباشد مراجعه كنيد". www.derafsh.org

اوسکار وایلد میگوید"هر کجا که کسی اوتوریته را در دست دارد کسی هست که در مقابل او مقاومت میکند" نافرمانی یک صفت بزرگ انسانی است . معمولا" در نتیجه نافرمانی است که پیشرفت حاصل میشود و دنیای بهتری پا به عرصه وجود میگذارد.

بسیاری از فلاسفه از قدیم گفته اند که هر اندازه که مردم کشوری سر به راه تر، ساکت تر و فرمانبردارتر، به همان نسبت حکومت انها جبارتر و ظالمتر و خشونت بارتر خواهد بود. مهمترین حق مردم در هر نظام حکومتی حق ابراز عقيده مخالف با نظريات حکومتگران است . وظیفه مردم این نیست که در مقابل قانون تمکین کنند بلکه وظیفه انان است که در مقابل اجرای عدالت تمکین کنند و در مقابل ظلم و فساد و خشونت باید به پاخاست و تمکین نکرد.

جنایت علیه بشریت

در دنیای کنونی طبق حقوق بین الملل جهانی ما همه به عنوان یک انسان دارای وظایفی هستیم که اگر بدان عمل نکنیم و مرتکب اعمال جنایت علیه بشریت بشویم تا عمر داریم در سراسر دنیا گریبانگیرمان خواهد بود و راه فراری هم از ان وجود ندارد. برای نمونه به سابقه دادگاههای نورنبرگ، دادگاه جنائی بین المللی لاهه، دادگاه جنائی بین المللی کیگالی در روآندا، دادگاه جنائی بین المللی دیگری که در لاهه کماکان جنایتکاران علیه بشریت در یوگسلاوی سابق را محاکمه میکند، بازداشت و استرداد و محاکمه آدولف آیشمن ( 1960) در اورشلیم ، بازداشت استرداد و محاکمه کلاوس باربی در 1987 در فرانسه، محاکمه و اعدام صدام حسین در عراق اشاره بنماییم. اکثر این متهمین به اعدام و یا حبس ابد محکوم شدندو سرکردگان رژیم ولایت فقیه باید بدانند که راهی برای فرار از احکام دادگاههای میكونوس برلین ( در مورد فلاحیان و سایرین)، پاریس بختیار ( در مورد حسین شیخ عطار، محمد آزادی و سایرین) دادگاه بوینس آیرس در آرژانتین( در مورد علی اکبر هاشمی رفسنجانی، ولایتی و دیگران)..... وجود ندارد مگر اینکه امروز تا فرصت باقی است راه آفریقای جنوبی را بپذیرند و تکلیف کشور را به یک رفراندم نظارت شده از جانب سازمان ملل متحد محول کنند

.

این چهارمین بررسی در زمینه مسائل گوناگون نافرمانی های مدنی است که لازم میدانم به اطلاع هموطنان آزادیخواه مبارز برسانم، که در  اواسط ژانويه 2007 در برنامه های تلوزیونی کمیته نافرمانی های مدنی به تفصیل به آگاهی شما خواهد رسید تا همگام با مبارزات آزادیخوانه شما بتواند مثمر تمر قرار گیرد.

در کشور ما ایران استفاده از انواع گوناگون نافرمانی های مدنی از جانب مردم در مقابل حکام و حکومت های جبار طی سالیان دراز معمول بوده است، بنابر این فهم و درک این مطالب برای مردم ما به هیچ وجه مشکل نیست.توجه به موارد زیر برای مبارزات نافرمانی هاي مدنی، ضروری است:

منشا و منبع قدرت حکومت ها

اوتوریته، یعنی حق امر و نهی کردن و از دیگران توقع فرمانبرداری داشتن. اوتوریته از جمله مهمترین منبع قدرت حکومتها محسوب میشود در دنیای امروز صندوق رای است که این حق، یعنی حق حکومت کردن را تعیین و تثبیت میکند.در دنیای ما حتی فاسدترین و ضد مردمی ترین دیکتاتورها هم علاقه دارند ظاهر سازی کنند که مشروعیت خود را از آرا آزاد اکثریت مردم کسب کرده اند. بنا بر همین برداشت هر آنچکه تعداد حامیان رژیم کم و کمتر میشود همان نسبت نیز از مشروعیت رژیم کاسته میشود و در مقابل به مشروعیت مخالفان آزادیخواه مبارز آن افزوده میگردد در چنین شرایطی در آفریقای جنوبی و لهستان و شیلی و سایر دیکتاتوری های سالهای اخیر دیدیم بایکوت های سیاسی و اقتصادی خارج میتواند در تضعیف بیشتر اینگونه رژیمها نقش موثر ایفا کنند. البته باید توجه داشت که اینگونه تحریمها نتیجه معکوس بدست خواهند داد چنانچه مضار ان بیشتر به مردم میرسد تا به رژیم حاکم .

 اهمیت تعداد مخالفان

مبارزات بدون خشونت تنها در صورتی موفق ميشوند و نتیجه مطلوب خواهند گرفت که از حمایت و همکاری موثر اکثریت مردم برخوردار باشند.امروز راه برای پیوستن  هر ایرانی در هر رده و مقامی که باشد، با هر گونه کوله بار گذشته سیاسی مبرا از جنایت به صف مبارزان آزادیخواه ایران باز است. الگوی آفریقای جنوبی میتواند در این زمینه راهنمای خوبی برای ما باشد. در مبارزه برای دمکراسی تعداد نقش حیاتی ایفا میکند پس در واقع.

 ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید           ارمگر پیش نهد لطف شما گامی چند

طی سالهای پس از جنگ عراق و ایران مبارزه برای آزادی و دمکراسی و مساوات و زندگی بهتر و جدائی دین از حکومت در ایران گسترش وسیعی یافته است و هر روز بر ابعاد ان افزوده میشود. از جمله افرادی که در مبارزات آزادیخوانه داخل کشور نقش اساسی ایفا نموده اند و رژیم تا کنون خوشبختانه موفق به ترورانان نشده است و آنان همچنان به مبارزات خود ادامه میدهند و من با اسامی برخی از آنها آشنائی دارم به ترتیب حروف الفبا عبارتند از : عباس امیر انتظام ، سودابه اردوان ,دکتر کیوان انصاری ، احمد باطبی ,امیر فرشید ابراهیمی، سیمین بهبهانی،عابد توانچه، محمد جعفر پوینده، سیامک پورزند،غفار حسینی،  مهندس موسوی خوئینی ها،ارژنگ داودی، ناصر زرافشان،ابراهیم زال زاده،محسن سازگارا،فرج سرکوهی،عبدالکریم سروش، علی اکبر سعیدی سیرجانی،لطیف صفری، احمد میرعلائی،حشمت الله طبرزدی، رویا طلوعی، امیرعباس فخزآور،پروانه فروهر، داریوش فروهر، مهر انگیز کار،محسن کدیور،اکبر گنجی،اکبر محمدی، منوچهر محمدی، محمد مختاری،عبدالله نوری و بسیاری دیگر...

2- اهمیت همراه نمودن متخصصان حرفه های گوناگون با خود

در دنیای ما اداره یک کشور به حمایت و همکاری متخصصان حرف گوناگون نیاز دارد. رژیم زمانی فلج میشود که این متخصصان حمایت خود را از آن دریغ دارند و به حمایت از آزادیخواهان و موج آزادیخواهی در کشور بردارند..

3- اهمیت توجه به مسائل مهم غیر قابل لمس ملی

از قبیل مذهب، موضع روانی احساس وظیفه فرمانبرداری،برداشت مرید و مرادی،برداشت باری به هر جهت و این نیز بگذرد،احساس رسالت تاریخی،.....باید توجه داشته باشیم که پایه و اساس دموکراسی ها بر این باور استوار است که قدرت فرمانروائی از جانب مردم به حکومت طبق قانون اساسی،در واقع به شکل وام واگذار شده است  که به صورتی که قانون مقرر میدارد باید پس داده شود. با پدیده باری به هر جهت و موضع احساس وظیفه فرمانبرداری به هر قیمت در جامعه باید سخت مبارزه کرد.

4- منابع مالی

در دست داشتن منابع مالی مستقل از مالیات مردم در دست حکومتگران معمولا باعث سرکشی و استبداد و تداوم ان میشود. پول یامفت فروش نفت و گاز و خمس و زکوه" وسهم امام و مال و دارائی های بنیاد های گوناگون در دست آخوندهای حاکم از این قبیل اند که باید از حوزه اعضا آنان خارج کرد. نداشتن امکانات مالی کافی برای موفقیت برنامه های مبارزاتی نافرمانی های مدنی از ضروریات است. مبارزان باید به هر ترتیبی مه میسر است و به مبارزه لطمه نمیزند به تامین این منابع بپردازند.

5- قدرت تحمیل اراده وتنبیه و اعمال ضمانت اجرائی

این قدرت که محدوده آن را قانون تعیین میکند هم برای تنبیه بکار برده میشود و هم برای جلوگیری از ارتکاب برخی از اعمال خلاف قانون، در دست دیکتاتورها بنحوی که آنها میخواهند اعمال میشود،بطوریکه افراد را بطور خودسرانه بازداشت میکنند،زجر و شکنجه میکنند، تبعید  و اعدام میکنند مبارزه با این گونه اعمال ضد مردمی رپیم از طریق افشاگریها، شکوائیه ها و شهادت ها و...دیگر روشهای اعتراضی عمومی میسر است

6-تجار،کارخانه داران، عمده و خرده فروشان

مانند همه جا انگیزه اصلی این گروه سود مالی است. با این وصف ، و همچنین به دلیل فوق، زمانی که آنها قانع  شوند که برد مبارزان و تغییر رژیم بسیار محتمل است تغییر موضع داده و مطمئنا" به ترتیبی که خود تشخیص دهند به کمک مبارزان خواهند شتافت چنانچه در انقلاب 1357 عمل نمودند.

7-سازمانهای غیر دولتی

سازمانهای غیر دولتی سازمانهایی هستند که خارج از حیطه و کنترل دولت عمل می کنند. البته باید توجه داشت که رژیم  های دیکتاتوری پلیسی مانند وضع کنونی کشور ما جاسوسان حکومتی در این سازمانها به طرق مختلف جا خوش میکنند. به عنوان نمونه میتوان از کانون وکلای دادگستری، سازمانهای طرفدار حقوق بشر، انجمن روزنامه نگاران ، انجمن قلم، سازمان پزشکان، اتحادیه های کارگری ، اتحادیه های کارفرمائی، اصناف ، سازمانهای دانشجویان ، سازمان فرهنگیان، سازمان زنان، سازمانهای مصرف کننده گان نام برد. باید سعی در پاکسازی این سازمانها کرد  و جاسوسان رژیم را شناسائی و خنثی ساخت و این گونه سازمانها را گسترش داد.

در همه جای دنیا سازمانهای غیر دولتی در سرنگونی رژیمهای دیکتاتوری نقش به سزائی ایفا کرده اند که یک نمونه بارز آن اعتصابات کارگری در شهر گدانسک لهستان به رهبری لخ والسا،یک کارگر بخش برق اسکله لنین در پایان دهه 1980 است. نمونه های دیگر ان را در چکوسلواکی و مجارستان و بلغارستان و رومانی و بالاخره اتحاد جماهیر شوروی، آلمان شرقی،رومانی و آفریقای جنوبی میبینیم. در دنیای زمان ما انقلاب های زائیده از نافرمانی های مدنی که انقلاب پابرهنه ها نام گرفته است (The Power of the Powerless)، و تعداد آنها بسیارند و در واقع انقلاب 1357 ایران نیز یکی از انهاست و مردم ایران باید به خوبی با ان آشنائی داشته باشند ، یکی از موثرترین طریقه های مبارزات توده های بزرگ مردمی است.

8-جامعه روحانیت

این برداشت که جامعه روحانیت را یکپارچه پشتیبان رژیم دانستن برداشت بسیار غلطی است. در جامعه روحانیت طی سالهای گذشته شاهد مبارزات آیت الله شریعت مداری، آیت الله سید صادق روحانی، آیت الله محمد روحانی، آیت الله سید حسن طباطبائی قمی، آیت الله محمد شیرازی،آیت الله سید علی سیستانی،آیت الله شیخ حسین وحید، آیت الله وحید خراسانی،آیت الله سید مهدی مرعشی،آیت الله شبستری و آیت الله حسینعلی منتظری نجف آبادی و آیت الله محمد کاظمینی بروجردی و بسیاری دیگر از مدرسین حوزه های علمیه و طلاب در قم و مشهد و اصفهان و تبریز و تهران و ..... بوده ایم. مطمئنا امروز آنها  نفش بسیار مهمی برای آزادی کشور و جدائی دین از حکومت ایفا نمایند، آگاهی دارند و به نحو لازم به آن عمل میکنند. روحانیون ایران به خوبی میدانند چگونه نقشی آنها در انقلاب 1357 بازی کردند و چه ضایعاتی برای کشور ببار آورده است . آنها میدانند که تنها راه نجات کشور از موج بی دینی که بر ابعاد آن مرتبا" افزوده میشود همصدا شدن آنان با موج کثرت گرای  آزادیخواه و جدائی طلب  دین از حکومت  میباشد

 

اهمیت شناخت درست ستون های حمایتی حکومت در بین مردم و برقراری ارتباط با آنها

 

در این بخش بحث ما شامل موقعیت ارتش،پلیس،پاسداران،بسیج،کارمندان دولت و بانکها و موسسات دولتی، فرهنگیان، کارمندان رادیو و تلویزیون وسایر رسانه ها،بنیادها،سازمانهای غیر دولتی، سازمانهای دینی و مساجد،سازمانها و اتحادیه های کارگری،جوانان،زنان، هنرمندان، تجار و بازرگانان و غیرو میشود.

قبل از هر چیز باید گفت که ما به خوبی میدانیم که در این 28 سال مردم ایران باید به نحوی زندگی میکردند. گروهی، اکثرا برای حفظ جان خود راهی خارج شدند . دیگران که در ایران ماندند برای گذران زندگی باید کار میکردند، برخی در بخش خصوصی و دیگران در بخش دولتی و در این گیرو دار هر دو به نحوی با حکومت سرو کار و ارتباط  داشته اند.از دید ما امروز هیچ تفاوتی بین این دو گروه از لحاظ بهره مندی از حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی در ایران آزاد فردا نیست، مگر در مورد افرادی که مرتکب جرم و جنایتی شده باشند. بنابر این تغییر رژیم که ما همه خواهان آن هستیم بدان معنی نیست که مانند سال 1357 ، کاری که خمینی و همپیمانان او کردند عمل شود و به جان و مال و کار و زندگی شاغلین بخش دولتی و یا سازمانها که در فوق ذکر شد لطمه ای وارد آید. گروههای حیاتی که در مبارزه نافرمانی ها باید روی آنها فراوان کار کرد، کروههایی هستند که بدون حمایت انها رژیم کنترل اوضاع و احوال شهر و منطقه و بلاخره کشور را از دست میدهد. بیش از شعار دادن و گل در لوله تفنگ گذاشتن امروز آنچه مبارزات ما بدان احتیاج دارد  کار کردن روی افراد این گروهها میباشد.

1- پلیس ، پاسداران ، بسیج ، کارمندان دستگاههای اطلاعاتی ،حزب الله ،ارتش

 با یک چوب راندن همه افراد پلیس، و بسیج ،پاسداران و دستگاههای امنیتی و ارتش و غیره بهیچوجه صحیح نیست و به مصلحت مبارزات آزادیخوانه  مردم با هم نیست. دشمن مردم نظام و یا رژیم آخوندی است. ما بدنبال تغییر رژیم و برقراری حکومت مردم برای مردم از طریق مردم هستیم و نه بدنبال انتقام جوئی و از کار بیکار کردن چند صد هزار نفر از خواهران و برادران خود که حمایت علنی و یا غیر علنی انها امروز از مبارزان پر اهمیت و خدمات انها در فردای آزادی ایران برای حفظ تمامیت ارضی و امنیت کشور ضروری و حیاتی است.البته حساب انهایی که مرتکب جنایات و اعمال خلاف شئونات انسانی از قبیل ترور و اعمال زجر و شکنجه علیه خواهران و برادران خود شده اند در فردای آزادی ایران با قانون و مراجع صلاحیتدار خواهد بود.

فرماندهان و دیگر اعضای این نیروها باید بخوبی بدانند که مردم بپاخاسته آزادیخواه ایران هیچگونه خصومت و دشمنی خاصی با آنها ندارد و عدم شناخت درست حقوق مردم و حکومت قانون در کشور را ما زائیده نظام آموزشی و مکتبی آخوندی میدانیم. آنها همه خواهران و برادران ما هستند که رنج و مشقت فراوان دیده اند و از خود گذشتگی های بسیار در زمان جنگ نیروهای کشورمان  بر علیه کشور متجاوز عراق از خود نشان داده اند ما همه مدیون فداکاری هایشان هستیم و امروز نیز برای آزادی ایران محتاج کمک های آنها میباشیم.

2- کارمندان دولت و فرهنگیان و موسسات وابسته به دولت

 این گروه از خواهران و برادران ما چه بسا به طور فراوان مورد کم لطفی اغلب ما قرار گرفته اند و میگیرند. بی دلیل سیاست های غلط و کارهای خلاف حکومتیان و بی علاقگی به کار و سر در گمی آنها را اغلب به حساب حمایت انها از حکومتیان میگذاریم . ما میدانیم که امروز این برداشت از واقعیت بسیار فاصله دارد.

مبارزان آگاه و آزادیخواه ایران باید بدانند که موفقیت آنها نهایتا در ارتباط مستقیم با پشتیبانی علنی یا ضمنی فرهنگیان و قاطبه کارمندان و حقوق بگیران دولت از آنها دارد بنابر این باید ارتباطات خود با  آنها را گسترش دهیم.باید توجه داشت که زندگی این گروه از همیهنانمان بستگی مستقیم به خزانه دولت دارد و اینان حقوق و مزایای کافی دریافت نمیکنند و بنابر این داشتن توقعات بیجا از انها معقول نیست و فساد عده ای در میان انها را نباید به حساب همه گذاشت.

3- رسانه ها

مهمترین حربه جنبش نافرمانی مدنی آگاهی رساندن و بسیج افکار عمومی است. بدین منظور که مهمترین وسائل زمان ما در این زمینه شامل روزنامه ها، مجلات، کتابها، رادیو و تلویزیون،سینما و تاتر،اینترنت و تلفن و دیوار نویسی ها و پیغامهای الکترونیکی تلفن های همراه میشود.البته امروز شبکه های بین المللی رادیوئی و تلویزیونی نیز نقش مهمی در این زمینه ایفا میکنند. چنانچه بسیاری از رادیو و تلویزیون های فارسی زبان خارج از کشور تا آنجا که امکانات و تخصصشان اجازه دهد به انجام این مهم اشتغال دارند.

4-جوانان

از جمله خصوصیات جوانان اینست که بدنبال راستی، درستی و حقیقت جوئی(زندگی در لوای حقیقت)هستند. جوانان بیش از دیگران شهامت دارند. چون چیزی ندارند که از دست بدهند،نه شغلی دارند،نه مقامی و نه مال و منلی.آنها معمولا ایده آلیست و آزادیخواه هستند که برای  رسیدن به ایده آل خود که آزادی است و چنانچه ضروری باشد حاضرند جان خود را نیز فدا کنند برای همین خصوصیات است که رپیم های مکتبی و دیکتاتورها از آنها میترسند.

سعی و کوشش تمام رپیمهای دیکتاتوری اینست که سیاست زدائی را در میان جوانان رواج دهند مگر آن نوع مکتب و سیاستی که رژیم خواستار آن است. آخوند های حاکم علاقه دارند هر چه زودتر و بیشتر و بیشتر جوانان را درگیر مسائل غیر سیاسی کنند و آنها را تشویق به تشکیل خانواده کنند، صیغه را رواج دهند، مراسم ازدواج های جمعی برپا میکنند که مخارج آنرا دولت میدهد، احمدی نژاد با پرداخت صدها هزار تومان به جوانان تلاش میکند تا هر چه زودتر انان را گرفتار مسائل و مخارج خانواده کرده و به اصطلاح خود آنها سیاست زدائی کرده باشد غافل از اینکه این مسئله بسیار بغرنج تر از اینهاست.

در این راه تا آنجا پیش میبرند که علاوه بر بازداشتهای پی در پی گروهی از جوانان فعال سیاسی را از ادامه تحصیل، بخصوص تحصیلات دانشگاهی محروم میکنند. دانشگاه آزاد را به هزار تکه تقسیم میکنند و در خارج شهر ها قرار میدهند، سعی و کوشش خود را در این میگذارند که دانشگاههای موجود را هم اگر بتوانند تکه تکه کرده و هر قسمت را در خارج از شهرها و روستاها مستقر سازندتا از این طریق جلوی اجتماع گروههای عظیم جوانان ضد رژیم در درون شهر ها را بگیرید. مشکل آنها در پیاده کردن این برنامه یکی از اعتبارات مالی بسیار سنگین آن است و دیگری جابجا کردن اجباتری محل زندگی استادان و قطع ارتباطات علمی و غیر علمی میان آنها و مهمتر از همه اینکه این کارها هم حکم وصله پینه و مسکن را دارد و علاج درد نیت نیست .

با وجود تمام سعی و کوشش های رژیم در عقیم کردن جوانان ما،امروز بسیاری از جوانان کشور ما در قلب ایران بدون هیچ انتظاری همه زندگی و جوانی خود را فدای آزادی وطنشان میسازند در نهایت انصاف باید گفت که آنها هیچیک از قهرمانان آزادگی و آزادیخواهی تاریخ ما،مانند ابو مسلم ها،طاهر ها،بابک ها، مازیار ها، یعقوب ها و مرداویج ها، هیچ کم ندارند.

5- کارگران

بدون تردید امروز میتوان گفت که جهانی شدن دنیای ما وضع زندگی بهتری را برای کارگران بسیاری از کشورهای در حال توسعه آسیا و آمریکای لاتین و تا اندازه ای هم آفریقا فراهم آورده است، هر چند در زندگی مردم ما به علت سیاست های ماجراجویانه رژیم تاثیر زیادی نداشته است. امروز رقم بیکاران ما در ایران بالغ بر 25 درصد است. درآمد سرانه ما همان است که 28 سال پیش بود. جز درصد بسیار کمی ، هنوز حدود 80 درصد زنان ما شاغل نیستند.وضع مسکن و درمان و حقوق بازنشستگی کارگران ما به هیچ وجه مناسب حداقل استاندارد زندگی امروزی نیست. کارگران ما اکثرا" از کمبود حقوق، عدم پرداخت حقوق به موقع مقرر و عدم برخورداری از حقوق تشکیل سندیکاهای کارگری مستقل از حکومت  وعدم وجود تسهیلات بیمه های کارگری و استخدامهای رسمی و سختی معیشت مینالند. اعتصابهای کارگران شرکت واحد و رفتار غیر انسانی رژیم با منصور اصانلو کارمند شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران که در زندان با تیغ قسمتی از روی زبان او را بریدند، نمونه ای است از رفتار انان در مقابل خواسته های مشروع مردم کشورمان و به گفته اصانلو بازجوها به وی گفتند که " صرفنظر از اینکه ما در کجای دنیا زندگی میکنیم آنها توان آنرا دارند که خانواده ام را نابود کنند" در کشور ما امروز همه نوع نارضایتی در میان گروههای مختلف جامعه، بخصوص قشر کم درآمد و فقیر جامعه که بیش 60 درصد جامعه را در بر میگیرد، سر به آسمان کشیده است، بیکاری،بی مسکنی،فقر،بیدرمانی، سوتغذیه ، کودکان کاراجباری و کارتن خوابهای خیابانی،فحشا،اجباری و اعتیاد و غيرو

تمامی مردم از فساد حاکم و دزدی های علنی حکومتگران از اموال عمومی به فغان آمده اند.شکاف بین غنی و فقیر هر روز بیشتر میشود. برای سرپا ماندن رژیم ، هر چند گاهی یکباربا برپائی برنامه های مزورانه مردم فریب،  تلاش میکند تا خود را پشنیبان" مستضعفان" نشان دهد .

در انقلاب 1357 کارگران نقش بسیار مهمی را ایفا نمودند مخصوصا کارگران صنعت نفت و گاز کشور.امروز با توجه به فساد و دروغ و تبعیض و ریائی که تمام تار وپود رژیم را فرا گرفته و قدرت فلج کننده ای که مخصوصا" کارگران و کارمندان صنایع نفت و گاز و حمل و نقل کشور در دست خو.د دارند مبارزان آزادیخواه ایران باید توجه خود را بیشتر معطوف این گروه از هم میهنان بنمایند.

تاریخ به ما نشان داده که در دنیای ما شیشه عمر هر نظام حکومتی در دست مردم آن کشور است و ارتباط مستقیم به درجه فرمانبرداری آنها از نظام حاکم دارد. این قاعده هم در مورد نظامهای آزاد صادق است و هم در مورد نظامهای دیکتاتوری. در دنیای ما چنانچه در دو دهه آخر قرن بیستم دیدیم هیچ نظام حکومتی در صورت نافرمانی موج عظیمی از مردم قادر به ادامه عمر خود نبوده و به طور قطع سرنگون شده است.امروز این وظیفه مبارزان آزادیخواه و تحصیلکرده ما است که مطالعه کنند و ببینند چرا مردم کشور در مقابل نظام دیکتاتوری سرکوبگر آخوندی دروغگوی فاسد تمکین میکنند .که به برخی از علل آن در اینجا میپردازیم:

الف- عادت اطاعت از قدرتمندان و حکومتگران: معمولا هر چه سطح فقر و بیسوادی و جدائی از هم در جامعه بیشتر، مردم از هم پراکنده تر، و خدمت نظام اجباری گسترده تر و در نتیجه عادت به اطاعت از حکومتیان بیشتر میگردد.در خدمت نظام، بخصوص در کشورهای عقب افتاده عادت به اطاعت کورکورانه از دستورات مافوق را به شکل یک قاعده عمومی به سربازان تحمیل میکنند، به شکلی که چه بسا پس از پایان دوران سربازی نیز این عادت نزد فرد باقی میماند. این عادت شبیه عادت به سیگار است که هر چند فرد به مضار آن به خوبی آشنا است توان ترک انرا، که سهل و ساده است، در خود نمیبیند،در حالیکه دقیقه ای که مصمم شود و تصمیم بگیرد بخوبی میتواند آنرا ترک کند.به هر صورت آگاهی از این حقیقت خود گامی است در جهت مبارزه با عادت اطاعت از قدرتمندان و حکومت گران به هر قیمت. این وظیفه مبارزان آزادیخواه است که مردم را با این حقیقت آشنا کرده  و به ترتیب لازم با ان مبارزه کند.

ب-ترس از خطرات ناشی از مقاومت و عدم اطاعت: شامل (1)ترس از عوامل نامطلوب احتمالی سرکشی و عدم اطاعت،(2)ترس از جریمه مالی، (3)  ترس از دست دادن کار و زندگی (4) ترس از بازداشت ، زندان ، زجر و شکنجه و اعدام،...دیکتاتورها همیشه قدرت خود را در ادامه فرمانبرداری مردم، در عامل ترس که باعث ایجاد وحشت در جامعه میشود ، چه بسا مردم را عقیم میکند جستجو میکنند و به گسترش اصطلاحاتی مانند " سری که درد نمیکند دستمال نمیبندند"، " این نیز بگذرد" ، " بیهوده برای خود دردسر درست نکن" ، " آهسته برو آهسته بیا که گربه شاخت نزنه" در جامعه میپردازند.

این وظیفه آزادیخواهان مبارز ایران است که به مردم آگاهی دهند و با عامل ترس وبا این نوع برداشتها سخت مبارزه کنند. معمولا عامل ترس تا زمانی کارساز است که فرد خود را تنها ببیند و احساس تنهایی کند ولی هنگامی که میبیند  معلمان اکثر مدارس دست از کار میکشند و خواست های معقولی را با شهامت عنوان میکنند و دیگران نیز به همین ترتیب، آن وقت است که او  و امثال او هم به جمع دست از کار کشیده ها میپیوندند و اعتصاب ها گسترش می یابد و کارخانه ها و صنایع نفت و گاز و غیره را نیز در بر میگیرد.

پ- منافع شخصی دید محدود و کوته بینی و ترس از دست دادن شغل، حقوق و مزایا و منافع دیگری که فرد برای خود کسب کرده است دلیل دیگری است که اینگونه افراد معمولا عنوان میکنند و عقیده دارند که آزادیخواهان شانس تغییر رژیم سرکوبگر آخوندی را ندارند.اگر برداشت این افراد درست بود تعداد رژیم های آزاد دنیا طی 50 سال گذشته از چیزی حدود 25 کشور ، امروز به 114 کشور نرسیده بود.زندگی در لوای حقیقت و آزادی جبر تاریخ است و مردم ایران هیچ چیزی از مردم بنگلادش و هندوستان و ترکیه و دیگران کمتر ندارند که انها امروز جزو کشورهای آزاد محسوب میشوند. این از جمله وظایف آزادیخواهان مبارز ایران است که با اینگونه برداشتها مبارزه کنند و امید به پیروزی را در دل مردم گسترش داده و زنده نگه دارند و با همت خود کشور خود را نجات دهند.

ت-یک بار اشتباه بس است: مبارزه ما بنام حفظ منافع عمومی جامعه و حقوق خدا دادی همه مردم ایران اعم از زن و مرد و مسلمان و غیر مسلمان و خرد و کلان و دارا و ندار میباشد. با اینگونه برداشت ها که ،یک بار انقلاب کردیم و پدر خودمان را در آوردیم، عاقل یک اشتباه را دوبار تکرار نمیکند و امثال آن، باید سخت مبارزه کرد و اینده فرزندان ایران را بیش از این سیاه نکرد.

ث- احساس بی تفاوتی: به علت عدم شناخت مقاومت مردم ایران و دنیا و ترس از عواقب احتمالی منفی مقاومت،از جمله از دست دادن موقعیت و کسب و کار و مقام اجتماعی خود و عادت کردن به زندگی اهسته برو وآهسته بیا و سری که درد نمیکند..... و امثال آن درست همان کاری که اکثر آلمانها در زمان هیتلر و روسها در زمان استالین انجام دادند. ما باید امروز سخت با این پدیده مبارزه کنیم.

ج- نداشتن اعتماد به نفس: در یک نظام دیکتاتوری در بسیاری از مواقع آنچه بیتفاوتی تلقی میشود زائیده نداشتن اعتماد به نفس است و علت عمده ان این است که مردم بیش از حد حکومت را قدرتمند تصور میکنند و حکومت نیز به ایجاد این تصور دامن میزند آنها توجه ندارند که در حقیقت قدرت حکومت از آنها ناشی میشود و هر وقت که انها اراده کنند میتوان با پشت کار و برنامه ریزی به عمر رژیم خاتمه داد.

 

ذات نایافته از هستی بخش                                 کی تواند که شو.د هستی بخش

 

مبارزات نافرمانی مدنی در عمل

نقشه و برنامه کار مبارزه- همانطور که جین شارپ میگوید از جمله عوارض و ضایعات بی نقشه و بی برنامه جامع مبارزاتی عمل کردن اینست که (1) وقت و انرژی مبارزان صرف مسائل کوچک و جنبی که تاثیر زیادی در رهائی کشور ندارد میشود، (2) موقعیت های استثنائی از دست میرود،(3) ابتکار عمل بدست رژیم میافتد،(4) نقاط ضعف اپوزسون دائما افزایش می یابد و تاثیر منفی روی فعالیت های ان میگذارد و بلاخره (5) شانس توفیق فعالیت های مختلف برای رسیدن به هدف کم میشود.

بنابر این مبارزات نافرمانی های مدنی، که شامل اعتراض ها،قانع ساختن ها،عدم همکاری ها و اقدامات تعرضی گوناگون به منظور تغییر نظام است را باید با مطالعه و با برنامه انجام داد.

بلاتردید داشتن برنامه جامع و استراتژی مشخص کار امکان موفقیت مبارزان را افزایش میدهد. در چنین حالتی ما بطور دائم به قدرت خود میافزاییم و از نقاط ضعف رژیم به بهترین وجه در راه پیشبرد هدفهای خود استفاده میکنیم مسائل مهمی که باید در این زمینه مورد توجه شورای رهبری مقاومت قرار گیرد، (1) مشخص کردن اهداف خاص و سهم هر یک در تحقق استراتژی  بزرگ مبارزه، (2) مشخص کردن روشها و حربه های سیاسی ویژه ای که میتوان بکار گرفت، (3) مشخص نمودن نحوه استفاده در مبارزه از مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی زائیده رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی رژیم، (4) مشخص نمودن نوع نظام رهبری مقاومت و سیستم ارتباطاتی ان در داخل مقاومت با مردم، (5) انتقال اخبار درست کشور و مقاومت به مردم و رسانه های جهان، (6) بسیج منابع مالی لازم برای مبارزه، (7) انتخواب انواع گوناگون عملیات نافرمانبرداری ، عدم همکاری ، بی اعتباری و بی اعتنائی سیاسی، (8) برنامه ریزی برای دمکراسی و رژیم جانشین، (9) ارزیابی مستمر عملیات گوناگون مبارزاتی، (10) در صورت لزوم آمادگی برای تغییر در  استراتژی های خاص عملیاتی.

تفکر و ایده مبارزات استراتژیکی نافرمانی را باید از تئوری به عمل درآورد تا تغییرات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مورد نظر را باعث شود.